Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 301 (14 milliseconds)
English
Persian
aging
افزایش طول عمر
Search result with all words
acceleration
تعجیل افزایش
expansion
افزایش
expansion
تخته مدار چاپ شده متصل به سیستم برای افزایش کارایی آن
expansion
افزایش درتوان محاسبه و اندازه فضای ذخیره سازی
gain
افزایش
gain
افزایش یا بزرگتر شدن . مقدار تغییرات سیگنال که در مدار حرکت میکند به صورت نرخ خروجی به ورودی
gained
افزایش
gained
افزایش یا بزرگتر شدن . مقدار تغییرات سیگنال که در مدار حرکت میکند به صورت نرخ خروجی به ورودی
gains
افزایش
gains
افزایش یا بزرگتر شدن . مقدار تغییرات سیگنال که در مدار حرکت میکند به صورت نرخ خروجی به ورودی
card
تخته مدار چاپ شده که به سیستم متصل است برای افزایش کارایی آن
cards
تخته مدار چاپ شده که به سیستم متصل است برای افزایش کارایی آن
strain
افزایش طول نسبی
strains
افزایش طول نسبی
scale
کمتریا افزایش نسبت
accession
افزایش
tune
تنظیم با مقدار کوچک پارامترهای سخت افزاری یا نرم افزاری برای افزایش کارایی
tunes
تنظیم با مقدار کوچک پارامترهای سخت افزاری یا نرم افزاری برای افزایش کارایی
free
پاک کردن برنامه ها یا فایل ها با افزایش فضای خالی
freed
پاک کردن برنامه ها یا فایل ها با افزایش فضای خالی
freeing
پاک کردن برنامه ها یا فایل ها با افزایش فضای خالی
frees
پاک کردن برنامه ها یا فایل ها با افزایش فضای خالی
plotter
رسامی که داده محل را با افزایش به محل فعلی اش دریافت میکند و نه به صورت مختصات جداگانه
plotters
رسامی که داده محل را با افزایش به محل فعلی اش دریافت میکند و نه به صورت مختصات جداگانه
graphics
پردازنده جانبی که سرعت نمایش را افزایش میدهد. محل پیکس ها را محاسبه میکند که خط c شکل را می سازند و آنها را نمایش میدهد
graphics
کارت مخصوص درون کامپیوتر که از یک پردازنده مخصوص برای افزایش سرعت رسم خط ها و تصاویر روی صفحه استفاده میکند
jump
جهش افزایش ناگهانی
jumped
جهش افزایش ناگهانی
jumps
جهش افزایش ناگهانی
increment
افزایش
increment
افزایش در حقوق توسعه
increments
افزایش
increments
افزایش در حقوق توسعه
precision
استفاده از بیش از یک بایت داده برای ذخیره سازی عدد برای افزایش دقت
access
افزایش
accessed
افزایش
accesses
افزایش
accessing
افزایش
ram
افزایش فشار در لوله و غیره که روبروی جهت حرکت نسبی باد قرار گرفته
rammed
افزایش فشار در لوله و غیره که روبروی جهت حرکت نسبی باد قرار گرفته
rams
افزایش فشار در لوله و غیره که روبروی جهت حرکت نسبی باد قرار گرفته
rise
افزایش
rises
افزایش
math
و سرعت اجرای برنامه را افزایش دهد
maths
و سرعت اجرای برنامه را افزایش دهد
shift
روش افزایش کل ترکیب بیتهای ممکن با استفاده از تعدادی بیت برای بیان اینکه آیا کد بعدی باید جای شود یا میز
shifted
روش افزایش کل ترکیب بیتهای ممکن با استفاده از تعدادی بیت برای بیان اینکه آیا کد بعدی باید جای شود یا میز
shifts
روش افزایش کل ترکیب بیتهای ممکن با استفاده از تعدادی بیت برای بیان اینکه آیا کد بعدی باید جای شود یا میز
thickening
افزایش ضخامت
tweak
تنظیمهای کوچک برنامه یا سخت افزار برای افزایش کارایی
tweaked
تنظیمهای کوچک برنامه یا سخت افزار برای افزایش کارایی
tweaking
تنظیمهای کوچک برنامه یا سخت افزار برای افزایش کارایی
tweaks
تنظیمهای کوچک برنامه یا سخت افزار برای افزایش کارایی
amplification
افزایش
birth rate
نرخ افزایش ولادت
birth rate
ضریب افزایش جمعیت
birth rates
