English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (23 milliseconds)
English Persian
stack the cards <idiom> برای کسی نقشه کشیدن
Search result with all words
scribing روش روکش کشیدن حروف یانوشتههای نقشه برای حفافت
Other Matches
strategy طرح نقشه برای جنگ یا علم طراحی نقشه برای جنگ یاطرح نقشه برای نقل وانتقالات جنگی
strategies طرح نقشه برای جنگ یا علم طراحی نقشه برای جنگ یاطرح نقشه برای نقل وانتقالات جنگی
projects نقشه کشیدن
design نقشه کشیدن
projected نقشه کشیدن
plot نقشه کشیدن
project نقشه کشیدن
plots نقشه کشیدن
designs نقشه کشیدن
have had it (with someone or something) <idiom> نقشه کشیدن
maps نقشه کشیدن
engine نقشه کشیدن
map نقشه کشیدن
plotted نقشه کشیدن
rescale نقشه کشیدن
weight بالا کشیدن لنگر نیروی لازم برای کشیدن زه
lay out <idiom> نقشه چیزی را کشیدن
machinate نقشه کشیدن تدبیر کردن
plans نقشه کشیدن طرح ریختن
compass نقشه کشیدن اختراع کردن
plan نقشه کشیدن طرح ریختن
plat نقشه کشیدن بافتن گیسو
to plan a building نقشه ساختمانی را کشیدن یاطرح کردن
finagle بازرنگی بدست اوردن نقشه کشیدن
map compilation تهیه نقشه جدید یا جمع اوری اطلاعات جدید برای تهیه نقشه
traingulation تقسیم بقطعات سه گوش برای پیمایش یا نقشه برداری
reseau شبکه بندی کردن عکس برای انطباق ان با نقشه
draw weight نیروی لازم برای کشیدن زه
carry through <idiom> برای کاری نقشهای کشیدن
To make advance [overtures] منت کشیدن [برای آشتی]
lanyards طناب کوتاه برای کشیدن چیزی
clear for running طناب برای کشیدن ازاد است
lanyard طناب کوتاه برای کشیدن چیزی
cartoon design نقشه شطرنجی فرش برای نشان دادن محل گره زدن
jeheemy جرثقیل سنگین برای بیرون کشیدن قایقها از گل
checkerein لگام برای بالا یا عقب کشیدن سر اسب
bench mark نشانهای که ارتفاع ان مشخص است و برای نقشه برداری به عنوان مبنااستفاده میشود
windlasses ماشین هایی که برای کشیدن یا بالا اوردن اب بکار میرود
windlass ماشین هایی که برای کشیدن یا بالا اوردن اب بکار میرود
cabled طناب یا زنجیر کلفت برای مهار کردن یا کشیدن قایق
cable طناب یا زنجیر کلفت برای مهار کردن یا کشیدن قایق
dumb well چاهی که برای کشیدن ابهای روی زمین کنده میشود
map نقشه برداری کردن تهیه نقشه نقشه کشی کردن
maps نقشه برداری کردن تهیه نقشه نقشه کشی کردن
winch پیچ هرنوع ماشین یا دستگاهی که برای کشیدن بکار رود هندل
winched پیچ هرنوع ماشین یا دستگاهی که برای کشیدن بکار رود هندل
winches پیچ هرنوع ماشین یا دستگاهی که برای کشیدن بکار رود هندل
winching پیچ هرنوع ماشین یا دستگاهی که برای کشیدن بکار رود هندل
to frisk [a person] دست روی بدن کسی کشیدن [در جستجو برای اسلحه یا مواد مخدر]
