Total search result: 205 (11 milliseconds) |
|
|
|
English |
Persian |
ternary |
با سه حالت ممکن |
|
|
Search result with all words |
|
foreground |
سیستم کامپیوتری که در حالت اجرای برنامه ممکن است : حالت پیش زمینه برای برنامههای کاربردی محاورهای . حالت پس زمینه : برای برنامههای سیستمهای ضروری |
user |
یکی از دو حالت ممکن برا ی اجرا برنامه چندرسانهای ولی عدم تغییر آن |
users |
یکی از دو حالت ممکن برا ی اجرا برنامه چندرسانهای ولی عدم تغییر آن |
power down |
خاموش کردن یک کامپیوتر یادستگاه جانبی اقداماتی که به هنگام خرابی برق یا قطع عملیات ممکن است توسط کامپیوتر برای حفافت حالت پردازنده و جلوگیری ازخرابی ان یا دستگاههای جانبی متصل به ان به اجرادراید |
Other Matches |
|
perpetuting testtimony |
تاسیسی که به وسیله ان شهادتی که ممکن است بعدا" به ان استناد لازم شود و در عین حال ممکن است بعدا" ممکن الحصول نباشد حفظ میشود |
the i |
[حالت من) اگاهی :این کلمه در حالت مفعولیت me ودر حالت فاعلیت I است |
mode |
قالب کدگذاری با دو حالت : حالت مشابه mode است . حالت نیاز به پردازش ندارد و داده مستقیم واد کانال خروجی میشود |
modes |
قالب کدگذاری با دو حالت : حالت مشابه mode است . حالت نیاز به پردازش ندارد و داده مستقیم واد کانال خروجی میشود |
analog |
سیگنالهای ذخیره سازی در حالت طبیعی بدون تبدیل به حالت دیجیتال |
square |
تیغه پارو از حالت افقی به حالت عمودی برای دخول در اب مربع |
analogue |
ذخیره سازی سیگنال ها در حالت طبیعی بدون تبدیل به حالت دیجیتال |
squares |
تیغه پارو از حالت افقی به حالت عمودی برای دخول در اب مربع |
squaring |
تیغه پارو از حالت افقی به حالت عمودی برای دخول در اب مربع |
vitrifying |
تغییر شکل سرامیک از حالت کریستالی به حالت شیشهای یا غیر متبلور |
analogues |
ذخیره سازی سیگنال ها در حالت طبیعی بدون تبدیل به حالت دیجیتال |
squared |
تیغه پارو از حالت افقی به حالت عمودی برای دخول در اب مربع |
convertor |
وسیله یا برنامهای که داده را از یک حالت به حالت دیگر تبدیل میکند |
oblique case |
حالت مفعولی یا اضافه حالت اسمی که نه فاعل باشدنه منادی |
print |
کدهای متن که باعث می شوند چاپگر حالت خود را عوض کند یعنی از حالت bold |
printed |
کدهای متن که باعث می شوند چاپگر حالت خود را عوض کند یعنی از حالت bold |
prints |
کدهای متن که باعث می شوند چاپگر حالت خود را عوض کند یعنی از حالت bold |
devitrify |
از حالت شیشهای در اوردن حالت بلوری دادن |
state of rest |
حالت ارام حالت سکون وضعیت ساکن |
alternated |
تغییر وضعیت از یک حالت به حالت دیگر و بر عکس |
plebeianism |
حالت عوام یا مردم پست حالت توده |
alternates |
تغییر وضعیت از یک حالت به حالت دیگر و بر عکس |
alternate |
تغییر وضعیت از یک حالت به حالت دیگر و بر عکس |
plasticity |
حالت خمیری پلاستیسیته حالت نرمی |
genitive |
حالت مالکیت حالت مضاف الیه |
uart |
قطعهای که رشتههای بیت سریال آسنکردن را به حالت موازی یا داده را به حالت رشته بیت سری تبدیل میکند |
spectrality |
حالت طیفی حالت شبحی |
cold forming |
حالت دهی در حالت سرد |
spectralness |
حالت طیفی حالت شبحی |
marginal case |
حالت نهائی حالت حدی |
transitoriness |
حالت ناپایداری حالت بی بقایی |
armistise |
متارکه جنگ عبارت است از توقف عملیات جنگی با موافقت طرفین محاربه اتش بس ممکن است کامل یعنی شامل کلیه عملیات جنگی و در جمیع میدانهای نبرد باشد و نیز ممکن است محلی یعنی فقط مربوط به قسمت معینی از میدان جنگ وبه مدت محدود باشد |
crude |
حالت طبیعی رنگ [حالت ملایم و اصیل رنگ] |
posses |
ممکن |
feasible |
ممکن |
posse |
ممکن |
possible |
ممکن |
thinkable |