نرخ افزایش ولادت
birth rates
ضریب افزایش جمعیت
multiple
معماری پردازنده موازی که از چندین ALU و حافظه موازی برای افزایش سرعت پردازش استفاده میکند
multiple
استفاده از بیش از یک بایت داده برای ذخیره سازی عدد برای افزایش دقت ممکن
escalation
افزایش تدریجی شدت و وسعت میدان جنگ
quad
چهار بیت که توسط مودم برای افزایش نرخ ارسال هنگام استفاده از RAM استفاده می شوند
quads
چهار بیت که توسط مودم برای افزایش نرخ ارسال هنگام استفاده از RAM استفاده می شوند
accretion
افزایش
accretion
افزایش بهای اموال افزایش میزان ارث
growth
افزایش ترقی
growths
افزایش ترقی
multiplication
افزایش تکثیر
multiplication
افزایش
sophistication
نوع انتخاب سریع که اطلاعات مرحله اول مرتب سازی در مرحله دوم به کار می رود تا سرعت انتخاب را افزایش دهد
amplifier
مدار الکترونیکی که قدرت یک سیگنال را افزایش میدهد
amplifiers
مدار الکترونیکی که قدرت یک سیگنال را افزایش میدهد
enhancement
افزایش
enhancement
امکان جانبی که خروجی یا کارایی یک وسیله را افزایش میدهد
bump
حالتی در پرواز که هنگام افزایش ناگهانی سرعت افقی باد بوجود می اید
aggrandizement
افزایش بزرگی
capital gains
افزایش ارزش سرمایه زش
fire raising
افزایش اتش
fire-raising
افزایش اتش
automation
افزایش تولید در اثر ماشینی شدن
addition
افزایش
additions
افزایش
external
وسیلهای که درون کامپیوتر نیست ولی به آن اضافه شده تا تواناییهای ذخیره سازی آن را افزایش دهد
externals
وسیلهای که درون کامپیوتر نیست ولی به آن اضافه شده تا تواناییهای ذخیره سازی آن را افزایش دهد
auxiliaries
پردازنده جانبی مثل آرایه یا پردازنده عددی که میتواند با CPU اصلی کار کند تا سرعت اجرا را افزایش دهد
auxiliary
پردازنده جانبی مثل آرایه یا پردازنده عددی که میتواند با CPU اصلی کار کند تا سرعت اجرا را افزایش دهد
support
CI مخصوص که با cpu کار میکند و یک تابع جمع یا عملیات استاندارد را به سرعت انجام میدهد و سرعت پردازش را افزایش میدهد
camber
افزایش زیاد
cambers
افزایش زیاد
action
حرف یکتایی که در رابط ه با یک منوی خاص برای افزایش سرعت عمل میکند و وقتی که کاربر این حرف را انتخاب میکند
actions
حرف یکتایی که در رابط ه با یک منوی خاص برای افزایش سرعت عمل میکند و وقتی که کاربر این حرف را انتخاب میکند
mush
افزایش ناگهانی زاویه حمله بدون شتاب قائم انی متعاقب که از اندازه حرکت در امتدادمسیر اصلی ناشی میشود
amplified
افزایش توان سیگنال یا نوسان آن
amplifies
افزایش توان سیگنال یا نوسان آن
amplify
افزایش توان سیگنال یا نوسان آن
amplifying
افزایش توان سیگنال یا نوسان آن
accrue
افزایش یافتن
accrues
افزایش یافتن
accruing
افزایش یافتن
intensified
افزایش دادن تشدید کردن
Other Matches
increase
صعود کردن افزایش یافتن بالا رفتن افزایش
increased
صعود کردن افزایش یافتن بالا رفتن افزایش
increases
صعود کردن افزایش یافتن بالا رفتن افزایش
bulking
افزایش حجم مصالح ریزدانه ناشی از افزایش اب
wagners law
براساس این قانون که توسط اقتصاددان المانی بیان شده رابطه مستقیمی بین افزایش مخارج دولت و افزایش رشد وتوسعه اقتصادی وجود دارد
multiplier principle
اصل ضریب افزایش سرمایه نسبت بین افزایش سرمایه گذاری و بالا رفتن درامد
retardation
[افزایش طول نخ در اثر نیروی کشش ثابت در زمان معین]
[در چله هایی که به مدت طولانی روی دار می مانند این افزایش طول مشاهده می شود و کاهش استحکام نخ و کاهش طول عمر فرش را به همرا دارد.]
