Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (5 milliseconds)
English
Persian
ignition battery
باطری سیستم جرقه زنی
Search result with all words
dynamo battery ignition unit
سیستم جرقه زنی دینام -باطری
Other Matches
battery backup system
سیستم پشتیبان باطری
ignition cable
سیم سیستم جرقه زنی
ignition switch
کلید سیستم جرقه زنی
ignition circuit
مدار سیستم جرقه زنی
ignition over voltage
فشار قوی برای سیستم جرقه زنی
crash conversion
تبدیل یک سیستم به سیستم دیگر به وسیله به پایان بردن عملیات سیستم قدیمی به هنگام اجرا شدن سیستم جدید
market socialism
سوسیالیسم مبتنی بر بازار سیستم اقتصادی که در ان وسایل تولید در مالکیت عمومی بوده اما نیروهای بازار در این سیستم مکانیسم هماهنگ کننده را بوجود می اورند . سیستم اقتصادی یوگسلاوی مثال مشخصی ازاین نوع سیستم میباشد
run
اجرای سیستم کامپیوتری قدیمی وجدید با هم برای بررسی سیستم جدید پیش از اینکه تنها سیستم مورد استفاده شود
runs
اجرای سیستم کامپیوتری قدیمی وجدید با هم برای بررسی سیستم جدید پیش از اینکه تنها سیستم مورد استفاده شود
sysgen
فرایند تغییر سیستم عامل عمومی دریافت شده ازفروشنده به سیستم مناسبی که نیازهای یکپارچه استفاده کننده را براورده می سازدتولید سیستم
blessed folder
در یک سیستم Apple Maciontosh پرونده سیستم که حاوی فایل هایی است که به طور خودکار در هنگام روشن شدن سیستم بار شدند
peripheral
که به سیستم کامپیوتری اصلی متصل است . 2-هر وسیلهای که امکان ارتباط بین سیستم و خودش را فراهم کند ولی توسط سیستم اجرا نمیشود
integrated
نرم افزار مثل سیستم عامل و پردازشگر کلمه که در سیستم کامپیوتری ذخیره شده است و طبق نیازهای سیستم است
exchange battery
باطری
capacitor
باطری
batteries
باطری
bettery
باطری
cells
باطری
cell
باطری
battery
باطری
low voltage battery
باطری فیلامان
battery charger
شارژر باطری
battery clamp
ترمینالهای باطری
battery box
جعبه باطری
ideal galvanic cell
باطری ایده ال
torch battery
باطری قلمی
ampere hour capacity
فرفیت باطری
oven battery
باطری کوره
heating battery
باطری فیلامان
primery battery
باطری اولیه
accumulator battery
اکومولاتور باطری
battery acid
اسید باطری
battery backup
باطری پشتیبان
battery switch
کلید باطری
battery terminal
ترمینال باطری
mercury battery
باطری جیوهای
dry cell battery
باطری خشک
main battery
باطری اصلی
dry pile
باطری قلمی
cell tester
ازمایشگر باطری
thermal battery
باطری حرارتی
biasing battery
باطری بایاس
lighting battery
باطری نور
dry cell
باطری خشک
c battery
باطری شبکه
solar battery
باطری افتابی
cotainer
جعبه باطری
poles
قطب باطری
microphone battery
باطری میکروفن
pole
قطب باطری
microbattery
باطری کوچک
clippings
ترمینال باطری بست
clipped
ترمینال باطری بست
clips
ترمینال باطری بست
cell
پیل خانه باطری
point
قطبهای باطری یاپلاتین
battery
باطری برجک توپ
batteries
باطری برجک توپ
anodes
قطب مثبت باطری
anode
قطب مثبت باطری
internal battery
مقاومت داخلی باطری
clip
ترمینال باطری بست
cells
جزء اصلی باطری
cells
پیل خانه باطری
high voltage battery
باطری فشار قوی
high tension battery
باطری فشار قوی
cell
جزء اصلی باطری
traction battery
باطری وسیله نقلیه
flashlight battery
باطری چراغ قوه
grid battery
باطری بایاس شبکه
grid bias battery
باطری بایاس شبکه
battery box leg
پایه نگهدارنده باطری
battery output
توان برونداد باطری
coke oven battery
باطری کوره ذغالی
Please check the battery.
