English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (22 milliseconds)
English Persian
play footsie <idiom> از زیرمیز با پا عضوی از بدن شخص مقابل را لمس کردن
Other Matches
organic عضوی
memberless بی عضوی
to backtrack <idiom> <verb> نقض کردن [موضوعی در مقابل حریف]
to row back <idiom> <verb> نقض کردن [موضوعی در مقابل حریف]
sheet down ثابت کردن بادبان در مقابل باد
to resist an attack در مقابل حملهای مقاومت یاایستادگی کردن
fin de non recevoir رد کردن شکایت یا اعتراض طرف مقابل
dyad گروه دو عضوی
diad گروه دو عضوی
six membered ring حلقه شش عضوی
octamerous هشت عضوی
organic deafness کری عضوی
dysarthria نارساگویی عضوی
inorganic غیر عضوی
organicism عضوی نگری
organic sensations احساسهای عضوی
organic disorder اختلال عضوی
dyadic unit واحد دو عضوی
organic set امایه عضوی
monoplegia فلج یک عضوی
slide سواری کردن مقابل موج بازاویه شکسته
to make a goal توپ راازدروازه طرف مقابل بیرون کردن
slides سواری کردن مقابل موج بازاویه شکسته
ablation قطع عضوی از بدن
maiming اختلال یا از کارافتادگی عضوی
maim اختلال یا از کارافتادگی عضوی
struma اتساع و گشادشدن هر عضوی
amputation قطع عضوی از بدن
organic mental disorder اختلال روانی عضوی
maims اختلال یا از کارافتادگی عضوی
maimed اختلال یا از کارافتادگی عضوی
organic psychosis روان پریشی عضوی
psychalgia درد غیر عضوی
brachium هر عضوی شبیه بازو
trap سد کردن حرکت دادن هدفها در مقابل تیرانداز دام
sense روشن کردن تابلوی مقابل کامپیوتر قابل بررسی است
senses روشن کردن تابلوی مقابل کامپیوتر قابل بررسی است
sensed روشن کردن تابلوی مقابل کامپیوتر قابل بررسی است
barff's precess حفافت اهن در مقابل زنگ زدن بوسیله اکسیده کردن
viscus عضوی که دراحشاء واقع شده است
hypertrophy بزرگ شدن عضوی بیش از حد لزوم
tranillumination انقال نور از خلال عضوی بعضو دیگری
shave down کوتاه کردن موی سر پیش ازمسابقه شنا جهت کاستن مقاومت در مقابل اب
emphysema اتساع و بزرگی عضوی در اثر گاز یا هوا باد
shadowmask صفحهای با سوراخهایی در مقابل صفحه تصویر رنگی برای جدا کردن اشعههای سه رنگ
prolotherapy اصلاح وتر یا عضوی بوسیله کاهش رویش وتکثیر سلولی
Internet انجمنی که عضوی از IAB است و استانداردهای اینترنت را تشخیص میدهد
write protect غیر ممکن کردن نوشتن روی فلاپی دیسک یا با حرکت دادن قسمت حفافت در مقابل نوشتن
Internet انجمنی که عضوی از IAB است و استانداردهای جدید اینترنت را پیش از اینکه به IETF مراجعه کنند بررسی میکند
at the front <adv.> در مقابل
fore <adv.> در مقابل
at the fore <adv.> در مقابل
in front <adv.> در مقابل
in consideration of در مقابل
vis a vis مقابل
as opposed to در مقابل
versus در مقابل
at front <adv.> در مقابل
title مقابل
titles مقابل
as compared to در مقابل
versus prep در مقابل
vis-a-vis مقابل
in the front <adv.> در مقابل
opposite مقابل
opposed مقابل
anti در مقابل
opposites مقابل
qyaternary چهار واحدی چهار عضوی
on payment در مقابل وجه
alternative hypothesis فرضیه مقابل
respondents طرف مقابل
in comparison to [compared with] در قبال [در مقابل]
respondent طرف مقابل
contralateral muscles عضلات مقابل
counter weight وزنه مقابل
off مقابل عازم
point blank مقابل هدف
dead against درست مقابل
water resistance مقاومت در مقابل اب
opposite the house مقابل خانه
opposed piston engine موتورپیستون مقابل
orientated هدف مقابل
counterpoint نقطه مقابل
obverse طرف مقابل
anti thesis وضع مقابل
point-blank مقابل هدف
from opposite directions از دو طرف مقابل
counterweight وزنه مقابل
inverse برعکس مقابل
counterweights وزنه مقابل
contrary مقابل خلاف
counterparts نقطه مقابل
counterpart نقطه مقابل
radar comouflage استتار کردن از دید رادار استتار در مقابل رادار
wear resistance مقاومت در مقابل سایش
rivals طرف مقابل دعوا
blocked دفاع در مقابل ابشار
block دفاع در مقابل ابشار
driveway راه مقابل خانه
blocks دفاع در مقابل ابشار
opposit stroke pistons پیستون مقابل گرد
rival طرف مقابل دعوا
release documents against واگذاری اسناد در مقابل
passing on the oath to the other party رد قسم به طرف مقابل
documents against payment اسناد در مقابل پرداخت
antipode نقطهء مقابل یا متقاطر
mouses مقابل حساسیت Mouse
aboral نقطه مقابل دهان
rivaled طرف مقابل دعوا
rivaling طرف مقابل دعوا
rivalled طرف مقابل دعوا
rivalling طرف مقابل دعوا
