English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English Persian
unit distance با فاصله واحد
Other Matches
absolute system of units سیستم واحد ها که در آن کمترین تعداد واحد یا یکه بعنوان واحد های اصلی انتخاب شده و سایر واحدها از آنها مشتق شوند
following distance فاصله بین وسائط نقلیه فاصله میان خودروها
single space در میان سطور فقط یک فاصله گذاردن تک فاصله کردن
point blank range فاصله از محل تیراندازی تاهدف فاصله تا هدف
interval فاصله اختلاف فاصله مدت زمان
powered واحد انرژی در الکترونیک معادل ضرب ولتاژ و جریان با واحد وات
powering واحد انرژی در الکترونیک معادل ضرب ولتاژ و جریان با واحد وات
powers واحد انرژی در الکترونیک معادل ضرب ولتاژ و جریان با واحد وات
power واحد انرژی در الکترونیک معادل ضرب ولتاژ و جریان با واحد وات
knot نات [واحد اندازه گیری] [واحد سرعت دریایی]
cpu واحد محاسبه و منط ق و واحد ورودی / خروجی
morpheme واحد معنی دار لغوی کوچکترین واحد
spaces فاصله دادن فاصله داشتن
space فاصله دادن فاصله داشتن
collision parameter در محاسبه مدارات فاصله بین مرکز جاذبه یک میدان نیروی مرکزی از امتداد بردار سرعت جسم متحرک در بیشترین فاصله از مرکز ان
functional unit واحد در حال کار واحد تابعی
alley منطقه بین زمین سرویس وخط کناری فاصله بین بازیگران دوردست درزمین بیس بال فاصله از دیوارطرفین که گرفتن توپ در ان مشکل میشود
alleys منطقه بین زمین سرویس وخط کناری فاصله بین بازیگران دوردست درزمین بیس بال فاصله از دیوارطرفین که گرفتن توپ در ان مشکل میشود
alleyways منطقه بین زمین سرویس وخط کناری فاصله بین بازیگران دوردست درزمین بیس بال فاصله از دیوارطرفین که گرفتن توپ در ان مشکل میشود
holed فاصله دو بازیگرفضای بین دو سوارکار که سوارکار سومی ازان بگذرد فاصله بین میله 1 بولینگ با2 یا 3 شکست دادن حریف باشروع بهتر
holing فاصله دو بازیگرفضای بین دو سوارکار که سوارکار سومی ازان بگذرد فاصله بین میله 1 بولینگ با2 یا 3 شکست دادن حریف باشروع بهتر
holes فاصله دو بازیگرفضای بین دو سوارکار که سوارکار سومی ازان بگذرد فاصله بین میله 1 بولینگ با2 یا 3 شکست دادن حریف باشروع بهتر
hole فاصله دو بازیگرفضای بین دو سوارکار که سوارکار سومی ازان بگذرد فاصله بین میله 1 بولینگ با2 یا 3 شکست دادن حریف باشروع بهتر
close march راهپیمایی با فاصله جمع فرمان " فاصله جمع " درراهپیمایی
knot میل دریایی [واحد اندازه گیری] [واحد سرعت دریایی]
knot گره دریایی [واحد اندازه گیری] [واحد سرعت دریایی]
go no go اچار تنظیم فاصله سر تیر بارکالیبر 7/21 اچار تنظیم فاصله پیشانی گلنگدن
length فاصله
gap فاصله
distances فاصله
hiatus فاصله
lengths فاصله
clearance فاصله
space جا فاصله
space فاصله
spaces جا فاصله
spaces فاصله
unremittingly بی فاصله
spacing فاصله
intermittence فاصله
blankest فاصله
blank character فاصله
interregna فاصله
interregnum فاصله
interregnums فاصله
equidistant هم فاصله
head space فاصله سر
tele فاصله
blank فاصله
intermezzo فاصله
diastema فاصله
distance فاصله
discontinuance فاصله
interval فاصله
em dash خط فاصله ام
en dash خط فاصله ان
range فاصله
ranged فاصله
ranges فاصله
single space تک فاصله تو هم
per saltum بی فاصله
space bar فاصله زن
gaps فاصله
polar distance فاصله قطبی
interval فاصله تاکتیکی
light gap فاصله روشنایی
intermission فاصله عود
time interval فاصله زمانی
intermissions فاصله عود
terraces spacing فاصله تراسها
time out وقفه فاصله
distant فاصله دار
tooth gap فاصله دندانه
keyspace فاصله کلیدی
interspace فاصله مدت
intervalometer فاصله سنج
removed فاصله خانوادگی
