Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (3 milliseconds)
English
Persian
waiting position
ایستگاه انتظار قایقهای گشتی سریع السیر حالت انتظار یااماده باش قایقهای گشتی
Other Matches
One mustn't sk apple trees for oranges, France for sun, women for love, life for happiness.
نباید از درخت پرتقال انتظار سیب، از فرانسه انتظار آفتاب، از زنان انتظار عشق و از زندگی انتظار شادی داشت.
standby
حالت انتظار
wait state
حالت انتظار
standbys
حالت انتظار
nonpay status
حالت انتظار خدمتی
attends
انتظار کشیدن انتظار داشتن
attending
انتظار کشیدن انتظار داشتن
attend
انتظار کشیدن انتظار داشتن
combat air patrol
هواپیمای گشتی رزمی گشتی رزمی هوایی
holding position
وضعیت انتظار و در جا زدن وضعیت انتظار هواپیما درمحوطه تاکسی کردن
ready cap
حالت انتظار هواپیمای جنگنده برای پرواز
quadruple scylls
مسابقه قایقهای 4 نفره
pairs
مسابقه قایقهای 2نفره
yaghtman's anchor
لنگر قایقهای بادی کوچک
boat flotilla
ناو گروه قایقهای هجومی
yaght racing
مسابقه قایقهای بادباندار یاموتوردار
parachute spinnaker
بادبان سه گوش قایقهای تفریحی
fleets
گروه قایقهای شرکت کننده درمسابقه
fleet
گروه قایقهای شرکت کننده درمسابقه
boat rendezvous area
منطقه الحاق قایقهای ناو گروه
meter rule
مقررات مربوط به ساختن قایقهای بادی
holing
نقطه شروع مسابقه قایقهای موتوری سوراخ
marinas
لنگرگاه یاحوضچه مخصوص توقف قایقهای تفریحی
holes
نقطه شروع مسابقه قایقهای موتوری سوراخ
marina
لنگرگاه یاحوضچه مخصوص توقف قایقهای تفریحی
holed
نقطه شروع مسابقه قایقهای موتوری سوراخ
last chance rule
مقررات مربوط به اجتناب ازتصادم با قایقهای دیگر
hole
نقطه شروع مسابقه قایقهای موتوری سوراخ
break bulk point
نقطه تقسیم اماد کشتی به داخل قایقهای کوچکتر
zero wait state
که آن قدر سریع است که با سرعت قط عات دیگر در کامپیوتر کار میکند و نیاز نیست به صورت مصنوعی سرعت آن کم شود یا وضعیت انتظار درج شود
patrolling
گشتی
feedback
گشتی
patrols
گشتی
patrolled
گشتی
patrol
گشتی
confusion
گم گشتی
patrolman
گشتی
out guard
گشتی
patrolmen
گشتی
combat air patrol
گشتی هوایی
patrols
قسمت گشتی
patrolman
پلیس گشتی
end around
دور گشتی
roundsman
افسرپلیس گشتی
patrolling
قسمت گشتی
vessel
ناو گشتی
patrol cars
اتومبیل گشتی
out guard
گشتی صحرایی
coastal patrol
گشتی ساحلی
flatfoot
پلیس گشتی
runner
گردنده گشتی
vessels
ناو گشتی
fanal
چراغ گشتی
standing patrol
گشتی ثابت
runners
گردنده گشتی
patrolled
قسمت گشتی
patrol car
اتومبیل گشتی
service craft
قایق گشتی
contact patrol
گشتی تماس
patrol boat
ناوچه گشتی
reconnaissance patrol
گشتی شناسایی
contact patrol
گشتی اخذتماس
inshorepatrol
گشتی ساحلی
combat patrol
گشتی رزمی
inshorepatrol
گشتی مرزساحلی
patrol boats
ناوچه گشتی
patrol
قسمت گشتی
fighting patrol
گشتی رزمی
moving screen
گشتی ممانعتی
air guard
گشتی هوایی
beach patrol
گشتی ساحلی
patrolmen
پلیس گشتی
boat lanes
خط سریال هجوم قایقها درعملیات اب خاکی ستون قایقهای هجوم کننده
barrier patrol
ناو گشتی سد کننده
black Marias
اتومبیل گشتی پلیس
barrier combat air patrol
گشتی مرزی هوایی
fire patrol
گشتی اتش نشان
black Maria
اتومبیل گشتی پلیس
screwdriver
پیچ گشتی
[ابزار]
barrier patrol
گشتی مامور موانع
turnscrew
پیچ گشتی
[ابزار]
night cap
گشتی رزمی هوایی شبانه
scout helicopter
هلی کوپتر شناسایی یا گشتی
end around borrow
رقم قرضی دور گشتی
end around carry
رقم نقلی دور گشتی
milk walk
گشتی که شیر فروش میزند گشت
barrier combat air patrol
گشتی هوایی سد کننده راه دشمن
radar picket cap
هواپیمای گشتی هوایی حامل رادار
lightening bug ship
هلی کوپتر روشن کننده گشتی
air raid reporting control ship
گشتی کنترل کننده گزارش حملات هوایی
locap
گشتی رزمی هوایی مخصوص ارتفاع پست
zippers
گشتی رزمی هوایی 42 ساعته در منطقه هدف
zipper
گشتی رزمی هوایی 42 ساعته در منطقه هدف
