English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (9 milliseconds)
English Persian
bodies اطاق اتوبوس
body اطاق اتوبوس
Other Matches
compartment marking سیستم شماره گذاری اطاق بار هواپیما تقسیم بندی اطاق بار
omnibus اتوبوس
buses اتوبوس
bused اتوبوس
bussed اتوبوس
busses اتوبوس
bussing اتوبوس
a bus اتوبوس
bus اتوبوس
omnibuses اتوبوس
Bus line number 8. اتوبوس خط ۸.
busing اتوبوس
Airbuses اتوبوس هوایی
trolley bus اتوبوس برقی
minibuses اتوبوس کوچک
trolley buses اتوبوس برقی
bus stop ایستگاه اتوبوس
bus stops ایستگاه اتوبوس
to go by bus با اتوبوس رفتن
queue صف اتوبوس و غیره
trolley car اتوبوس برقی
space time اتوبوس فضایی
I drove the bus. من اتوبوس را راندم.
I went by bus. من با اتوبوس رفتم.
carfare کرایه اتوبوس
bus bay ایستگاه اتوبوس
bus driver راننده اتوبوس
queued صف اتوبوس و غیره
bus terminal ایستگاه اتوبوس
queues صف اتوبوس و غیره
trolleybus اتوبوس برقی
queueing صف اتوبوس و غیره
Airbus اتوبوس هوایی
to ride on the bus با اتوبوس رفتن
to stop the bus جلوی اتوبوس را گرفتن
You can take the bus. شا میتوانید با اتوبوس بروید.
Where is the bus stop? ایستگاه اتوبوس کجاست؟
stationed ایستگاه اتوبوس وغیره
communication cord کلید اضطراریقطار یا اتوبوس
station ایستگاه اتوبوس وغیره
stations ایستگاه اتوبوس وغیره
to run for the bus برای گرفتن اتوبوس دویدن
How far is the bus stop ? تا ایستگاه اتوبوس چقدرراه است ؟
double-decker bus [DDB] اتوبوس دوطبقه [حمل و نقل]
The bus to ... stops here. اتوبوس به ... اینجا نگاه می دارد.
double decker اتوبوس دوطبقه [حمل و نقل]
When does the train [bus] to ... depart? قطار [اتوبوس] به ... کی حرکت می کند؟
Do I have to change busses? آیا باید اتوبوس عوض کنم؟
Which bus goes to the town centre? کدام اتوبوس به مرکز شهر میرود؟
Is there a bus to the airport? آیا برای فرودگاه اتوبوس هست؟
Is there a bus into town? آیا اتوبوس برای شهر هست؟
To pick up a passenger. مسافر سوار کردن ( تاکسی ؟ اتوبوس )
We got into the wrong bus . سوار اتوبوس غلطی ( اشتباهی ) شدیم
Do not lean out! به پنجره تکیه ندهید! [در اتوبوس یا مترو]
When is the bus to Pimlico? چه وقت اتوبوس به شهر پیملیکو میرود؟
The bus stopped for fuel [ to get gas] . اتوبوس نگه داشت تا بنزین بزند.
to ride on the bus سوار اتوبوس شدن [برای رفتن به جایی]
I missed the connection. من اتوبوس [قطار هواپیمای] رابط را از دست دادم.
The driver coaxed his bus through the snow. راننده با دقت اتوبوس را از توی برف راند .
The bus stop is no distance at all . ایستگاه اتوبوس فاصله زیادی با اینجا ندارد
Take this luggage to the bus, please. لطفا این اسباب و اثاثیه را تا اتوبوس / تاکسی حمل کنید.