ممکن |
conceivable |
ممکن |
makable <adj.> |
ممکن |
possible [doable, feasible] <adj.> |
ممکن |
workable <adj.> |
ممکن |
doable <adj.> |
ممکن |
practicable <adj.> |
ممکن |
feasible <adj.> |
ممکن |
executable <adj.> |
ممکن |
makable [spv. makeable] <adj.> |
ممکن |
achievable <adj.> |
ممکن |
contrivable <adj.> |
ممکن |
manageable <adj.> |
ممکن |
makeable <adj.> |
ممکن |
available |
ممکن الحصول |
interactive |
را ممکن میکند |
to be posible |
ممکن بودن |
probable error |
خطای ممکن |
possible capacity |
گنجایش ممکن |
perhaps |
ممکن است |
perchance |
ممکن است |
multilevel |
با مقادیر ممکن |
warnings |
توجه به خط ر ممکن |
mayhap |
ممکن است |
warning |
توجه به خط ر ممکن |
impracticable <adj.> |
غیر ممکن |
inexecutable <adj.> |
غیر ممکن |
unfeasible <adj.> |
غیر ممکن |
possibilities |
چیز ممکن شق |
possibility |
چیز ممکن شق |
impossible |
غیر ممکن |
as far as possible |
هر چه ممکن است |
real mode |
حالت پردازش پیش فرض برای IBM PC وتنها حالتی که در DOS عمل میکند. این حالت به معنای این است که یک سیستم عملیات تک کاره است که نرم افزار میتواند هر حافظه یا وسیله ورودی و خروجی را استفاده کند |
cold strength |
استحکام در حالت سرد مقاومت در حالت سرد |
minimise |
کوچک کردن تا حد ممکن |
may |
ممکن است میتوان |
leg |
مسیر ممکن در یک تابع |
legs |
مسیر ممکن در یک تابع |
probable error |
خطای ممکن [ریاضی] |
pron to |
با حداکثر سرعت ممکن |
to the nth degree <idiom> |
بالاترین وجه ممکن |
i may go |
ممکن است بروم |
nemo tenetur ad impossible |
غیر ممکن وادارکرد |
an impossible act |
کار غیر ممکن |
feasible solutions |
راه حلهای ممکن |
as much as possible |
هر قدر ممکن است |
may i go yes you may |
ایا ممکن است من بروم |
Could you bring me ... ? |
ممکن است ... برایم بیاورید؟ |
Can you help me? |
ممکن است کمکم کنید؟ |
perhaps you have seen it |
ممکن است انرادیده باشید |
Excuse me. May I get by? |
ببخشید. ممکن است رد شوم؟ |
ambiguous |
آنچه دو معنای ممکن دارد |
he may come late |
ممکن است دیر بیاید |
ramp weight |
حداکثر وزن ممکن هواپیما |
ultimate strength |
حاصلضرب بیشترین بار ممکن |
universal |
قطعهای که رشته بیت سری اسنکرون را به حالت موازی یا حالت موازی را به رشته سری تبدیل میکند |
May I have a blanket? |
ممکن است یک پتو برایم بیاورید؟ |
Could you put us up for the night ? |
ممکن است شب را اینجا منزل کنیم ؟ |
meshes |
هر سیستم با دو یا چند مسیر ممکن در هر اتصال |
Can you help me with my luggage? |
ممکن است بارم را حمل کنید؟ |
meshing |
هر سیستم با دو یا چند مسیر ممکن در هر اتصال |
WI'll you give the car a wash (wash – down) please. |
ممکن است لطفا" اتوموبیل رابشوئید |
you have perhaps seen it |
ممکن است انرا دیده باشید |
May I have an iron? |
ممکن است یک اتو برایم بیاورید؟ |
Would you wait for me, please? |
ممکن است لطفا منتظرم باشید؟ |
By hook or by crook. somehow. |
هر جوری شده ( بهر طریق ممکن ) |
boolean operation |
یکی از دو مقدار ممکن درست یا نادرست |
May I have my bill, please? |
ممکن است لطفا صورتحسابم را بیاورید؟ |
mesh |
هر سیستم با دو یا چند مسیر ممکن در هر اتصال |
Can you tell me where ... is? |
آیا ممکن است به من بگویید ... کجاست؟ |
bifurcation |
سیستمی که در آن فقط دو نتیجه ممکن است |
contingency |
چیزی که دراینده ممکن است رخ دهد |
ccd |
که دستیابی ترتیبی یا تصادفی را ممکن می کنند |
it is not p to climb it |
نمیتوان از ان بالارفت بالارفتن از ان ممکن نیست |
