English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 118 (7 milliseconds)
English Persian
agricultural revolution انقلاب کشاورزی
Other Matches
agribusiness تجارت محصولات کشاورزی کار و کسب کشاورزی
farm technology روش فنی کشاورزی تکنولوژی کشاورزی
elevator انبار غله | [کشاورزی] | جای غله خیز [کشاورزی]
counter-revolution ضد انقلاب
counter revolution ضد انقلاب
upheavals انقلاب
revolution انقلاب
counter-revolutions ضد انقلاب
upheaval انقلاب
solstice انقلاب
mutations انقلاب
mutation انقلاب
revolutions انقلاب
commercial revolution انقلاب بازرگانی
industrial revolution انقلاب صنعتی
revolutionist پیشوای انقلاب
solstitium نقطه انقلاب
counterrevolution قیام بر ضد انقلاب
solstice نقطه انقلاب
green revolution انقلاب سبز
counterrevolution انقلاب متقابل
revolutionary guards پاسداران انقلاب
solstitial point نقطه انقلاب
keynesian revolution انقلاب کینزی
winter solstice انقلاب زمستانی
summer solstic انقلاب تابستانی
summer solstice انقلاب تابستانی
revolutionizer انقلاب اور
agrarian revolution انقلاب ارضی
french revolution انقلاب فرانسه
palace revolution انقلاب کاخی
russian revolution انقلاب روسیه
palace revolution انقلاب کاخ نشینان
revolt بهم خوردگی انقلاب
revolts بهم خوردگی انقلاب
Flemish Mannerism انقلاب شمال اروپا
counter-revolutions جنبش برای سرکوبی انقلاب
sansculottism پیروی از اصول انقلاب افراطی
solstitium [نقطه] انقلاب [ستاره شناسی]
midwinter چله زمستان انقلاب زمستانی
counter-revolution جنبش برای سرکوبی انقلاب
tillage کشاورزی
plantership کشاورزی
arboretum کشاورزی
rural کشاورزی
farming کشاورزی
agriculture کشاورزی
agricultural کشاورزی
husbandry کشاورزی
agronomy کشاورزی
agronomic کشاورزی
sturm und drang نهضت ادبی رمانتیک المان پس از انقلاب فرانسه
farming کشاورزی برزیگری
agricultural credit اعتبار کشاورزی
agricultural cooperatives تعاونیهای کشاورزی
agricultral waste پسماند کشاورزی
agricultural investigation تجسسات کشاورزی
manure کود کشاورزی
to follow the plough کشاورزی کردن
agriculture کشاورزی برزگری
vegetable soil خاک کشاورزی
agricultural economics اقتصاد کشاورزی
extensive agriculture کشاورزی وسیع
farm labors کارگران کشاورزی
farm surplus مازاد کشاورزی
agricultural sector بخش کشاورزی
farm yields بازده کشاورزی
agricultural projects طرحهای کشاورزی
agricultural products محصولات کشاورزی
agricultural pollution الودگی کشاورزی
agricultural implements الات کشاورزی
agricultural fluctuations نوسانهای کشاورزی
extensive agriculture کشاورزی سطحی
loyalist کسی که درهنگام شورش و انقلاب ازدولت طرفداری میکند
loyalists کسی که درهنگام شورش و انقلاب ازدولت طرفداری میکند
agricultural planning برنامه ریزی کشاورزی
agricultural support policy سیاست حمایت از کشاورزی
agriculturalist دانشجوی دانشکدهء کشاورزی
agriculturist دانشجوی دانشکدهء کشاورزی
georgic وابسته به کشاورزی روستایی
geoponic مربوط به کشاورزی یاکشتکاری
agroecosystem بوم سازگان کشاورزی
elevator انبار دانه [کشاورزی]
extensive agricultuse کشاورزی غیر محدود
agricultural mechanization ماشینی کردن کشاورزی
anticrop agent عامل ضدمحصولات کشاورزی
sovkhoz موسسه کشاورزی وروستایی
raw produce محصول طبیعی یا کشاورزی
outturn محصول کشاورزی یاصنعتی
ageicultural مربوطبه کشاورزی یاکشتکاری
agricultural extension services خدمات ترویج کشاورزی
hay loader لودر یونجه [کشاورزی]
The novel depicts life in prerevolutionary Russia. این رمان زندگی در پیش از انقلاب روسیه را نشان می دهد.
farm price supports حمایت از قیمت کالاهای کشاورزی
hacienda بنگاه کشاورزی یا معدن ومانند ان
He reanimated the Iranian agriculture. کشاورزی ایران رازنده کرد
agricultural labor productivity بهره دهی کارگر کشاورزی
new marxism مکتب اختراعی "ژرژ سورل " که عمدتا" بر تحریک افکارزحمتکشان به انقلاب متکی است
agricultural price policy سیاست تعیین قیمت محصولات کشاورزی
basic crops محصولات کشاورزی اساسی مانند گندم
granger عضو انجمن پشتی بانان کشاورزی
counter revolution عملیاتی و تدابیری که بعد از وقوع انقلاب برای خنثی کردن ان انجام و اتخاذ میشود
combine [combine harvester] کمباین [کشاورزی] [ماشین برداشت محصولات دانه دار]
combine harvester کمباین [کشاورزی] [ماشین برداشت محصولات دانه دار]
latifundium ملک کشاورزی باوسایل اولیه که برده ها در ان کارمیکرده اند
harvester کمباین [کشاورزی] [ماشین برداشت محصولات دانه دار]
combined harvester کمباین [کشاورزی] [ماشین برداشت محصولات دانه دار]
corn harvester کمباین [کشاورزی] [ماشین برداشت محصولات دانه دار]
extensive cultivation بالا بردن مقدارمحصول کشاورزی از طریق استفاده از زمین
harvester-thresher [rare] کمباین [کشاورزی] [ماشین برداشت محصولات دانه دار]
food and agricultural organization از موسسات وابسته به سازمان ملل متحدکه به سال 5491 تاسیس وهدفش بررسی وضع تولیدمحصولات کشاورزی و سایراغذیه است
self binder ماشین کشاورزی که هم درومیکندوهم بافه می بند د ماشین درووبسته بندی
anticrop operations عملیات کاربرد افات کشاورزی در عملیات نظامی
new deal برنامه توسعه اقتصادی فرانکلین روزولت پس از سالهای بعداز بحران بزرگ درامریکا که دران کمک به کشاورزی بازنشستگی وبیمه بیکاری و غیره گنجانیده شده است
agroecosystem اکوسیستم کشاورزی اکوسیستم زراعی
south american revolution انقلاب امریکای جنوبی نهضت سیاسی امریکای جنوبی در اوائل قرن 91 که به جنگ بین استقلال طلبان ان خطه با استعمارگران اسپانیایی و بالاخره استقلال این مستعمرات منجر شد
fabianism نحله سوسیالیستی معتدل که به سال 4881 درانگلستان تشکیل شد و در واقع پایه حزب کارگر محسوب میشود . اصحاب این مسلک باعقاید مارکس در زمینه لزوم کشمکش طبقاتی و نیز انقلاب و شدت عمل جهت وصول به اهداف سوسیالیزم موافقت ندارند
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com