sales promotion
افزایش فروش از راه تبلیغات افزایش فروش
malthusian law of population
نظریه جمعیتی مالتوس براساس این نظریه جمعیت بصورت تصاعد هندسی افزایش میابد در حالیکه وسایل معیشت و مواد غذائی بصورت تصاعد عددی افزایش میابد
pigou effect
اثر مانده واقعی اثر کاهش سطح قیمت ها برروی مصرف که بر اساس این اثر با کاهش سطح قیمت ها و در نتیجه بالا رفتن عرضه واقعی پول و افزایش ارزش واقعی ثروت مصرف نیز افزایش خواهد یافت
reduce/enlarge
افزایش
summation
افزایش
scale up
افزایش
intensification
افزایش
adjunction
افزایش
accru
افزایش
addenda
افزایش
addendum
افزایش
increases
افزایش
increased
افزایش
affixture
افزایش
aggrantizement
افزایش
increscent
افزایش
increase
افزایش
auxesis
افزایش
raise
افزایش
raises
افزایش
augmentation
افزایش
additament
افزایش
ascends
افزایش دادن
augment
افزایش دادن
augmented
افزایش دادن
augmenting
افزایش دادن
augments
افزایش دادن
increase in value
افزایش ارزش
export promotion
افزایش صادرات
appreciations
افزایش بها
ascended
افزایش دادن
increase in potential
افزایش پتانسیل
increase of potential
افزایش پتانسیل
increase in load
افزایش بار
increasable
افزایش پذیر
frequency multiplication
افزایش فرکانس
increase in price
افزایش بهاء
increase in sensitivity
افزایش حساسیت
free radical addition
افزایش رادیکالی
ascend
افزایش دادن
augmentable
قابل افزایش
accelerative
مایه افزایش
add time
زمان افزایش
elongation
افزایش طول
addibility
قابلیت افزایش
spurt
افزایش ناگهانی
annual increase
افزایش سالانه
spurted
افزایش ناگهانی
appreciation
افزایش بها
spurting
افزایش ناگهانی
spurts
افزایش ناگهانی
hypertension
افزایش فشارخون
increase of contrast
افزایش کنتراست
temperature rise
افزایش دما
superadd
باز افزایش
superaddition
باز افزایش
tax increase
افزایش مالیات
thusŠ+=
نشان افزایش
voltage increase
افزایش ولتاژ
overcompound
افزایش ترکیب
rise in temperature
افزایش دما
salary increase
افزایش حقوق
scale up
افزایش مقیاس
subjunction
افزایش در پایان
progation
افزایش انتقال
voltage rise
افزایش ولتاژ
increase of power
افزایش قدرت
put on weight
<idiom>
افزایش وزن
increase of efficiency
افزایش راندمان
increase of pressure
افزایش فشار
ingravescence
افزایش تشدید
increase of current
افزایش جریان
mark up
افزایش قیمت
monetary expansion
افزایش پول
pick up speed
<idiom>
افزایش سرعت
increase of output
افزایش توان
scale up
افزایش به نسبت ثابت
electrophilic addition
افزایش الکترون دوستی
accretions
افزایش یا نمو کوره
vrc
بررسی افزایش عمودی
to be on the increase
روبه افزایش گذاشتن
to increase
[to, by]
افزایش یافتن
[به مقدار]
rate of wage increase
نرخ افزایش دستمزد
capital deepening
افزایش عمقی سرمایه
capital widening
افزایش سطحی سرمایه
escalator clause
شرط افزایش بها
ether catalyzed addition
افزایش با کاتالیزگری اتر
fibrosis
افزایش بافت لیفی
increase endorsement
تصدیق یا تائید افزایش
hyperglycemia
افزایش قند در خون
alkalosis
افزایش قلیای بدن
bring something on
<idiom>
دلیل افزایش سریع
antimarkovinkoff addition
افزایش غیر مارکونیکوفی
artificial aging
افزایش استحکام الومینیوم
rate of productivity increase
نرخ افزایش بازدهی
raise to a higher power
افزایش دادن نما
capital apprecation
افزایش ارزش سرمایه
increase in conductivity
افزایش قابلیت هدایت
boosting
افزایش دادن چیزی
elongation
افزایش درازا کشامد
boosts
افزایش دادن چیزی
appreciations
افزایش ارزش دارائی
boost
افزایش دادن چیزی
appreciation
افزایش ارزش دارائی
boosted
افزایش دادن چیزی
becking mill
غلطک برای افزایش طول
primary hypertension
افزایش اولیه فشار خون
multiplier
وسیله افزایش ماشین حساب
intensifying
افزایش دادن تشدید کردن
intensify
افزایش دادن تشدید کردن
intensifies
افزایش دادن تشدید کردن
internal temperature rise
افزایش درجه حرارت داخلی
hypercapnia
افزایش کربن اکسید در خون
multiplicative
کمک کننده به افزایش یا ضرب
appreciation
افزایش ارزش دارایی و موجودی
acroesthesia
افزایش حساسیت اعضای انتهایی
strain at failure
افزایش طول نسبی درگسیختگی
To keep prices down.
