English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (43 milliseconds)
English Persian
to take pity on any one برای کسی دلسوزی کردن
Other Matches
pity دلسوزی کردن
be sorry [apologizing] دلسوزی کردن
pities دلسوزی کردن
to take compassion on دلسوزی کردن با
pitied دلسوزی کردن
to have compassion on دلسوزی کردن با
commiserates دلسوزی کردن
commiserate دلسوزی کردن
compassionate [archaic] دلسوزی کردن
regret دلسوزی کردن
to show compassion دلسوزی کردن
deploring دلسوزی کردن بر
commiserated دلسوزی کردن
commiserate دلسوزی کردن
commiserating دلسوزی کردن
deplore دلسوزی کردن بر
deplored دلسوزی کردن بر
deplores دلسوزی کردن بر
rues دلسوزی کردن پشیمانی
ruing دلسوزی کردن پشیمانی
rued دلسوزی کردن پشیمانی
rue دلسوزی کردن پشیمانی
commiseration دلسوزی
tendresse دلسوزی
tenderness دلسوزی
incompassionate بی دلسوزی
ruth دلسوزی
compassion دلسوزی
compassionately از روی دلسوزی
pityingly از راه دلسوزی
deplorable مایه دلسوزی
feelingly از روی دلسوزی
indexing استفاده از کامپیوتر برای کامپایل کردن اندیس برای کتاب با انتخاب کردن کلمات و موضوعات مربوطه در متن
self pity دلسوزی بحال خود
self-pity دلسوزی بحال خود
in deepest sympathy با دلسوزی بسیار فراوان
tenderly از روی دلسوزی و محبت
sympathy for any one دلسوزی بحال کسی
to scramble for something هجوم کردن با عجله برای چیزی [با دیگران کشمکش کردن برای گرفتن چیزی]
personal متصل یا وصل در سیستم برای مشخص کردن یا تامین اجازه برای کاربر
autos توانایی یک مدار برای احساس کردن و انتخاب خودکار نرخ صحیحی برای یک خط
intubation فرو کردن لوله در حنجرهای برای برای نگاه داشتن .....دیفتری و مانندان
liberal education اموزش و پرورشی که برای روشن کردن فکر باشد نه برای مقاصد پیشهای
auto توانایی یک مدار برای احساس کردن و انتخاب خودکار نرخ صحیحی برای یک خط
bread and point سیب زمینی و نانش برای خوردن و بقیه اش برای نگاه کردن است
potatoes and point سیب زمینی یا نانش برای خوردن و بقیه اش برای نگاه کردن است
diagnostics اطلاع و پیام سیستم پس از تشخیص خطا برای کمک به کاربر برای تصحیح کردن آن
turnaround time زمان لازم برای فعال کردن برنامه برای تولید که کاربر خواسته است
weight belt کمربند با وزنه هایی برای سنگین کردن بدن غواص برای رفتن به عمق موردنظر
conferencing اتصال چندین کامپیوتر وترمینال به هم برای اجازه دادن به گروهی از کاربران برای ارتباط برقرار کردن
skimming محصولی را با قیمت بالاعرضه کردن برای اطمینان ازمقاومت ان و متعاقبا" تخفیف تدریجی دادن برای توسعه فروش
ikon نشانه گرافیکی یا تصویری روی صفحه نمایش که در سیستم محاورهای به کار می رود برای تامین یک روش ساده برای مشخص کردن یک تابع
times 1-سیگنالی که به صورت پایه برای مقاصد زمان بندی استفاده شود.2-سیگنال پیاپی در اسیلوسکوپ برای جابجا کردن اشعه روی صفحه نمایش
time 1-سیگنالی که به صورت پایه برای مقاصد زمان بندی استفاده شود.2-سیگنال پیاپی در اسیلوسکوپ برای جابجا کردن اشعه روی صفحه نمایش
timed 1-سیگنالی که به صورت پایه برای مقاصد زمان بندی استفاده شود.2-سیگنال پیاپی در اسیلوسکوپ برای جابجا کردن اشعه روی صفحه نمایش
to send round the hat برای کسی اعانه جمع کردن کشکول گدایی برای کسی دست گرفتن
B register 1-ثبات آدرس که به آدرس مرجع اضافه شده که محل مورد نظر را مشخص میکند 2-ثباتی که برای گسترده تر کردن اکومولاتور برای ضرب و تقسیم به کار می رود