conformal projection نوعی سیستم تهیه نقشه بزرگ کردن یکنواخت نقشه
line route map نقشه نشان دهنده راهها نقشه راهنمای مسیر خطوط سیم دستگاه
docking plan نقشه مسیر ورود کشتی به حوضچه تعمیر نقشه ساختمان قسمت زیر ناوlongshoreman
stripping نواربندی کردن نقشه برای عکس برداری علامت گذاری کردن
cartographers ترسیم کننده نقشه متخصص رسم نقشه
hyetography نقشه کشی از بارندگی نمایش بارش با نقشه
cartographer ترسیم کننده نقشه متخصص رسم نقشه
control map نقشه مخصوص بررسی صحت بقیه نقشه ها
topographic map نقشه عوارض نما نقشه توپوگرافی
mapping نقشه کشی کردن تهیه نقشه
blueprints نوعی چاپ عکاسی که زمینه ان ابی ونقش ان سفید است چاپ اوزالیدکه برای کپیه نقشه ورسمهای فنی بکارمیرود
blueprint نوعی چاپ عکاسی که زمینه ان ابی ونقش ان سفید است چاپ اوزالیدکه برای کپیه نقشه ورسمهای فنی بکارمیرود
broached برای نخستین بار بازکردن بازکردن یامطرح نمودن بسیخ کشیدن
broaching برای نخستین بار بازکردن بازکردن یامطرح نمودن بسیخ کشیدن
broaches برای نخستین بار بازکردن بازکردن یامطرح نمودن بسیخ کشیدن
pull up point نقطه بالا کشیدن هواپیما نقطه صعود برای تک یا رهاکردن بمب
broach برای نخستین بار بازکردن بازکردن یامطرح نمودن بسیخ کشیدن
bouse بوسیله طناب وقرقره کشیدن بزور باطناب کشیدن میگساری کردن
storage map نقشه انباره نقشه انبارش
To pamper ( solicit ) someone . To play up to someone . ناز کسی را کشیدن ( منت کشیدن )
orthographic تصویر یا نقشه که در ان خطوط مصور برسطح تصویر یا نقشه عموداست
plotted تعیین کردن محل هدف یا دشمن روی نقشه رسم کردن مسیر حرکت روی نقشه
plot تعیین کردن محل هدف یا دشمن روی نقشه رسم کردن مسیر حرکت روی نقشه
plots تعیین کردن محل هدف یا دشمن روی نقشه رسم کردن مسیر حرکت روی نقشه
geodesy نقشه برداری عملیات نقشه برداری در شبکه جهانی
map sheet شماره برگ نقشه از سریهای مختلف برگ نقشه
vignetting سایه روشن زدن به نقشه یاعکس هوایی نمایش عوارض نقشه با سایه روشن تدریجی
snuffled باصدای بلند نفس کشیدن بازحمت از بینی نفس کشیدن تودماغی حرف زدن بوکشیدن
snuffling باصدای بلند نفس کشیدن بازحمت از بینی نفس کشیدن تودماغی حرف زدن بوکشیدن
snuffles باصدای بلند نفس کشیدن بازحمت از بینی نفس کشیدن تودماغی حرف زدن بوکشیدن
snuffle باصدای بلند نفس کشیدن بازحمت از بینی نفس کشیدن تودماغی حرف زدن بوکشیدن
twinge درد کشیدن تیر کشیدن
agonise زحمت کشیدن درد کشیدن
twinges درد کشیدن تیر کشیدن
outline assembly drawing نقشه کلی ساختمان نقشه ایکه تصویر کلی ساختمان را نشان میدهد وجزئیات ساختمان روی ان پیاده نشده است
spandrel لچک [در فرش های لچک ترنج، لچک ها معمولا یک چهارم ترنج بوده و یا دارای نقشه مشابه و یا نقشه متفاوت می باشند.]
