Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English
Persian
fiber optics
الیاف نوری
Other Matches
monofilament
الیاف تک رشته بلند
[این نوع از لیف که دارای طول بسیار بلندی است بصورت طبیعی فقط در الیاف ابریشم وجود داشته ولی الیاف مصنوعی یا شیمیایی می توانند بصورت الیاف بلند یا کوتاه تهیه شوند.]
over dyeing
[رنگرزی الیاف رنگ شده با دو رنگ متفاوت جهت به دست آمدن رنگ سوم. بطور مثال رنگرزی الیاف آبی با رنگینه زرد جهت سبز شدن الیاف.]
burl
[nep]
گلوله ای یا نپ شدن الیاف در سطح بافته شده بدلیل پیچش الیاف بدور یکدیگر
filament
الیاف
[بلند و ممتد مثل ابریشم و یا الیاف مصنوعی]
wool sorting
دسته بندی الیاف
[بر اساس طول الیاف، ناحیه چیده شدن از بدن حیوان و رنگ پشم]
dye polymer recording
در دیسکهای نوری روش ضبط که تغییرات در دیسک نوری پلاستیکی در لایه باریک توکار ایجاد میکند یک مزیت بزرگ این روش : داده ذخیره شده روی دیسک نوری قاب پاک شدن است
synthetic fibers
الیاف شیمیایی
[الیاف مصنوعی]
magneto optical disc
دیسک نوری که در وسیله ضبط مغناطیسی- نوری به کار می رود
wand
دستگاه ورودی خواندن برچسبهای رمزی شمش نوری به وسیله حس کردن الگوهای نوری فضاهای تیره و روشن
wands
دستگاه ورودی خواندن برچسبهای رمزی شمش نوری به وسیله حس کردن الگوهای نوری فضاهای تیره و روشن
fibre optics
لایه شیشهای یا پلاستیکی نازک که قادر به ارسال سیگنالهای نوری است . سیگنال نوری یا لیزری برای نمایش داده ارسالی تقسیم میشود
optical character recognition
تشخیص نوری دخشه تشخیص کاراکتر نوری شناسایی نوری دخشه بازشناسی نوری دخشه بازشناسی کاراکتر نوری
nep
پرز
[تل]
[گلوله ای کوچک از الیاف که در سطح پارچه یا فرش بوجود می آید. این عارضه هنگامی که الیاف طول بلندتری داشته باشند به علت پیچ خوردن آنها به یکدیگر بوجود می آید.]
cladding
واسطه شفافی که هسته یک فیبر نوری را احاطه میکند دومین لایه واحد فیبر نوری
vat dyeing
رنگرزی خمی
[روشی جهت رنگرزی رنگینه هایی که براحتی در آب حل نمی شوند. الیاف رنگ شده به این طریق دارای مقاومت بالایی در مقابل شستشو و نور خورشید هستند و بیشتری برای پنبه و الیاف های سلولزی است.]
ocr
فرآیندی که امکان تشخیص حروف چاپ شده یا نوشته شده را به صورت نوری و تبدل آن به کد قابل خواندن توسط ماشین که ورودی کامپیوتر ست دارد با استفاده از حرف خان نوری
optical
فرآیندی که اجازه میدهد حروف چاپی یا نوشته شده به صورت نوری تشخیص داده شوند و به کد قابل خواندن توسط ماشین تبدیل شوند که وارد کامپیوتر می شوند به کمک حرف خوان نوری
linter
ماشینی که پس از پاک کرن پنبه الیاف کوتاه چسبیده به تخم پنبه را میگیرد الیاف کوتاه پنبه که به تخم پنبه چسبیده است
fibers
الیاف
glass fibers
الیاف شیشه
vulcanized fiber
الیاف وولکانیده
man-made fiber
الیاف شیمیایی
fibrillation
تشکیل الیاف
man-made fiber
الیاف مصنوعی
ravel
از هم جداکردن الیاف
to unravel woven
[knitted]
fabric
از هم جداکردن
[الیاف]
vegetable fiber
الیاف گیاهی
undyed
<adj.>
الیاف خام
acetate fibers
الیاف استاتی
ramie
الیاف گیاه
raffia
الیاف رافیا
Manila
از الیاف گیاهی نساجی
piassava
الیاف نخل پیاساوا
decorticate
بصورت الیاف در اوردن از
coir
الیاف سخت وزبر
viscose rayon
الیاف سلولزی مصنوعی
bath dye
حمام رنگرزی الیاف
dyeability
قابلیت رنگرزی الیاف
bleaching
رنگ زدایی الیاف
manila rope
الیاف یا طناب مانیلا
crepe paper
کاغذ الیاف درشت
hydrophobic
[الیاف مصنوعی ضد جذب آب]
shrinkage
جمع شدن الیاف
stripping of dye
رنگبری کردن از الیاف
orientation of fibers
نظم و یکنواختی الیاف در نخ
cotton-carder
جدا کننده الیاف
fascicule
دسته یا مجموعه کوچک الیاف
fasciculus
