English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (12 milliseconds)
English Persian
super imposed working load بار مربوط به بهره برداری از بنا
Search result with all words
watershed management کلیه عملیات مربوط به اصلاح و نگهداری و بهره برداری از انجیرها
Other Matches
operation بهره برداری
exploitation [utilization] بهره برداری
usages بهره برداری ها
utilisation [British] بهره برداری
usage بهره برداری
using بهره برداری
gains بهره برداری
gain بهره برداری
gained بهره برداری
utilizations بهره برداری ها
utilization بهره برداری
exploitation بهره برداری
utilisations بهره برداری ها
utilizes بهره برداری کردن
exploiting بهره برداری کردن از
utilizing بهره برداری کردن
exploits بهره برداری کردن از
operating budget بودجه بهره برداری
maximum value مقدار بهره برداری
exploit بهره برداری کردن از
tapping بهره برداری کردن از
operating cost هزینه بهره برداری
emergency operation بهره برداری اضطراری
utilised بهره برداری کردن
ready for use اماده بهره برداری
royalty حق بهره برداری از چیزی
utilises بهره برداری کردن
royalties حق بهره برداری از چیزی
tap بهره برداری کردن از
utilising بهره برداری کردن
tapped بهره برداری کردن از
utilize بهره برداری کردن
agronomics علم بهره برداری از زمین
integrated reservoir operation بهره برداری توام از چندمخزن
operational research تحقیق درخصوص بهره برداری
escaped water تلفات اب هنگام بهره برداری
water utilization project پروژه بهره برداری از منابع اب
A concession امتیاز بهره برداری ( از معادن وغیره )
economic life مدت بهره برداری از ماشین الات
tinpenny حق الارض بهره برداری ازمعدن قلع
cost in use هزینه تملک و بهره برداری از ساختمان یا کارخانه
utilizes مورد استفاده قرار دادن بهره برداری کردن
utilising مورد استفاده قرار دادن بهره برداری کردن
utilises مورد استفاده قرار دادن بهره برداری کردن
utilizing مورد استفاده قرار دادن بهره برداری کردن
utilised مورد استفاده قرار دادن بهره برداری کردن
arrentation پروانه یا جواز بهره برداری ار اراضی جنگلی در ازای پرداخت اجاره سالانه معین
operating bridge پلی که جهت عبور و انتقال وسایل کار در کارگاه ساختمانی ساخته میشود پل بهره برداری
selenodetic امور مربوط به تهیه نقشه یانقشه برداری از کره ماه
operates از حسابی استفاده کردن بهره برداری کردن
operated از حسابی استفاده کردن بهره برداری کردن
operate از حسابی استفاده کردن بهره برداری کردن
operate عمل کردن بهره برداری کردن
operates عمل کردن بهره برداری کردن
operated عمل کردن بهره برداری کردن
european atomic energy community جامعه نیروی اتمی اروپا اتحادیه متشکل از بلژیک وفرانسه و المان و ایتالیا ولوگزامبورک و هلند که هدفش ایجاد تسهیلات مختلف در راه بهره برداری ازانرژی اتمی است
exploit استخراج کردن بهره برداری کردن از استثمار کردن
exploits استخراج کردن بهره برداری کردن از استثمار کردن
exploiting استخراج کردن بهره برداری کردن از استثمار کردن
tontine تاسیس خاصی که به موجب ان عدهای مشترکا" پول قرض می دهند با این شرط که بهره ان مرتبا" و بااقساط معین بین ان ها تقسیم شود و با مرگ هر یک ازایشان سهم دیگران از بهره بیشتر شود تا انجا که اخرین فرد زنده کل بهره را دریافت کند
usury گرفتن بهره بیشتر از بهره قانونی جهت وام
xerographic عکس برداری وکپی برداری ازترسیمات بوسیله اثرنور برروی کاغذ وغیره
xerography عکس برداری وکپی برداری ازترسیمات بوسیله اثرنور برروی کاغذ وغیره
stencils الگوی گرده برداری قالب نقشه برداری
stencilling الگوی گرده برداری قالب نقشه برداری
stenciling الگوی گرده برداری قالب نقشه برداری
stencil الگوی گرده برداری قالب نقشه برداری
stenciled الگوی گرده برداری قالب نقشه برداری
stencilled الگوی گرده برداری قالب نقشه برداری
hectograph ماشین کپیه برداری یارونوشت برداری
program loans قرضههای مربوط به برنامههای رشد و توسعه وامهای مربوط به اجرای برنامه ها
tactically مربوط به فن به کاربردن یکانها در نبرد مربوط به فن جنگ از نظر نظامی
tactical مربوط به فن به کاربردن یکانها در نبرد مربوط به فن جنگ از نظر نظامی
geodesy نقشه برداری عملیات نقشه برداری در شبکه جهانی
inferences روش تغییر نتیجه اطلاعات مربوط به شخص با استفاده از دادههای مختلف مربوط به افراد
inference روش تغییر نتیجه اطلاعات مربوط به شخص با استفاده از دادههای مختلف مربوط به افراد
