English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (42 milliseconds)
English Persian
to get a meat for a bird برای مرغی جفت پیدا کردن
Other Matches
to seek somebody out جستجو برای پیدا کردن کسی
to make friends [to make connections] رابطه پیدا کردن [با مردم برای هدفی]
grapnel لنگر قلابدار برای پیدا کردن اشیای گم شده در اب
to always find something to gripe about همیشه چیزی برای گله زدن پیدا کردن
grapnels لنگر قلابدار برای پیدا کردن اشیای گم شده در اب
to pick up somebody کسی را پیدا کردن [دوست دختر یا پسر یا یک نفر برای سکس]
curve fitting روش ریاضی برای پیدا کردن یک فرمول که نمایشگرمجموعهای از نقاط داده میباشد
ovoid جسم تخم مرغی تخم مرغی شکل
ovalize تخم مرغی یا بیضی کردن
to pounce upon a bird ناگهان برسر مرغی فرودامدن یا حمله کردن
Can you find me a porter? آیا میتوانید برای من یک باربر پیدا کنید؟
these room let well نمیتوانیم برای اطاقهایم اجاره نشین پیدا کنم
Can you find me a babysitter? آیا میتوانید برای من یک پرستار بچه پیدا کنید؟
They have come out with a new gimmick to attract customers . کلک جدیدی برای جلب مشتری پیدا کرده اند
away بازی در زمین حریف گویی که دورتر ازگوی دیگر از سوراخ قراردارد و حق تقدم برای ضربه زدن پیدا میکند
step through عمل برنامه رفع خطا که برای را خط به خط اجرا میکند تا خطا را در هر لحظه پیدا کند
searchingly 1-کلمه یا عبارتی که باید در متن پیدا شود.2-فایل یا داده دیگری برای انتخاب رکوردهای مختلف در پایگاه داده ها
searches 1-کلمه یا عبارتی که باید در متن پیدا شود.2-فایل یا داده دیگری برای انتخاب رکوردهای مختلف در پایگاه داده ها
searched 1-کلمه یا عبارتی که باید در متن پیدا شود.2-فایل یا داده دیگری برای انتخاب رکوردهای مختلف در پایگاه داده ها
search 1-کلمه یا عبارتی که باید در متن پیدا شود.2-فایل یا داده دیگری برای انتخاب رکوردهای مختلف در پایگاه داده ها
damp دلمرده کردن حالت خفقان پیدا کردن مرطوب ساختن
dampest دلمرده کردن حالت خفقان پیدا کردن مرطوب ساختن
dampers دلمرده کردن حالت خفقان پیدا کردن مرطوب ساختن
tracked پیدا کردن
to look up پیدا کردن
to figure up پیدا کردن
detect پیدا کردن
smell out با بو پیدا کردن
pin point پیدا کردن
track پیدا کردن
tracks پیدا کردن
detecting پیدا کردن
gains پیدا کردن
averaged پیدا کردن
averages پیدا کردن
averaging پیدا کردن
to search out پیدا کردن
gain پیدا کردن
detected پیدا کردن
detects پیدا کردن
average پیدا کردن
gained پیدا کردن
finds پیدا کردن
to pick up پیدا کردن
acquire پیدا کردن
find پیدا کردن
to pluck up one's heart دل پیدا کردن
give tongue عوعو کردن در پیدا کردن بوی شکار
to win fame شهرت پیدا کردن
luff لنگر پیدا کردن
touts خریدار پیدا کردن
dampens رطوبت پیدا کردن
come to an agreement موافقت پیدا کردن
shield حفاظ پیدا کردن
dampened رطوبت پیدا کردن
prove opplicable مصداق پیدا کردن
dampen رطوبت پیدا کردن
liaise ارتباط پیدا کردن
to spring a leaguer رخنه پیدا کردن
to think out با فکر پیدا کردن
equation of payments قاعده پیدا کردن
to take umbra at رنجش پیدا کردن از
hade تمایل پیدا کردن
dampening رطوبت پیدا کردن
liaising ارتباط پیدا کردن
liaises ارتباط پیدا کردن
To find a way out. To find a remedy. چاره پیدا کردن
liaised ارتباط پیدا کردن
stammer لکنت پیدا کردن
stammered لکنت پیدا کردن
stammers لکنت پیدا کردن
shields حفاظ پیدا کردن
in the doghouse <idiom> مشکل پیدا کردن با
converging تقارت پیدا کردن
converges تقارت پیدا کردن
take to تمایل پیدا کردن به
take to تمایل پیدا کردن
to work out something حل چیزی را پیدا کردن
qualifies شایستگی پیدا کردن
to become a necessity لزوم پیدا کردن
decline شیب پیدا کردن
to take a ply تمایل پیدا کردن
declined شیب پیدا کردن
preempt حق تقدم پیدا کردن
declining شیب پیدا کردن
declines شیب پیدا کردن
tout خریدار پیدا کردن
converged تقارت پیدا کردن
touted خریدار پیدا کردن
converge تقارت پیدا کردن
demonetize تنزل پیدا کردن
touting خریدار پیدا کردن
qualify شایستگی پیدا کردن
avian مرغی
LRU الگوریتمی که صفحه حافظه که آخرین بار پیش از همه دستیابی شده است را پیدا میکند و پاک میکند تا فضای برای صفحات دیگر باز کند
read between the lines <idiom> پیدا کردن مفهوم ضمنی
to nerve oneself قوت قلب پیدا کردن
