English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (6 milliseconds)
English Persian
sanitary بازی جوانمردانه
Other Matches
knightly <adj.> جوانمردانه
sporting <adj.> جوانمردانه
gentlemanly <adj.> جوانمردانه
chivalrous <adj.> جوانمردانه
sporty <adj.> جوانمردانه
frankly صراحتا جوانمردانه
gentlemen's agreement قول جوانمردانه
shinny بازی هاکی که با توپ چوبی بازی شود چوب بازی هاکی
harlequinade بخشی ازنمایش یالال بازی که لوده دران بازی میکند لودگی
frame مدت زمان به کیسه انداختن تمام گویهای بازی اسنوکر یک دهم از بازی بولینگ
gamesmanship مهارت در بردن بازی بدون تخلف از مقررات بازی
misplay بازی بد واز روی ناشیگری غلط بازی کردن
cutthroat بازی 3 نفره که هریک به نفع خود بازی میکند
game وسیله ROM که حاوی کد برنامه برای بازی کامپیوتری است و در کنسول بازی نصب میشود
kiss in the ring بازی بگیرماچ کن :بازی که دران پسریادختری ....تااوراببوسد
fire fight ترقه بازی اتش بازی مبادله تیراندازی
to make a trick با کارت شعبده بازی کردن [ورق بازی]
dib ریگ بازی قاپ یا ریگی که با ان بازی می کنند
shinney بازی هاکی که باتوپ چوبی بازی شود
inning گیمی که بازیگر سرویس زده و ان را باخته فرصت برای نوبت هر بازی بیلیارد یاکروکه یک بخش از بازی بولینگ
harlepuinade نمایش لال بازی ودلقک بازی
charlatanic امیخته بازبان بازی یاچاچول بازی
crampet game بازی خفه بازی کم فضای شطرنج
Bureaucracy . Red tape . کاغذ بازی ( قرطاس بازی )
batting order ترتیب ورود توپزنها به بازی بیس بال ترتیب ورود توپزنهابه بازی کریکت
round robin (tournament or contest) <idiom> بازی که درآن یک بازیکن یا تیم درمقابل یک بازیکن یا تیم بازی کند
billiard point در بازی بیلیارد انگلیسی 2امتیاز برای کارامبول و 3امتیاز برای کیسه انداختن در بازی امریکایی 1 امتیازبرای کارامبول و امتیازهای دیگر برای کیسه انداختن
set the game افزودن بر طول بازی افزودن بر طول بازی اسکواش
set the score افزودن بر طول بازی افزودن بر طول بازی اسکواش
playing بازی
gaming بازی
slackness بازی
grey hound سگ بازی
fun بازی
openness بازی
played بازی
watermanship اب بازی
basic بازی
sportiveŠetc بازی کن
solitaire تک بازی
dibasic دو بازی
solitaires تک بازی
game بازی
plays بازی
falconine بازی
patulousness بازی
basics بازی
actions بازی
hopscotch بازی لی لی
home بازی
partie بازی
plain dealing بازی
clearance بازی
play بازی
action بازی
homes بازی
play-acts تو بازی رفتن
football بازی فوتبال
hustles بازی هشیارانه
twiddled بازی کردن
golfing بازی گلف
twiddle بازی کردن
To be acting. To put it on . رل بازی کردن
footballs بازی فوتبال
tooth clearance بازی دندانه
trick شعبده بازی
hustled بازی هشیارانه
handout نوبت بازی
hustle بازی هشیارانه
polo چوگان بازی
tricking شعبده بازی
twiddling بازی کردن
play-acting بازی کردن
twiddles بازی کردن
tricked شعبده بازی
cog حقه بازی
cogs حقه بازی
play-acting تو بازی رفتن
sporting بازی دوست
rinks یخ بازی کردن
stanza بخشی از بازی
skate بازی تهاجمی
stanzas بخشی از بازی
skiing اسکی بازی
paraphrase بازی با الفاظ
miscast بد بازی کردن
to keep score بازی رانگاهداشتن
skated بازی تهاجمی
skates بازی تهاجمی
play on words <idiom> بازی با کلمات
video game بازی دیدنی
power games بازی قدرتی
power game بازی قدرتی
to make a goal یک بازی بردن
rinks میدان یخ بازی
rink یخ بازی کردن
rink میدان یخ بازی
paraphrasing بازی با الفاظ
handouts نوبت بازی
paraphrases بازی با الفاظ
cage بازی بسکتبال
paraphrased بازی با الفاظ
cages بازی بسکتبال
rugby بازی رگبی
factionalism فرقه بازی
video games بازی دیدنی
chicanery حیله بازی
wordplay بازی با لغات
fireworks اتش بازی
bonfire اتش بازی
bonfires اتش بازی
footballer فوتبال بازی کن
gaming قمار بازی
wargaming بازی جنگ
footballers فوتبال بازی کن
monkey business کچلک بازی
pantomime لال بازی
pantomimes لال بازی
playfully با خنده و بازی
firework آتش بازی
paperwork کاغذ بازی
skating اسکیت بازی
whoredom فاحشه بازی
fences شمشیر بازی
fence شمشیر بازی
pyrotechnic display اتش بازی
child's play بچه بازی
plaything اسباب بازی
child's play بازی کودکان
Frisbee بازی با فریزبی
playthings اسباب بازی
Frisbees بازی با فریزبی
war game بازی جنگ
speculation سفته بازی
trapze بند بازی
bandied چوگان بازی کچ
jiggery-pokery حقه بازی
party politics حزب بازی
bandies چوگان بازی کچ
play-act بازی کردن
play-act تو بازی رفتن
play-acted بازی کردن
bandy چوگان بازی کچ
play-acted تو بازی رفتن
bandying چوگان بازی کچ
holdouts خودداری از بازی
trickiness حقه بازی
fencing ششمشیر بازی
full-time 09 دقیقه بازی
charade نوعی بازی
hanky-panky حقه بازی
hanky-panky روباه بازی
double بازی دوبل
doubled بازی دوبل
doubled up بازی دوبل
tricksy بازی کن خنده کن خنده و بازی کن
play-acts بازی کردن
gimmickry حقه بازی
holdout خودداری از بازی
chicaneries حیله بازی
sharp practice حقه بازی
four handed game بازی چهارنفره
puppetry عروسک بازی
half time نیمه بازی
puppetry خیمه شب بازی
halt back میان بازی کن
hanky panky حقه بازی
hanky panky روباه بازی
puppet show خیمه شب بازی
hard game بازی دشوار
harlepuinade حقه بازی
headhunting خشونت در بازی
headwork با سر بازی کردن
pugilism بوکس بازی
hocus pocus حقه بازی
hocus pocus ورودحقه بازی
hopscotch بازی اکرودوکر
half back میان بازی کن
grandstand play بازی مهیج
red tapery قرطاس بازی
free handedness دست بازی
free play بازی ازاد
radial play بازی شعاعی
radial play بازی عرضی
quiot لیس بازی
game ball توپ بازی
game cycle دوره بازی
game of chance بازی قمار
game plan استراتژی بازی
game theory نظریه بازی
game theory تئوری بازی
gamesomeness بازی گوشی
quackery حقه بازی
pyrotechny فن اتش بازی
indirection دغل بازی
ingenuousness راست بازی
play away به بازی گذراندن
malversation دغل بازی
middle game وسط بازی
misplay بازی اشتباه
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com