Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (13 milliseconds)
English
Persian
angle
اندازه تغییرات در جهت که معمولا اندازه گردش از یک محور میباشد
angles
اندازه تغییرات در جهت که معمولا اندازه گردش از یک محور میباشد
Other Matches
baud rate
اندازه گیری تعداد تغییرات سیگنال ارسال شده در ثانیه
baud
اندازه گیری تعداد تغییرات سیگنال ارسال شده در ثانیه
If the cap fit,wear it.
<proverb>
اگر کلاه به اندازه سرت هست به سر بگذار !(لقمه به اندازه دهن بردار).
zahn cup
محفظهای با سوراخی به اندازه معین و دقیق برای اندازه گیری ویسکوزیته سیال
typefaces
اندازه نوشتار که در واحد نقط ه اندازه گیری میشود
typeface
اندازه نوشتار که در واحد نقط ه اندازه گیری میشود
analogues
نمایش و اندازه گیری دادههای عددی توسط مقادیر ممتد و متغیر فیزیکی مثل اندازه ولتاژ الکتریکی
analogue
نمایش و اندازه گیری دادههای عددی توسط مقادیر ممتد و متغیر فیزیکی مثل اندازه ولتاژ الکتریکی
analog
نمایش و اندازه گیری دادههای عددی توسط مقادیر متغیر ممتد فیزیکی مثل اندازه ولتاژ الکتریکی
orifice meter
روش اندازه گیری جریان سیال با گرفتن اندازه دقیق فشار قبل و بعد از یک صفحه عرضی با یک سوراخ
gyro
برای نشان دادن یا اندازه گیری حرکت زاویهای پایه خودحول یک یا دو محور عمود برمحور دوران بهره میگیرد
processor
ساخت CPU با اندازه کلمه بزرگ با وصل کردن پلاکهای با اندازه کلمه کوچکتر به هم
gage
اندازه وسیله اندازه گیری
gage
اندازه گیر اندازه گرفتن
sizes
1-تعداد حروفی که کامپیوتر به صورت افقی و عمودی میتواند نمایش دهد. 2-اندازه صفحه نمایش بر پایه اندازه بین المللی کاغذ
size
1-تعداد حروفی که کامپیوتر به صورت افقی و عمودی میتواند نمایش دهد. 2-اندازه صفحه نمایش بر پایه اندازه بین المللی کاغذ
measure
1-یافتن اندازه یا کمیت چیزی . 2-از اندازه یا کمیت خاص بودن
gauges
اندازه اندازه گیر
gauge
اندازه اندازه گیر
gauged
اندازه اندازه گیر
angular momentum
اندازه حرکت زاویهای گشتاور اندازه حرکت
moment of momentum
اندازه حرکت زاویهای گشتاور اندازه حرکت
stream gaging
اندازه گیری ابراهه ها اندازه گیری رودخانه
measuring converter
مبدل اندازه گیری ترانسفورماتور اندازه گیری
baseline document
سندی که یک مرجع برای تغییرات یک سیستم کامپیوتری میباشد
adobe type manager
استاندارد برای نوشتارهایی که اندازه شان قابل تغییر است که توسط System Apple و Windows Microsoft برای تقریبا تمام اندازه ها و قابل چاپ روی تمام چاپگرها ایجاد شده است
intermediate contingency
قدرت موتور توربوشفت پایین تر از سطح اضطراری که معمولا برای مدت 03 دقیقه مجاز میباشد
We do not usually go places that cost a lot of money.
ما معمولا به جاهای گران قیمت گردش نمی کنیم.
gear cluster
مجموعه چرخ دنده هایی که جزیی از یک محور میباشد
thermate
نوعی ماده اتشزاست که در گلولههای اتشزا مورد استفاده قرار می گیرد و معمولا مخلوط اکسیداهن و الومینیم میباشد
tumple
گردش حول محور عرضی
non tilting mixer
بتن ساز دواری که مخزن ان دارای دو سوراخ میباشد وحول محور افقی می چرخد
declinating station
ایستگاه اندازه گیری انحراف مغناطیس دستگاهها ایستگاه اندازه گیری انحراف
torsionmeter
وسیله اندازه گیری دور پروانه ناو وسیله اندازه گیری نیروی چرخش پروانه ناو
wing heavy
تمایل هواپیما برای گردش درجهت حول محور طولی
inferior planet
سیارهای که مدار گردش ان کوچکتر از مدار زمین میباشد
moving iron instrument
دستگاه اندازه گیری اهن گردان دستگاه اندازه گیری اهن نرم گردان
immeasurable
بی اندازه
gauge
اندازه
attack size
اندازه تک
tracts
اندازه
extent
اندازه
gauges
اندازه
immense
بی اندازه
gauged
اندازه
tract
اندازه
immensely
بی اندازه
quantum
اندازه
equalled
: هم اندازه
bulk
اندازه
isodiametric
هم اندازه
deals
اندازه
fitted
اندازه
symmetric
هم اندازه
hecatompet
[اندازه صد پا]
measure
اندازه
what is your size?
