Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 179 (4 milliseconds)
English
Persian
focal plane
افق مار بر کانون عدسی
Search result with all words
focus
کانون عدسی
focused
کانون عدسی
focuses
کانون عدسی
focussed
کانون عدسی
focusses
کانون عدسی
focussing
کانون عدسی
zoom lens
عدسی دوربین عکاسی دارای کانون متغیر
zoom lenses
عدسی دوربین عکاسی دارای کانون متغیر
focal
مربوط به کانون عدسی
Other Matches
lens distortion
خطای عدسی دوربین عکاسی انحراف عدسی دوربین عکاسی
focussing
کانون
focusses
کانون
confocal
هم کانون
fireplaces
کانون
fireplace
کانون
focal spot
کانون
focalpoint
کانون
focus
کانون
focuses
کانون
focused
کانون
focussed
کانون
lentoid
عدسی
glass
عدسی
lentiform
عدسی
bifocal lens
عدسی
eyepieces
عدسی
lens
عدسی
eyepiece
عدسی
bifocals
دارای دو کانون
club
کانون مجمع
clubbed
کانون مجمع
clubbing
کانون مجمع
clubs
کانون مجمع
bifocal
دارای دو کانون
bar association
کانون وکلا
knot
کانون
[کاموا]
law society
کانون وکلا
image focal point
کانون تصویر
magnetic focus
کانون مغناطیسی
focalization
تمرکز در کانون
focal surface
سطح کانون
virtual focus
کانون مجازی
true or real focus
کانون حقیقی
ball
کانون
[کاموا]
seismic focus
کانون زلزله
focus
به کانون دراوردن
focal point
کانون توجه
focuses
به کانون دراوردن
bundle
کانون
[کاموا]
focussed
به کانون دراوردن
clew
کانون
[کاموا]
twine
کانون
[کاموا]
focusses
به کانون دراوردن
focussing
به کانون دراوردن
focused
به کانون دراوردن
bar
کانون وکلا
reformatories
کانون اصلاح
bars
کانون وکلا
reformatory
کانون اصلاح
knurled head
سر عدسی اج دار
electrostatic lens
عدسی الکتروستاتیکی
objectives
عدسی شیئی
eye piece
عدسی سر دوربین
objective
عدسی شیئی
floating reticle
عدسی مواج
divergent lens
عدسی متباعد
lens coating
روکش عدسی
lensatic
عدسی دار
ocular lens
عدسی چشمی
optical lens
عدسی نوری
optical lens
عدسی اپتیکی
contact lenses
عدسی بساو
contact lenses
عدسی مماس
contact lens
عدسی بساو
reticle
عدسی دوربین
spherical lens
عدسی کروی
objective lens
عدسی شیئی
meniscus lens
عدسی هلالی
lenticular
عدسی وار
lenticular
مرکب از عدسی
lenticulation
ایجاد عدسی
vergency
تقارب عدسی
nummulite
شاهدانه عدسی
object glass
عدسی شیئی
objective glass
عدسی شیئی
contact lens
عدسی مماس
electron lens
عدسی الکترونی
electromagnetic lens
عدسی الکترومغناطیسی
concave lens
عدسی مقعر
biconvex lens
عدسی دوکوژ
concave lens
عدسی کاو
compound lens
عدسی مرکب
cheese head
سر عدسی در پیچها
double concave lens
عدسی دوکاو
wide-angle
عدسی گسترش
mushroom head
سر عدسی در پیچ ها
button head
سر عدسی در پیچ ها
wide angle
عدسی گسترش
biconcave lens
عدسی دوکاو
convergent lens
عدسی همگرا
convergent lens
عدسی متقارب
achromatic lens
عدسی بی رنگ
eyepieces
عدسی چشمی
double concave lens
عدسی مقعرالطرفین
double convex lens
عدسی دو کوژ
eyepiece
عدسی چشمی
lens
عدسی دوربین
divergent lens
عدسی واگرا
cylindrical lens
عدسی استوانهای
convex lens
عدسی محدب
convex lens
عدسی کوژ
achromate
عدسی اکروماتیک
biconcave lens
عدسی مقعرالطرفین
focuses
کانونی شدن کانون
bar association
کانون وکلا دادگستری
focused
