English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 207 (43 milliseconds)
English Persian
tenderised برای ترد ونازک کردن ان
tenderises برای ترد ونازک کردن ان
tenderising برای ترد ونازک کردن ان
tenderize برای ترد ونازک کردن ان
tenderized برای ترد ونازک کردن ان
tenderizes برای ترد ونازک کردن ان
tenderizing برای ترد ونازک کردن ان
Other Matches
tendered دقیق ترد ونازک
tendering دقیق ترد ونازک
tender دقیق ترد ونازک
tenderest دقیق ترد ونازک
brazier head rivet نوعی پرچ با سر بزرگ ونازک
wirespun زیاد کشیده ونازک لطیف فریف
griddle cake نوعی نان شیرینی پهن ونازک که دو طرفش را روی اهن کلوچه پزی سرخ میکنند
indexing استفاده از کامپیوتر برای کامپایل کردن اندیس برای کتاب با انتخاب کردن کلمات و موضوعات مربوطه در متن
to scramble for something هجوم کردن با عجله برای چیزی [با دیگران کشمکش کردن برای گرفتن چیزی]
liberal education اموزش و پرورشی که برای روشن کردن فکر باشد نه برای مقاصد پیشهای
bread and point سیب زمینی و نانش برای خوردن و بقیه اش برای نگاه کردن است
autos توانایی یک مدار برای احساس کردن و انتخاب خودکار نرخ صحیحی برای یک خط
auto توانایی یک مدار برای احساس کردن و انتخاب خودکار نرخ صحیحی برای یک خط
potatoes and point سیب زمینی یا نانش برای خوردن و بقیه اش برای نگاه کردن است
personal متصل یا وصل در سیستم برای مشخص کردن یا تامین اجازه برای کاربر
intubation فرو کردن لوله در حنجرهای برای برای نگاه داشتن .....دیفتری و مانندان
turnaround time زمان لازم برای فعال کردن برنامه برای تولید که کاربر خواسته است
diagnostics اطلاع و پیام سیستم پس از تشخیص خطا برای کمک به کاربر برای تصحیح کردن آن
weight belt کمربند با وزنه هایی برای سنگین کردن بدن غواص برای رفتن به عمق موردنظر
conferencing اتصال چندین کامپیوتر وترمینال به هم برای اجازه دادن به گروهی از کاربران برای ارتباط برقرار کردن
skimming محصولی را با قیمت بالاعرضه کردن برای اطمینان ازمقاومت ان و متعاقبا" تخفیف تدریجی دادن برای توسعه فروش
ikon نشانه گرافیکی یا تصویری روی صفحه نمایش که در سیستم محاورهای به کار می رود برای تامین یک روش ساده برای مشخص کردن یک تابع
timed 1-سیگنالی که به صورت پایه برای مقاصد زمان بندی استفاده شود.2-سیگنال پیاپی در اسیلوسکوپ برای جابجا کردن اشعه روی صفحه نمایش
time 1-سیگنالی که به صورت پایه برای مقاصد زمان بندی استفاده شود.2-سیگنال پیاپی در اسیلوسکوپ برای جابجا کردن اشعه روی صفحه نمایش
times 1-سیگنالی که به صورت پایه برای مقاصد زمان بندی استفاده شود.2-سیگنال پیاپی در اسیلوسکوپ برای جابجا کردن اشعه روی صفحه نمایش
to send round the hat برای کسی اعانه جمع کردن کشکول گدایی برای کسی دست گرفتن
B register 1-ثبات آدرس که به آدرس مرجع اضافه شده که محل مورد نظر را مشخص میکند 2-ثباتی که برای گسترده تر کردن اکومولاتور برای ضرب و تقسیم به کار می رود
leaders بخشی از نوار مغناطیسی که حاوی سیگنالی نیست و در ابتدای نوار برای شناسایی و کمک به ماشین برای بلند کردن نوار به کار می رود
leader بخشی از نوار مغناطیسی که حاوی سیگنالی نیست و در ابتدای نوار برای شناسایی و کمک به ماشین برای بلند کردن نوار به کار می رود
kiosk فضایی در صفحه نمایش برای داده کاربر و کامپیوتر برای تامین اطلاعات کلی برای عموم
kiosks فضایی در صفحه نمایش برای داده کاربر و کامپیوتر برای تامین اطلاعات کلی برای عموم
deletes کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
