Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English
Persian
pizzle
الت نری گاو شلاق ساخته شده از ذکر گاو
Other Matches
cost plus contracts
قسمتی از کالا را که به سفارش کسی ساخته میشود و هنوزعملا " ساخته نشده
production
ساخته شده طبق طرح کارخانه اتومبیل سازی موتورسیکلت ساخته شده طبق طرح کارخانه
productions
ساخته شده طبق طرح کارخانه اتومبیل سازی موتورسیکلت ساخته شده طبق طرح کارخانه
lash
شلاق
horsewhipping
شلاق
lashed
شلاق
scourge
شلاق
whiplashes
شلاق
horsewhips
شلاق
the lash
شلاق
horsewhipped
شلاق
horsewhip
شلاق
whiplash
شلاق
whipped
شلاق
scourage
شلاق
whip
شلاق
lashes
شلاق
gad
شلاق
whips
شلاق
flagellum
شلاق
knout
شلاق
modular construction
ساختمان پیش ساخته ساختمان با بلوک پیش ساخته
whipping
شلاق زدن
leather
شلاق زدن
flagellation
شلاق زنی
cow hide
شلاق زدن
whiplash
شلاق زدن
cartwhip
شلاق کاری
whipping
شلاق زنی
flogging
شلاق زدن
flagellation
شلاق زدن
scourage
شلاق زدن
flagellator
شلاق زننده
whip
شلاق زدن
flogger
زننده شلاق
whipped
شلاق زدن
bullwhip
شلاق چرمی
whips
شلاق زدن
flog
شلاق زدن
flogged
شلاق زدن
flogs
شلاق زدن
lashed
ضربه شلاق
lashes
ضربه شلاق
gad
شلاق سیخی
lashed
شلاق خوردن
lash
ضربه شلاق
lashing
شلاق زنی
belabour
شلاق زدن
lasher n
سد شلاق زننده
lash vt
شلاق زدن
flagellating
شلاق زدن
flagellates
شلاق زدن
flagellated
شلاق زدن
lash
شلاق خوردن
belabor
شلاق زدن
flagellate
شلاق زدن
cat
شلاق زدن
lashes
شلاق خوردن
welts
شلاق زدن
to touch up
شلاق زدن
vapulation
شلاق زنی
cats
شلاق زدن
baste
شلاق زدن
basted
شلاق زدن
taws
شلاق زدن
bastes
شلاق زدن
horse
شلاق زدن
whipstock
دسته شلاق
whippy
شبیه شلاق
welt
شلاق زدن
whiplashes
شلاق زدن
sentenced to the lash
محکوم به خوردن شلاق
beats
شلاق زدن کوبیدن
belts
بندچرمی شلاق زدن
belt
بندچرمی شلاق زدن
eighty lashes
هشتاد ضربه شلاق
knack
صدای شلاق استعداد
blackjack
چماق یا شلاق چرمی
yerk
شلاق زدن کوبیدن
hides
سخت شلاق زدن
cat
قی کردن شلاق لنگربرداشتن
belted
بندچرمی شلاق زدن
hide
سخت شلاق زدن
lambast
شلاق تازیانه زدن
to whipped on
بضرب شلاق بردن
cats
قی کردن شلاق لنگربرداشتن
lambaste
شلاق تازیانه زدن
beat
شلاق زدن کوبیدن
wheal
ورم جای شلاق و غیره
licking
شلاق زنی بشکل دراوری
horsewhips
شلاق زدن تنبیه کردن
flailing
شلاق زدن خرمن کوب
lickings
شلاق زنی بشکل دراوری
wealŠwale
شلاق زدن متحری گذاشتن
horsewhipping
شلاق زدن تنبیه کردن
horsewhipped
شلاق زدن تنبیه کردن
stick
تخته موج سواری شلاق
horsewhip
شلاق زدن تنبیه کردن
smack
صدای سیلی یا شلاق مزه
flicking
ضربت اهسته و سبک با شلاق
cartwhip
شلاق زدن تنبیه کردن
thongs
شلاق زدن باتسمه بستن
thong
شلاق زدن باتسمه بستن
flails
شلاق زدن خرمن کوب
flick
ضربت اهسته و سبک با شلاق
flicked
ضربت اهسته و سبک با شلاق
flailed
شلاق زدن خرمن کوب
whip
شلاق ماهیگیری باطعمه مصنوعی
he was given 0 lashes
بیست ضربه شلاق خورد
flicks
ضربت اهسته و سبک با شلاق
smacks
صدای سیلی یا شلاق مزه
flail
شلاق زدن خرمن کوب
lick son
عیبی را با شلاق از کسی دورکردن
whips
شلاق ماهیگیری باطعمه مصنوعی
whipped
شلاق ماهیگیری باطعمه مصنوعی
smacked
صدای سیلی یا شلاق مزه
Give him a taste of the whip .