لطفا باطری را کنترل کنید.
hydrometer
وسیله ازمایش اسید باطری
nickel cadmium battery
باطری الکتریکی نیکل کادمیوم
charger
دستگاه پرکردن باطری و هرچیز دیگر
chargers
دستگاه پرکردن باطری و هرچیز دیگر
spark
جرقه
nonsparking
ضد جرقه
sparkler
جرقه زن
sparklers
جرقه زن
cough
جرقه
coughed
جرقه
coughing
جرقه
coughs
جرقه
sparker
جرقه زن
scintilla
جرقه
sparked
جرقه
twinkler
جرقه زن
ignition spark
جرقه
ignescent
جرقه زن
sparks
جرقه
sparking
جرقه
grids
مختصات شبکه بندی جهانی پلاک در باطری
grid
مختصات شبکه بندی جهانی پلاک در باطری
puncturing
خلش جرقه
spark setting
تنظیم جرقه
spunkie
جرقه اتش
sparklet
جرقه کوچک
sparkish
جرقه وار
puncture
خلش جرقه
spark voltage
ولتاژ جرقه
misfire
جرقه ناگیری
sparkled
تلالو جرقه
sparkle
تلالو جرقه
punctures
خلش جرقه
punctured
خلش جرقه
misfired
جرقه ناگیری
scintillating
جرقه زننده
spark intensifier
جرقه افزا
spark gap
دهانه جرقه
spark control
نافم جرقه
scintillant
جرقه زننده
strikingly
جرقه گیری
scintillation
جرقه برق
sparkles
تلالو جرقه
misfires
جرقه ناگیری
arc
هلال جرقه
scintillator
جرقه زننده
scintillate
جرقه زدن
solar flare
جرقه خورشیدی
spark arrester
جرقه خاموش کن
arcs
هلال جرقه
non arcing metal
فلز بی جرقه
non arcing lightning arrester
برقگیر بی جرقه
ignition
جرقه زنی
spark condenser
خازن ضد جرقه
striking
جرقه گیری
contact sparking
جرقه کنتاکت
sparked
جرقه زدن
sparks
جرقه زدن
sparking
تولید جرقه
ignition spark
جرقه احتراق
ignition spark gap
فاصله جرقه
ignition gap
فاصله جرقه
igniting spark
جرقه احتراق
helium flash
جرقه هلیومی
frying of arc
صدای جرقه
flashing over
جهش جرقه
flaming of arc
اشتعال جرقه
arc back
پس زدن جرقه
back fire
پس زدن جرقه
arcing
جرقه زدن
blow out magnet
مغناطیس جرقه
spark
جرقه زدن
jump spark
جرقه جهنده
sparkling
جرقه دار
inductive spark
جرقه القائی
wipe spark
جرقه لغزشی
induction spark
جرقه القائی
cordless drill driver
دریل برقی
[دریلی که با باطری کار می کند]
[ابزار]
ignescent
جرقه دار اتشی
jump spark distributor
دلکو با جرقه جهنده
sparking of brushes
جرقه زدن زغالها
arcing of brusher
جرقه زدن زغالها
ignition distributer
دلکو مقسم جرقه
jump spark ignition
احتراق با جرقه جهنده
re striking voltage
ولتاژ بازگیری جرقه
rotary spark gap
دهانه جرقه گردان
toughen by sparks
سخت گردانی با جرقه
magnetic coil
بوبین میراکننده جرقه
snappier
باروح جرقه دار
quenching condenser
خازن جرقه گیر
spark quenching condenser
خازن جرقه گیر
snappiest
باروح جرقه دار
snappy
باروح جرقه دار
variable spark
جرقه تنظیم پذیر
sparklers
اتشبازی جرقه دار
disruptive voltage
ولتاژ جرقه زنی
inductance component of spark
پخش القایی جرقه
carbon arc welding
جوشکاری با جرقه کربن
spark timing
میزان کردن جرقه
capacity component of spark
بخش فرفیتی جرقه
spark advance & retard
میزان کردن جرقه
sphere gap
دهانه جرقه کروی
spark
بارقه جرقه زدن
sparked
بارقه جرقه زدن
auxiliary spark gap
دهانه جرقه یدکی
ignition timing
میزان کردن جرقه
interrupter timing
میزان کردن جرقه
sparkless commutation
جابجاگری بدون جرقه
sparks
بارقه جرقه زدن
breakdown voltage
ولتاژ جرقه زنی
sparkler
اتشبازی جرقه دار
golf car
وسیله باطری دار برای حرکت دو بازیگر در زمین گلف
carbon arc lead burning
جوش سرب با جرقه کربن
magneto
دستگاه ایجاد جرقه اتومبیل
quenched spark gap
دهانه جرقه سرد شده
triggered spark gap
دهانه جرقه ماشه دار
anode breakdown voltage
ولتاژ جرقه زنی اند
standbys
سیستم ثانویی سیستم اصلی , که وقتی سیستم اصلی خراب شود استفادهمی شود
standby
سیستم ثانویی سیستم اصلی , که وقتی سیستم اصلی خراب شود استفادهمی شود
bifuel propulsion
سیستم خروج گاز با فشارحاصله از دو نوع سوخت سیستم جت دو سوختی
coupling
نوعی رابطه متقابل بین سیستم هایا خصوصیات یک سیستم
policonic projection
سیستم تصویر چند مخروطی سیستم تهیه نقشه چندمخروطی
desk accessory
در یک سیستم Apple Macitosh امکان افزوده که سیستم را بهبود میبخشد
nonsparking
ضد تولید جرقه غیر هادی الکتریسیته
design phase
فرایند توسعه یک سیستم اطلاعاتی براساس نیازمندیهای سیستم از قبل تاسیس شده
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com