deleted کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
delete کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
deleting کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
vetoing حق و اختیاریک ارگان دولتی برای منع یابی اثر کردن تصمیم یک ارگان دیگر حقی است که اعضادائمی شورای امنیت سازمان ملل متحد برای نفی تصمیمات ان دارند
vetoes حق و اختیاریک ارگان دولتی برای منع یابی اثر کردن تصمیم یک ارگان دیگر حقی است که اعضادائمی شورای امنیت سازمان ملل متحد برای نفی تصمیمات ان دارند
vetoed حق و اختیاریک ارگان دولتی برای منع یابی اثر کردن تصمیم یک ارگان دیگر حقی است که اعضادائمی شورای امنیت سازمان ملل متحد برای نفی تصمیمات ان دارند
veto حق و اختیاریک ارگان دولتی برای منع یابی اثر کردن تصمیم یک ارگان دیگر حقی است که اعضادائمی شورای امنیت سازمان ملل متحد برای نفی تصمیمات ان دارند
winterize اماده برای زمستان شدن خود را برای مقابله باسرمای زمستان اماده کردن
badminton بازی انفرادی یا دو نفره در زمین به طول 04/31 متر و عرض 01/6متر برای دونفره و 81/5متر در 01/6 متر برای انفرادی و شامل سه گیم وهر گیم 51 امتیاز برای مردان و 11 امتیاز برای زنان
commandeered وارد بخدمت اجباری کردن برای ارتش برداشتن مصادره کردن
flavoring چیزی که برای خوش مزه کردن ومعطر کردن بکارمی رود
commandeers وارد بخدمت اجباری کردن برای ارتش برداشتن مصادره کردن
commandeering وارد بخدمت اجباری کردن برای ارتش برداشتن مصادره کردن
commandeer وارد بخدمت اجباری کردن برای ارتش برداشتن مصادره کردن
stripping نواربندی کردن نقشه برای عکس برداری علامت گذاری کردن
flavorings چیزی که برای خوش مزه کردن ومعطر کردن بکارمی رود
flavourings چیزی که برای خوش مزه کردن ومعطر کردن بکارمی رود
flavouring چیزی که برای خوش مزه کردن ومعطر کردن بکارمی رود
pre engage ازپیش برای خود تهیه کردن تعهد قبلی کردن
gas fittings اسبابی که برای گرم کردن یاروشن کردن جایی باگازبکا
line up <idiom> سازمان دهی کردن ،آماده برای عمل کردن
overhauled برای تعمیر پیاده کردن ومجددا" سوار کردن
overhaul برای تعمیر پیاده کردن ومجددا" سوار کردن
overhauling برای تعمیر پیاده کردن ومجددا" سوار کردن
to pine for home دلتنگی برای میهن کردن ارزوی وطن کردن
overhauls برای تعمیر پیاده کردن ومجددا" سوار کردن
clearance diving شیرجه رفتن برای پاک کردن مین شیرجه برای مین روبی
arm 1-فراهم کردن وسیله یا ماشین یا تابع برای عمل یا ورودی ها 2-مشخص کردن خط وط وقفه فعال
jig ابزار یا چارچوب سخت وصلبی برای سوار کردن وسرهم کردن یک قطعه از بدنه هواپیما
jigs ابزار یا چارچوب سخت وصلبی برای سوار کردن وسرهم کردن یک قطعه از بدنه هواپیما
degausser وسیلهای برای پاک کردن فیلدها مغناطیسی زیادی از دیسک یا نوار یا نوک ضبط کردن
put-up برای انتخابات نامزد کردن سازش کردن
put up برای انتخابات نامزد کردن سازش کردن
cipher رمزی که از یک کلید عمومی برای رمزی کردن پیام و ازیک کلید رمز برای رمز گشایی آن استفاده میکند.
ciphers رمزی که از یک کلید عمومی برای رمزی کردن پیام و ازیک کلید رمز برای رمز گشایی آن استفاده میکند.
cyphers رمزی که از یک کلید عمومی برای رمزی کردن پیام و ازیک کلید رمز برای رمز گشایی آن استفاده میکند.
serviced برنامه مفید برای فعایتخای روزمره مثل جستجو فایل , کپی کردن , مرتب کردن , رفع خطا و..
service برنامه مفید برای فعایتخای روزمره مثل جستجو فایل , کپی کردن , مرتب کردن , رفع خطا و..