بگذار مزه شلاق را یک کمی بچشد
whip in
با شلاق مانع شراکندگی تازیها شدن
snapped
شکستن صدای شلاق با سرعت عمل کردن
snapping
شکستن صدای شلاق با سرعت عمل کردن
snap
شکستن صدای شلاق با سرعت عمل کردن
whiplashes
هرچیزی شبیه شلاق ضربه یا تکان شلاقی
whiplash
هرچیزی شبیه شلاق ضربه یا تکان شلاقی
snaps
شکستن صدای شلاق با سرعت عمل کردن
to pickle a person's back
پشت کسیراپس از شلاق زدن نمک و سرکه مالیدن
wrought
ساخته
framed
ساخته
irowork
اهن ساخته
makable
ساخته شدنی
i do not have it in me
از من ساخته نیست
paved ford
گدار ساخته
it is made
ساخته میشود
made
ساخته شده
prefab
پیش ساخته
bamboos
ساخته شده از نی
manufactured head
سر ساخته شده
prefabs
پیش ساخته
simulated
شبیه ساخته
artificalism
ساخته پنداری
ruled surface
سطح خط ساخته
officinal
ساخته واماده
bamboo
ساخته شده از نی
pukka
ساخته شده
immature
نیم ساخته
self formed
خود ساخته
fecit
ساخته است
hand made
ساخته دست
prefabricated
پیش ساخته
precast
پیش ساخته
self-made
خود ساخته
self made
خود ساخته
soi disant
خود ساخته
prefabricate
پیش ساخته
haniwork
دست ساخته
pucka
ساخته شده
self constituted
خود ساخته
semi finished goods
کالاهای نیمه ساخته
heparin
که در کبد ساخته میشود
man made
ساخته دست انسان
high wrought
با استادی ساخته شده
intermediate product
محصول نیم ساخته
finished goods
کالاهای ساخته شده
cellulosic
ساخته شده از سلول
man-made
ساخته دست انسان
built up beam
تیر ساخته شده
it is made
ساخته شده است
marmorean
ساخته شده از مرمر
build up beam
تیر ساخته شده
pre fabricated
پیش ساخته شده
fabrication
کالاهای ساخته شده
zipgun
طپانچه دست ساخته
wolframic
ساخته شده ازتنگستن
tubular
ساخته شده ازلوله
synthetic tar
قطران باز ساخته
teacher made test
ازمون معلم ساخته
unregenerate
دوباره ساخته نشده
pre cast concrete
بتن پیش ساخته
unregenerated
دوباره ساخته نشده
blueprint
نقشه پیش ساخته
blueprints
نقشه پیش ساخته
india rubber
ساخته شده از لاستیک
stanchion
ستون پیش ساخته
modular design
مدل پیش ساخته
india rubbers
ساخته شده از لاستیک
marmoreal
ساخته شده از مرمر
flagellant
کسیکه برای بخشودگی ازگناهان بخود شلاق میزند موجود یا انگل تاژک دار
half timber
ساخته شده از الوار کوتاه
on site concrete
بتن ساخته شده در کارگاه
gimmal
ساخته شده از حلقههای تودرتو
modular design
مدل ساختمانی پیش ساخته
pinwale
ساخته شده ازالیاف باریک
plate girder
تیر ساخته شده از تسمه
sculpturesque
ساخته شده بشکل مجسمه
sapphirine
ساخته شده ازیاقوت کبود
home-made
<adj.>
در خانه ساخته
[تهیه]
شده
icehouse
خانه وساختمان ساخته شده از یخ
ice crete
بتون یک پارچه یا پیش ساخته
Who has composed this tune?
این آهنگ راکی ساخته ؟
spar bridge
پل ساخته شده ازگرده چوب
piragua
ساخته شده ازتنه درخت
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com