Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 154 (8 milliseconds)
English
Persian
restoration
اعاده ترمیم
Other Matches
request for discharge
عرضحال اعاده اعتبار دادن عرضحال اعاده اعتبار
amendment
ترمیم
betterment
ترمیم
restoration
اعاده
restoration
ترمیم
restitution
اعاده
recovery
ترمیم
recoveries
ترمیم
rebound
اعاده
rebounded
اعاده
regeneration
ترمیم
recourse
اعاده
reconstruction
ترمیم
reconstructions
ترمیم
amendments
ترمیم
repetitions
اعاده
repetition
اعاده
rebounds
اعاده
rebounding
اعاده
returns
اعاده
returning
اعاده
returned
اعاده
redintegration
اعاده
return
اعاده
reestablishment
اعاده
restores
اعاده کردن
restores
ترمیم کردن
restoring
اعاده دادن
restoring
اعاده کردن
restoring
ترمیم کردن
restores
اعاده دادن
restored
ترمیم کردن
remand
اعاده دادن
remanded
اعاده دادن
remanding
اعاده دادن
remands
اعاده دادن
restore
اعاده دادن
restore
اعاده کردن
restore
ترمیم کردن
restored
اعاده دادن
restored
اعاده کردن
restorable
قابل اعاده
re entry
اعاده تصرف
re-entry
اعاده تصرف
reverts
اعاده دادن
new trial
اعاده دادرسی
file recovery
ترمیم فایل
error recovery
ترمیم خطا
cabinet reshuffle
ترمیم کابینه
restorers
اعاده دهنده
restorer
اعاده دهنده
restoratives
اعاده کننده
restorative
اعاده کننده
re trial
اعاده دادرسی
recession
اعاده کسادی
recessions
اعاده کسادی
revert
اعاده دادن
restitute
اعاده کردن
reverting
اعاده دادن
reverted
اعاده دادن
reconveyance
اعاده مجدد
reconversion
اعاده مالکیت
amending
ترمیم کردن
restitution
اعاده تصرف
rehabilitating
ترمیم کردن
re hearing
اعاده دادرسی
returned
اعاده بازگشت
rehabilitates
ترمیم کردن
returning
اعاده بازگشت
returns
اعاده بازگشت
rehabilitated
ترمیم کردن
recuperative
اعاده دهنده
rehabilitate
ترمیم کردن
return
اعاده بازگشت
reshuffle
ترمیم کردن
reshuffled
ترمیم کردن
recovers
ترمیم شدن
recovering
ترمیم شدن
recover
ترمیم شدن
rehabilitation
اعاده اعتبار
reforms
ترمیم کردن
reform
ترمیم کردن
amended
ترمیم کردن
amend
ترمیم کردن
reshuffling
ترمیم کردن
reshuffles
ترمیم کردن
e r p
برنامه ترمیم اروپا
rehabilitation
اعاده اعتبار تاجرورشکسته
error recovery procedures
رویههای ترمیم خطا
cost of reproduction
هزینه نوسازی و ترمیم
retour sans protet
اعاده بدون اعتراض
reverter
حکم اعاده وضع
relief
ترمیم اسایش خاطر
replevin
دعوی اعاده مالکیت
redisseinsin
اعاده تصرف عدوانی
rectus in curia
اعاده حق ترافع در دادگاه
recoverable error
خطای ترمیم پذیر
recoverable error
خطای قابل ترمیم
read restore cycle
چرخه خواندن و ترمیم
possessory action
دعوی اعاده مالکیت
rehabilitation
اعاده حیثیت مجرم
hottest
تشخیص و ترمیم خطا
rehabilitated
اعاده اعتبار کردن
hot
تشخیص و ترمیم خطا
rehabilitates
اعاده اعتبار کردن
hotter
تشخیص و ترمیم خطا
rehabilitate
اعاده اعتبار کردن
rehabilitating
اعاده اعتبار کردن
bankrupts certificate
گواهی نامه اعاده حیثیت
to recover from something
ترمیم شدن
[مثال از بحرانی]
patching
ترمیم سنگفرش لکه گیری
orthopaedics
اصلاح و ترمیم عیوب استخوانی
republication of will
اعاده اعتبار وصیت نامه
disgharge of bankrupt
اعاده اعتبار تاجر ورشکسته
suppliant
خواهان دعوی اعاده تصرف
irrecoverable error
خطای غیر قابل ترمیم
vindication
اعاده حیثیت
[مثال شهرت یا آبرو ...]
