English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
hamatum استخوان چنگکی ردیف دوم مچ دست پستانداران
Other Matches
lagomorphic وابسته به پستانداران جونده دو ردیف دندانی
lagomorphous وابسته به پستانداران جونده دو ردیف دندانی
hyprostosis رویش غیر طبیعی استخوان کلفت شدگی استخوان برامدگی استخوان
hamiform چنگکی
uncinate چنگکی
unciform سرکج قلابی چنگکی
Jaldar [نوعی طرح پاکستانی که در آن ردیف های لوزی شکل و هشت وجهی بصورت یک ردیف در میان بافته می شوند.]
green stick شکستگی استخوان درکودکان بدان گونه که یک سوی استخوان شکسته سو
terraced houses خانههای در یک ردیف ردیف خانه ها
osteotomy برش استخوان و جداکردن و خارج کردن قسمتی از استخوان
syynostosis ترکیب دو استخوان وتکمیل استخوان واحدی
astragalus استخوان قوزک یا اشتالنگ استخوان کعب
zygoma استخوان قوس وجنه استخوان گونه
row marker دستک نشانه ردیف مین علامت ردیف مین
mammifera پستانداران
mammalia پستانداران
mammals پستانداران
periosteum پوشش استخوان ضریع استخوان
ischium استخوان ورک استخوان نشیمنگاهی
condyle مهره استخوان- برامدگی استخوان
mammary مربوط به پستانداران
monotremata پستانداران تخم کن
palm کف پای پستانداران
palms کف پای پستانداران
implacentalia پستانداران بی جفت
therology گفتار در پستانداران
cub بچه پستانداران گوشتخوار
the peculiarities of mammals نشانهای اختصاصی پستانداران
insectivora پستانداران حشره خوار
mammaliferous دارای اثار پستانداران
cubs بچه پستانداران گوشتخوار
primate راسته پستانداران نخستین پایه
wolverine انواع پستانداران گوشتخوار دله
proboscidian راسته پستانداران خرطوم دار
proboscidean راسته پستانداران خرطوم دار
prehominidae پستانداران معدوم انسان نمای اولیه
prehominid پستانداران معدوم انسان نمای اولیه
lagomorph پستانداران جونده دارای دوردیف دندان
lagomorpha پستانداران جونده دارای دوردیف دندان
eutherian مربوط به تقسیم بندی بزرگ پستانداران
toxoplasmosis عفونت انگلی پستانداران وپرندگان وانسان
presternum قسمت جلو قفسه سینه پستانداران
mammalogy یک شاخه از جانور شناسی که راجع به پستانداران است
occiput استخوان قمحدوه استخوان پس سر
vomer استخوان میانی بینی استخوان تیغه بینی
ranked ردیف
ranged ردیف
ranges ردیف
ranked ردیف صف
range ردیف
cues ردیف
rank ردیف
columns ردیف
column ردیف
octachord ردیف
deque ردیف
run ردیف
runs ردیف
sequences ردیف
sequence ردیف
rank ردیف صف
cue ردیف
classed ردیف
wracks ردیف
rows ردیف
rowed ردیف
classes ردیف
classing ردیف
tier ردیف
row ردیف
class ردیف
tiers ردیف
racks ردیف
line ردیف
lines ردیف
wracked ردیف
racked ردیف
rack ردیف
ranks ردیف صف
ranks ردیف
single line ردیف تکی
hedgerows ردیف خاربن
ranges سلسله ردیف
clavier ردیف جا انگشتی
tier ردیف کردن
succession ردیف جانشینی
ranged سلسله ردیف
single line ردیف مجزا
clavier ردیف مضراب
successions ردیف جانشینی
tier ردیف صندلی
tier ردیف شدن
tiers ردیف افقی
colonnade ردیف ستون
colonnades ردیف ستون
tiers ردیف صندلی
aline ردیف شدن
tiers ردیف شدن
realigns ردیف کردن
realigning ردیف کردن
hedgerow ردیف خاربن
tier ردیف افقی
realigned ردیف کردن
realign ردیف کردن
