Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English
Persian
dependents
افراد تحت تکفل
Other Matches
characterization
مجسم کردن افراد ذکر خصوصیات افراد
private
رابط ه تلفن کوچک در شرکتها برای برقراری تماس بین افراد درون شرکت یا شماره گیری با افراد خارج از شرکت
privates
رابط ه تلفن کوچک در شرکتها برای برقراری تماس بین افراد درون شرکت یا شماره گیری با افراد خارج از شرکت
sponsorship
تکفل
guaranteeing
تکفل
supporting
تکفل
undertaking
تکفل
levee en masse
عبارت است از مسلح شدن افراد یک مملکت جهت مبارزه با دشمن پیش از رسیدن قوای خصم به خاک خودی این افراد که اشکارا سلاح حمل می کنندملزم به رعایت قوانین جنگ هستند
keeps
تکفل کردن
dependency burden
بار تکفل
support
تکفل کردن
keep
تکفل کردن
fend
تکفل معاش
guarantees
تکفل کردن متعهد له
guaranteed
تکفل کردن متعهد له
sponsored dependents
عائله تحت تکفل
he was dependent on me fop support
تحت تکفل من بود
guarantee
تکفل کردن متعهد له
enlisted section
قسمت مربوط به افراد یاسربازان قسمت اقدام افراد
self support
اتکاء بخود تکفل مخارج خود
battery of tests
گروه ازمونهای کارایی افراد گروه ازمونهای خصوصیات پرسنلی افراد
enlistedman
افراد
personnel
افراد
trooped
افراد
troop
افراد
enlisted personnel
افراد
men
افراد
trooping
افراد
enlisted personnel
طبقه افراد
head counts
جمع افراد
head count
جمع افراد
platoons
جوخهء افراد
platoon
جوخهء افراد
top-level
افراد عالیرتبه
packed out
پر و مملو از افراد
withindoors
افراد داخل
service club
باشگاه افراد
roll call
نامیدن افراد
personnel status
وضع افراد
filler personnel
افراد جایگزینی
equal status persons
افراد همپایه
enlistee
افراد داوطلب
liberty men
افراد مرخصی
category
طبقه افراد
cognoscenti
افراد مطلعدربارهموضوعیخاص
top-level
توسط افراد عالیرتبه
characterization
نوشتن بیوگرافی افراد
billet slip
لوحه اسکان افراد
billet slip
کارت محلهای افراد
bachelor quarters
منازل افراد مجرد
avast
افراد به جای خود
transfer station
محل اعزام افراد
army deposit fund
پس انداز انفرادی افراد
aptitude area
حیطه قابلیت افراد
transfer station
محل انتقال افراد
morale
روحیه افراد مردم
cimmerian
افراد کشور فلمات
special olympics
المپیک افراد استثنایی
coachload
افراد سوار بر درشکه
noncombatant
افراد غیر نظامی
family size
تعداد افراد خانواده
swallow one's pride
<idiom>
متواضع کردن افراد
favouritism
افراد مورد توجه
part owners
افراد شریک المال
personal error
خطاهای انفرادی افراد
close station
افراد بدو مرخص
personnel monitoring
بازرسی بدنی از افراد
receptee
افراد مورد پذیرش
rouse out
بیدار کردن افراد
troops
افراد قسمتها سربازان
posse comitatus
دسته افراد پلیس
target audience
افراد مورد نظر
commandos
افراد نیروی مخصوص
condemns
محکوم کردن افراد
condemn
محکوم کردن افراد
the common wealth of learning
افراد اهل علم
commando
افراد نیروی مخصوص
condemning
محکوم کردن افراد
play the field
<idiom>
با افراد مختلفی قرارگذاشتن
personal salute
تیر سلام برای افراد
troop housing
کوی درجه داران یا افراد
whom it may concern
برای اطلاع افراد ذیربط
personal salute
مراسم سلام افراد برجسته
people sniffer
رادار کشف افراد دشمن
life line
طناب اتصال افراد به یکدیگر
posse
دسته افراد پلیس جماعت
huddling
ازدحام اجتماع افراد یک تیم
leatherneck
جزو افراد تفنگداران دریایی
intransit strenth
افراد در حال حرکت یا انتقال
lockstep
پیشروی افراد پشت سریکدیگر
IMA
قالب ها و خصوصیات افراد است
Applicants flooded in.