orthopedics
اصلاح و ترمیم عیوب استخوانی استخوانپزشکی
cost of maintenance
هزینه نگهداری و ترمیم نفقه و خرجی
irredentism
سیاست اعاده نقاط ایتالیایی زبان بایتالیا
revalorization
اعاده پول کشور به بهای نخستین خود
logic
ترمیم فرم و ساختار بدون توجه به محتوا
maintainability
توانایی ترمیم سریع و کارا در صورت بروز خرابی
acoustic
حافظه ترمیم یافته که از خط تاخیر صوتی استفاده میکند
lock up
وضعیت عملیات خطا که بدون قط ع برق قابل ترمیم نیست
remedial maintenance
باقی مانده ترمیم خطا که در سیستم گسترش یافته است
hardest
که پیش از کار کردن درست وسیله باید ترمیم شود
hard
که پیش از کار کردن درست وسیله باید ترمیم شود
harder
که پیش از کار کردن درست وسیله باید ترمیم شود
logic
ترمیم ریاضی عملیات منط قی مثل AND و OR و... و تبدیل آنها به مدارهای مختلف
The tourist industry is recovering to pre-crisis levels.
صنعت گردشگری آهسته ترمیم می شود و به سطح قبل از بحران می رسد.
halted
دستور برنامه از کاربر یا خطایی که باعث توقف برناه بدون ترمیم میشود
halt
دستور برنامه از کاربر یا خطایی که باعث توقف برناه بدون ترمیم میشود
halts
دستور برنامه از کاربر یا خطایی که باعث توقف برناه بدون ترمیم میشود
self-
سیستمم کد گذاری حروف خطا یا نامناسب را تشخیص دهد ولی نمیتواند ترمیم کند
troubleshoot
1-رفع اشکال نرم افزار کامپیوتری .2-محل دادن ترمیم خطاهای سخت افزاری
maintenance
1-قرار دادن ماشین در وضعیت کارایی خوب . 2-کارهایی که برای اجرای سیستم انجام می شوند مثل ترمیم خرابی ها
self-
سیستم کد گذاری حروف که میتواند حروف خطا یا نامناسب را تشخیص و ترمیم کند
postliminum
قسمت پشت در قانون بازگشت حقوق یاقانون استعاده حقوق یا اعاده وضع حقوقی سابق
plug
[نوعی نخ رفو که در آن تکه ای از فرش دیگر را برای ترمیم پارگی یا سوختگی فرش ترمیمی به آن بافته با می دوزند.]
rehabilitates
تجدید اسکان کردن اعاده حیثیت کردن
rehabilitated
تجدید اسکان کردن اعاده حیثیت کردن
rehabilitating
تجدید اسکان کردن اعاده حیثیت کردن
rehabilitate
تجدید اسکان کردن اعاده حیثیت کردن
dental filling
ترمیم دندان
[دندان پزشکی]
dental restoration
ترمیم دندان
[دندان پزشکی]
strike
اعتصاب کردن متوقف ساختن کار از جانب کارگران کارگاه یا کارخانه به طور دسته جمعی و به منظور تحصیل امتیازات بیشتر از کارفرما یا اعاده وضع مناسب سابق که از بین رفته است
strikes
اعتصاب کردن متوقف ساختن کار از جانب کارگران کارگاه یا کارخانه به طور دسته جمعی و به منظور تحصیل امتیازات بیشتر از کارفرما یا اعاده وضع مناسب سابق که از بین رفته است
safe format
عملیات فرمت که داده موجود را خراب نمیکند ودرصورتی که یسک اشتباه را فرمت کرده باشید امکان ترمیم داده وجود دارد
structures
با استفاده از کابل UTP که وارد co hub میشود و طوری طراحی شده است که ترمیم آن ساده است و نیز افزودن ایستگاههای جدید یا کابلهای بیشتر هم ساده است
structuring
با استفاده از کابل UTP که وارد co hub میشود و طوری طراحی شده است که ترمیم آن ساده است و نیز افزودن ایستگاههای جدید یا کابلهای بیشتر هم ساده است
structure
با استفاده از کابل UTP که وارد co hub میشود و طوری طراحی شده است که ترمیم آن ساده است و نیز افزودن ایستگاههای جدید یا کابلهای بیشتر هم ساده است
reestablishment of diplomatic relations
برقراری مجدد روابط سیاسی اعاده روابط سیاسی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com