tiers ردیف کردن
file ردیف صف به صف کردن
aligns ردیف کردن
string ردیف سلسله
rows ردیف سطر
series سلسله ردیف
serially بطور ردیف
seriated ردیف شده
seriation ردیف کردن
shaw ردیف درختان
single file یک ردیف ستون
aligning ردیف کردن
aligned ردیف کردن
filed ردیف صف به صف کردن
row ردیف سطر
row ردیف کردن
row ردیف مین
rowed ردیف سطر
rowed ردیف کردن
rowed ردیف مین
rows ردیف کردن
rows ردیف مین
align ردیف کردن
spooler برنامه ردیف گر
range سلسله ردیف
item number شماره ردیف
lance corporal هم ردیف سرجوخه
patterns ردیف بندی
in a row ردیف شده
tierced ردیف دار
pattern ردیف بندی
file number شماره ردیف
tierced ردیف شده
dress circle صندلیهای ردیف جلوتماشاخانه
hedgerows ردیف بوتههای پرچین
hedgerow ردیف بوتههای پرچین
hypen ladder ردیف خطوط تیره
line up ردیف ایستادن تیم
rowed ردیف چند خانه
rows ردیف چند خانه
line-ups ردیف ایستادن تیم
line-up ردیف ایستادن تیم
eleven punch سوراخ ردیف یازدهم
second defendant متهم ردیف دوم
row ردیف چند خانه
tertial سومین ردیف شاهپر
monopteral دارای یک ردیف ستون
bat around توپ زدن به نوبت در یک ردیف
stacked ردیف کردن وسایل و تجهیزات
print spooling progarm برنامه ردیف کننده چاپ
stacks ردیف کردن وسایل و تجهیزات
straight f. پنج برگ ردیف ویکرنگ
onside در ردیف یا پشت سر توپدار بودن
unclassified در ردیف بخصوصی قرار نگرفته
corvette رزمناوی که یک ردیف توپ دارد
terraces ردیف خانههای بهم پیوسته
terrace ردیف خانههای بهم پیوسته
stack ردیف کردن وسایل و تجهیزات
colonnade ستون بندی ردیف درخت
colonnades ردیف ستون ایوان ستوندار
colonnades ستون بندی ردیف درخت
colonnade ردیف ستون ایوان ستوندار
key-couse [بیش از یک ردیف سنگ سر طاق]
aligning دریک ردیف قرار گرفتن
aligned دریک ردیف قرار گرفتن
rivet gage فاصله بین دو ردیف پرچ
aligns دریک ردیف قرار گرفتن
align دریک ردیف قرار گرفتن
quinquereme یکجورکرجی که پنج ردیف پاروزن داشت
quart major ردیف تک خال وشاه وبی بی وسرباز
hypostyle دارای سقف مبتنی بر ردیف ستون
peristyle ردیف ستونهای اطراف ایوان یا حیاط
corbel-table [ردیف هایی از قوس های پیشکرده]
coffer-dam [مانع موقت آب بین دو ردیف شمعها]
footlights ردیف چراغهای جلو صحنه نمایش ومانند ان
beading تزیینی مرکب از دانهیا گویچههای ردیف شده
beadings تزیینی مرکب از دانهیا گویچههای ردیف شده
peristome ردیف دندانههای کوچک درپیرامون دهانه خزه ها
variable stator توربین گازی با چند ردیف تیغه استاتور
column ردیف کشتیهای مسافربری که به دنبال هم حرکت می کنند
square leg محل بازیگر در ردیف توپزن وکمی دور از او
columns ردیف کشتیهای مسافربری که به دنبال هم حرکت می کنند
the taxis are on their rank اتومبیلهای کرایهای درایستگاه خود ردیف ایستاده اند
wing forward هریک از دومهاجم بیرون ردیف دوم یاسوم در تجمع
amphistylar دارای دو ردیف ستون درطرفین یا در جلو و عقب ساختمان
fleshier بی استخوان
bone استخوان
boning استخوان
natchbone استخوان
tarsus استخوان مچ پا
jawbones استخوان فک
bones استخوان
fleshiest بی استخوان
ossicle استخوان چه
boneless بی استخوان
boned استخوان
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com