دسته یا مجموعه کوچک الیاف
yarns
الیاف داستان افسانه امیز
tows
پس مانده الیاف کتان یا شاهدانه
tow
پس مانده الیاف کتان یا شاهدانه
plucker
ماشین الیاف بازکن پشم
yarn
الیاف داستان افسانه امیز
adhesion of fibers
خاصیت چسبندگی الیاف به یکدیگر
density
تراکم الیاف
[در یک مساحت معین]
flaxy filaments
رشته هایا الیاف کتان
fascicle
دسته یامجموعه کوچک الیاف
polyester
الیاف یاپارچه پولی استر
spun glass
شیشه مذاب الیاف مانند
acetate rayon process
فرایند تهیه الیاف استاتی
vegetable fiber
الیاف سلولزی
[مثل پنبه و کنف]
protein fiber
الیاف پروتئینی
[مانند ابریشم و پشم]
mildew
کپک و قارچ بر روی الیاف پنبه
cellulose
الیاف سلولز
[در پنبه کنف و غیره]
oakum
پس مانده الیاف شاهدانه کنف لایی
oakum
الیاف قیراندود کنف مخصوص درزگیری
curing time
مدت زمان پخت الیاف در رنگرزی
carding
موازی کردن الیاف قبل از ریسندگی
flocculus
دسته کوچکی از الیاف پشمی کلف خورشید
tip fading
[رنگ پریدگی الیاف در مجاورت نور آفتاب]
dacron
نام تجارتی الیاف مصنوعی پارچه داکرون
henequen
الیاف محکم وزرد رنگ گیاه صباره
close grain
دارای الیاف یا بلورهاویاساختمان فریف وبهم پیوسته
close grained
دارای الیاف یا بلورهاویاساختمان فریف وبهم پیوسته
ingrain
نخی که قبلا الیاف ان رنگ شده است
kapok
الیاف ابریشمی درخت پنبه یادرخت ابریشم
blade
کاردک تیز جهت بریدن الیاف اضافی
natural fiber
الیاف طبیعی
[مثل پشم، پنبه و ابریشم]
flock
[الیاف ریز و خرد شده که قابلیت ریسندگی دارند.]
yacht rope
طناب ساخته شده از الیاف نرم و سفید مانیل
optic
نوری
dimness
کم نوری
photic
نوری
optical
نوری
patina
[جرم، کبره و کثیف شدن الیاف پشم در اثر مرور زمان]
carding brush
شانه حلاجی یا کیله جهت موازی کردن الیاف به روش دستی
light gun
تفنگ نوری
light microscopy
میکروسکپ نوری
optical scanning
پیمایش نوری
light output ratio of a fitting
راندمان نوری
light ralay
رله نوری
light sensitive
با حساسیت نوری
luminous flux
شار نوری
optical pyrometry
تف سنجی نوری
optical
دیسکهای نوری
optical scanner
پیمایشگر نوری
fiber optics
فیبر نوری
optical scanner
پوینده نوری
optical rotation
چرخش نوری
optical resonance
همنوایی نوری
photodissociation
تفکیک نوری
light switch
گزینه نوری
light wave
موج نوری
optical antipode
همپار نوری
optical isomerism
همپاری نوری
optical isomer
همپار نوری
optical isomer
ایزومر نوری
optical fiber
فیبر نوری
optical disk
دیسک نوری
optical density
چگالی نوری
optical communications
ارتباطات نوری
optical character
کاراکتر نوری
optical character
دخشه نوری
optical activity
فعالیت نوری
optic fibre
فیبر نوری
optical lens
عدسی نوری
optical mark reader
علامتخوان نوری
optical resolution
تفکیک نوری
photo optic memory
حافظه نوری
luminous sensitivity
حساسیت نوری
optical printer
چاپگر نوری
optical isomerism
ایزومری نوری
optical stability
پایداری نوری
photophone
تلفن نوری
spectral line
خط طیف نوری
wand
قلم نوری
light-years
سال نوری
photic zone
نوار نوری
photism
توهم نوری
photodecomposition
تجزیه نوری
light year
سال نوری
photo electron
الکترون نوری
photo luminescence
لومینسانس نوری
light pen
قلم نوری
photoperiodism
واکنش نوری
light pens
قلم نوری
light-year
سال نوری
wands
قلم نوری
optical memory
حافظه نوری
photoelectric
نوری وبرقی
photopolymer
بسپار نوری
photostatic
ایستا نوری
photo plotter
رسام نوری
optically active
فعال نوری
electric arc
قوس نوری
photo excitation
برانگیختگی نوری
sliver
فتیله نخ
[الیاف کشیده شده و موازی که هنوز تاب داده نشده اند.]
