English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
troop test ازمایش یکانها از کلیه نظرات تاکتیکی و تجهیزاتی
Other Matches
You need to take care to differentiate between facts and opinions [ differentiate facts from opinions] . شماها باید به فرق بین حقایق و نظرات توجه بکنید [حقایق را از نظرات تشخیص بدهید] .
army training test راهنمای ازمایشات یکانهای ارتشی راهنمای ازمایش یکانها
tactical air نیروی هوایی تاکتیکی هواپیمایی تاکتیکی
tactical formation یکان تاکتیکی صورت بندی تاکتیکی
fixed pivot محور ثابت چرخش یکانها نفر لولا برای گردش یکانها
redesignate اسم گذاری مجدد یکانها یاتغییر دادن شماره یکانها
unit categories انواع مختلف یکانها یا انواع طبقات یکانها از نظر استعدادو سازمان و امادگی رزمی
nephrogenic ایجادشده در کلیه منشعب از کلیه
hot کلیه خاص یا ترکیب کلیه ها که یک فرآیند را آغاز میکند یا یک برنامه را فعال میکند
hotter کلیه خاص یا ترکیب کلیه ها که یک فرآیند را آغاز میکند یا یک برنامه را فعال میکند
hottest کلیه خاص یا ترکیب کلیه ها که یک فرآیند را آغاز میکند یا یک برنامه را فعال میکند
equipment compatibility همسازی تجهیزاتی
equipment failure خرابی تجهیزاتی
equipment reserve ذخیره تجهیزاتی
separation zone منطقه واسطه حد فاصل یکانها منطقه جداسازی یکانها
data link تجهیزاتی که اجازه انتقال اطلاعات به صورت یک داده رامیدهد
tactical air control center مرکز کنترل نیروی هوایی تاکتیکی کنترل هوایی تاکتیکی
designs نظرات و موضوعات مربوطه در یک مدار
design نظرات و موضوعات مربوطه در یک مدار
use testing ازمایش عمر قانونی ازمایش مدت متوسط دوام وسایل
tryout ازمون برای گزیدن نامزدمسابقات یانمایش وغیره ازمایش درجه استعداد ازمایش
pilot method عمل ازمایش سیستم کامپیوتری در یک ناحیه بجای ازمایش ان در محدوده گستردهای از فعالیت ها
atomistic evalution ارزیابی نظرات افراد در موردتبلیغات یک محصول
assay محک زدن تحقیق و ازمایش کردن ازمایش فلز
assays محک زدن تحقیق و ازمایش کردن ازمایش فلز
test element دستگاه ازمایش کننده عنصر ازمایش مدار
flight test ازمایش پرواز یا ازمایش امادگی پرتاب موشک
continous immersion test ازمایش فروبری دائمی ازمایش غوطه وری
third party lease توافقنامهای که بوسیله ان یک شرکت مستقل تجهیزاتی رااز سازنده خریده و به استفاده کننده کرایه میدهد
soil examination بررسی و ازمایش زمین ازمایش خاک
insulation test ازمایش ایزولاسیون ازمایش عایق بندی
cooling-off periods دوره ارامش موقت برای حل مسالمت امیز اختلاف نظرات
cooling off period دوره ارامش موقت برای حل مسالمت امیز اختلاف نظرات
cooling-off period دوره ارامش موقت برای حل مسالمت امیز اختلاف نظرات
service test ازمایش از وضعیت تجهیزات و وسایل پشتیبانی ازمایش امادگی رزمی وسایل
tactically تاکتیکی
tactical تاکتیکی
cooling-off period دوره رسیدگی دوره ارامش موقت برای حل مسالمت امیز اختلاف نظرات
cooling off period دوره رسیدگی دوره ارامش موقت برای حل مسالمت امیز اختلاف نظرات
cooling-off periods دوره رسیدگی دوره ارامش موقت برای حل مسالمت امیز اختلاف نظرات
oem Equipment Original شرکت یا سازمانی که کامپیوترها وتجهیزات دستگاه جانبی را به منظور استفاده از انها درمحصولات و تجهیزاتی که بعدا" به مشتریان فروخته خواهد شد خریداری می نمایدسازنده تجهیزات اصلی anufacturer