elevation guidance دستورات مربوط به صعودهواپیما راهنماییهای مربوط به صعود هواپیما
victual مربوط به تهیه اذوقه مربوط به تامین خوار و بار
bioclimatic مربوط به اقلیم شناسی مربوط به اب و هوا و نحوه زندگی
auditory مربوط بشنوایی یا سامعه مربوط به ممیزی وحسابداری
genital مربوط به توالد و تناسل مربوط به دستگاه تناسلی
common control کنترل عمومی نقشه برداری شبکه عمومی نقشه برداری شبکه جهانی نقشه برداری
supervisory مربوط به نظارت مربوط به نافر امور
geodetic datum سطح مبنای نقشه برداری افق مبنای نقشه برداری زمینی جهانی
bench mark شاخص علامت نقطه کنترل نقشه برداری شاخص نقشه برداری
relative که حرکت نشانه گرروی صفحه نمایش مربوط مربوط به حرکت وسیله ورودی است
acoustic مربوط به صدا مربوط به سامعه
acoustical مربوط به صدا مربوط به سامعه
xenial مربوط به مهمان نوازی مربوط به مناسبات بین مهمان و میزبان
distance angle زاویه مربوط به برد سلاح زاویه مربوط به مسافت هدف
range component عنصر مربوط به مسافت عامل مسافت شاخه مربوط به برد
trig list لیست نقاط نقشه برداری شده فهرست مختصات نقاط نقشه برداری شده
civil appropriation اعتبارات مربوط به امورپرسنلی اعتبارات مربوط به امور غیرنظامی
diminishing marginal productivity بهره دهی نهائی نزولی نزولی بودن بهره دهی نهائی
survey station ایستگاه نقشه برداری ایستگاه کنترل نقشه برداری
exploiter بهره کش
exploiters بهره کش
efficient بهره ور
gain بهره
yielded بهره
gained بهره
yields بهره
portions بهره
portion بهره
yield بهره
efficiency بهره
exploited بهره ده
productive بهره زا
quotient بهره
interests بهره
quotients بهره
gains بهره
interest بهره
formulae مقررات مربوط به ساختمان اتومبیل مقررات مربوط به ساختمان قایق مسابقه
formulas مقررات مربوط به ساختمان اتومبیل مقررات مربوط به ساختمان قایق مسابقه
formula مقررات مربوط به ساختمان اتومبیل مقررات مربوط به ساختمان قایق مسابقه
deprive بی بهره کردن
antenna gain بهره انتن
interest for delay بهره دیرکرد
cheap money پول با بهره کم
interests سودیا بهره
transducer gain بهره دگرسازی
bank interest بهره بانکی
interest سودیا بهره
lending rate بهره - نزولپول
sweatshops بهره کشخانه
at % interest با بهره 21 درصد
divests بی بهره کردن
divesting بی بهره کردن
divested بی بهره کردن
depriving بی بهره کردن
deprives بی بهره کردن
gavels بهره غیرمجاز
voltage gain بهره ولتاژ
high interest بهره گران
benefic بهره بردار
high interest بهره سنگین
legal interest بهره قانونی
loan interest بهره وام
efficiency بهره وری
compound interest بهره مرکب
interest rate نرخ بهره
contango بهره دیرکرد
sweatshop بهره کشخانه
gain بهره تقویت
gavel بهره غیرمجاز
gains بهره تقویت
gained بهره تقویت
exploitation بهره کشی
laser gain بهره لیزر
pure interest بهره خالص
economic rent بهره اقتصادی
divestment بی بهره سازی
divestiture بی بهره سازی
productivity بهره وری
divest بی بهره کردن
dispossessor بی بهره سازنده
interest بهره [اقتصاد]
abusing بهره کشی
factor payments بهره وسود
exploiting class طبقه بهره کش
rq بهره تنفسی
resipatory quotient بهره تنفسی
lot بخش بهره
lot بهره قسمت
accrued interest بهره متعلقه
shares بهره قسمت
exploitative character منش بهره کش
exploited class طبقه بهره ده
optimising بهره بردن
advantage by illness بهره بیماری
shared بهره قسمت
share بهره قسمت
abuses بهره کشی
passive debt وام بی بهره
abuse بهره کشی
rate of interest نرخ بهره
quantum yield بهره کوانتومی
deprival بی بهره سازی
abused بهره کشی
put out to interest به بهره گذاشتن
default interest بهره معوق
economic rent بهره مالکانه
productive work کار بهره زا
rat of interest نرخ بهره
declaration of interest اعلام بهره
field control نقاط کنترل نقشه برداری نقاط کنترل زمینی نقشه برداری
bank rate نرخ بهره بانکی
infatute ازخرد بی بهره کردن
epinosic gain بهره ثانوی بیماری
out law از حقوق بی بهره کردن
money rate of interest نرخ بهره پولی
respiratory exchange index شاخص بهره تنفسی
effective interest rate نرخ بهره موثر
underutilization of labor کم بهره گیری از کارگر
myrmecophilous بهره برنده ازمورچه
i paid the debt plus interest بدهی را با بهره ان دادم
utilization statistics امار بهره وری
neutral rate of interest نرخ بهره خنثی
natural rate of interest نرخ بهره طبیعی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com