English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (41 milliseconds)
English Persian
to recede from an opinicn ازافهار عقیدهای خود داری کردن
Other Matches
to recede from an engagement از افهار عقیدهای خود داری کردن
to i. person with an opinion عقیدهای رابه کسی تلقین کردن
dude ranch گله داری واسب سواری وحشم داری
bigbrother رهبر درکار یا عقیدهای
once famous belief عقیدهای که یک وقت متداول بود
doctrinal عقیدهای مبنی بر عقاید نظری
paradoxes عقیدهای که با عقیده عموم مخالف است
paradox عقیدهای که با عقیده عموم مخالف است
statecraft کشور داری ملک داری
You deserve it. حق داری ( استحقاق آنرا داری )
baby-sitting بچه داری کردن
housekeep خانه داری کردن
baby-sit بچه داری کردن
attorn اجاره داری کردن
keep house خانه داری کردن
explicit rent اجاره داری کردن
wakes شب زنده داری کردن
To keep late nights [hours] شب زنده داری کردن
to possess oneself خود داری کردن
to keep house خانه داری کردن
run the show اختیار داری کردن
to keep shop دکان داری کردن
waked شب زنده داری کردن
baby sit بچه داری کردن
to govern one's passions خود داری کردن
to rule the roast اختیار داری کردن
refrain خود داری کردن
baby-sits بچه داری کردن
refrained خود داری کردن
refraining خود داری کردن
wake شب زنده داری کردن
baby-sat بچه داری کردن
refrains خود داری کردن
get by نگه داری کردن
natarize محضر داری کردن گواهی رسمی کردن
to run the show در کاری اختیار داری کردن
roister عیاشی و شب زنده داری کردن
to have custody of نگهداری یا امانت داری کردن از
to contain one self خود داری یا حوصله کردن
gange باسیم نازک نگاه داری کردن
to keep oneself to oneself ازامیزش بادیگران خود داری کردن
lucubrate شب زنده داری کردن وزحمت کشیدن
to flinch the flagon ازخوردن نوشابه خود داری کردن
to keb at a lamb ازشیردادن به بره خود داری کردن
proctorize زیر انضیاط در اوردن اختیاری داری کردن بر
collapse capitalism فروپاشی سرمایه داری سقوط سرمایه داری
marxist economics نظام اقتصادی که در ان افکارکارل مارکس و طرفدارانش مد نظر است و بر اساس ان استثمار نظام سرمایه داری سرانجام کارگران را فقیرخواهد ساخت و عاقبت بحرانهای اقتصادی و سقوط نظام سرمایه داری را بوجودخواهد اورد
capitalism کاپیتالیزم سیستم سرمایه داری سیستم سرمایه گرایی سرمایه داری
tensility کش داری
bigamy دو زن داری
grittiness شن داری
wet storage تر داری
blind man's buff از من داری
continenece خود داری
slavery برده داری
leasing اجاره داری
conchiferous داری صدف
abstinence;or abstinency خود داری
farming مزرعه داری
angulation زاویه داری
pernoctation شب زنده داری
patchiness وصله داری
creaminess خامه داری
notbility خانه داری
non commital خود داری
trusteeship امانت داری
quartermaster سررشته داری
capitalism سرمایه داری
night waking شب زنده داری
quartermasters سررشته داری
leasehold اجاره داری
wakefulness شب زنده داری
self restraint خود داری
serrulation دندانه داری
bursary خزانه داری
communism مردم داری
treasurership خزانه داری
treasury general خرانه داری کل
sang froid خود داری
tresury general خزانه داری کل
trusteedhip امانت داری
sang-froid خود داری
housekeeping خانه داری
altruism همگونه داری
bursaries خزانه داری
Exchequer خزانه داری
tenure اجاره داری
charges عهده داری
bulkiness جثه داری
fisk خزانه داری
wake شب زنده داری
blind mans buff ازمن داری
cellarge حق انبار داری
angularity زاویه داری
house work خانه داری
waked شب زنده داری
household art هنرخانه داری
stigmatism خال داری
menage خانه داری
lucubration شب زنده داری
wakes شب زنده داری
bulkiness تنه داری
treasury خزانه داری
spinosity سیخ داری
anti capitalist ضد سرمایه داری
dry storage خشک داری
viscosity شیره داری