phoneme |
که ممکن است کلمهای را ایجاد کند |
bistable |
که در موقعیت ممکن روشن و خاموش دارد |
Can you give me an estimate? |
ممکن است یک برآورد هزینه به من بدهید؟ |
Can you lend me ... |
آیا ممکن است ... را به من امانت بدهید؟ |
May I have an ashtray? |
ممکن است یک زیرسیگاری برایم بیاورید؟ |
Can you give me the key, please? |
لطفا ممکن است کلید را به من بدهید؟ |
May I park there? |
ممکن است اینجا پارک کنم؟ |
contingencies |
چیزی که دراینده ممکن است رخ دهد |
She has everything a woman can wish for. |
اوتمام چیزهایی را که یک زن ممکن است آرزوکند دارد |
Can you get it repaired? |
آیا ممکن است آن را بدهید تعمیر کنند؟ |
May I have a word with you? |
ممکن است دو کلمه حرف با شما بزنم ؟ |
Would you mind filling in this registration form? |
آیا ممکن است این فرم را پر کنید؟ |
May I have some soap? |
ممکن است چند تا صابون برایم بیاورید؟ |
May I have a bath towel? |
ممکن است یک حوله حمام برایم بیاورید؟ |
Can you serve me immediately? |
آیا ممکن است غذایم را فورا بیاورید؟ |
Could we have a plate please? |
ممکن است لطفا یک بشقاب برایمان بیاورید؟ |
Could we have a table outside? |
آیا ممکن است میز ما بیرون باشد؟ |
capacity |
انجام دادن هر مقدار کار که ممکن است |
capacities |
انجام دادن هر مقدار کار که ممکن است |
Can you send a breakdown lorry, please? |
آیا ممکن است لطفا یک جرثقیل بفرستید؟ |
Can you send a mechanic, please? |
آیا ممکن است لطفا یک یک مکانیک بفرستید؟ |
optimize |
کار کردن چیزی با حداکثر کارایی ممکن |
three state logic |
دروازه منط قی یا IC که سه وضعیت خروجی ممکن دارد |
full rubber |
حرکت هریک از این سطوح تااخرین حد ممکن |
i speak under correction |
انچه می گویم ممکن است درست نباشد |
give a catch |
زدن ضربهای که ممکن است بل گرفته شود |
Could we have a table in the corner? |
آیا ممکن است میز ما در گوشه باشد؟ |
Can you help me with my luggage? |
ممکن است اسباب و اثاثیه ام را حمل کنید؟ |
May I have some ...? |
آیا ممکن است مقداری ... برایم بیاورید؟ |
an accessible place |
جایی که راه یافتن بدان ممکن است |
May I have some ...? |
آیا ممکن است کمی ... برایم بیاورید؟ |
Could you drive more slowly, please? |
ممکن است لطفا کمی آهسته تر برانید؟ |
May I change this? |
آیا ممکن است این را عوض کنم؟ |
Could we have a fork please? |
ممکن است لطفا یک چنگال برایمان بیاورید؟ |
Will you tell me when to get off? |
ممکن است به من بگویید چه موقع پیاده شوم؟ |
Could we have a table on the terrace? |
آیا ممکن است میز ما روی تراس باشد؟ |
May I trouble you to pass the salt please. |
ممکن است بی زحمت حرف نزنی ( درمقام طعنه ) |
May I have the menu, please? |
ممکن است لطفا صورت غذا را برایم بیاورید؟ |
Could we have a table by the window? |
آیا ممکن است میز ما کنار پنجره باشد؟ |
May I have the drink list, please? |
ممکن است لطفا صورت نوشیدنیها را برایم بیاورید؟ |
tabling |
لیست تمام رویدادها و وضعیتهای ممکن که می توانند رخ دهند. |
tables |
لیست تمام رویدادها و وضعیتهای ممکن که می توانند رخ دهند. |
Could you move the table a little bit ? |
ممکن است این میز راقدری تکان بدهی ؟ |
tabled |
لیست تمام رویدادها و وضعیتهای ممکن که می توانند رخ دهند. |
table |
لیست تمام رویدادها و وضعیتهای ممکن که می توانند رخ دهند. |
paths |
مسیر ممکن یا مجموعه رویدادها یا دستورات در اجرای یک برنامه |
Could we have a napkin please? |
ممکن است لطفا یک دستمال سفره برایمان بیاورید؟ |
branchpoint |
