Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (3 milliseconds)
English
Persian
credential
استوار نامه
Search result with all words
recredential
نامهای است که بعضی اوقات رئیس دولتی که سفیر نزد ان ماموریت دارد در جواب احضار نامه سفیر به رئیس دولت فرستنده سفیر می نویسد و در واقع این نامه پاسخی است به استوار نامهای که سفیر در شروع ماموریتش تقدیم داشته است
Other Matches
post script
مطلبی که در هنگام تهیه نامه فراموش شده و بعدا درذیل نامه ذکر میگردد
letter of intent
تمایل نامه نامه علاقه مندی به انجام معامله
pourparler
جلسه غیررسمی برای مذاکره در اطراف عهد نامه یا موافقت نامه تبادل نظر کردن
pourparley
جلسه غیررسمی برای مذاکره در اطراف عهد نامه یا موافقت نامه تبادل نظر کردن
cryptoparts
بخشهای یک نامه رمز قسمتهای رمزی نامه
libels
هجو نامه یا توهین نامه افترا
libelling
هجو نامه یا توهین نامه افترا
libelled
هجو نامه یا توهین نامه افترا
libel
هجو نامه یا توهین نامه افترا
libeled
هجو نامه یا توهین نامه افترا
libeling
هجو نامه یا توهین نامه افترا
credential
گواهی نامه اعتبار نامه
certificate
رضایت نامه شهادت نامه
written agreement
موافقت نامه پیمان نامه
certificates
رضایت نامه شهادت نامه
affidavits
شهادت نامه قسم نامه
sergeant major
استوار
stable
استوار
sergeant majors
استوار
tenacious
استوار
unshaken
استوار
immovable
استوار
undeviating
<adj.>
استوار
steadfast
استوار
sure
استوار
unswerving
<adj.>
استوار
steadfastly
استوار
solids
استوار
solid
استوار
four-square
استوار
deep-set
استوار
stables
استوار
surer
استوار
surest
استوار
sounds
استوار
rigid
استوار
soundest
استوار
sounded
استوار
sound
استوار
steel
محکم استوار
hard shoulder
شانه استوار
steeled
محکم استوار
stabilization
استوار سازی
master chief petty officer
استوار یکم
two handed
محکم استوار
steeling
محکم استوار
solidly
بطور استوار
constant
باثبات استوار
constants
باثبات استوار
steels
محکم استوار
veterans
ثابت استوار
firmware
استوار- ابزار
steadied
پرپشت استوار
secures
مطمئن استوار
straightener
استوار کننده
stabilisers
استوار کننده
stabilizer
استوار کننده
sergeant first class
استوار دوم
self sufficient
خود استوار
secure
مطمئن استوار
steadiest
پرپشت استوار
steadying
پرپشت استوار
steady
پرپشت استوار
steadies
پرپشت استوار
firm
استوار محکم
firm
استوار کردن
firmest
استوار کردن
chief warrant officer
استوار یکم
firmest
استوار محکم
firmer
استوار کردن
firmer
استوار محکم
firms
استوار محکم
veteran
ثابت استوار
firms
استوار کردن
to a. letter
روی نامه عنوان نوشتن نامه نوشتن کاغذی رابعنوان
steadies
استوار یامحکم کردن
steadiest
استوار یامحکم کردن
steady
استوار یامحکم کردن
steadying
استوار یامحکم کردن
petty officer
ناو استوار دوم
to keep one's feet on the ground
<idiom>
آرام و استوار ماندن
chief petty officer
ناو استوار یکم
petty officers
ناو استوار دوم
chief petty officeer
ناو استوار یکم
steadied
استوار یامحکم کردن
consistent
استوار ثابت قدم
master sergeant
استوار ارشد نیروی زمینی
stabilising
استوار کردن ثابت شدن
abide by one's word
بر قول خود استوار بودن
stabilised
استوار کردن ثابت شدن
stabilises
استوار کردن ثابت شدن
stabilize
استوار کردن ثابت شدن
stabilized
استوار کردن ثابت شدن
stabilizes
استوار کردن ثابت شدن
as steady as a rock
<idiom>
مثل کوه
[استوار و ثابت]
well timbered
با الوار محکم و استوار شده
testacy
دارای وصیت نامه بودن نگارش وصیت نامه
firmware
RO قرار داده شده است ابزار استوار
epistles
نامه
carrier
نامه بر
manifests
نامه
manifesting
نامه
correspoundence
نامه ها
letter
نامه
letters
نامه
epistle
نامه
carriers
نامه بر
manifested
نامه
manifest
نامه
breve
نامه
post boy
نامه بر
covering letters
نامه توضیحی
summonses
ابلاغ نامه
summonsing
ابلاغ نامه
summonsed
ابلاغ نامه
letter
معرفی نامه
billet doux
نامه عاشقانه
love letters
نامه عاشقانه
prospectus
اینده نامه
covering letters
نامه پوششی
covering letter
نامه توضیحی
prospectuses
اطلاع نامه
prospectus
اطلاع نامه
summons
ابلاغ نامه
by low
ایین نامه
bill of sale
بیع نامه
covering letter
نامه پوششی
letters
معرفی نامه
bill of lading
بار نامه
bill of indicment
ادعا نامه
bill of exception
اعتراض نامه
bill of divorce
طلاق نامه
prospectuses
اینده نامه
treaty
موافقت نامه
rental
اجاره نامه
protocols
پیوند نامه
protocol
پیوند نامه
open letters
نامه سر گشاده
testimonials
تصدیق نامه
testimonials
گواهی نامه
treaty
عهد نامه
testimonial
گواهی نامه
treaties
عهد نامه
testimonial
تصدیق نامه
acknowledgment
شهادت نامه
bacchanalian song
ساقی نامه
bail bond
ضمانت نامه
missives
نامه رسمی
deed of gift
هبه نامه
open letter
نامه سر گشاده
herbal
گیاه نامه
missive
نامه رسمی
waybill
بار نامه
letter of recommendation
سفارش نامه
letter of recommendation
توصیه نامه
threnode
سوگ نامه
letter writer
نامه نگاری
letter writer
نامه نویس
letter writing
نامه نگاری
threnod
سوگ نامه
threnddy
سوگ نامه
letters of administration
قیم نامه
letters of procurator
وکالت نامه
warrant of attorney
وکالت نامه
letter of invitation
دعوت نامه
letter of introduction
معرفی نامه
lease contract
اجاره نامه
leetter writing
نامه نگاری
leter of condolenee
تعزیت نامه
letter book
رونوشت نامه
letter de chancellerie
نامه رسمی
letter missive
امر نامه
letter no
نامه شماره 5
letter of a
اگاهی نامه
letter of a
اطلاع نامه
letter of indemnity
ضمانت نامه
letter of indemnity
غرامت نامه
the original letter
عین نامه
letters patent
نامه سرگشوده
statement of a claim
افهار نامه
dictionary
واژه نامه
road book
راه نامه
packet boat
کشتی نامه بر
registered letter
نامه سفارشی
passionary
شهادت نامه
passionary
مصیبت نامه
recognizance
التزام نامه
recognizance
تعهد نامه
questionary
پرسش نامه
pigeongram
نامه کبوتر
stemma
نسب نامه
surety bond
تضمین نامه
letters patent
نامه سرگشاده
light list
چراغ نامه
tenency agreement
اجاره نامه
mailer
نامه رسان
marriage bed
عقد نامه
marriage contract
عقد نامه
sylva
درخن نامه
swearing formula
سوگند نامه
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com