English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (42 milliseconds)
English Persian
to keep oneself to oneself ازامیزش بادیگران خود داری کردن
Other Matches
to d. with others بادیگران تقسیم یاسهم کردن
chime in بادیگران هم اهنگ شدن
to cast in one lot with others بادیگران سهیم شدن
to p with others in something درچیزی بادیگران شریک شدن
incommunicably چنانکه نتوان بادیگران در میان گذاشت
dude ranch گله داری واسب سواری وحشم داری
statecraft کشور داری ملک داری
You deserve it. حق داری ( استحقاق آنرا داری )
refrained خود داری کردن
get by نگه داری کردن
to keep house خانه داری کردن
housekeep خانه داری کردن
to keep shop دکان داری کردن
to rule the roast اختیار داری کردن
waked شب زنده داری کردن
wakes شب زنده داری کردن
to govern one's passions خود داری کردن
refraining خود داری کردن
refrains خود داری کردن
to possess oneself خود داری کردن
refrain خود داری کردن
explicit rent اجاره داری کردن
baby-sits بچه داری کردن
wake شب زنده داری کردن
baby-sitting بچه داری کردن
baby-sit بچه داری کردن
baby-sat بچه داری کردن
run the show اختیار داری کردن
To keep late nights [hours] شب زنده داری کردن
baby sit بچه داری کردن
attorn اجاره داری کردن
keep house خانه داری کردن
natarize محضر داری کردن گواهی رسمی کردن
to run the show در کاری اختیار داری کردن
roister عیاشی و شب زنده داری کردن
to contain one self خود داری یا حوصله کردن
to have custody of نگهداری یا امانت داری کردن از
to flinch the flagon ازخوردن نوشابه خود داری کردن
to recede from an engagement از افهار عقیدهای خود داری کردن
to recede from an opinicn ازافهار عقیدهای خود داری کردن
lucubrate شب زنده داری کردن وزحمت کشیدن
gange باسیم نازک نگاه داری کردن
to keb at a lamb ازشیردادن به بره خود داری کردن
proctorize زیر انضیاط در اوردن اختیاری داری کردن بر
collapse capitalism فروپاشی سرمایه داری سقوط سرمایه داری
marxist economics نظام اقتصادی که در ان افکارکارل مارکس و طرفدارانش مد نظر است و بر اساس ان استثمار نظام سرمایه داری سرانجام کارگران را فقیرخواهد ساخت و عاقبت بحرانهای اقتصادی و سقوط نظام سرمایه داری را بوجودخواهد اورد
capitalism کاپیتالیزم سیستم سرمایه داری سیستم سرمایه گرایی سرمایه داری
grittiness شن داری
wet storage تر داری
blind man's buff از من داری
tensility کش داری
bigamy دو زن داری
fisk خزانه داری
treasurership خزانه داری
sang froid خود داری
sang-froid خود داری
vigilance شب زنده داری
blind mans buff ازمن داری
anti capitalist ضد سرمایه داری
slavery برده داری
cellarge حق انبار داری
tenancy اجاره داری
angularity زاویه داری
tenure اجاره داری
bursaries خزانه داری
angulation زاویه داری
wakefulness شب زنده داری
night waking شب زنده داری
capitalism سرمایه داری
bulkiness تنه داری
tenancies اجاره داری
communism مردم داری
bursary خزانه داری
altruism همگونه داری
angularity گوشه داری
bulkiness جثه داری
leasehold اجاره داری
farming مزرعه داری
charges عهده داری
menage خانه داری
treasury خزانه داری
pernoctation شب زنده داری
dry storage خشک داری
patchiness وصله داری
bean caper پیرسن داری
continenece خود داری
stigmatism خال داری
conchiferous داری صدف
quartermaster سررشته داری
refusals خود داری رد
bank protection ساحل داری
spinosity سیخ داری
thrift خانه داری
retenv خود داری
rhythmicity نواخت داری
viscosity شیره داری
self restraint خود داری
abstinence;or abstinency خود داری
charge عهده داری
serrulation دندانه داری
incumbency عهده داری
slaveholding برده داری
creaminess خامه داری
refusal خود داری رد
quartermasters سررشته داری
tresury general خزانه داری کل
waked شب زنده داری
house work خانه داری
housekeeping خانه داری
Exchequer خزانه داری
