English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (37 milliseconds)
English Persian
to get a meat for a bird برای مرغی جفت پیدا کردن
Other Matches
to seek somebody out جستجو برای پیدا کردن کسی
to make friends [to make connections] رابطه پیدا کردن [با مردم برای هدفی]
grapnel لنگر قلابدار برای پیدا کردن اشیای گم شده در اب
grapnels لنگر قلابدار برای پیدا کردن اشیای گم شده در اب
to always find something to gripe about همیشه چیزی برای گله زدن پیدا کردن
to pick up somebody کسی را پیدا کردن [دوست دختر یا پسر یا یک نفر برای سکس]
curve fitting روش ریاضی برای پیدا کردن یک فرمول که نمایشگرمجموعهای از نقاط داده میباشد
ovoid جسم تخم مرغی تخم مرغی شکل
ovalize تخم مرغی یا بیضی کردن
to pounce upon a bird ناگهان برسر مرغی فرودامدن یا حمله کردن
Can you find me a porter? آیا میتوانید برای من یک باربر پیدا کنید؟
these room let well نمیتوانیم برای اطاقهایم اجاره نشین پیدا کنم
Can you find me a babysitter? آیا میتوانید برای من یک پرستار بچه پیدا کنید؟
They have come out with a new gimmick to attract customers . کلک جدیدی برای جلب مشتری پیدا کرده اند
away بازی در زمین حریف گویی که دورتر ازگوی دیگر از سوراخ قراردارد و حق تقدم برای ضربه زدن پیدا میکند
step through عمل برنامه رفع خطا که برای را خط به خط اجرا میکند تا خطا را در هر لحظه پیدا کند
search 1-کلمه یا عبارتی که باید در متن پیدا شود.2-فایل یا داده دیگری برای انتخاب رکوردهای مختلف در پایگاه داده ها
searched 1-کلمه یا عبارتی که باید در متن پیدا شود.2-فایل یا داده دیگری برای انتخاب رکوردهای مختلف در پایگاه داده ها
searchingly 1-کلمه یا عبارتی که باید در متن پیدا شود.2-فایل یا داده دیگری برای انتخاب رکوردهای مختلف در پایگاه داده ها
searches 1-کلمه یا عبارتی که باید در متن پیدا شود.2-فایل یا داده دیگری برای انتخاب رکوردهای مختلف در پایگاه داده ها
dampest دلمرده کردن حالت خفقان پیدا کردن مرطوب ساختن
damp دلمرده کردن حالت خفقان پیدا کردن مرطوب ساختن
dampers دلمرده کردن حالت خفقان پیدا کردن مرطوب ساختن
pin point پیدا کردن
to figure up پیدا کردن
averaged پیدا کردن
average پیدا کردن
averages پیدا کردن
averaging پیدا کردن
tracks پیدا کردن
tracked پیدا کردن
detects پیدا کردن
track پیدا کردن
to pluck up one's heart دل پیدا کردن
detect پیدا کردن
to search out پیدا کردن
detected پیدا کردن
detecting پیدا کردن
finds پیدا کردن
find پیدا کردن
acquire پیدا کردن
gains پیدا کردن
gained پیدا کردن
gain پیدا کردن
to look up پیدا کردن
smell out با بو پیدا کردن
to pick up پیدا کردن
give tongue عوعو کردن در پیدا کردن بوی شکار
liaise ارتباط پیدا کردن
dampened رطوبت پیدا کردن
to take umbra at رنجش پیدا کردن از
hade تمایل پیدا کردن
decline شیب پیدا کردن
declined شیب پیدا کردن
declines شیب پیدا کردن
to take a ply تمایل پیدا کردن
liaised ارتباط پیدا کردن
declining شیب پیدا کردن
tout خریدار پیدا کردن
take to تمایل پیدا کردن به
touted خریدار پیدا کردن
demonetize تنزل پیدا کردن
touting خریدار پیدا کردن
dampening رطوبت پیدا کردن
dampens رطوبت پیدا کردن
to think out با فکر پیدا کردن
stammer لکنت پیدا کردن
stammered لکنت پیدا کردن
stammers لکنت پیدا کردن
to spring a leaguer رخنه پیدا کردن
liaising ارتباط پیدا کردن
in the doghouse <idiom> مشکل پیدا کردن با
touts خریدار پیدا کردن
liaises ارتباط پیدا کردن
dampen رطوبت پیدا کردن
qualifies شایستگی پیدا کردن
to work out something حل چیزی را پیدا کردن
equation of payments قاعده پیدا کردن
shields حفاظ پیدا کردن
to win fame شهرت پیدا کردن
preempt حق تقدم پیدا کردن
qualify شایستگی پیدا کردن
converge تقارت پیدا کردن
converged تقارت پیدا کردن
converges تقارت پیدا کردن
converging تقارت پیدا کردن
luff لنگر پیدا کردن
to become a necessity لزوم پیدا کردن
To find a way out. To find a remedy. چاره پیدا کردن
prove opplicable مصداق پیدا کردن
come to an agreement موافقت پیدا کردن
take to تمایل پیدا کردن
shield حفاظ پیدا کردن
avian مرغی
LRU الگوریتمی که صفحه حافظه که آخرین بار پیش از همه دستیابی شده است را پیدا میکند و پاک میکند تا فضای برای صفحات دیگر باز کند
to come to an understanding پیدا کردن سازش پیداکردن
respiring امید تازه پیدا کردن
respired امید تازه پیدا کردن