leaders بخشی از نوار مغناطیسی که حاوی سیگنالی نیست و در ابتدای نوار برای شناسایی و کمک به ماشین برای بلند کردن نوار به کار می رود
leader بخشی از نوار مغناطیسی که حاوی سیگنالی نیست و در ابتدای نوار برای شناسایی و کمک به ماشین برای بلند کردن نوار به کار می رود
kiosk فضایی در صفحه نمایش برای داده کاربر و کامپیوتر برای تامین اطلاعات کلی برای عموم
kiosks فضایی در صفحه نمایش برای داده کاربر و کامپیوتر برای تامین اطلاعات کلی برای عموم
delete کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
deleted کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
deletes کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
deleting کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
vetoing حق و اختیاریک ارگان دولتی برای منع یابی اثر کردن تصمیم یک ارگان دیگر حقی است که اعضادائمی شورای امنیت سازمان ملل متحد برای نفی تصمیمات ان دارند
veto حق و اختیاریک ارگان دولتی برای منع یابی اثر کردن تصمیم یک ارگان دیگر حقی است که اعضادائمی شورای امنیت سازمان ملل متحد برای نفی تصمیمات ان دارند
vetoed حق و اختیاریک ارگان دولتی برای منع یابی اثر کردن تصمیم یک ارگان دیگر حقی است که اعضادائمی شورای امنیت سازمان ملل متحد برای نفی تصمیمات ان دارند
vetoes حق و اختیاریک ارگان دولتی برای منع یابی اثر کردن تصمیم یک ارگان دیگر حقی است که اعضادائمی شورای امنیت سازمان ملل متحد برای نفی تصمیمات ان دارند
winterize اماده برای زمستان شدن خود را برای مقابله باسرمای زمستان اماده کردن
badminton بازی انفرادی یا دو نفره در زمین به طول 04/31 متر و عرض 01/6متر برای دونفره و 81/5متر در 01/6 متر برای انفرادی و شامل سه گیم وهر گیم 51 امتیاز برای مردان و 11 امتیاز برای زنان
flavorings چیزی که برای خوش مزه کردن ومعطر کردن بکارمی رود
flavoring چیزی که برای خوش مزه کردن ومعطر کردن بکارمی رود
stripping نواربندی کردن نقشه برای عکس برداری علامت گذاری کردن
commandeered وارد بخدمت اجباری کردن برای ارتش برداشتن مصادره کردن
commandeering وارد بخدمت اجباری کردن برای ارتش برداشتن مصادره کردن
flavouring چیزی که برای خوش مزه کردن ومعطر کردن بکارمی رود
commandeers وارد بخدمت اجباری کردن برای ارتش برداشتن مصادره کردن
flavourings چیزی که برای خوش مزه کردن ومعطر کردن بکارمی رود
commandeer وارد بخدمت اجباری کردن برای ارتش برداشتن مصادره کردن
gas fittings اسبابی که برای گرم کردن یاروشن کردن جایی باگازبکا
pre engage ازپیش برای خود تهیه کردن تعهد قبلی کردن
overhauls برای تعمیر پیاده کردن ومجددا" سوار کردن
overhauling برای تعمیر پیاده کردن ومجددا" سوار کردن
overhaul برای تعمیر پیاده کردن ومجددا" سوار کردن
to pine for home دلتنگی برای میهن کردن ارزوی وطن کردن
overhauled برای تعمیر پیاده کردن ومجددا" سوار کردن
line up <idiom> سازمان دهی کردن ،آماده برای عمل کردن
clearance diving شیرجه رفتن برای پاک کردن مین شیرجه برای مین روبی
jig ابزار یا چارچوب سخت وصلبی برای سوار کردن وسرهم کردن یک قطعه از بدنه هواپیما
arm 1-فراهم کردن وسیله یا ماشین یا تابع برای عمل یا ورودی ها 2-مشخص کردن خط وط وقفه فعال
jigs ابزار یا چارچوب سخت وصلبی برای سوار کردن وسرهم کردن یک قطعه از بدنه هواپیما
degausser وسیلهای برای پاک کردن فیلدها مغناطیسی زیادی از دیسک یا نوار یا نوک ضبط کردن
put up برای انتخابات نامزد کردن سازش کردن
put-up برای انتخابات نامزد کردن سازش کردن
cipher رمزی که از یک کلید عمومی برای رمزی کردن پیام و ازیک کلید رمز برای رمز گشایی آن استفاده میکند.