اندازه
meters
اندازه
deal
اندازه
immoderately
بی اندازه
floor length
اندازه کف
in what way
<adv.>
تا چه اندازه ای
to what extent
<adv.>
تا چه اندازه ای
measurer
اندازه
inordinate
بی اندازه
in part
<idiom>
تا یک اندازه
how far
<adv.>
تا چه اندازه ای
To some extent. Within limits.
تا اندازه ای
beyond measure
بی اندازه
screamingly
بی اندازه
meter
اندازه
what
چه اندازه
rather
تا یک اندازه
sizes
اندازه
so far forth
تا ان اندازه
gauge=gage
اندازه
measurement
اندازه
dealt
اندازه
size
اندازه
to size up
اندازه
degrees
اندازه
degree
اندازه
inordinately
بی اندازه
measurements
اندازه
soupcon
اندازه کم
equaled
: هم اندازه
isometric
هم اندازه
infintesimal
بی اندازه
equaling
: هم اندازه
equal
: هم اندازه
dimensions
اندازه
equalling
: هم اندازه
dimension
اندازه
isometrics
هم اندازه
equals
: هم اندازه
metre
اندازه
magnitude
اندازه
indefinite
بی اندازه
metres
اندازه
thus much
این اندازه
dimensional stability
ثبات اندازه
same
بهمان اندازه
fittest
اندازه بودن
fit
اندازه بودن
dimensioning
اندازه گذاری
dimensional error
خطای اندازه
design size
اندازه طرح
limit
اندازه وسعت
volumetric measure
اندازه حجمی
cut to size
به اندازه بریدن
design size
اندازه نامی
diamensionless
بدون اندازه
dimension diagram
رسم اندازه
dimension sketch
طرح اندازه
fits
اندازه بودن
dimensional accuracy
دقت اندازه
dimensional change
تغییر اندازه
to some extent
تا اندازه ایی
speed
اندازه سرعت
trim size
اندازه طبیعی
gage=gauge
پیمانه اندازه
fractional size
اندازه کسری
remedial measure
اندازه کمکی
full scale
اندازه طبیعی
too much
بیش اندازه
speeding
اندازه سرعت
gage
اندازه نما
speeds
اندازه سرعت
gaging
اندازه گیری
gauger
اندازه گیر
fitting allowance
کاملا" اندازه
fit size
اندازه مناسب
gray scale
اندازه خاکستری
graded ruller
خط کش اندازه دار
effective size
اندازه موثر
gauge cock
اندازه نما
to take the gauge of
اندازه گرفتن
effective size of grain
اندازه موثرذرات
undersize
اندازه کوتاه
type size
اندازه فونت
type size
اندازه حروف
mete
:اندازه گرفتن
file size
اندازه فایل
metering
اندازه گیری
fixes
که اندازه کلمه
fathoming
اندازه گرفتن
fathoms
اندازه گرفتن
module
اندازه میزان
module
اندازه گیری
fathomed
اندازه گرفتن
fathom
اندازه گرفتن
modules
اندازه گیری
fix
که اندازه کلمه
life-size
اندازه واقعی
life size
اندازه واقعی
doses
اندازه معین
partially
تایک اندازه
gauging
اندازه گیری
measuring
اندازه گیر
modules
اندازه میزان
measurements
اندازه گیری
span
پوشش اندازه
span
اندازه گرفتن
spanned
پوشش اندازه
spanned
اندازه گرفتن
spanning
پوشش اندازه
spanning
اندازه گرفتن
spans
پوشش اندازه
spans
اندازه گرفتن
dose
اندازه معین
dosing
اندازه معین
format
اندازه شکل
formats
اندازه شکل
measurement
اندازه گیری
doubled up
اندازه دو برابر
doubled
اندازه دو برابر
double
اندازه دو برابر
parameter
شرح اندازه
parameters
شرح اندازه
outsize
اندازه غیرمعمولی
dosed
اندازه معین
cubic measure
اندازه فضایی
full-size
اندازه طبیعی
caliper
اندازه گرفتن
calibration standard
اندازه کالیبراسیون
bourne
اندازه جوی
body size
اندازه بدن
indicator
شاخص اندازه
block size
اندازه بلاک
oversize
بزرگتر از اندازه
oversize
برزگ اندازه
full size
اندازه طبیعی
chordal measure
اندازه وتر
circular measure
اندازه کمان
water gauge
اندازه اب نما
critical magnitude
اندازه بحرانی
weight and measures
سنگ و اندازه
wire guage
اندازه سیم
without limit
بی حد بی اندازه نامحدود
commensurateness
اندازه گیری
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com