Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 51 (2 milliseconds)
English
Persian
Keep moving!
بجلو برو
[بروید]
!
Search result with all words
scull
حرکت بجلو یا عقب باچسباندن و گشودن نوک یاپاشنه پا
scull
حرکت دادن قایق بجلو یا عقب
sculled
حرکت بجلو یا عقب باچسباندن و گشودن نوک یاپاشنه پا
sculled
حرکت دادن قایق بجلو یا عقب
sculls
حرکت بجلو یا عقب باچسباندن و گشودن نوک یاپاشنه پا
sculls
حرکت دادن قایق بجلو یا عقب
jump start
شروع از محل اغاز با پرش به هوا و بجلو
jump-start
شروع از محل اغاز با پرش به هوا و بجلو
jump-started
شروع از محل اغاز با پرش به هوا و بجلو
jump-starting
شروع از محل اغاز با پرش به هوا و بجلو
jump-starts
شروع از محل اغاز با پرش به هوا و بجلو
cradle
نیم پشتک بجلو نیم چرخش و برگشتن روی پشت
cradled
نیم پشتک بجلو نیم چرخش و برگشتن روی پشت
cradles
نیم پشتک بجلو نیم چرخش و برگشتن روی پشت
onward
بجلو
lunge
حمله ناگهانی شمشیرباز بجلو و باز کردن بازو
lunged
حمله ناگهانی شمشیرباز بجلو و باز کردن بازو
lunges
حمله ناگهانی شمشیرباز بجلو و باز کردن بازو
lunging
حمله ناگهانی شمشیرباز بجلو و باز کردن بازو
skull
حرکت بجلو یا عقب باچسباندن و گشودن پاشنه یانوک پا
skull
حرکت دادن پارو یا دست در اب حرکت دادن قایق بجلو یا عقب
skulls
حرکت بجلو یا عقب باچسباندن و گشودن پاشنه یانوک پا
skulls
حرکت دادن پارو یا دست در اب حرکت دادن قایق بجلو یا عقب
inclining
خمیدگی بجلو و پایین
propel
بجلو راندن
propelled
بجلو راندن
propels
بجلو راندن
frontal
وابسته به پیشانی وابسته بجلو
antrorse
خمیده بجلو یا متمایل ببالا
ap dellyo chagi
ضربه پا بجلو در زاویه 54درجه
ap joo choom
ایستادن اسب سواری بجلو
ap koobi seogi
راه رفتن بجلو
balestra
پرش کوتاه و سریع شمشیرباز بجلو برای حمله
french heel
پاشنه کفش زنانه بلند وخمیده بجلو
front drop
پرش به بالا و چرخش بجلو وفرود روی شکم
go long
تلاش درپاس طولانی بجلو
goofy foot
موج سواری که بجای پای چپ پای راست را روی تخته بجلو می گذارد
head way
بجلو
hitch and go
نوعی پاس که گیرنده بجلو می دود و به سمت دیگر می چرخد و باز به جلو ادامه میدهد
jack knife
خم شدن بجلو با پاهای مستقیم و گرفتن مچ پا بادستها
mazurka
پرش از عقب یک اسکیت با نیم چرخش و برگشت بجلو همان اسکیت و سر خوردن روی پای دیگر
prefrontal
بجلو مغز
quarterback sneak
حمله بازیگر بالا با دویدن بجلو پس از گرفتن توپ
rocket propulsion
حرکت بجلو بوسیله موتورموشکی
set forward
جهش یا حرکت بجلو بوسیله قطعات داخلی گلوله در هنگام اصابت
shoot the duck
حرکت جلو و عقب نشینی روی یک پا و پای دیگر کشیده بجلو
sidestep traverse
صعود پلهای همراه باسرخوردن بجلو
slide chasse
حرکت با یک پا بجلو و فشار
telemark
پیچ اسکی بجلو وجلو بردن ان از اسکی دیگر
Move along, please!
[in a crowd]
لطفا بجلو حرکت کنید!
[در جمعیتی]
Partial phrase not found.
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com