سیل افراد ( متقاضیان ) جاری شد
sociometry
سنجش روابط افراد جامعه
Do not admit any outsiders.
افراد غیره را راه ندهید
Certain notorious ( dubious ) characters .
عده افراد معلوم الحال
posses
دسته افراد پلیس جماعت
charter
بین افراد دلالت کند
chartered
بین افراد دلالت کند
assembly
محل بسیج افراد احتیاط
roll call
حاضر و غایب کردن افراد
huddled
ازدحام اجتماع افراد یک تیم
biographical information blank form
فرم پر نشده بیوگرافی افراد
huddle
ازدحام اجتماع افراد یک تیم
biographical intelligence
اطلاعات مربوط به بیوگرافی افراد
chartering
بین افراد دلالت کند
charters
بین افراد دلالت کند
rotation
تعویض نوبتی یکانها یا افراد
huddles
ازدحام اجتماع افراد یک تیم
aptitude area
حدودشایستگی افراد حیطه شایستگی
human machine interface
حدی که در ان افراد با ماشین ها محاوره می کنند
CSE
آزمونیدر بریتانیا کهاز افراد 51 یا 61 سالهبعملمیاید
lunatic fringe
افراد افراطی وتندرو گروههای حزبی
army standard score
نمرات استاندارد و اندازههای بدنی افراد
split ticket
<idiom>
انتخاب افراد سیاسی برای رای
character guidance
راهنمایی و مشاوره با افراد سخنرانی مذهبی
intermarriage
ازدواج افراد ملل یا نژادهای مختلف
oral trade test
ازمون شفاهی از اطلاعات عمومی افراد
preference blank
دستگاه کشف علایق وسرگرمیهای افراد
atomistic evalution
ارزیابی نظرات افراد در موردتبلیغات یک محصول
queueing
صف افراد که یکی پشت سر دیگر منتظر هستند
longtour area
منطقه استراحت خارج ازکشور افراد نظامی
queues
صف افراد که یکی پشت سر دیگر منتظر هستند
pit crew
افراد مامور کمک به هرراننده در منطقه خود او
queued
صف افراد که یکی پشت سر دیگر منتظر هستند
oligopoly
تولید کالا توسط افراد یا شرکتهای معدودی
oligrachy
حکومتی که قدرت ان در دست افراد معدود باشد
queue
صف افراد که یکی پشت سر دیگر منتظر هستند
zouave
یکی از افراد پیاده نظام فرانسوی در الجزایر
buzzword
کلمهای که بین گروهی از افراد معروف است
an infinite verb
فعلی که محدود به شخص و افراد جمع نیست
intermarrying
ازدواج کردن با افراد ملل یانژادهای مختلف
intermarry
ازدواج کردن با افراد ملل یانژادهای مختلف
intermarries
ازدواج کردن با افراد ملل یانژادهای مختلف
conference
ملاقات با افراد برای بحث در مورد یک مشکل
conferences
ملاقات با افراد برای بحث در مورد یک مشکل
intermarried
ازدواج کردن با افراد ملل یانژادهای مختلف
enlisted
داوطلب خدمت سربازی سرباز وفیفه افراد
internees
فراری ازخطوط دشمن افراد وارد شده به منطقه
internee
فراری ازخطوط دشمن افراد وارد شده به منطقه
frankpledge
مسئولیت دسته جمعی افراد مالیات پرداز یک ناحیه
arrow head
پیکان نشان دهنده محل پیاده شدن افراد
enroute personnel
افراد پیوسته به یکان حین حرکت برای عملیات
automation
استفاده از ماشین هایی که دخالت افراد در آن بسیار کم است
muster roll
دفتر اسامی افراد نظامی وافسران یک منطقه یا کشتی
incross