fasting روزه داری
rhythmicity نواخت داری
incumbency عهده داری
tenancy اجاره داری
bank protection ساحل داری
charge عهده داری
refusals خود داری رد
bean caper پیرسن داری
refusal خود داری رد
retenv خود داری
tenancies اجاره داری
vigil شب زنده داری
angularity گوشه داری
vigilance شب زنده داری
slaveholding برده داری
thrift خانه داری
vigils شب زنده داری
procurator general کفیل خزانه داری
You have cobwebs in your head. <idiom> تو گچ تو سرت داری. [اصطلاح]
keeps حفافت امانت داری
quartermaster رسته سررشته داری
household art اصول خانه داری
house keeping operation اعمال خانه داری
keep حفافت امانت داری
day nursery بچه داری در روز
quartermasters رسته سررشته داری
bailment امانت داری سمساری
black capitalism سرمایه داری سیاه
day nurseries بچه داری در روز
angularity زاویه داری لاغری
succulence اب داری حالت ابکی
industrial capitalism سرمایه داری صنعتی
advanced capitalism سرمایه داری پیشرفته
chamberlainship پرده داری گنجوری
How old are you?Whats your age? چند سال داری ؟
capitalism رژیم سرمایه داری
capitalist countries کشورهای سرمایه داری
capitalist system نظام سرمایه داری
chest تابوت خزانه داری
precapitalism ماقبل سرمایه داری
precapitalism پیش از سرمایه داری
chests تابوت خزانه داری
refrainment خود داری اجتناب
continence خویشتن داری پرهیزگاری
What do you feel like having today? امروز تو به چه اشتها داری؟
double entry دفتر داری مضاعف
holding متصرفی اجاره داری
light housekeeping کارهای خانه داری
mixed capitalism سرمایه داری مختلط
home economics اقتصاد خانه داری
Chancellor of the Exchequer وزیر خزانه داری
joint tenancy اجاره داری مشترک
joint tenancy شرکت در اجاره داری
keepworthy قابل نگه داری
spatiality فضا داری فضائیت
land tenure اجاره داری زمین
capitalistic منسوب به سرمایه داری
Chancellors of the Exchequer وزیر خزانه داری
nolle proseequi خود داری از پی کرد
bourgeoisie سرمایه داری بورژوازی
You really are cheeky! واقعا" عجب رویی داری !
quartermasters فروشگاه وسایل سررشته داری
cornetcy پرچم داری سواره نظام
laws of motion of capitalism قوانین حرکت سرمایه داری
He has a glib (an oily, a persuasive,asmooth)tongue. آدم سر وزبان داری است
ruffed دارای یقه چین داری
I cant be bothered. bother the flies! برو بابا حوصله داری !
He is a brainy person . آدم کله داری است
capacity utilization rate نرخ بهره داری از فرفیت
piquancy گوشه داری طعنه امیزی
capitalization اعمال سیستم سرمایه داری
Do you have an extra pen to lend me? یک قلم زیادی داری به من بدهی ؟
jointure اجاره داری مشترک و مشاعی
Treasury Department اداره خزانه داری [ در آمریکا]
accounties علم حساب یا دفتر داری
quartermaster فروشگاه وسایل سررشته داری
purulence زخم چرکی چرک داری
passive resistance خود داری از قبول یاموافقت
mental reservation خود داری از ذکر مطلبی
subtenancy اجاره داری دست دوم
tenantry اجاره داری کلیه مستاجرین یک ملک
free enterprise رقابت ازاد درسیستم سرمایه داری
stagnation thesis تز انحطاط و ورشکستگی رژیم سرمایه داری
municipalist طرفدار نظارت یا اقدامات شهر داری
bourgeoisie سرمایه داری حکومت طبقه دوم
wombats جانور کیسه داری شبیه خرس
wombat جانور کیسه داری شبیه خرس
carpet sweeper جارو نپتون [نظافت] [خانه داری]
He is of noble birth. آدم پدر و مادر داری است
You are sure a dead ringer for muy brother. تو قطعا شباهت زیادی با برادر من داری.
housewifely از روی خانه داری یا صرفه جوئی
licensed victualler مهمانخانه داری که پروانه نوشابه فروشی دارد
What is that strange contraption you've got in the garage? آن دستگاه عجیب و غریب که تو در گاراژ داری چیست؟
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com