Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (3 milliseconds)
English
Persian
steenbok
اهوی کوچک افریقا
steinbock
اهوی کوچک افریقا
Other Matches
musk deer
اهوی ختن اهوی مشک
halloa
اهوی
yoohoo
اهوی
halloo
اهوی
hallo
اهوی
musk deer
اهوی ختا
holla
اهوی اهای
hollo
اهوی اهای
holloo
اهوی اهای
mouse deer
اهوی ختا
chevrotain
اهوی ختا
sasin
اهوی هندی
deer
اهوی کوهی
deerlet
اهوی ختا
gazelles
اهوی کوهی
goa
اهوی تبت
gazelle
اهوی کوهی
fraxinella
علف اهوی سفید
the dark continent
افریقا
Libya
شمال افریقا
liberian
لیبری اهل در افریقا
guineas
کشور گینه در افریقا
Guinea
کشور گینه در افریقا
gemsbok
بزیا اهوی کوهی بزرگ افریقای جنوبی
moresque
مطابق با سبک مغربیهای افریقا
Ivory Coast
کرانهی مرکزی و غربی افریقا
kaross
پوستین بی استین بومیان افریقا
barbary
کشوران اسلامی شمال افریقا
moorish
وابسته به اهالی شمال افریقا
moors
اهل شمال افریقا مسلمان
stapelia
پادزهر سمی وبدبوی افریقا
moored
اهل شمال افریقا مسلمان
moor
اهل شمال افریقا مسلمان
harmattan
بادخشک زمستانی سواحل غربی افریقا
aardwolf
کفتار بومی جنوب و مشرق افریقا
casbah
محله بومیهای شهرهای شمالی افریقا
zulu
اهل ناتال در جنوب افریقا ناتالی
st helena
جزیره سنت هلن درجنوب غربی افریقا
karoo
قطعه زمین صاف مرتفع وخشک افریقا
karroo
قطعه زمین صاف مرتفع وخشک افریقا
hottentot
یکی از انواع بومیهای جنوب افریقا که اندامی کوتاه ورنگ قهوهای مایل به زرددارند
Burundi
کشور بروندی در مرکز خاوری افریقا و شرق کشور زئیر
petty cash
صندوق ویژه وجوه کوچک حساب هزینه های کوچک
gemmule
یاخته کوچک که ازان جانورتازه پدیدمیاید غنچه کوچک
somali
کشور سومالی واقع در افریقا اهل سومالی
widget
آلت کوچک
[ابزار ]
[اسباب مکانیکی کوچک]
jigger
بادبان کوچک یکجور کرجی کوچک
pig board
تخته کوچک برای موجهای کوچک
increment
فواصل کوچک کیسههای کوچک خرج
increments
فواصل کوچک کیسههای کوچک خرج
bushbaby
گونههای نخستیان میمون مانند جنگلهای حارهی افریقا از تیرهی Galagidae که شبگرد هستند و چشمان درشت و دم پرپشت و جارو مانند دارند
bushbabies
گونههای نخستیان میمون مانند جنگلهای حارهی افریقا از تیرهی Galagidae که شبگرد هستند و چشمان درشت و دم پرپشت و جارو مانند دارند
pannikin
لیوان کوچک پیمانه کوچک
knobble
برامدگی کوچک گره کوچک
applet
1-برنامههای کاربردی کوچک 2-برنامه کوچک برای بهبود کارایی برنامه کاربردی وب که توسط Activex یا برنامه جا وا تامین میشود3-
small-scale
طبلک کوچک مقیاس نقشه مقیاس کوچک
small scale
طبلک کوچک مقیاس نقشه مقیاس کوچک
storage
1-حافظه داخلی کوچک با دستیابی سریع سیستم که حاوی برنامه جاری است . 2-حافظه کوچک داخلی سیستم
davit
جرثقیل کوچک جرثقیل کوچک قایق
smallest
کوچک
fractional
کوچک
minor
کوچک
pillule
حب کوچک
bantam
کوچک
floret
گل کوچک