اختلاط و امیزش صفات ارثی یک طایفه میان افراد ان
correctional custudy
روش اصلاح افراد از راه تصحیح اعمال غلط
cyberspace
دنیایی که در آن کامپیوتر ها و افراد از طیق اینترنت ارتباط دارند
appearance money
پولی که به افراد مشهور برای حضور در محافل پرداخت میشود
finance house
شرکت اعتبارات تجاری موسسهای که به افراد وشرکتها وام میدهد
speeches
که وقتی باسم اجرا شود و مشابه صحبت افراد میشود
speech
که وقتی باسم اجرا شود و مشابه صحبت افراد میشود
to call the roll
حاضر غایب کردن
[نام افراد در گروهی را بلند خواندن]
reception station
پست پذیرش و اماده کردن افراد جدید برای اعزام
finance company
شرکت اعتبارات تجاری موسسهای که به افراد وشرکتها وام میدهد
panel
صورت اساسی افراد واجدشرایط برای عضویت هیات منصفه
chalk troops
سری افراد یا یکانهایی که بایستی با یک سریال هوایی حرکت کنند
close corporation
شرکت یا بنگاهی که توسط عده معدودی از افراد اداره میشود
panels
صورت اساسی افراد واجدشرایط برای عضویت هیات منصفه
people sniffer
رادار مخصوص کشف افراد دشمن از روی بوی بدن انها
protection
عملی که مانع کپی گرفتن از دادههای محرمانه افراد بدون اجازه میشود.
instructional computing
فرایند اموزشی تدریس مراحل گوناگون علم کامپیوتر وپردازش داده به افراد
penalty kicker
بازیگر ماهر که هنگام کم شدن تعداد افراد تیم نقش مهمی در دفاع دارد
shares
یک کامپیوتر و یک حافظه پشتیبان که توسط افراد مختلف در شبکه برای یک برنامه کاربردی به کار رود
salvage group
تیم نجات پرسنل و افراد غرق شده گروه مخصوص جمع اوری اقلام بازیافتی
rule of law
قانون تساوی افراد در برابرقانون و قابل رسیدگی بودن اعمال مامورین دولت درمحاکم عمومی
shared
یک کامپیوتر و یک حافظه پشتیبان که توسط افراد مختلف در شبکه برای یک برنامه کاربردی به کار رود
share
یک کامپیوتر و یک حافظه پشتیبان که توسط افراد مختلف در شبکه برای یک برنامه کاربردی به کار رود
pressure cabin
بخشی از هواپیما که افراد وخدمه در ان قرار دارند وهمیشه فشار در ان برابر یابیشتر از حد تعیین شده است
photographic dosimetry
روش اندازه گیری میزان دوزاتمی جذب شده به وسیله افراد از روی عکس بدن انها
federal privacy act
قانون فدرال که از اشکار شدن پرونده پرسنلی افراد توسط عوامل دولتی یا طرفهای قرارداد ان جلوگیری میکند
frictional unemployment
اطلاعات ناقص مربوط به فرصتهای شغلی و عدم توانائی اقتصاددر تطابق دادن هر چه سریعتر افراد با مشاغل میباشد
controvrsism
روش فکری گروهی ازروشنفکران قرون وسطی که بدون اعتقاد به هدفهای انقلابی به دفاع از حقوق افراد در مقابل پادشاهان می پرداختند
CB
مخفف وابسته به امواج رادیویی که برای استفادهی افراد عادی که میخواهند با فرستندهی خصوصی مخابره کنند کنارگذاشته شده است
expellee
افراد اخراجی از مملکت اخراج شدگان یا تبعید شدگان سیاسی تبعیدی
ship to shore
حرکت از دریا به ساحل عملیات پیاده کردن افراد ازدریا به ساحل
attention to port