interval confidence فاصله اطمینان
respite _ فاصله استراحت
telemeter فاصله سنج
spacing فاصله گذاری
gulfs فاصله زدوری
river فاصله سفید
interval فاصله زمانی
spanned فاصله معین
track pitch فاصله شیار
tritone فاصله سه اهنگ
known distance فاصله معلوم
rivers فاصله سفید
tritone فاصله سه گام
gulf فاصله زدوری
interludes بادخور فاصله
safe distance فاصله بی خطر
time lags فاصله زمانی
signal distance فاصله علامتی
normal interval فاصله معمولی صف
mode interval فاصله نما
line to line spacing فاصله سطور
spans فاصله معین
spanning فاصله معین
soft carriage return خط فاصله خالی
span فاصله معین
space bar فاصله گذار
lapsing فاصله زمانی
lapses فاصله زمانی
vacation فاصله دو اجلاس
vacations فاصله دو اجلاس
lapse فاصله زمانی
space condition شرط فاصله
magnet gap فاصله هوایی
spacing bias پیشقدر فاصله
range meter فاصله سنج
piston clearnce فاصله پیستون
time lag فاصله زمانی
spaced فاصله دار
interlude بادخور فاصله
shim فاصله پرکن
shouting distance فاصله صدا رس
sight distance فاصله دید
interim فیمابین فاصله
elongation فاصله زاویهای
subinterval فاصله فرعی
lattice spacing فاصله شبکه
light gap فاصله نور
line spacing فاصله سطرها
head space فاصله سر تیربار
line spacing فاصله سطر
line spacing فاصله خطوط
stadimeter فاصله یاب
space condition حالت فاصله
spacing فاصله بندی
white space فاصله سفید
confidence interval فاصله اطمینان
confidence interval فاصله اعتماد
frequency spacing فاصله فرکانس
period/stretch/lapse of time فاصله زمان
time period فاصله زمان
period فاصله زمان
time span فاصله زمان
focal length فاصله کانونی
coherence distance فاصله همدوسی
haul distance فاصله حمل
hard space فاصله واصل
blank character دخشه فاصله
social distance فاصله اجتماعی
center distance فاصله مرکزی
center distance فاصله ازمرکز
class interval فاصله طبقه
close range فاصله نزدیک
code distance فاصله رمز
frequency distance فاصله فرکانس
dead rise فاصله مرده
focussing فاصله کانونی
focusses فاصله کانونی
focussed فاصله کانونی
focuses فاصله کانونی
focused فاصله کانونی
focus فاصله کانونی
interval فاصله [ریاضی]
focal distance فاصله کانونی
f. distance or length فاصله کانونی
fiducial interval فاصله اطمینان
deflationary gap فاصله تنزلی
diatessaron فاصله یک چهارم
distance meter فاصله سنج
leading فاصله خطوط
dutter فاصله ستونها
interrupted فاصله دار
clearance فاصله باز
ignition gap فاصله جرقه
spaces جا فاصله مدت
space جا فاصله مدت
spaces فاصله مدت
input gap فاصله اولیه
infighting نبرد در فاصله کم
angular distance فاصله زاویهای
ignition spark gap فاصله جرقه
unspaced practice تمرین بی فاصله
vertical interval فاصله عمودی
interstice ترک فاصله
spaces فاصله گذاشتن
space فاصله مدت
space فاصله گذاشتن
thick با فاصله زیاد از دوسطح
distance line طناب تنظیم فاصله
thicker با فاصله زیاد از دوسطح
thickest با فاصله زیاد از دوسطح
spacial information اطلاعات فضایی [فاصله ای]
spaced repetition تکرار فاصله دار
space mark علامت فاصله گذاری
easily بردن با فاصله زیاد
vergency عکس فاصله کانونی
overheard از فاصله دور شنیدن
social distance scale مقیاس فاصله اجتماعی
critical anode distance فاصله بحرانی اندی
overhear از فاصله دور شنیدن
iteract فاصله میان دو پرده
deflationary gap فاصله حاصل از رکود
spatial information اطلاعات فضایی [فاصله ای]
overhearing از فاصله دور شنیدن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com