Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 192 (9 milliseconds)
English
Persian
maim
اختلال یا از کارافتادگی عضوی
maimed
اختلال یا از کارافتادگی عضوی
maiming
اختلال یا از کارافتادگی عضوی
maims
اختلال یا از کارافتادگی عضوی
Other Matches
organic disorder
اختلال عضوی
organic mental disorder
اختلال روانی عضوی
disablement
از کارافتادگی
memberless
بی عضوی
organic
عضوی
organic deafness
کری عضوی
organicism
عضوی نگری
organic set
امایه عضوی
organic sensations
احساسهای عضوی
diad
گروه دو عضوی
monoplegia
فلج یک عضوی
six membered ring
حلقه شش عضوی
dysarthria
نارساگویی عضوی
octamerous
هشت عضوی
dyadic unit
واحد دو عضوی
dyad
گروه دو عضوی
inorganic
غیر عضوی
ablation
قطع عضوی از بدن
struma
اتساع و گشادشدن هر عضوی
brachium
هر عضوی شبیه بازو
amputation
قطع عضوی از بدن
organic psychosis
روان پریشی عضوی
psychalgia
درد غیر عضوی
hypertrophy
بزرگ شدن عضوی بیش از حد لزوم
viscus
عضوی که دراحشاء واقع شده است
tranillumination
انقال نور از خلال عضوی بعضو دیگری
play footsie
<idiom>
از زیرمیز با پا عضوی از بدن شخص مقابل را لمس کردن
emphysema
اتساع و بزرگی عضوی در اثر گاز یا هوا باد
Internet
انجمنی که عضوی از IAB است و استانداردهای اینترنت را تشخیص میدهد
prolotherapy
اصلاح وتر یا عضوی بوسیله کاهش رویش وتکثیر سلولی
Internet
انجمنی که عضوی از IAB است و استانداردهای جدید اینترنت را پیش از اینکه به IETF مراجعه کنند بررسی میکند
disorders
اختلال
disorder
اختلال
derangement
اختلال
tribulation
اختلال
tribulations
اختلال
perturbations
اختلال
irregularity
اختلال
line hit
اختلال خط
impairment
اختلال
line noise
اختلال
noise
اختلال
disturbance
اختلال
distribance
اختلال
impariment
اختلال
perturbation
اختلال
disturbances
اختلال
neuremia
اختلال پی ها
noises
اختلال
clamper
برای قط ع اختلال
character disorder
اختلال منش
ageusia
اختلال چشایی
mental defectives
اختلال حواس
mental disorder
اختلال روانی
mental disorder
اختلال مشاعیر
mental disturbance
اختلال روانی
psychiatric disorder
اختلال روانی
background noise
اختلال پس زمینه
apselaphesia
اختلال بساوشی
conduct disorder
اختلال رفتاری
neuremia
اختلال اعصاب
dystonia
اختلال تونوس
emotional disorder
اختلال هیجانی
emotional disturbance
اختلال هیجانی
dissociative disorder
اختلال گسستی
dysmenorrhea
اختلال قاعدگی
factitious disorder
اختلال ساختگی
oppositional disorder
اختلال نافرمانی
noise immunity
مصونیت از اختلال
neuroses
اختلال اعصاب
developmental disorder
اختلال رشدی
kettle of fish
اشفتگی اختلال
lalopathy
اختلال گویایی
mental abnormality
اختلال مشاعر
magnetic anomaly
اختلال مغناطیسی
cyclic disorder
اختلال دورهای
dysbulia
اختلال اراده
personality disturbance
اختلال شخصیت
perturbation theory
نظریه اختلال
perturbations
انحراف اختلال
neurosis
اختلال روانی
perturbation
انحراف اختلال
unbalancing
اختلال مشاعر
unsoundness of mind
اختلال مشاعیر
unbalance
اختلال مشاعر
quantization noise
اختلال تدریج
time jitter
اختلال زمانی
radar trapping
اختلال رادار
time flutter
اختلال زمانی
