English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 127 (6 milliseconds)
English Persian
carburet باذغال امیختن
Other Matches
carburet باذغال ترکیب کردن
carburetion عمل ترکیب باذغال
carbonize باذغال پوشاندن یاترکیب کردن
to stir up امیختن
amalgamates امیختن
amalgamated امیختن
amalgamate امیختن
meddles امیختن
meddled امیختن
meddle امیختن
mingling امیختن
mingles امیختن
mingled امیختن
mingle امیختن
intermingling با هم امیختن
intermingles با هم امیختن
intermingled با هم امیختن
amalgamating امیختن
mix امیختن
mixes امیختن
to alloy gold with copper امیختن
synthetize امیختن
mell امیختن
intermixing در هم امیختن
interlard امیختن
interblend امیختن
interblend در هم امیختن
inosculate امیختن
immix در هم امیختن
admix امیختن
incorporating امیختن
incorporates امیختن
incorporate امیختن
intermingle با هم امیختن
synthesizes امیختن
synthesizing امیختن
brews امیختن
brewed امیختن
brew امیختن
synthesises امیختن
fuse امیختن
fused امیختن
combine امیختن
combines امیختن
synthesised امیختن
blend امیختن
blends امیختن
synthesized امیختن
synthesising امیختن
synthesize امیختن
combining امیختن
carbonation عمل امیختن با
folds بهم امیختن
fold بهم امیختن
interwove باهم امیختن
commingle بهم امیختن
folded بهم امیختن
womanize بازنان امیختن
immingle درهم امیختن
scrambling درهم امیختن
sulfurate با گوگرد امیختن
sentimentalize با احساسات امیختن
plant mixing امیختن در کارخانه
oxygenize با اکسیژن امیختن
mixing in place امیختن در جا مخلوط در جا
scramble درهم امیختن
inviscate باچیزچسبناک امیختن
inviscade با چسب امیختن
scrambled درهم امیختن
intermix بهم امیختن
scrambles درهم امیختن
interlace در هم امیختن در هم بافتن
interfusion بهم امیختن
sulfuret با گوگرد امیختن
shuffling بهم امیختن
shuffles بهم امیختن
kneads سرشتن امیختن
coalescing بهم امیختن
kneading سرشتن امیختن
kneaded سرشتن امیختن
coalesce بهم امیختن
knead سرشتن امیختن
interweave باهم امیختن
interweaves باهم امیختن
interweaving باهم امیختن
coalesces بهم امیختن
coalesced بهم امیختن
shuffled بهم امیختن
shuffle بهم امیختن
oxygenates اکسیژن امیختن
oxygenating اکسیژن امیختن
oxygenated اکسیژن امیختن
fuse فیوزدارکردن امیختن
fused فیوزدارکردن امیختن
oxygenate اکسیژن امیختن
compounded : ترکیب کردن امیختن
compound : ترکیب کردن امیختن
sulphate با اسید سولفوریک امیختن
pepsinate با جوهر گوارنده امیختن
sulfate با اسید سولفوریک امیختن
compounds : ترکیب کردن امیختن
conjugate درهم امیختن توام
mix امیختن مخلوط کردن
mixes امیختن مخلوط کردن
mixing بهم زدن امیختن
grades جورکردن باهم امیختن
grade جورکردن باهم امیختن
loading امیختن موادخارجی به شراب
attemper نرم کردن امیختن
intermix در هم امیختن با هم مخلوط کردن
interfuse بهم امیختن افشاندن
sectarianize با احساسات و تعصبات مسلکی امیختن
insalivate با خدو اغشتن با بزاق امیختن
aluminum coating by spraying amalgamate روکش الومینیوم کردن امیختن
immingle بهم امیختن مخلوط کردن
to mull a mull of داغ کردن و امیختن باادویه و قند
barbarize با تعبیر بیگانه و غیر مصطلح امیختن
premix قبل از مصرف مخلوط کردن پیش امیختن
miscibility قابلیت امیختن و اختلاط بدون از دست دادن خواص خود
lard to butter جازدن کره بوسیله امیختن باچربی هاو روغنهای دیگرمانند پیه خوک
consolidation درهم امیختن تحکیم کردن یکجا کردن یکپارچه
admix مخلوط شدن بهم پیوستن مخلوط کردن امیختن
to puddle clay and sand ازرس و ماسه گل ساختن ماسه و گل رس را بهم امیختن
womannize زن صفت کردن مخنث کردن بازنان امیختن
roadmix اختلاط در سر راه امیختن در راه
interosculate بهم پیوستن بهم امیختن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com