To alight from a bus(tarin,car). پایین آمدن (پیاده شدن از اتوبوس .قطار و اتو مبیل )
Which bus do I take for the opera? برای رفتن به اپرا کدام اتوبوس را باید سوار شوم؟
Which bus do I take to Victoria Station? کدام اتوبوس را برای رفتن به ایستگاه ویکتوریا باید سوار شوم؟
transportation in kind وسیله حمل و نقل دولتی یامجانی اعم از هواپیما یاکشتی یا اتوبوس
floor کف اطاق
room اطاق
roommate هم اطاق
roommates هم اطاق
offices اطاق
office اطاق
floored کف اطاق
rooms اطاق
house room اطاق
ground [British] [floor] کف اطاق
floors کف اطاق
chambers اطاق
chamber اطاق
chum هم اطاق
chums هم اطاق
floor کف اطاق
combustion chamber اطاق خرج
damp room اطاق نمناک
drive's cab اطاق راننده
dumb chamber اطاق بی روزنه
dwelling room اطاق نشیمن
enfilade یک رشتهء اطاق
flighty deck اطاق پرواز
fumatorium اطاق دودی
combustion chamber اطاق انفجار
combat information center اطاق عملیات
draft اطاق بار
carbody اطاق اتومبیل
chamber of commerce اطاق بازرگانی
chamber of commerce اطاق تجارت
cargo compartment اطاق بار
chambered اطاق دار
cleaning room اطاق شستشو
cloak room اطاق رختکن
coding room اطاق رمز
cock loft اطاق زیرشیروانی
fumatorium اطاق بخار
guardroom اطاق کشیک
heating chamber اطاق گرمکن
room no اطاق شماره 3
roundhouse اطاق عقبی
snuggery اطاق خلوت
test room اطاق ازمایش
the f. of a room اثاثیه اطاق
trick wheel اطاق اسکان
triclinium اطاق نهارخوری
waiting room اطاق انتظار
wardership اطاق زندانبان
room lighting روشنایی اطاق
ready room اطاق توجیه
reaction chamber اطاق واکنش
keeping room اطاق نشیمن
operating stand اطاق هدایت
palor اطاق نشیمن
palor اطاق پذیرایی
parlor اطاق نشیمن
parlor اطاق پذیرایی
picture gallery اطاق نقاشی
pilot house اطاق سکان
radome اطاق رادار
range house اطاق انبارمیدان
wardroom اطاق افسران
camarilla اطاق کوچک
cars اطاق اسانسور
dressing rooms اطاق رخت کن
living room اطاق نشیمن
lavatories اطاق دستشویی
cabins اطاق کوچک
living rooms اطاق نشیمن
cabin اطاق کوچک
parlors اطاق نشیمن
parlors اطاق پذیرایی
dressing room اطاق رخت کن
anterooms اطاق انتظار
lavatory اطاق دستشویی
guest chamber اطاق مهمان
guest room اطاق مهمان
guest-room اطاق مهمان
guest-rooms اطاق مهمان
drawing rooms اطاق پذیرایی
drawing room اطاق پذیرایی
ante-rooms اطاق انتظار
anteroom اطاق انتظار
antechambers اطاق کفش کن
antechamber اطاق کفش کن
office اطاق دفتر
attics اطاق زیرسقف
attic اطاق زیرسقف
wheelhouses اطاق سکان
chamber اطاق خرج
offices اطاق دفتر
chambers اطاق خرج
dining room اطاق نهارخوری
garret اطاق زیرشیروانی
centres داربست اطاق
wheelhouse اطاق سکان
garrets اطاق زیرشیروانی
parlour اطاق نشیمن
parlours اطاق نشیمن
parlours اطاق پذیرایی
galleries اطاق موزه
gallery اطاق موزه
dining rooms اطاق نهارخوری
parlour اطاق پذیرایی
cabinets اطاق کوچک
gas chamber اطاق خرج
gas chambers اطاق گاز
gas chambers اطاق خرج
drafted اطاق بار
drafts اطاق بار
cabinet اطاق کوچک
wards اطاق جدا
buffer chamber اطاق خرج
bedroom اطاق خواب
bedrooms اطاق خواب
sleeping room اطاق خواب
bed room اطاق خواب
automobile body اطاق اتومبیل
ward اطاق جدا
auto body اطاق اتومبیل
schoolroom اطاق درس
schoolrooms اطاق درس
courtroom اطاق دادگاه
waiting-room اطاق انتظار
car اطاق اسانسور
clearing house اطاق پایاپای
waiting-rooms اطاق انتظار
operating rooms اطاق عمل
operating room اطاق عمل
clearing houses اطاق پایاپای
courtrooms اطاق دادگاه
flooring فرش کف اطاق
parquet اجرچوبی کف اطاق
studio اطاق مطالعه
studios اطاق مطالعه
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com