ciphers رمزی که از یک کلید عمومی برای رمزی کردن پیام و ازیک کلید رمز برای رمز گشایی آن استفاده میکند.
cyphers رمزی که از یک کلید عمومی برای رمزی کردن پیام و ازیک کلید رمز برای رمز گشایی آن استفاده میکند.
serviced برنامه مفید برای فعایتخای روزمره مثل جستجو فایل , کپی کردن , مرتب کردن , رفع خطا و..
service برنامه مفید برای فعایتخای روزمره مثل جستجو فایل , کپی کردن , مرتب کردن , رفع خطا و..
Beginner's All Purpose Symbolic Instruction Code زبان برنامه سازی مط ح بالا برای توسعه برنامه به صورت محاورهای برای ایجاد یک مقدمه ساده برای برنامه نویسی کامپیوتری
compressive strength قابلیت یک جسم برای مقاومت در برابر نیروی فشاری یانیرویی که گرایش به فشردن موتاه کردن و متراکم کردن ان دارد
plug compatible دستگاه جانبی که نیازمند هیچ گونه تغییر رابط برای اتصال مستقیم به سیستم کامپیوتری یک سازنده دیگر نمیباشدهمساز برای اتصال سازگاری برای اتصال
microsoft بزرگترین طراحی و ناشر نرم افزار برای PC و Macintosh. ماکروسافت سیستم عامل را برای IBM PC سافت و پس برای ماکروسافت با مجموعهای از نرم افزارهای کاربردی
QBE زبان ساده برای بازیابی اطلاعات از سیستم مدیریت پایگاه داده ها توسط وارد کردن درخواست با مقادیر مشخص که سپس با پایگاه داده تط بیق میشود و برای بازیابی داده صحیح استفاده میشود
for doing it برای کردن ان
booking نام نویسی و تهیه پرونده برای افراد ثبت نام کردن بلیط رزرو کردن
bookings نام نویسی و تهیه پرونده برای افراد ثبت نام کردن بلیط رزرو کردن
drives چنیدن درایو دیسک متصل بهم با یک کنترولی هوشمند که ازدرایوها برای ذخیره چندین کپی ازدادههای هر درایو برای اطمینان بیشتر تهیه می کنند یا بخش از هر داده روی هر درایو برای سرعت بیشتر
drive چنیدن درایو دیسک متصل بهم با یک کنترولی هوشمند که ازدرایوها برای ذخیره چندین کپی ازدادههای هر درایو برای اطمینان بیشتر تهیه می کنند یا بخش از هر داده روی هر درایو برای سرعت بیشتر
enabling تهیه کردن برای
to prospect [for] جستجو کردن [برای]
in order to prevent برای جلوگیری کردن
prone to do something آماده کردن برای
enables تهیه کردن برای
to mumble [away] to oneself برای خودشان من من کردن
enable تهیه کردن برای
enabled تهیه کردن برای
to grub زیر و رو کردن [برای]
to grub about زیر و رو کردن [برای]
in orders to make it easiter برای اسان تر کردن ان
the proper time to do a thing برای کردن کاری
to grub جستجو کردن [برای]
to grub about جستجو کردن [برای]
so as to quiet him برای ارام کردن او
to fit with اماده کردن برای
to pander to somebody's ego <idiom> برای کسی چاپلوسی کردن
carry over <idiom> برای بعد نگهداری کردن
forthcomming اماده برای ارائه کردن
to offer a reward [for] عرضه کردن پاداشی [برای]
to make room for a person جا برای کسی باز کردن
bolster plate صفحه برای مهار کردن
to hang on the rear برای حمله دنبال کردن
mnemonic برای بار کردن در ثبات A
tenderizing برای ترد ونازک کردن ان
tenderizes برای ترد ونازک کردن ان
tenderized برای ترد ونازک کردن ان
tenderize برای ترد ونازک کردن ان
tenderising برای ترد ونازک کردن ان
tenderised برای ترد ونازک کردن ان
to underspend [on] ناکافی خرج کردن [برای]
to save for retirement برای بازنشستگی پس انداز کردن
the right way to do a thing صحیح برای کردن کاری
tenderises برای ترد ونازک کردن ان
to serve the city with water اب برای شهر تهیه کردن