optical mark reader
علامت نوری خوان
optical laser disk
دیسک لیزری نوری
fibre
فیبر نوری با قط ر بسیار کم
optical gonimeter
زاویه یاب نوری
fibre optic cable
کابل فیبر نوری
optical mark reader
نشان خوان نوری
photovoltaic
قدرت زای نوری
ocr
تشخیص کاراکترهای نوری
ocr
شناخت کاراکتر نوری
optical character reader
دخشه خوان نوری
optical measuring system
سیستم سنجش نوری
mutarotation
تغییر چرخش نوری
optical mark reader
علامت خوان نوری
optical
خواننده میله نوری
optical
استفاده از کابل نوری
dynamic luminous sensitivity
حساسیت نوری دینامیک
optical rotatory dispersion
پاشندگی چرخش نوری
flash ranging
مسافت یابی نوری
optical rotatory power
قدرت چرخش نوری
spectral line
نوار طیف نوری
static luminous sensitivity
حساسیت نوری استاتیک
optical resonator
تشدید کننده نوری
go to school
خواننده میله نوری
optical recognition device
دستگاه تشخیص نوری
photokymograph
جنبش نگار نوری
fibres
فیبر نوری با قط ر بسیار کم
fiber
فیبر نوری با قط ر بسیار کم
arc machining
جوشکاری قوس نوری
macrometer
مسافت یاب نوری
optical page reader
صفحه نوری خوان
light induction
القاء تحریک نوری
light emitting diode
دیود ناشر نوری
optical purity
درجه خلوص نوری
acrylic fibers
الیاف مصنوعی اکریلیک
[گاه در فرش بصورت تقلبی به جای پشم استفاده می شود]
unidirectional composite
ساختاری که همه الیاف یارشتههای ان موازی بوده ومعمولا در جهت نیروی وارده میباشند
braid
الیاف بافته شده با روکش لاستیکی برای دربر گرفتن وتقویت لولههای هیدرولیکی
braided
الیاف بافته شده با روکش لاستیکی برای دربر گرفتن وتقویت لولههای هیدرولیکی
braids
الیاف بافته شده با روکش لاستیکی برای دربر گرفتن وتقویت لولههای هیدرولیکی
welding arc voltage
ولتاژ قوس نوری جوشکاری
open arc welding
جوشکاری قوس نوری باز
high field emmission arc
قوس نوری فشار قوی
image arc furnace
کوره قوس نوری غیرمستقیم
low voltage arc
قوس نوری فشار ضعیف
resistance arc furnace
کوره مقاومتی قوس نوری
fully
از قبیل هر قطعه نوری یا نهانی
single yarn
نخ یک لا
[این نخ از تابیده شدن الیاف در یک جهت بوجود می آید و قبل از مرحله چندلا تابی است.]
S-twist
[S-spun]
نخ چپ تاب
[جهت پیچیدن الیاف بدور یکدیگر در این نوع نخ مانند حرف اس لاتین است.]
ferrous sulfate
دندانه آهن
[جهت تولید رنگ های تیره تر و کاهش تردی و شکنندگی الیاف پشم]
omr
تشخیص علامت نوری Recognition ark
eraseble optical disk drive
دیسک گردان نوری پاک شدنی
combines
سیستم تشخیص حروف نوری کارا
optical
وسیله نوری که از بار کد داده را می خواند
combining
سیستم تشخیص حروف نوری کارا
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com