to come to an understanding پیدا کردن سازش پیداکردن
out maneuver برتری مانور پیدا کردن
overmaster مهارت کامل پیدا کردن در
waver فتور پیدا کردن دو دل بودن
wavered فتور پیدا کردن دو دل بودن
cabbage کش رفتن رشد پیدا کردن
deeping of capital عمق پیدا کردن سرمایه
wavers فتور پیدا کردن دو دل بودن
wavering فتور پیدا کردن دو دل بودن
respire امید تازه پیدا کردن
shocked هول وهراس پیدا کردن
hit on/upon <idiom> پیدا کردن چیزی که میخواهی
to make the pot boi; معاش خود را پیدا کردن
respiring امید تازه پیدا کردن
to pick up فراگرفتن دوباره پیدا کردن
respires امید تازه پیدا کردن
find and replace پیدا کردن و جایگزین نمودن
genealogize شجره کسی را پیدا کردن
shock هول وهراس پیدا کردن
to rummage out با جستجوی زیاد پیدا کردن
pay dirt <idiom> زیر خاکی پیدا کردن
shocks هول وهراس پیدا کردن
to pick out باگوش پیدا کردن دریافتن
respired امید تازه پیدا کردن
radar trapping اختلال پیدا کردن رادار
cabbages کش رفتن رشد پیدا کردن
struthous شتر مرغی
ovate تخم مرغی
ovals تخم مرغی
oval تخم مرغی
ellipses تخم مرغی
oviform تخم مرغی
ellipse تخم مرغی
fumble لکنت زبان پیدا کردن من من کردن
fumbles لکنت زبان پیدا کردن من من کردن
swells ورم کردن برجستگی پیدا کردن
fumbled لکنت زبان پیدا کردن من من کردن
swell ورم کردن برجستگی پیدا کردن
bilge رخنه پیدا کردن تراوش کردن
swelled ورم کردن برجستگی پیدا کردن
asphyxiating مختنق کردن خناق پیدا کردن
asphyxiates مختنق کردن خناق پیدا کردن
asphyxiated مختنق کردن خناق پیدا کردن
asphyxiate مختنق کردن خناق پیدا کردن
rubbed اصطکاک پیدا کردن ساییده شدن
unbalance بر هم زدن اختلال مشاعر پیدا کردن
short اتصال مدار اتصالی پیدا کردن
make out معنی چیزی را پیدا کردن سردراوردن از
unbalancing بر هم زدن اختلال مشاعر پیدا کردن
unbalances بر هم زدن اختلال مشاعر پیدا کردن
shortest اتصال مدار اتصالی پیدا کردن
pull oneself together بر اعصاب خود تسلط پیدا کردن
rub اصطکاک پیدا کردن ساییده شدن
rubs اصطکاک پیدا کردن ساییده شدن
shorter اتصال مدار اتصالی پیدا کردن
surging تکان خوردن لغزش پیدا کردن
radio direction finding پیدا کردن جهت بی سیم دشمن
to orient oneself چهار سوی خود را پیدا کردن
scare up <idiom> ازروی اثراتی چیزی را پیدا کردن
rut شور پیدا کردن فحل شدن
ruts شور پیدا کردن فحل شدن
to get the upper hand برتری جستن تفوق پیدا کردن
wavering تردید پیدا کردن تبصره قانون
wavered تردید پیدا کردن تبصره قانون
wavers تردید پیدا کردن تبصره قانون
to turn round برگشتن عقاید دیگری پیدا کردن
waver تردید پیدا کردن تبصره قانون
least recently used algorithm الگوریتمی که صفحه حافظه که پیش از همه دستیابی شده بود را پیدا میکند و پاک میکند تا فضا برای صفحه بعد ایجاد شود
ovoidal جسم تخم مرغی
egg shaped section مقطع تخم مرغی
i wish i were کاش من مرغی بودم
egg shaped تخم مرغی شکل
almond انبار تخم مرغی
ovolo زوار تخم مرغی
what kind of a bird is that ? چه جور مرغی است
ovoidal تخم مرغی شکل
daw مرغی شبیه کلاغ
ovolo فتیله تخم مرغی
ovally تخم مرغی وار
ovalness شکل تخم مرغی
vitelline زرده تخم مرغی
canvasses مشتری پیدا کردن یا دنبال سفارش رفتن
plunged غوطه ورساختن شیب تند پیدا کردن
plunge غوطه ورساختن شیب تند پیدا کردن
plunges غوطه ورساختن شیب تند پیدا کردن
canvassed مشتری پیدا کردن یا دنبال سفارش رفتن
leadingquestion پرسشی که کمک به پیدا کردن پاسخ میدهد
canvass مشتری پیدا کردن یا دنبال سفارش رفتن
to get to somebody [something] به کسی دسترسی پیدا کردن [ به چیزی رسیدن]
canvassing مشتری پیدا کردن یا دنبال سفارش رفتن
warm to one's work در کارخود گرم شدن و هیجان پیدا کردن
to piniona bird's wing نوک بال مرغی را چیدن
ovals بیضی تخم مرغی شکل
roadrunner مرغی شبیه فاخته تکزاس
oval بیضی تخم مرغی شکل
fulmar مرغی مانند مرغ طوفان
indexing استفاده از کامپیوتر برای کامپایل کردن اندیس برای کتاب با انتخاب کردن کلمات و موضوعات مربوطه در متن
extending ادامه پیدا کردن باز شدن توسعه دادن
extends ادامه پیدا کردن باز شدن توسعه دادن
proceeded ناشی شدن ارتقا پیدا کردن در جمع عایدات
divide پیدا کردن تعداد چهار هایی که در عدد جا می شوند
proceed ناشی شدن ارتقا پیدا کردن در جمع عایدات
extend ادامه پیدا کردن باز شدن توسعه دادن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com