Beginner's All Purpose Symbolic Instruction Code زبان برنامه سازی مط ح بالا برای توسعه برنامه به صورت محاورهای برای ایجاد یک مقدمه ساده برای برنامه نویسی کامپیوتری
compressive strength قابلیت یک جسم برای مقاومت در برابر نیروی فشاری یانیرویی که گرایش به فشردن موتاه کردن و متراکم کردن ان دارد
plug compatible دستگاه جانبی که نیازمند هیچ گونه تغییر رابط برای اتصال مستقیم به سیستم کامپیوتری یک سازنده دیگر نمیباشدهمساز برای اتصال سازگاری برای اتصال
microsoft بزرگترین طراحی و ناشر نرم افزار برای PC و Macintosh. ماکروسافت سیستم عامل را برای IBM PC سافت و پس برای ماکروسافت با مجموعهای از نرم افزارهای کاربردی
QBE زبان ساده برای بازیابی اطلاعات از سیستم مدیریت پایگاه داده ها توسط وارد کردن درخواست با مقادیر مشخص که سپس با پایگاه داده تط بیق میشود و برای بازیابی داده صحیح استفاده میشود
for doing it برای کردن ان
booking نام نویسی و تهیه پرونده برای افراد ثبت نام کردن بلیط رزرو کردن
bookings نام نویسی و تهیه پرونده برای افراد ثبت نام کردن بلیط رزرو کردن
drives چنیدن درایو دیسک متصل بهم با یک کنترولی هوشمند که ازدرایوها برای ذخیره چندین کپی ازدادههای هر درایو برای اطمینان بیشتر تهیه می کنند یا بخش از هر داده روی هر درایو برای سرعت بیشتر
drive چنیدن درایو دیسک متصل بهم با یک کنترولی هوشمند که ازدرایوها برای ذخیره چندین کپی ازدادههای هر درایو برای اطمینان بیشتر تهیه می کنند یا بخش از هر داده روی هر درایو برای سرعت بیشتر
to grub about زیر و رو کردن [برای]
to grub زیر و رو کردن [برای]
to grub جستجو کردن [برای]
the proper time to do a thing برای کردن کاری
to grub about جستجو کردن [برای]
to fit with اماده کردن برای
in orders to make it easiter برای اسان تر کردن ان
prone to do something آماده کردن برای
to mumble [away] to oneself برای خودشان من من کردن
in order to prevent برای جلوگیری کردن
to prospect [for] جستجو کردن [برای]
so as to quiet him برای ارام کردن او
enabling تهیه کردن برای
enables تهیه کردن برای
enabled تهیه کردن برای
enable تهیه کردن برای
forthcomming اماده برای ارائه کردن
prone to do something آماده برای کردن کاری
to pander to somebody's ego <idiom> برای کسی چاپلوسی کردن
to save for retirement برای بازنشستگی پس انداز کردن
the right way to do a thing صحیح برای کردن کاری
mnemonic برای بار کردن در ثبات A
to butter somebody up برای کسی چاپلوسی کردن
to butter somebody up برای کسی تملق کردن
warm up <idiom> گرم کردن (برای بازی)
to take pity on any one برای کسی دلسوزی کردن
to schmooze somebody برای کسی چاپلوسی کردن
to schmooze somebody برای کسی تملق کردن
higgle برای سودجویی بحث کردن
to make room for a person جا برای کسی باز کردن
to go round برای همه کفایت کردن
gag مانع فراهم کردن برای
to offer a reward [for] عرضه کردن پاداشی [برای]
to underspend [on] ناکافی خرج کردن [برای]
gagging مانع فراهم کردن برای
gags مانع فراهم کردن برای
to provide for old age برای پیری تهیه کردن
bolster plate صفحه برای مهار کردن
gagged مانع فراهم کردن برای
to serve the city with water اب برای شهر تهیه کردن
to hang on the rear برای حمله دنبال کردن
bucket step فیکس کردن پا برای استراحت
carry over <idiom> برای بعد نگهداری کردن
strategies طرح نقشه برای جنگ یا علم طراحی نقشه برای جنگ یاطرح نقشه برای نقل وانتقالات جنگی
strategy طرح نقشه برای جنگ یا علم طراحی نقشه برای جنگ یاطرح نقشه برای نقل وانتقالات جنگی
IrDA روش استاندارد برای انتقال اطلاعات از طریق اشعه نوری . برای انتقال اطلاعات در کامپیوترهای قابل حمل یا PDA به یک چاپگر یا صفحه تصویر. برای این منظور کامپیوتر و چاپگر باید پورت IrDA داشته باشند
infra red link روش استاندارد برای ارسال اطلاعات از اشعه نوری . که اغلب برای انتقال اطلاعات از کامپیوتر متحرک یا چاپگر یا صفحه نمایش به کار می رود. برای استفاده از ین خصوصیت کامپیوتر یا چاپگر باید پورت IrDA داشته باشد