treasury general خرانه داری کل
leasing اجاره داری
household art هنرخانه داری
lucubration شب زنده داری
fasting روزه داری
vigils شب زنده داری
wake شب زنده داری
vigil شب زنده داری
wakes شب زنده داری
notbility خانه داری
non commital خود داری
trusteeship امانت داری
trusteedhip امانت داری
How old are you?Whats your age? چند سال داری ؟
holding متصرفی اجاره داری
home economics اقتصاد خانه داری
industrial capitalism سرمایه داری صنعتی
keeps حفافت امانت داری
bailment امانت داری سمساری
black capitalism سرمایه داری سیاه
You have cobwebs in your head. <idiom> تو گچ تو سرت داری. [اصطلاح]
spatiality فضا داری فضائیت
keep حفافت امانت داری
joint tenancy اجاره داری مشترک
joint tenancy شرکت در اجاره داری
refrainment خود داری اجتناب
chests تابوت خزانه داری
chest تابوت خزانه داری
nolle proseequi خود داری از پی کرد
mixed capitalism سرمایه داری مختلط
advanced capitalism سرمایه داری پیشرفته
house keeping operation اعمال خانه داری
What do you feel like having today? امروز تو به چه اشتها داری؟
quartermasters رسته سررشته داری
day nurseries بچه داری در روز
day nursery بچه داری در روز
procurator general کفیل خزانه داری
succulence اب داری حالت ابکی
precapitalism ماقبل سرمایه داری
precapitalism پیش از سرمایه داری
double entry دفتر داری مضاعف
capitalistic منسوب به سرمایه داری
continence خویشتن داری پرهیزگاری
quartermaster رسته سررشته داری
capitalism رژیم سرمایه داری
Chancellor of the Exchequer وزیر خزانه داری
angularity زاویه داری لاغری
keepworthy قابل نگه داری
land tenure اجاره داری زمین
household art اصول خانه داری
capitalist countries کشورهای سرمایه داری
capitalist system نظام سرمایه داری
bourgeoisie سرمایه داری بورژوازی
light housekeeping کارهای خانه داری
chamberlainship پرده داری گنجوری
Chancellors of the Exchequer وزیر خزانه داری
He is a brainy person . آدم کله داری است
You really are cheeky! واقعا" عجب رویی داری !
I cant be bothered. bother the flies! برو بابا حوصله داری !
He has a glib (an oily, a persuasive,asmooth)tongue. آدم سر وزبان داری است
Do you have an extra pen to lend me? یک قلم زیادی داری به من بدهی ؟
jointure اجاره داری مشترک و مشاعی
piquancy گوشه داری طعنه امیزی
ruffed دارای یقه چین داری
purulence زخم چرکی چرک داری
cornetcy پرچم داری سواره نظام
laws of motion of capitalism قوانین حرکت سرمایه داری
Treasury Department اداره خزانه داری [ در آمریکا]
capitalization اعمال سیستم سرمایه داری
capacity utilization rate نرخ بهره داری از فرفیت
mental reservation خود داری از ذکر مطلبی
quartermasters فروشگاه وسایل سررشته داری
quartermaster فروشگاه وسایل سررشته داری
subtenancy اجاره داری دست دوم
passive resistance خود داری از قبول یاموافقت
accounties علم حساب یا دفتر داری
housewifely از روی خانه داری یا صرفه جوئی
municipalist طرفدار نظارت یا اقدامات شهر داری
carpet sweeper جارو نپتون [نظافت] [خانه داری]
free enterprise رقابت ازاد درسیستم سرمایه داری
tenantry اجاره داری کلیه مستاجرین یک ملک
You are sure a dead ringer for muy brother. تو قطعا شباهت زیادی با برادر من داری.
He is of noble birth. آدم پدر و مادر داری است
stagnation thesis تز انحطاط و ورشکستگی رژیم سرمایه داری
bourgeoisie سرمایه داری حکومت طبقه دوم
wombats جانور کیسه داری شبیه خرس
wombat جانور کیسه داری شبیه خرس
You are roasting yourself in front of the fire . خودت را جلوی آتش که داری کباب می کنی
Let's see how much you can take. <idiom> ببینیم تا چه حد توانایی [استقامت] داری . [اصطلاح روزمره]
licensed victualler مهمانخانه داری که پروانه نوشابه فروشی دارد
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com