Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 149 (8 milliseconds)
English
Persian
acrogenous
از انتها رسته
Other Matches
profession of arms
شناخت رسته ها اشنایی با رسته ها
branch
رسته
guilds
رسته
Corp
رسته
branches
رسته
guild
رسته
arm
رسته
duty branch
رسته
ordnance
رسته اردنانس
signaled
رسته مخابرات
basic branch
رسته اولیه
signalled
رسته مخابرات
combat arms
رسته رزمی
duty branch
رسته خدمتی
conifer
رسته درختانی
artillery corps
رسته توپخانه
signal corps
رسته مخابرات
artillery branch
رسته توپخانه
conifers
رسته درختانی
armor
رسته زرهی
artillery
رسته توپخانه
veterinary corps
رسته دامپزشکی
overgrown
فزون رسته
signal
رسته مخابرات
class
رسته گروه
classing
رسته گروه
categorization
رسته بندی
classes
رسته گروه
classed
رسته گروه
infantry
رسته پیاده نظام
communication and electronics
رسته مخابرات و الکترونیک
quartermaster
رسته سررشته داری
quartermasters
رسته سررشته داری
combat support arms
رسته پشتیبانی رزمی
medical badge
علامت رسته پزشکی
no branch
شغل بدون رسته
field officer
افسر رسته رزمی
division officer
فرمانده قسمت افسر رسته
divisions
بخش رسته تقسیم کردن
division
بخش رسته تقسیم کردن
no branch
شغلی که احتیاج به رسته تخصصی ندارد
adinfinitum
بی انتها
agelong
بی انتها
supreme
انتها
extreme
انتها
ends
انتها
end
انتها
ended
انتها
out
<adv.>
انتها
aeon
بی انتها
foreverness
بی انتها
forever
بی انتها
infinite time
بی انتها
immortality
بی انتها
eternality
بی انتها
eternity
بی انتها
perpetuity
بی انتها
sempiternity
بی انتها
outrance
انتها
tag end
انتها
to the end
تا انتها
termination
انتها
timeless
بی انتها
closes
انتها
tailing
انتها
closer
انتها
close
انتها
terminal
انتها
terminals
انتها
endways
از انتها
endwise
از انتها
extremity
انتها
endings
انتها
closest
انتها
ending
انتها
topless
بی انتها
fathomless
بی انتها
infinite
بی انتها
open-ended
بی انتها
extremities
انتها
open ended
بی انتها
endless form
ورقه بی انتها
end mark
نشان انتها
endless loop
حلقه بی انتها
epiphonema
حسن انتها
open ended system
سیستم بی انتها
head
انتها دماغه
over
به انتها رسیدن
over-
به انتها رسیدن
finish
به انتها رسیدن
finishes
به انتها رسیدن
caudal
نزدیک به انتها
through
از اغاز تا انتها کاملا
ended
در انتها یا پس از چندین مشکل
end
در انتها یا پس از چندین مشکل
ends
در انتها یا پس از چندین مشکل
zillion
عدد بی انتها و معتنی به
tail end
قسمت نهایی انتها
marginal
حداکثر نزدیک به انتها
finish
انجام دادن چیزی تا انتها
finishes
انجام دادن چیزی تا انتها
regions
محوطه بسیار وسیع وبی انتها
biased
داده یا رکوردی که به انتها اشاره میکند
region
محوطه بسیار وسیع وبی انتها
endings
عمل توقف چیزی یا به انتها رسیدن آن
ending
عمل توقف چیزی یا به انتها رسیدن آن
bicipital
تقسیم شونده بدو قسمت دریک انتها
hangs
وارد کردن حلقه بی انتها و پاسخ ندادن به دستورات بعدی
hang
وارد کردن حلقه بی انتها و پاسخ ندادن به دستورات بعدی
loop
حلقهای که انتها ندارد مگر اینکه برنامه متوقف شود
looped
حلقهای که انتها ندارد مگر اینکه برنامه متوقف شود
loops
حلقهای که انتها ندارد مگر اینکه برنامه متوقف شود
sangraal
جام مقدس
[که نیروی جوانی و سلامت جاودان و تغذیه بی انتها دارد]
sangreal
جام مقدس
[که نیروی جوانی و سلامت جاودان و تغذیه بی انتها دارد]
double
صفی که دادههای جدید می توانند به آنها اضافه شوند حتی به انتها
sangrail
جام مقدس
[که نیروی جوانی و سلامت جاودان و تغذیه بی انتها دارد]
the Holy Grail
جام مقدس
[که نیروی جوانی و سلامت جاودان و تغذیه بی انتها دارد]
deque
صفی که در آن موضوعات جدید قابل اضافه شدن حتی در انتها هستند
doubled up
صفی که دادههای جدید می توانند به آنها اضافه شوند حتی به انتها
doubled
صفی که دادههای جدید می توانند به آنها اضافه شوند حتی به انتها
ends
نشانهای در ماشین تایپ برای نمایش اینکه کاغذ به انتها رسیده است
ended
نشانهای در ماشین تایپ برای نمایش اینکه کاغذ به انتها رسیده است
topology
توپولوژی بکه که تمام قط عات به یک کابل وصل هستند که در هر انتها Terminator دارد
end
نشانهای در ماشین تایپ برای نمایش اینکه کاغذ به انتها رسیده است
endless knots
طرح گره بدون انتها
[که حالتی از پیچش نخ را بصورت متقارن و ستاره ای شکل به نگاره می بخشد.]
air branch
قسمت هوایی رسته هوایی
engineers
قسمت مهندسی رسته مهندسی
engineered
قسمت مهندسی رسته مهندسی
engineer
قسمت مهندسی رسته مهندسی
sagging
تاب برداشتن کشتی هوایی دراثر وجود نیروهای بسمت بالادر دو انتها و یا عدم نیروی برا در مرکز
Ertman gul
[نوعی طرح گل در قالی های ترکمن که بصورت لوزی بافته شده و در دو انتها جلوه ای از شاخ قوچ را نشان می دهد.]
patches
کابل کوچک با اتصال در هر انتها برای اجاد اتصال الکتریکی در تابلو
patch
کابل کوچک با اتصال در هر انتها برای اجاد اتصال الکتریکی در تابلو
delta clock
که خطا داشته یا در حلقه بی انتها قرار گرفته و یاوضعیت اشتباه داشته
shifts
در یک ثبات کلمه یا داده که یک بیت به چپ یا راست منتقل میشود و بیت انتها از بین می رود
shift
در یک ثبات کلمه یا داده که یک بیت به چپ یا راست منتقل میشود و بیت انتها از بین می رود
shifted
در یک ثبات کلمه یا داده که یک بیت به چپ یا راست منتقل میشود و بیت انتها از بین می رود
long bone
که شامل یک قسمت استوانهای و دو قسمت برجسته در انتها میباشند
front end processor
پردازشگر جلو و انتها پردازشگر نهایی
finance
رسته دارایی دارایی
financed
رسته دارایی دارایی
finances
رسته دارایی دارایی
financing
رسته دارایی دارایی
arithmetic
داده یا کلمهای که در ثبات یک بیت به چپ یا راست انتقال داده میشود و بیت انتها را از دست میدهد
aeon
قرن بی انتها قرن ازلی
aeons
قرن بی انتها قرن ازلی
eons
قرن بی انتها قرن ازلی
circulating
چرخش ذخیره سازی که دادههای ذخیره شده رابه صورت مجموعهای از باس ها که در طول رسانه حرکت می کنند نگهداری میکند و وقتی به انتها می رسند دوباره تولید میکند
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com