to smarm over somebody برای کسی خود شیرینی کردن
pre empt از پیش برای خود تامین کردن
spaced armor دو پوسته کردن زره برای تقویت ان
make room for someone or something <idiom> برای چیزی اوضاع را مرتب کردن
to refuse somebody admittance to something پذیرش کسی را برای چیزی رد کردن
prostitute برای پول خود را پست کردن
paint رنگ و الگو برای پر کردن ناحیه
to atone for something جلب رضایت کردن برای چیزی
to make amends for something جلب رضایت کردن برای چیزی
no answer [n/a] [in forms] بدون پاسخ [در برگه برای پر کردن]
within reach of gunshot کوشش کردن برای رسیدن به چیزی
winterization اماده کردن برای کار در زمستان
to sign on برای سربازی اسم نویسی کردن
to fix somebody up with somebody [American E] دو نفر را جفت کردن برای ازدواج
zamboni دستگاه چهارچرخه برای صاف کردن یخ
paints رنگ و الگو برای پر کردن ناحیه
prostitutes برای پول خود را پست کردن
pinhole سوراخ کردن برای گوشی یاز
reworks برای کاربرد مجدد آماده کردن
to negotiate for something گفتگو و معامله کردن برای چیزی
cram خودرا برای امتحان اماده کردن
crammed خودرا برای امتحان اماده کردن
to pair off جفت کردن [برای کاری یا در جشنی]
cramming خودرا برای امتحان اماده کردن
crams خودرا برای امتحان اماده کردن
to fit a dress on somebody جامه ای را برای کسی اندازه کردن
constitutionalize برای بهداشت مزاج گردش کردن
peccability ژمادگی برای گناه کردن جایزالخطایی
to work for peanuts <idiom> برای چندرغازی کار کردن [اصطلاح]
pretty to look at [to watch] زیبا [خوشگل] برای نگاه کردن
sexualize جنس برای چیزی تعیین کردن
crossover متقاطع کردن برای ازدیادفشار و سرعت
to hire برگزیدن برای کار [استخدام کردن]
It is written for our benefit نوشته کردن برای ما فایده دارد
make a run for it <idiom> برای نجات جان فرار کردن
to crawl to somebody برای کسی خود شیرینی کردن
rework برای کاربرد مجدد آماده کردن
reworked برای کاربرد مجدد آماده کردن
to empower somebody to do something کسی را برای کاری مخیر کردن
to curry favour [British E] /favor [American E] with somebody برای کسی خود شیرینی کردن
reworking برای کاربرد مجدد آماده کردن
lay up <idiom> ذخیره کردن ،نگهداری برای آینده
spoon-feed <idiom> ساده کردن چیزی برای کسی
to set up somebody [for something] پاپوش درست کردن برای کسی
to build up areputation شهرت یا ابرویی برای خوددرست کردن
assignment of space تخصیص جا برای انبار کردن اماد
interact برای عمل کردن روی یکدیگر
interacted برای عمل کردن روی یکدیگر
interacting برای عمل کردن روی یکدیگر
interacts برای عمل کردن روی یکدیگر
to affect something [cultivate for effect] کوشش کردن برای به نتیجه ای رسیدن
martemper حمام گرم برای سخت کردن
to set measures to anything برای چیزی اندازه یا حد معین کردن
minimax روشی برای کم کردن خطاهای یک فرایند
to have a look round [around] the shops [British E] برای خرید در فروشگاه ها گردش کردن
to have a look round [around] the stores [American E] برای خرید در فروشگاه ها گردش کردن
to seek somebody out جستجو برای پیدا کردن کسی
to bechon to a person to come اشاره بکسی کردن برای دعوت وی
to scramble for a living برای معاش یازندگی تلاش کردن
tassels پارچه برای تمیز کردن تیر
to get a meat for a bird برای مرغی جفت پیدا کردن
impetrate برای چیزی لابه واستغاثه کردن
incite to murder اغوا کردن برای قتل عمد
tassel پارچه برای تمیز کردن تیر
henpeck سعی کردن برای تفوق یافتن
to raise the wind پول برای مقصودی فراهم کردن
to call somebody to [for] something از کسی برای چیزی درخواست کردن
potential توانایی انرژی برای کار کردن
afterthought چاره اندیشی برای کاری پس از کردن آن
he has a rage for money برای گرد کردن پول شهوت
to make a r for something برای رسیدن به چیزی نقاش کردن
to frame someone پاپوش درست کردن برای کسی
to save for something پس انداز کردن [اندوختن ] برای چیزی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com