احترام به سمت چپ یا راست کشتی افراد نظر به راست یاچپ ناو
inference
روش تغییر نتیجه اطلاعات مربوط به شخص با استفاده از دادههای مختلف مربوط به افراد
inferences
روش تغییر نتیجه اطلاعات مربوط به شخص با استفاده از دادههای مختلف مربوط به افراد
automate
نصب ماشین هایی که کار نهایی را که قبلاگ افراد انجام می دادند انجام دهند
automating
نصب ماشین هایی که کار نهایی را که قبلاگ افراد انجام می دادند انجام دهند
automates
نصب ماشین هایی که کار نهایی را که قبلاگ افراد انجام می دادند انجام دهند
automated
نصب ماشین هایی که کار نهایی را که قبلاگ افراد انجام می دادند انجام دهند
generations
مرحله بعدی طراحی سیستم کامپیوتری با استفاده از مدارهای VESI سریع و زبانهای برنامه نویسی قدرتمند برای امکان محاوره افراد
smalltalk
یک سیستم زبان و نرم افزارکه برای هر چه بیشتر اسان نمودن استفاده از کامپیوترتوسط افراد عامی طراحی شده است اسمال تاک
generation
مرحله بعدی طراحی سیستم کامپیوتری با استفاده از مدارهای VESI سریع و زبانهای برنامه نویسی قدرتمند برای امکان محاوره افراد
active list
فهرست افراد اماده به خدمت فهرست سربازان
fifth generation computers
مرحله بعدی طراحی سیستم کامپیوتری که با استفاده از مدارهای سریع VLSI و زبانهای برنامه سازی قدرتمند برای ایجاد امکان محدوده افراد
robots
وسیلهای که برای انجام یک سری امور تولیدی که مشابه کارهای انجام شده توسط افراد است برنامه ریزی میشود
robot
وسیلهای که برای انجام یک سری امور تولیدی که مشابه کارهای انجام شده توسط افراد است برنامه ریزی میشود
standards
نامهای که بدون تغییر به متن اصلی فرستاده میشود ولی سپس با درج نام و آدرس افراد مختلف مشخص میشود
standard
نامهای که بدون تغییر به متن اصلی فرستاده میشود ولی سپس با درج نام و آدرس افراد مختلف مشخص میشود
uberrima fides
صفتی است که در بعضی از قراردادها که باعث برقراری انواع خاصی از رابطه بین افراد میشود وجودش از شرایط صحت عقل است
geriatrics
رشتهای از علم طب که درباره امراض دوران پیری و افراد پیر بحث میکند مبحث امراض پیری
cultivation
جلب محبت برای استفاده درکسب اطلاعات دانه پاشیدن تماس برای جلب و به دام انداختن افراد
booking
نام نویسی و تهیه پرونده برای افراد ثبت نام کردن بلیط رزرو کردن
bookings
نام نویسی و تهیه پرونده برای افراد ثبت نام کردن بلیط رزرو کردن
ecotype
بخش فرعی از نوع مستقل جانور یا گیاه که افراد ان باهم اختلاط و امتزاج نموده و بخش واحد فرعی تشکیل میدهند
clean up party
گروه مسئول نظافت محل اقامت افراد گروه مسئول رفت و روب
real will
مشرب سیاسی که هر نوع زور وقدرت در هر جنبه را از طرف دولت با این احتجاج که اراده دولت نماینده اراده واقعی افراد جامعه است مشروع می داند
privacy
قانونی که کاربران غیر محغاز نمیتوانند درباره افراد خصوصی از پایگاه داده ها داده دریافت کنند یا هر شخص فقط میتواند اطلاعات مربوط به خودش را در پایگاه داده بداند
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com