pipsqueak
کوچک
culverts
پل کوچک
petit
کوچک
thumbnails
کوچک
runty
کوچک
exiguousness
کوچک
thumbnail
کوچک
culvert
پل کوچک
pint size
کوچک
pint-size
کوچک
pipsqueaks
کوچک
dinky
کوچک
pilule
حب کوچک
canis minor
سگ کوچک
petty
کوچک
minute
کوچک
tiddlier
کوچک
cerebellum
مخ کوچک
tiddliest
کوچک
canis minoris
سگ کوچک
dimmers
کوچک
plumule
پر کوچک
seed bud
پر کوچک
diminutive
کوچک
puny
کوچک
bantams
کوچک
smaller
کوچک
tiddly
کوچک
small
کوچک
little
کوچک
small fry
کوچک
minuscule
کوچک
ponceau
پل کوچک
plumelet
پر کوچک
weeny
کوچک
minus cule
کوچک
ickle
کوچک
imminution
کوچک
gracile
کوچک
micro
کوچک
venule
رگ کوچک
weeniest
کوچک
micros
کوچک
half pint
کوچک
weenier
کوچک
fortalice
دژ کوچک
short ton
تن کوچک
whiffet
سگ کوچک
weensy
کوچک
sprigs
شاخه کوچک
lobulation
لخته کوچک
whip
تاکل کوچک
miniaturizes
کوچک کردن
small gross
قراص کوچک
whips
تاکل کوچک
small tool
ابزار کوچک
small truck
کامیون کوچک
whipped
تاکل کوچک
small intestine
روده کوچک
miniaturising
کوچک کردن
wisps
بقچه کوچک
miniaturize
کوچک کردن
small sircraft
هواپیمای کوچک
wisp
بقچه کوچک
nodule
قلنبه کوچک
nodule
برامدگی کوچک
nodules
قلنبه کوچک
miniaturised
کوچک کردن
eddied
گرداب کوچک
eddies
گرداب کوچک
miniaturises
کوچک کردن
eddy
گرداب کوچک
nodules
برامدگی کوچک
eddying
گرداب کوچک
sprig
شاخه کوچک
prickles
خراش کوچک
crotchets
قلاب کوچک
tad
بچه کوچک
taradiddle
دروغ کوچک
tarradiddle
دروغ کوچک
short castling
قلعه کوچک
saucers
بشقاب کوچک
pinky
انگشت کوچک
cabins
اطاق کوچک
saucer
بشقاب کوچک
the little bear
خرس کوچک
the little entent
ائتلاف کوچک
the little entente
ائتلاف کوچک
tier table
میز کوچک
beauty spot
خال کوچک
beauty spots
خال کوچک
minimised
کوچک شمردن
minimises
کوچک شمردن
prickled
خراش کوچک
small detail
جزء کوچک
minimizing
کوچک شمردن
minimizes
کوچک شمردن
snippet
چیز کوچک
snippets
چیز کوچک
office
کامپیوتر کوچک
offices
کامپیوتر کوچک
shrink
کوچک شدن
shrinking
کوچک شدن
minimized
کوچک شمردن
shrinks
کوچک شدن
crotchet
قلاب کوچک
minimize
کوچک شمردن
minimising
کوچک شمردن
cabin
اطاق کوچک
crackers
کلوچه کوچک
pinpointed
چیز کوچک
pinpointing
چیز کوچک
pinpoints
چیز کوچک
shrunken
کوچک شدن
atrophying
کوچک شدن
tip
سر صفحه کوچک
tipping
سر صفحه کوچک
atrophy
کوچک شدن
atrophies
کوچک شدن
inlet
خلیج کوچک
atrophied
کوچک شدن
abject
کوچک کردن
supermini
ابرکامپیوتر کوچک
starlet
ستاره کوچک
sylphid
جن هوایی کوچک
pinpoint
چیز کوچک
squirt
فواره کوچک
subshrub
شاخه کوچک
cracker
کلوچه کوچک
sub vassal
تیولداران کوچک
streamlet
نهر کوچک
stipel
برگ کوچک
nutlet
هسته کوچک
subminiature
خیلی کوچک
pouch
کیسه کوچک
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com