کانونی شدن کانون
focus
کانونی شدن کانون
house of correction
کانون اصلاح وتربیت
focussed
کانونی شدن کانون
focussing
کانونی شدن کانون
correctional institution
کانون اصلاح و تربیت
focusses
کانونی شدن کانون
refractor
عدسی نور شکن
diverging meniscus lens
عدسی هلالی واگرا
plano convex lens
عدسی مسطح- محدب
plano convex lens
عدسی تخت کوژ
line of collimation
خط تنظیم عدسی دوربین
relative aperture
ضریب کانونی عدسی
zooms
فاصله عدسی را کم و زیادکردن
zoomed
فاصله عدسی را کم و زیادکردن
zoom
فاصله عدسی را کم و زیادکردن
eyepieces
عدسی سردوربین یامیکروسکپ
double convex lens
عدسی محدب الطرفین
electronic lens
عدسی یا لنز الکترونی
plano concave lens
عدسی مسطح- مقعر
plano concave lens
عدسی تخت کاو
eyepiece
عدسی سردوربین یامیکروسکپ
lentiform nucleus
هسته عدسی شکل
lenticular nucleus
هسته عدسی شکل
biconvex lens
عدسی محدب الطرفین
lens coating
پوشش روی عدسی
astigmatic
نامنظمی عدسی چشم
anastigmat
عدسی غیر استیگمات
convergent meniscus lens
عدسی هلالی همگرا
lens
بشکل عدسی در اوردن
fixed reticle
عدسی ثابت دوربین
parabolic lens
عدسی سهمی وار
mensicus
عدسی کاو- کوژ
bar council
هیات مدیره کانون وکلا
tricking
درجه بندی عدسی دوربین
tricked
درجه بندی عدسی دوربین
burning glass
عدسی محدب یاایینه مقعر
condenser
الت تقصیر عدسی محدب
trick
درجه بندی عدسی دوربین
lensatic
قطب نمای عدسی دار
linear perspective
پروژکتور دارای عدسی مخطط
glass
شیشه ذره بین عدسی
twinkle box
عدسی هاو یک دیسک چرخان
vestal
روستایی وابسته به الهه کانون خانواده
field glass
عدسی درونی دوربین یاذره بین
spider
عدسی بزرگ نمای روی قطب نما
spiders
عدسی بزرگ نمای روی قطب نما
reformatory schools
کانون اصلاح وتربیت مدارس تهذیب مجرمین جوان
nose piece
قسمتی از ریز بین که حامل عدسی شیئی است
object glass
عدسی دوربین یاریزبین که نزدیک تراست بچیزی که میخواهندببند
pantoscope
دوربین عکاسی که عدسی گردنده داردوازدورنمای مسلسل عکس برمیدارد
periscopic lens
شیشه عدسی که بوسیله ان انسان مستواندچیزهای دورترازچشم رس راهم به بیند
study for bar
دوره تعلیماتی و کاراموزی کانون وکلا را طی کردن درس حقوق خواندن
inns of court
کانون چهار انجمن قانونی درلندن که حق دارندمردم رااجازه وکالت بدهند
panoramic camera
دوربین عکاسی که عدسی گردنده داردو ازدورنمای مسلسل عکس برمیدارد
probation
کاراموزی به سر بردن محکومین جوان در مراکز اموزش مخصوص کانون اصلاح و تربیت
wing photograph
نوعی عکس هوایی مایل که به وسیله دوربینهای چند عدسی گرفته میشود
bulls eye
عدسی نیم گرد یکجور شیرینی گرد
interpupillary
واقع در بین دو مردمک چشم بین دو عدسی
hub
(وسط چرخ که اغلب بلبرینگ دارد و روی محور یا آسه می چرخد) توپی، چرخمیان، ناف، (مرکز فعالیت یا اهمیت یا توجه و غیره) کانون، قلبگاه، میانگاه، توپی چر، قطب
hyperfocal distance
مسافت بین عدسی دوربین تانزدیکترین اشیاء میدان تصویردوربین وقتی که دوربین روی فاصله بینهایت تنظیم شود
whisker
کریستال منفرد کوچک عدسی شکلی که استحکام یا استقامت ان به بیشترین مقداری که به صورت تئوریک قابل دستیابی است بسیار نزدیک است
disbar
سلب صلاحیت از وکیل کردن ممنوع الوکاله کردن وکیل اخراج وکیل از کانون وکلاء
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com