جلوی افزایش قیمتها را گرفتن
social increment
افزایش ناشی از کار جمعی
increase of strain
افزایش تغییر طول نسبی
to rise in somebody's esteem
افزایش اعتبار در برابر کسی
to fire up something
با تحریک چیزی را افزایش دادن
appreciations
افزایش ارزش دارایی و موجودی
leukocytosis
افزایش تعداد گلبولهای سفید خون
stress strain curve
منحنی تنش به افزایش طول نسبی
Prices are rising ( falling ) .
قیمت ها درحال افزایش (کاهش ) هستند
CSLIP
نرخ ارسال داه افزایش می یابد
frost heave
افزایش حجم خاک حاصل ازیخبندان
multiplier
افزایش دهنده چند برابر کننده
mark up price inflation
تورم ناشی از افزایش قیمت نسبت به هزینه
pipelining
تکنیکی است برای افزایش سرعت کامپیوتر
All wages were scaled up to 15 per cent .
کلیه دستمزدها به میزان 15درصد افزایش یا فتند
A further increase is considered unlikely
[regarded as unlikely]
.
افزایش بیشتری بعید در نظر گرفته می شود.
maximum permissible temperature rise
حداکثر مقدار افزایش درجه حرارت مجاز
pipeline
بنابراین سرعت اجرای برنامه افزایش می یابد
pipelines
بنابراین سرعت اجرای برنامه افزایش می یابد
vent
سوراخی در مرکز چتر نجات برای افزایش پایداری
fast pill
ماده محرک غیرمجاز برای افزایش سرعت اسب
vents
سوراخی در مرکز چتر نجات برای افزایش پایداری
venting
سوراخی در مرکز چتر نجات برای افزایش پایداری
vented
سوراخی در مرکز چتر نجات برای افزایش پایداری
accrual
افزایش تدریجی مقدار یا ارزش چیزی بخصوص پول
Absence makes the heart grow fonder.
<proverb>
جدایى و دورى , باعث افزایش علاقه و دوستى مى شود.
augmentation
افزایش نیروی جلوبرنده باوسایل کمکی از جمله پس سوز
Appetite comes with eating.
<proverb>
با پیش رفت فعالیت تمایل افزایش می یابد.