tactical command فرماندهی تاکتیکی
tactical range recorder رادارصوتی تاکتیکی
deceptions فریب تاکتیکی
deception فریب تاکتیکی
tactical troops یکانهای تاکتیکی
tactical reserve احتیاط تاکتیکی
Canberra هواپیمای تاکتیکی ب- 75
tactical troops عدههای تاکتیکی
interval فاصله تاکتیکی
tactical movement حرکات تاکتیکی
officer in tactical command فرمانده تاکتیکی
action information center مرکزاطلاعات تاکتیکی
tactical complication بغرنجی تاکتیکی
tactical complication پیچیدگی تاکتیکی
tactical intelligence اطلاعات تاکتیکی
tactical formation ارایش تاکتیکی
tactical diameter قطر تاکتیکی
tactical element عنصر تاکتیکی
tactical control کنترل تاکتیکی
tactical command یکان تاکتیکی
flight test ازمایش هواپیما برای پرواز ازمایش پرواز کردن
creep test ازمایش خزش در درجه حرارت عادی ازمایش خزش
confident test ازمایش قابلیت اطمینان ازمایش اطمینان از عمل یکان
tactical control کنترل و هدایت تاکتیکی
tactical air force نیروی هوایی تاکتیکی
tactical reserve نیروهای احتیاط تاکتیکی
tactical air observer دیدبان تاکتیکی هوایی
action information center مرکز اخبار تاکتیکی
tactical minning مین گذاری تاکتیکی
tactical call sign معرف رادیویی تاکتیکی
terrain corridor دالان تاکتیکی زمین
basic tactical unit یکان مبنای تاکتیکی
tactical airlift ترابری تاکتیکی هوایی
tactical operation center مرکز عملیات تاکتیکی
tactical plan طرح عملیات تاکتیکی
tactical concept تدبیر عملیات تاکتیکی
tactical range recorder سونار تاکتیکی ناو
tactical air operation عملیات تاکتیکی هوایی
tactical air commander فرمانده نیروی هوایی تاکتیکی
tactical air navigation رادار ناوبری تاکتیکی هوایی
tactical airlift حمل و نقل تاکتیکی هوایی
super sabre نوعی هواپیمای تک موتوره جت سوپرسونیک تاکتیکی
air tropping ترابری هوایی غیر تاکتیکی پرسنل
troops یکانها
environmental test ازمایش محیط زیست ازمایش محیط فیزیکی
tube tester دستگاه ازمایش لامپ ازمایش کننده لامپ
tactical air command center مرکز فرماندهی و کنترل نیروی هوایی تاکتیکی
system of units دستگاه یکانها
reinforces تقویت یکانها
keeping ذخایر یکانها
incident تصادم یکانها
weapon troops یکانها ادوات
incidents تصادم یکانها
movements حرکات یکانها
rotation تعویض یکانها
reinforce تقویت یکانها
replacement تعویض یکانها
replacements تعویض یکانها
dispatches اعزام یکانها
dispatched اعزام یکانها
dispatch اعزام یکانها
despatching اعزام یکانها
force structure سازمان یکانها
despatches اعزام یکانها
despatched اعزام یکانها
logistic route امورلجستیکی یکانها
servicae life عمرخدمتی یکانها
line of retreat خط بازگشت یکانها
voodoo نوعی هواپیمای سوپرسونیک دو موتوره تاکتیکی معروف به اف 101
tactical diversions تصحیحات تاکتیکی مسیرناوگان تصحیح مسیر حرکت ناوگان
vigilante نوعی هواپیمای سوپرسونیک جت دو موتوره تاکتیکی دریایی معروف به ا- 5
vigilantes نوعی هواپیمای سوپرسونیک جت دو موتوره تاکتیکی دریایی معروف به ا- 5
disbands انحلال رسمی یکانها
employment به کار بردن یکانها
disbands منحل کردن یکانها
disbanding انحلال رسمی یکانها
logistics عمل تدارک یکانها
logistical مربوط به اماد یکانها
disband منحل کردن یکانها
disbanding منحل کردن یکانها
disband انحلال رسمی یکانها