wavered فتور پیدا کردن دو دل بودن
waver فتور پیدا کردن دو دل بودن
wavering فتور پیدا کردن دو دل بودن
find and replace پیدا کردن و جایگزین نمودن
respire امید تازه پیدا کردن
wavers فتور پیدا کردن دو دل بودن
respires امید تازه پیدا کردن
genealogize شجره کسی را پیدا کردن
cabbage کش رفتن رشد پیدا کردن
out maneuver برتری مانور پیدا کردن
cabbages کش رفتن رشد پیدا کردن
to make the pot boi; معاش خود را پیدا کردن
shocks هول وهراس پیدا کردن
read between the lines <idiom> پیدا کردن مفهوم ضمنی
radar trapping اختلال پیدا کردن رادار
shock هول وهراس پیدا کردن
to pick up فراگرفتن دوباره پیدا کردن
overmaster مهارت کامل پیدا کردن در
to rummage out با جستجوی زیاد پیدا کردن
to nerve oneself قوت قلب پیدا کردن
to pick out باگوش پیدا کردن دریافتن
deeping of capital عمق پیدا کردن سرمایه
shocked هول وهراس پیدا کردن
hit on/upon <idiom> پیدا کردن چیزی که میخواهی
pay dirt <idiom> زیر خاکی پیدا کردن
ellipse تخم مرغی
oval تخم مرغی
oviform تخم مرغی
ellipses تخم مرغی
struthous شتر مرغی
ovate تخم مرغی
ovals تخم مرغی
fumbled لکنت زبان پیدا کردن من من کردن
fumble لکنت زبان پیدا کردن من من کردن
fumbles لکنت زبان پیدا کردن من من کردن
asphyxiating مختنق کردن خناق پیدا کردن
asphyxiate مختنق کردن خناق پیدا کردن
swells ورم کردن برجستگی پیدا کردن
swelled ورم کردن برجستگی پیدا کردن
swell ورم کردن برجستگی پیدا کردن
asphyxiated مختنق کردن خناق پیدا کردن
bilge رخنه پیدا کردن تراوش کردن
asphyxiates مختنق کردن خناق پیدا کردن
waver تردید پیدا کردن تبصره قانون
shorter اتصال مدار اتصالی پیدا کردن
to orient oneself چهار سوی خود را پیدا کردن
short اتصال مدار اتصالی پیدا کردن
scare up <idiom> ازروی اثراتی چیزی را پیدا کردن
rubbed اصطکاک پیدا کردن ساییده شدن
unbalances بر هم زدن اختلال مشاعر پیدا کردن
unbalance بر هم زدن اختلال مشاعر پیدا کردن
ruts شور پیدا کردن فحل شدن
shortest اتصال مدار اتصالی پیدا کردن
rub اصطکاک پیدا کردن ساییده شدن
unbalancing بر هم زدن اختلال مشاعر پیدا کردن
to turn round برگشتن عقاید دیگری پیدا کردن
pull oneself together بر اعصاب خود تسلط پیدا کردن
radio direction finding پیدا کردن جهت بی سیم دشمن
to get the upper hand برتری جستن تفوق پیدا کردن
surging تکان خوردن لغزش پیدا کردن
wavers تردید پیدا کردن تبصره قانون
wavering تردید پیدا کردن تبصره قانون
make out معنی چیزی را پیدا کردن سردراوردن از
wavered تردید پیدا کردن تبصره قانون
rubs اصطکاک پیدا کردن ساییده شدن
rut شور پیدا کردن فحل شدن
least recently used algorithm الگوریتمی که صفحه حافظه که پیش از همه دستیابی شده بود را پیدا میکند و پاک میکند تا فضا برای صفحه بعد ایجاد شود
almond انبار تخم مرغی
what kind of a bird is that ? چه جور مرغی است
ovoidal جسم تخم مرغی
i wish i were کاش من مرغی بودم
ovally تخم مرغی وار
ovalness شکل تخم مرغی
egg shaped section مقطع تخم مرغی
egg shaped تخم مرغی شکل
ovolo فتیله تخم مرغی
ovoidal تخم مرغی شکل
daw مرغی شبیه کلاغ
ovolo زوار تخم مرغی
vitelline زرده تخم مرغی
warm to one's work در کارخود گرم شدن و هیجان پیدا کردن
plunge غوطه ورساختن شیب تند پیدا کردن
canvass مشتری پیدا کردن یا دنبال سفارش رفتن
canvassing مشتری پیدا کردن یا دنبال سفارش رفتن
plunged غوطه ورساختن شیب تند پیدا کردن
plunges غوطه ورساختن شیب تند پیدا کردن
canvassed مشتری پیدا کردن یا دنبال سفارش رفتن
canvasses مشتری پیدا کردن یا دنبال سفارش رفتن
leadingquestion پرسشی که کمک به پیدا کردن پاسخ میدهد
to get to somebody [something] به کسی دسترسی پیدا کردن [ به چیزی رسیدن]
ovals بیضی تخم مرغی شکل
roadrunner مرغی شبیه فاخته تکزاس
to piniona bird's wing نوک بال مرغی را چیدن
fulmar مرغی مانند مرغ طوفان
oval بیضی تخم مرغی شکل
indexing استفاده از کامپیوتر برای کامپایل کردن اندیس برای کتاب با انتخاب کردن کلمات و موضوعات مربوطه در متن
extends ادامه پیدا کردن باز شدن توسعه دادن
diachrony تحلیل کلمات و پیدا کردن منشاء و ریشه انها
proceeded ناشی شدن ارتقا پیدا کردن در جمع عایدات
divide پیدا کردن تعداد چهار هایی که در عدد جا می شوند
divides پیدا کردن تعداد چهار هایی که در عدد جا می شوند
cunclude تحلیل کلمات و پیدا کردن منشاء و ریشه انها
Recent search history
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com