forward حرکت به جلو یا مقابل
mouse مقابل حساسیت Mouse
forwarded حرکت به جلو یا مقابل
drip proof enclosure حفافت در مقابل ریزش اب
windproof مقاوم در مقابل باد
torsional rigidity استحکام در مقابل پیچش
kukutsu dachi ایستادن در مقابل حریف
laws versus tendencies قوانین در مقابل تمایلات
front wall دیوار مقابل اسکواش
capitals در مقابل حالت کوچک
cash against documents پول در مقابل اسناد
boring stay قسمت ساکن مقابل
light resistance مقاومت در مقابل نور
equity versus efficiency برابری در مقابل کارائی
flood protection حفافت در مقابل طغیان
sonnal deung مقابل تیغه دست
shell proof مقاوم در مقابل گلوله
counter مقابل دستگاه شمارنده
caps در مقابل حالت کوچک
hardest سخت در مقابل نرم
countered مقابل دستگاه شمارنده
countering مقابل دستگاه شمارنده
hard سخت در مقابل نرم
harder سخت در مقابل نرم
impluse response رفتار در مقابل فشار ضربهای
flame safety ایمنی در مقابل شعله اتش
payment against a draft پیش پرداخت در مقابل برات
actinautographic دارای حساسیت در مقابل نور
insolation در مقابل اشعه افتاب قراردادن
denial operations عملیات ممانعتی در مقابل نفوذدشمن
d/p تحویل اسناددر مقابل پرداخت
stenothermy کم مقاومتی در مقابل تغییرات حرارت
exorable قابل تحریک در مقابل التماس
fascia plate تابلوی مقابل دریک وسیله
thermostability قابلیت استحکام در مقابل حرارت
rebellion یاغیگری تمرد در مقابل دادگاه
rebellions یاغیگری تمرد در مقابل دادگاه
coefficient of drag ضریب مقاومت در مقابل حرکت
notche sensitivity index ضریب حساسیت در مقابل شیار
than <conj.> از [در مقابل] [پس از صفت عالی افضل]
abneural واقع در مقابل دستگاه مرکزی عصب
bullet در مقابل یک خط متن برای جلب توجه به آن خط
bullets در مقابل یک خط متن برای جلب توجه به آن خط
balloon jib بادبان مثلثی شکل در مقابل باد
relicta verificatione تسلیم خوانده در مقابل دعوی خواهان
stances طرز ایستادن شمشیرباز مقابل حریف
to backtrack <idiom> <verb> عقب کشیدن [از موضوعی در مقابل حریف]
thermosetting قابل سفت شدن در مقابل حرارت
to row back <idiom> <verb> عقب کشیدن [از موضوعی در مقابل حریف]
would just as soon <idiom> توجیح انجام یک چیزدر مقابل دیگری
ballooner بادبان مثلثی شکل در مقابل باد
soccage سیستم اجاره زمین در مقابل خدمت
stance طرزایستادن در مقابل حریف بوکس کارگاه
stance طرز ایستادن شمشیرباز مقابل حریف
socage سیستم اجاره زمین در مقابل خدمت
adjacent آنچه مقابل یا نزدیک چیزی است
documents aganist acceptance تحویل اسناد در مقابل قبولی نویسی
stances طرزایستادن در مقابل حریف بوکس کارگاه
jump height curve منحنی ارتفاع جهش در مقابل ابگذری
soil shear strength قدرت مقاومت خاک در مقابل گلوله یا نفوذ ان
speed نرخ حرکت نوری در مقابل نوک چرخش
thermoplasticity قابلت ارتجاع یا نرمش پذیری در مقابل حرارت
vertical angles گوشههای روبروی تارک زوایای مقابل به راس
speeding نرخ حرکت نوری در مقابل نوک چرخش
speeds نرخ حرکت نوری در مقابل نوک چرخش
troop safety حفافت عده ها در مقابل اثرات ترکش اتمی
bomb proof پناهگاه یاساختمانی که در مقابل بمب مقاوم باشد
projection of a point خطی که نقطه تصویرشده را بنقطه مقابل ان می پیوند د
service line حد مرزی سرویس روی دیوار مقابل اسکواش
cold wet clothing لباس گرم و مقاوم در مقابل رطوبت و برودت
midcourt منطقه میانی بین دیوار مقابل و عقب
forecourts قسمت زمین اسکواش نزدیک دیوار مقابل
forecourt قسمت زمین اسکواش نزدیک دیوار مقابل
streamline دارای شکلی که مقاومت هوارا در مقابل ان کم کند
audible تعویض مانور حمله یا دفاعی در مقابل حریف
streamlines دارای شکلی که مقاومت هوارا در مقابل ان کم کند
fastness of bleaching ثبات رنگی در مقابل مواد سفید کننده
survivability قابلیت مقاومت در مقابل دشمن توان زندگی
streamlining دارای شکلی که مقاومت هوارا در مقابل ان کم کند
EDAC سیستم تصحیح خطای مقابل برای ارتباطات دادهای
sheets طناب وصل به بادبان برای تنظیم ان در مقابل باد
scans حرکت اشعه تصویر افقی در مقابل صفحه CRT
color fastness درجه و میزان ثبات رنگ در مقابل نور و شستشو
warned protected قابلیت حفافت نیروهای خودی در مقابل انفجار اتمی
royalty پولی که در مقابل استفاده از اختراع به صاحب ان پرداخت میگردد
royalties پولی که در مقابل استفاده از اختراع به صاحب ان پرداخت میگردد
sheet طناب وصل به بادبان برای تنظیم ان در مقابل باد
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com