thought disorder
اختلال فکر
sexual disorder
اختلال جنسی
interference
اختلال در سیگنال
neurosis
اختلال اعصاب
neuroses
اختلال روانی
unbalances
اختلال مشاعر
convulsive disorder
اختلال تشنجی
dyspepsia
اختلال هضم
paramnesia
اختلال حافظه
personality disorder
اختلال شخصیت
neurotic
دچار اختلال عصبی
formal thought disorder
اختلال صوری فکر
generalized anxiety disorder
اختلال اضطراب فراگیر
somatoform disorder
اختلال جسمانی شکل
pip
اختلال مزاج خال
pipped
اختلال مزاج خال
pips
اختلال مزاج خال
font id conflict
اختلال شناسایی فونت
pipping
اختلال مزاج خال
shared paranoid disorder
اختلال پارانویایی مشترک
affective disorders
اختلال های عاطفی
content thought disorder
اختلال محتوایی فکر
transmission
خطای ناشی از اختلال در خط
transmissions
خطای ناشی از اختلال در خط
dyspeptic
دارای اختلال هاضمه
bipolar affective disorder
اختلال عاطفی دو قطبی
acopia
اختلال استنساخ شکل
acute brain disorder
اختلال مغزی حاد
amimia
اختلال بیانگری چهره
deranyement
اختلال مرهم زنی
disorderliness
اختلال بهم خوردگی
somatization disorder
اختلال جسمانی کردن
protanomaly
اختلال سرخ بینی
dysaesthesia
اختلال حواس جسمانی
dyscrasia
اختلال مزاجی یا دماغی
dysmetria
اختلال حرکتی- تخمینی
schizophreniform disorder
اختلال اسکیزوفرنی شکل
schizoaffective disorder
اختلال اسکیزوفرنی عاطفی
eating disorder
اختلال خورد و خوراک
radar trapping
اختلال پیدا کردن رادار
post traumatic stress disorder
اختلال فشار روانی پس اسیبی
paresthesia
اختلال حس لمس بصورت خارش
perturbation
[terms]
آشفته
[در نظریه اختلال]
[فیزیک]
dystonia
اختلال کشیدگی طبیعی عضلانی
backgrounds
اختلال موجود در سیگنال در خواست شده
background
اختلال موجود در سیگنال در خواست شده
unbalancing
بر هم زدن اختلال مشاعر پیدا کردن
unbalances
بر هم زدن اختلال مشاعر پیدا کردن
unbalance
بر هم زدن اختلال مشاعر پیدا کردن
babble
اختلال در سایر منابع که با یک سیگنال بیان میشود
babbles
اختلال در سایر منابع که با یک سیگنال بیان میشود
babbled
اختلال در سایر منابع که با یک سیگنال بیان میشود
schizoid
مبتلا به اختلال روانی وجنون گوشه گیری
corruption
خطاهای داده ناشی از اختلال یاوسایل خراب
qyaternary
چهار واحدی چهار عضوی
induced
اختلال الکتریکی در سیگنال ناشی از منابع الکترومغناطیسی مجاور
quantize
اختلال در سیگنال ناشی از عدم دقت در حجم فرآیند
induces
اختلال الکتریکی در سیگنال ناشی از منابع الکترومغناطیسی مجاور
inducing
اختلال الکتریکی در سیگنال ناشی از منابع الکترومغناطیسی مجاور
disaster dump
اختلال در داده یا برنامه ناشی از خطا یامشکل در سیستم
induce
اختلال الکتریکی در سیگنال ناشی از منابع الکترومغناطیسی مجاور
signaled
اختلاف بین توان سیگنال ارسالی و اختلال روی خط
noises
اختلال در سیگنال به علت اشکار در مدتهای زمانی کوتاه
signalled
اختلاف بین توان سیگنال ارسالی و اختلال روی خط
noise
اختلال در سیگنال به علت اشکار در مدتهای زمانی کوتاه
signal
اختلاف بین توان سیگنال ارسالی و اختلال روی خط
noises
توانایی یک مدار برای نادیده گرفتن یا حفافت در مقابل اختلال
noise
توانایی یک مدار برای نادیده گرفتن یا حفافت در مقابل اختلال