to butter somebody up برای کسی چاپلوسی کردن
to schmooze somebody برای کسی چاپلوسی کردن
gagged مانع فراهم کردن برای
to schmooze somebody برای کسی تملق کردن
gag مانع فراهم کردن برای
gagging مانع فراهم کردن برای
warm up <idiom> گرم کردن (برای بازی)
to provide for old age برای پیری تهیه کردن
prone to do something آماده برای کردن کاری
higgle برای سودجویی بحث کردن
to go round برای همه کفایت کردن
bucket step فیکس کردن پا برای استراحت
gags مانع فراهم کردن برای
to butter somebody up برای کسی تملق کردن
strategies طرح نقشه برای جنگ یا علم طراحی نقشه برای جنگ یاطرح نقشه برای نقل وانتقالات جنگی
strategy طرح نقشه برای جنگ یا علم طراحی نقشه برای جنگ یاطرح نقشه برای نقل وانتقالات جنگی
infra red link روش استاندارد برای ارسال اطلاعات از اشعه نوری . که اغلب برای انتقال اطلاعات از کامپیوتر متحرک یا چاپگر یا صفحه نمایش به کار می رود. برای استفاده از ین خصوصیت کامپیوتر یا چاپگر باید پورت IrDA داشته باشد
IrDA روش استاندارد برای انتقال اطلاعات از طریق اشعه نوری . برای انتقال اطلاعات در کامپیوترهای قابل حمل یا PDA به یک چاپگر یا صفحه تصویر. برای این منظور کامپیوتر و چاپگر باید پورت IrDA داشته باشند
to hire برگزیدن برای کار [استخدام کردن]
to work for peanuts <idiom> برای چندرغازی کار کردن [اصطلاح]
to make a r for something برای رسیدن به چیزی نقاش کردن
zamboni دستگاه چهارچرخه برای صاف کردن یخ
to sign on برای سربازی اسم نویسی کردن
incite to murder اغوا کردن برای قتل عمد
impetrate برای چیزی لابه واستغاثه کردن
to pair off جفت کردن [برای کاری یا در جشنی]
within reach of gunshot کوشش کردن برای رسیدن به چیزی
crossover متقاطع کردن برای ازدیادفشار و سرعت
paints رنگ و الگو برای پر کردن ناحیه
to fit a dress on somebody جامه ای را برای کسی اندازه کردن
no answer [n/a] [in forms] بدون پاسخ [در برگه برای پر کردن]
to seek somebody out جستجو برای پیدا کردن کسی
he has a rage for money برای گرد کردن پول شهوت
prostitute برای پول خود را پست کردن
prostitutes برای پول خود را پست کردن
to save up for something برای چیزی صرفه جویی کردن
to call somebody to [for] something از کسی برای چیزی درخواست کردن
make a run for it <idiom> برای نجات جان فرار کردن
to get a meat for a bird برای مرغی جفت پیدا کردن
pretty to look at [to watch] زیبا [خوشگل] برای نگاه کردن
to atone for something جلب رضایت کردن برای چیزی
to make amends for something جلب رضایت کردن برای چیزی
henpeck سعی کردن برای تفوق یافتن
make room for someone or something <idiom> برای چیزی اوضاع را مرتب کردن
to build up areputation شهرت یا ابرویی برای خوددرست کردن
to crawl to somebody برای کسی خود شیرینی کردن
to curry favour [British E] /favor [American E] with somebody برای کسی خود شیرینی کردن
to have a look round [around] the stores [American E] برای خرید در فروشگاه ها گردش کردن
sexualize جنس برای چیزی تعیین کردن
to have a look round [around] the shops [British E] برای خرید در فروشگاه ها گردش کردن
to save for something پس انداز کردن [اندوختن ] برای چیزی
to bechon to a person to come اشاره بکسی کردن برای دعوت وی
winterization اماده کردن برای کار در زمستان
spaced armor دو پوسته کردن زره برای تقویت ان
constitutionalize برای بهداشت مزاج گردش کردن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com