[ضرب المثل]
adjective colour
زنگی که برای ثابت شدن محتاج به افزایش چیزدیگری است
stakhnovism
افزایش تولیداز طریق بالا بردن کمیت تولیدهر کارگر
maximizes
به اخرین درجه ممکن افزایش دادن بحد اعلی رساندن
rig the market
با احتکار کالا افزایش وکاهش مصنوعی در قیمت هاایجاد کردن
gold contacts
که با طلا پوشیده شده اند تا مقاومت الکتریکی را افزایش دهند
maximized
به اخرین درجه ممکن افزایش دادن بحد اعلی رساندن
maximize
به اخرین درجه ممکن افزایش دادن بحد اعلی رساندن
maximising
به اخرین درجه ممکن افزایش دادن بحد اعلی رساندن
maximises
به اخرین درجه ممکن افزایش دادن بحد اعلی رساندن
maximised
به اخرین درجه ممکن افزایش دادن بحد اعلی رساندن
additives
مادهای که برای افزایش خواص مادهء دیگری به ان اضافه شود
cost indexes
ضریب افزایش یا کاهش هزینه هائی که قبلا تعیین شده
maximizing
به اخرین درجه ممکن افزایش دادن بحد اعلی رساندن
additive
ماده ای که برای افزایش خواص مادهء دیگری به آن اضافه شود
sub woofer
هرتز , که در دستگاههای معمولی برای افزایش کیفیت صدا استفاده میشود
natural rate hypothesis
هیچ تمایلی برای تورم در جهت افزایش یا کاهش وجود ندارد
non operable instruction
دستوری که تابعی انجام نمیدهد ولی شمارنده برنامه را افزایش میدهد
unearned icremrnt
افزایش بهای ملک در نتیجه اباد شدن محل نه کوشش مالک
beef up
افزایش استحکام اجزاء ساختمانی با طراحی مجدد یااصلاح مواد انها
unearned increment
افزایش بهای ملک در نتیجه اباد شدن محل نه کوشش مالک
betterment
خرجی که به منظور افزایش بازده یا تقلیل هزینه عملیات صورت بگیرد
cold rolling
عملیاتی که برای افزایش سختی و استکام فولاد روی ان صورت میگیرد
expansion path
مسیر افزایش حجم عملیات بنگاه گر یک نقشه منحنیهای متساوی التولید
plug
مدار الکترونیکی کوچک که به راحتی وارد سیستم میشود تا توانش را افزایش دهد
countered
1-وسیلهای که می شمرد 2-ثبات یا متغیری که محتوای آن با اعمالی که رخ میدهد افزایش یاکاهش مییابد
counter
1-وسیلهای که می شمرد 2-ثبات یا متغیری که محتوای آن با اعمالی که رخ میدهد افزایش یاکاهش مییابد
countering
1-وسیلهای که می شمرد 2-ثبات یا متغیری که محتوای آن با اعمالی که رخ میدهد افزایش یاکاهش مییابد
expansion board
برد مدار چاپی برای افزایش قابلیتها و توابع به سخت افزار کامپیوتر
boarded
تخته مدار چاپ شده که به سیستم وصل میشود تا کارایی آن را افزایش دهد
best angle of climb airspeed
سرعتی در هواپیما که بیشترین افزایش ارتفاع دریک نقطه معین را سبب میشود
surge
افزایش ناگهانی توان الکتریکی در سیستم به علت خرابی یا اختلال یا اشکال قطعه
plugs
مدار الکترونیکی کوچک که به راحتی وارد سیستم میشود تا توانش را افزایش دهد
plugging
مدار الکترونیکی کوچک که به راحتی وارد سیستم میشود تا توانش را افزایش دهد
board
تخته مدار چاپ شده که به سیستم وصل میشود تا کارایی آن را افزایش دهد
surged
افزایش ناگهانی توان الکتریکی در سیستم به علت خرابی یا اختلال یا اشکال قطعه
surges
افزایش ناگهانی توان الکتریکی در سیستم به علت خرابی یا اختلال یا اشکال قطعه
ager
نوعی ماشین بخار جهت ثابت کردن رنگ ها و افزایش ظاهری قدمت فرش
litotes
کوچک قلم دادن چیزی برای افزایش اهمیت ان ویااجتناب ازانتقاد شکسته نفسی
dummies
دستوری در برنامه که برا ی موفقیت دستورات زبان یا افزایش طول بلاک قرار دارد
scsi
پیشرفتی که باعث افزایش نرخ ارسال داده نسبت به مشخصات اصلی JCSI میشود
overcasting
شیرازه بافی
[جهت افزایش استحکام لبه های فرش و تزئین تارهای انتهائی]
pipelines
زمان بندی ورودیهای ریزپردازنده وقتی چیزی رخ نداده است برای افزایش سرعت
debt finance
افزایش سرمایه از طریق فروش سهام تامین محل برای پرداخت قروض و دیون
pipeline
زمان بندی ورودیهای ریزپردازنده وقتی چیزی رخ نداده است برای افزایش سرعت
dummy
دستوری در برنامه که برا ی موفقیت دستورات زبان یا افزایش طول بلاک قرار دارد
pre fetch
دستورات CPU ذخیره شده در صف کوتاه موقت پیش از پردازش برای افزایش سرعت اجرا
There was too muh greed in the past, and now the chickens are coming hoe to roost with crime and corruption soaring.
در گذشته طمع ورزی زیاد بود و حالا با افزایش جنایت و فساد باید تاوان پس دهیم.
aerodynamic heating
افزایش دما ناشی از جریان سریع هوا روی سطوح ایرودینامیکی به ویژه درسرعتهای زیاد
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com