نقط های در برنامه که در آن ممکن است جهش رخ دهد |
Could we have some matches please? |
ممکن است لطفا چند تا کبریت برایمان بیاورید؟ |
path |
مسیر ممکن یا مجموعه رویدادها یا دستورات در اجرای یک برنامه |
Would you call the head waiter, please? |
لطفا ممکن است مسئول سرپیشخدمت را صدا کنید؟ |
Could you put a cot in the room? |
آیا ممکن است یک تختخواب بچه در اتاق بگذارید؟ |
Could you help me carry my luggage? |
ممکن است در حمل اسباب و اثاثیه ام به من کمک کنید؟ |
Will you have our luggage sent up? |
آیا ممکن است اسباب و اثاثیه من را بالا بفرستید؟ |
concentrator |
گرهای که دسترسی را از یک یا چند ایستگاه به شبکه ممکن می سازد |
Would you change the lamp please? |
آیا ممکن است لطفا لامپ را عوض کنید؟ |
Could you put an extra bed in the room? |
آیا ممکن است یک تخت اضافه در اتاق بگذارید؟ |
Can I have some more ...? |
آیا ممکن است کمی دیگر ... برایم بیاورید؟ |
Would you change the tyre please? |
آیا ممکن است لطفا لاستیک را عوض کنید؟ |
May I have some toiletpaper? |
ممکن است چند تا کاغذ توالت برایم بیاورید؟ |
Would you post this for me, please? |
ممکن است لطفا این را برای من پست کنید؟ |
May I have some hangers? |
ممکن است چند تا چوب لباسی برایم بیاورید؟ |
Could you check the tyre pressure? |
آیا ممکن است باد تایر را کنترل کنید؟ |
maximizing |
به اخرین درجه ممکن افزایش دادن بحد اعلی رساندن |
maximize |
به اخرین درجه ممکن افزایش دادن بحد اعلی رساندن |
maximized |
به اخرین درجه ممکن افزایش دادن بحد اعلی رساندن |
But his body was eventually recovered. |
اما ممکن بود او [مرد] فقط مرده بازیافته شود. |
maximising |
به اخرین درجه ممکن افزایش دادن بحد اعلی رساندن |
maximises |
به اخرین درجه ممکن افزایش دادن بحد اعلی رساندن |
rated through put |
ماکزیمم توان عملیاتی ممکن برای یک دستگاه داده پردازی |
Could we have a table in the non-smoking section? |
آیا ممکن است میز ما در قسمت غیر سیگاری ها باشد؟ |
Could we have a plate for the child? |
آیا ممکن است بشقابی برای بچه مان به ما بدهید؟ |
back level |
نمونه اولیه محصول که ممکن است توابعی را پشتیبانی نکند |
prohibitive tax |
مالیات گزافی که صدور یاورود کالا را غیر ممکن می سازد |
maximised |
به اخرین درجه ممکن افزایش دادن بحد اعلی رساندن |
maximizes |
به اخرین درجه ممکن افزایش دادن بحد اعلی رساندن |
Can you show me on the map where I am? |
آیا ممکن است به من روی نقشه نشان بدهید که کجا هستم؟ |
petitioning creditor |
بستانکاری که به دادگاه اعلام میکند که ممکن است مدیون ورشکسته باشد |
channels |
اتصال بین یک پردازنده و یک رسانه جانبی که انتقال داده را ممکن می سازد |
truth table |
روش بیان تابع منط ق به عنوان خروجی یک مجموعه ورودیهای ممکن |
symbolic |
برنامه رفع اشکال که نمایش نشانهای متغیرها و محل ها را هم ممکن می سازد |
defensive computing |
روش برنامه سازی که همه نوع خطای ممکن را در نظر می گیرد |
frustration |
غیر ممکن شدن اجرای قراردادبه دلیل دخالت وقایع غیرمترقبه |
sedans |
اتومبیل مسافرتی که ممکن است با تغییراتی برای مسابقه اماده شود |
channeling |
اتصال بین یک پردازنده و یک رسانه جانبی که انتقال داده را ممکن می سازد |
sedan |
اتومبیل مسافرتی که ممکن است با تغییراتی برای مسابقه اماده شود |
limit load |
بیشترین باری که ممکن است در حالتی بر یک جزء یا قطعه وارد شود |
channel |
اتصال بین یک پردازنده و یک رسانه جانبی که انتقال داده را ممکن می سازد |
channelled |
اتصال بین یک پردازنده و یک رسانه جانبی که انتقال داده را ممکن می سازد |