troop program برنامه تشکیل یکانها
rendezvous area نقطه الحاق یکانها
administrations اداره امور یکانها
administration اداره امور یکانها
force development برنامه تشکیل یکانها
separations مستقل شدن یکانها
collective call sign معرف مشترک یکانها
relief in place تعویض یکانها در محل
separation مستقل شدن یکانها
reception station دفترسربازگیری و اعزام به یکانها
redezvous محل تلاقی یکانها
kidneys کلیه
all کلیه
reins کلیه ها
kidney کلیه
all- کلیه
air frieghting بار غیر تاکتیکی هوایی عملیات مشترک زمینی وهوایی
chop تعویض کنترل عملیاتی یکانها
detach زیرامر قرار دادن یکانها
chopped تعویض کنترل عملیاتی یکانها
attachment منتصب کردن یکانها انتصاب
interservice بین یکانها در حین خدمت
disposition استقرار یکانها و اماد درمنطقه
force development برنامه تامین یا بسیج یکانها
rotation تعویض نوبتی یکانها یا افراد
fast shuttle تغییرمکان سریع یکانها یا خودرو
detaches زیرامر قرار دادن یکانها
redeployment تغییر مکان دادن یکانها
detaching زیرامر قرار دادن یکانها
renal gravel حصات کلیه
floating kidney کلیه متحرک
renal وابسته به کلیه ها
all arms کلیه نیروها
all hands کلیه پرسنل
all men کلیه مردم
reniform شبیه کلیه
renal calculus ریگ کلیه
paranephric مجاور کلیه
renal gravel ریک کلیه
nephroptosis کلیه متحرک
nephralgia قولنج کلیه
entireforce کلیه قوا
entireforce کلیه نیرو
reniform کلیه مانند
debarkation تخلیه پیاده کردن یکانها یاتجهیزات
tent striking فرمان اماده حرکت شدن یکانها
common user items اقلام مشترک المصرف بین یکانها
fire restriction محدود کردن اتش یا تیراندازی یکانها
adjutant's call احضار یکانها به منظور انجام تشریفات
demand accommodation تنظیم تقاضای یکانها با موجودی انبار
movement control کنترل حرکات و نظارت برحرکت یکانها
spoofer در رهگیری هوایی یعنی دشمن از وسایل فریب الکترونیکی یا تاکتیکی استفاده میکند
against all risks در براب کلیه خطرات
tenantary کلیه مستاجرین یک ملک
reins محل کلیه در بدن
ornis کلیه مرغان یک سرزمین
azoth علاج کلیه دردها
paranephros غده روی کلیه
gap filler یکان پوشاننده شکافها یارخنههای بین یکانها
parting shots تیر سلام برای بدرقه یکانها یامهمانان
parting shot تیر سلام برای بدرقه یکانها یامهمانان
all available کلیه توپخانه حاضر به تیر
demesne کلیه زمین مایملک یک شخص
disclaim all liability کلیه بدهیها را انکار کردن
syngraph سندی که به مهر و امضا کلیه
chronic renal failure [CRF] نارسایی مزمن کلیه [پزشکی]
kidney stone [Calculus renalis] سنگ کلیه [پزشکی] [بیماری]
nephrolith سنگ کلیه [پزشکی] [بیماری]
The ship and all its crew were lost . کشتی با کلیه سر نشینانش گه ( مفقود ) شد
Chronic kidney disease [CKD] نارسایی مزمن کلیه [پزشکی]
chronic renal disease [CRD] نارسایی مزمن کلیه [پزشکی]
the total population تمامی نفوس کلیه جمعیت
the t. population کلیه جمعیت همه مردم
renal calculus [Calculus renalis] سنگ کلیه [پزشکی] [بیماری]
chronic kidney failure [CKF] نارسایی مزمن کلیه [پزشکی]
assembly بستن و سوار کردن قطعات اسلحه اجتماع یکانها
emergency complement جدول تعدیل نیروی انسانی برای تکمیل یکانها
flora کلیه گیاهان یک سرزمین گیاه نامه
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com