target cap
گشتی هوایی رزمی مخصوص تجسس منطقه هدف
igo
علامت من پست گشتی خود راترک می کنم در درگیری هوایی
prospecting
انتظار
prospects
انتظار
expectance
انتظار
prospect
انتظار
expectancy
انتظار
expectations
انتظار
expectantly
با انتظار
anticipation
انتظار
expectation
انتظار
ready line
خط انتظار
prospected
انتظار
posthaste
سریع السیر
fasts
سریع السیر
fastest
سریع السیر
expresses
سریع السیر
fasted
سریع السیر
fast
سریع السیر
expressed
سریع السیر
expressing
سریع السیر
express
سریع السیر
high speed
سریع السیر
resume
در رهگیری هوایی به معنی اینکه اخرین ماموریت گشتی خود را مجددا اجرا کنید
resumed
در رهگیری هوایی به معنی اینکه اخرین ماموریت گشتی خود را مجددا اجرا کنید
resumes
در رهگیری هوایی به معنی اینکه اخرین ماموریت گشتی خود را مجددا اجرا کنید
resuming
در رهگیری هوایی به معنی اینکه اخرین ماموریت گشتی خود را مجددا اجرا کنید
anticipated
<adj.>
انتظار می رود
inopinate
انتظار نداشته
error of expectation
خطای انتظار
in prospect
انتظار داشته
expectative
مورد انتظار
expectancy table
جدول انتظار
expectancy chart
نمودار انتظار
anticipatory
در حال انتظار
lobby
سالن انتظار
cooling period
زمان انتظار
waiting-rooms
اطاق انتظار
waiting-room
اطاق انتظار
waiting lists
لیست انتظار
waiting list
لیست انتظار
redezvous
محل انتظار
presumable
<adj.>
انتظار می رود
reception rooms
اتاق انتظار
expected
<adj.>
انتظار می رود
estimated
<adj.>
انتظار می رود
bide
در انتظار ماندن
reception room
اتاق انتظار
lobbied
سالن انتظار
lobbies
سالن انتظار
to look forward to
انتظار داشتن
probable
<adj.>
انتظار می رود
aspiration level
سطح انتظار
in the cards
<idiom>
انتظار داشتن
waiting-room
اتاق انتظار
waiting room
اطاق انتظار
anticipative
درحالت انتظار
waiting time
زمان انتظار
anteroom
اطاق انتظار
wait time
زمان انتظار
anterooms
اطاق انتظار
ante-rooms
اطاق انتظار
wait state
وضعیت انتظار
half pay
حق انتظار خدمت
to my great surprise
برخلاف انتظار من
in prospective
انتظار داشته
beyond the pale
<idiom>
دوراز انتظار
rendezvous area
موضع انتظار
ante-chamber
اتاق انتظار
skiff
قایق سریع السیر
keep pace
<idiom>
سریع السیر رفتن
speedway
جاده سریع السیر
flying
پردار سریع السیر
sales expectations
فروش مورد انتظار
tempo stroll variation
واریاسیون صبر و انتظار
beyond one's expectation
مافوق انتظار کسی
anticipated inflation
تورم مورد انتظار
suit up
ذخیره در انتظار بازی
anticipated price
قیمت مورد انتظار
in prospect
مورد انتظار
[در برنامه ]
anticipated profit
سود مورد انتظار
one anxious week of waiting
یک هفته انتظار با نگرانی
expected frequency
فراوانی مورد انتظار
point spread
امتیاز قابل انتظار
expected price
قیمت مورد انتظار
expected value
ارزش مورد انتظار
intended saving
پس انداز مورد انتظار
means end expectation
انتظار وسیله- هدف
look forward
انتظار چیزی را داشتن
to look forward to something
انتظار چیزی را داشتن
on deck
در انتظار نوبت شنا
likly
انتظار داشتنی مناسب
racer
مسابقه دهنده سریع السیر
racers
مسابقه دهنده سریع السیر
pony express
پست سریع السیر قدیم
cannonball
سریع السیر حرکت کردن
tallyho
کالسکه سریع السیر مسافری
fractional antedating goal response
خرده پاسخ انتظار هدف
to have arrived
[expected moment]
رسیدن
[به زمان انتظار رفته]
to look forward expectantly to the future
با انتظار به آینده نگاه کردن
awaiting aircraft availability
زمان انتظار درخط تعمیر
par for the course
<idiom>
تنها چیزیکه انتظار داشته
intended investment
سرمایه گذاری مورد انتظار
speculated
انتظار سودو زیاد داشتن
speculate
انتظار سودو زیاد داشتن
profiteer
فردیکه انتظار سودزیاد دارد
profiteers
فردیکه انتظار سودزیاد دارد
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com