hits
دوره کوتاه اختلال در خط ارتباطی که باعث خرابی داده میشود
hitting
دوره کوتاه اختلال در خط ارتباطی که باعث خرابی داده میشود
hit
دوره کوتاه اختلال در خط ارتباطی که باعث خرابی داده میشود
parkinsonism
اختلال مزمن عصبی که با سختی عضلات بدن ولرزش مشخص میشود
voltage
خیر زمانی دو وسیله که با هم تنظیم می شوند یا به علت اختلال در خط ایجاد میشود
bends
بیرون امدن حبابهای گاز ازبافتهای بدن و اختلال درگردش خون
voltages
خیر زمانی دو وسیله که با هم تنظیم می شوند یا به علت اختلال در خط ایجاد میشود
electromagnetic
اختلال داده در نتیجه میدان الکتریکی که توسط مغناطیس ایجاد شده است
surges
افزایش ناگهانی توان الکتریکی در سیستم به علت خرابی یا اختلال یا اشکال قطعه
center of gravity limits
محدوده مجاز برای جابجاشدن گرانیگاه هواپیما بدون اختلال در وضعیت پرواز ان
surged
افزایش ناگهانی توان الکتریکی در سیستم به علت خرابی یا اختلال یا اشکال قطعه
surge
افزایش ناگهانی توان الکتریکی در سیستم به علت خرابی یا اختلال یا اشکال قطعه
trapezoidal distortion
اختلال تصویر که در آن خط وط عمودی در قابل لبههای افقی صفحه نمایش قرار می گیرند
interference
اختلال الکتریکی روی سیگنال در اثر سیگنالهای فراهم از منابع الکترومغناطیسی اطراف
flutter
کم و زیاد شدن سرعت نوار به علت مشکلات مدار یا مکانیکی که باعث اختلال سیگنال میشود
noisy mode
رقم معمولا غیرصفر که هنگام نرمالسازی عدد اعشاری در صورت وجود اختلال به آن اضافه شود
shell shock
اختلال روحی در اثر صدای افنجار نارنجک وامثال ان وحشت واضطراب حاصله ازصدای انفجار
shell-shock
اختلال روحی در اثر صدای افنجار نارنجک وامثال ان وحشت واضطراب حاصله ازصدای انفجار
fluttering
کم و زیاد شدن سرعت نوار به علت مشکلات مدار یا مکانیکی که باعث اختلال سیگنال میشود
fluttered
کم و زیاد شدن سرعت نوار به علت مشکلات مدار یا مکانیکی که باعث اختلال سیگنال میشود
flutters
کم و زیاد شدن سرعت نوار به علت مشکلات مدار یا مکانیکی که باعث اختلال سیگنال میشود
glitches
یک اشکال کوچک که خصوصا" به وسیله موج ولتاژ یا اختلال الکتریکی که باعث خطایی درارسال داده میشود ایجاد می گردد
glitch
یک اشکال کوچک که خصوصا" به وسیله موج ولتاژ یا اختلال الکتریکی که باعث خطایی درارسال داده میشود ایجاد می گردد
NetShow
سیستم توسعه یافته توسط ماکروسافت برای تامین صوت و تصویر روی اینترنت بدون وقفه یا اختلال در تصاویر
crash protected
دیسک که حاوی نوک محافظ یا سیستم محافظ اختلال داده است
degradation
کمبود کیفیت تصویه به علت اختلال در سیگنال یا کپی گرفتن نامناسب از سیگنال ویدیویی
intermittent error
خطایی که تصادفا در سیستم ارتباطی یا کامپیوتر رخ میدهد به علت خطای برنامه برنامه یا اختلال
flicker
تصویر گرافیک کامپیوتری که شدت آن در اثر نرخ پایین تازگی تصویر یا اختلال سیگنال تغییر میکند
flickers
تصویر گرافیک کامپیوتری که شدت آن در اثر نرخ پایین تازگی تصویر یا اختلال سیگنال تغییر میکند
flickered
تصویر گرافیک کامپیوتری که شدت آن در اثر نرخ پایین تازگی تصویر یا اختلال سیگنال تغییر میکند
saturated colour
که روی ویدیو خوب نشان داده نمیشوندوممکن است باعث اختلال شوند یا روی صفحه پخش شوند
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com