common control کنترل عمومی نقشه برداری شبکه عمومی نقشه برداری شبکه جهانی نقشه برداری
geodetic datum سطح مبنای نقشه برداری افق مبنای نقشه برداری زمینی جهانی
computer aided design and drafting طراحی و نقشه کشی به کمک کامپیوتر طراحی و نقشه کشی کامپیوتری
bench mark شاخص علامت نقطه کنترل نقشه برداری شاخص نقشه برداری
dragged کشیدن بزور کشیدن
drag کشیدن بزور کشیدن
drags کشیدن بزور کشیدن
kiosk فضایی در صفحه نمایش برای داده کاربر و کامپیوتر برای تامین اطلاعات کلی برای عموم
kiosks فضایی در صفحه نمایش برای داده کاربر و کامپیوتر برای تامین اطلاعات کلی برای عموم
projection سیستم تصویر در تهیه نقشه سیستم تهیه نقشه جات
trimsize اندازه تنظیم شده نقشه حواشی تنظیم شده نقشه
grid navigation ناوبری از روی نقشه ناوبری از روی خطوط شبکه نقشه
projections سیستم تصویر در تهیه نقشه سیستم تهیه نقشه جات
polar stereographic سیستم تهیه نقشه قطبی سیستم نقشه برداری قطبی
trig list لیست نقاط نقشه برداری شده فهرست مختصات نقاط نقشه برداری شده
badminton بازی انفرادی یا دو نفره در زمین به طول 04/31 متر و عرض 01/6متر برای دونفره و 81/5متر در 01/6 متر برای انفرادی و شامل سه گیم وهر گیم 51 امتیاز برای مردان و 11 امتیاز برای زنان
running fix کشیدن سمت متوالی ناو تعیین متوالی سمت ناو اخراج اشعه متوالی برای تعیین ایستگاه
survey station ایستگاه نقشه برداری ایستگاه کنترل نقشه برداری
map plane سطح مبنای تراز نقشه مبنای تراز نقشه
Beginner's All Purpose Symbolic Instruction Code زبان برنامه سازی مط ح بالا برای توسعه برنامه به صورت محاورهای برای ایجاد یک مقدمه ساده برای برنامه نویسی کامپیوتری
plug compatible دستگاه جانبی که نیازمند هیچ گونه تغییر رابط برای اتصال مستقیم به سیستم کامپیوتری یک سازنده دیگر نمیباشدهمساز برای اتصال سازگاری برای اتصال
pull up بالا کشیدن هواپیما بالا کشیدن
microsoft بزرگترین طراحی و ناشر نرم افزار برای PC و Macintosh. ماکروسافت سیستم عامل را برای IBM PC سافت و پس برای ماکروسافت با مجموعهای از نرم افزارهای کاربردی
field control نقاط کنترل نقشه برداری نقاط کنترل زمینی نقشه برداری
drive چنیدن درایو دیسک متصل بهم با یک کنترولی هوشمند که ازدرایوها برای ذخیره چندین کپی ازدادههای هر درایو برای اطمینان بیشتر تهیه می کنند یا بخش از هر داده روی هر درایو برای سرعت بیشتر
drives چنیدن درایو دیسک متصل بهم با یک کنترولی هوشمند که ازدرایوها برای ذخیره چندین کپی ازدادههای هر درایو برای اطمینان بیشتر تهیه می کنند یا بخش از هر داده روی هر درایو برای سرعت بیشتر
plotted نقشه
projected نقشه
rambling بی نقشه
scheme نقشه
plan نقشه
plans نقشه
cartographers نقشه کش
charts نقشه
plans نقشه کف
plan نقشه کف
projects نقشه
plots نقشه
designs نقشه
draughtsmen نقشه کش
draughtsman نقشه کش
draftsmen نقشه کش
chart نقشه
tracers نقشه کش
plat نقشه
programs نقشه
program نقشه
mounted map نقشه
tracer نقشه کش
charting نقشه
plot نقشه
planless بی نقشه
design نقشه
plan view نقشه کف
charted نقشه
project نقشه
model نقشه
maps نقشه
outline نقشه
visual aid نقشه
planners نقشه کش
outlined نقشه
planner نقشه کش
outlining نقشه
cartographer نقشه کش
outlines نقشه
map maker نقشه کش
schemes نقشه
plotless بی نقشه
modelled نقشه
designer نقشه کش
map نقشه
draftsman نقشه کش
models نقشه
designers نقشه کش
drawings نقشه
cartograph نقشه
schemed نقشه
modeled نقشه
drawing نقشه
IrDA روش استاندارد برای انتقال اطلاعات از طریق اشعه نوری . برای انتقال اطلاعات در کامپیوترهای قابل حمل یا PDA به یک چاپگر یا صفحه تصویر. برای این منظور کامپیوتر و چاپگر باید پورت IrDA داشته باشند
infra red link روش استاندارد برای ارسال اطلاعات از اشعه نوری . که اغلب برای انتقال اطلاعات از کامپیوتر متحرک یا چاپگر یا صفحه نمایش به کار می رود. برای استفاده از ین خصوصیت کامپیوتر یا چاپگر باید پورت IrDA داشته باشد
detail drawing نقشه جزئیات
detail drawing نقشه تفصیلی
master plans نقشه کلیات
master plan نقشه مجموعه
stereotaxic atlas نقشه مغز
map نقشه [جغرافیا]
hook-ups نقشه اویزان
plat قطعه نقشه
battle map نقشه جنگی
master plans نقشه مجموعه
pinned سنجاق نقشه
index map نقشه عکسی
index map نقشه راهنما
indifference map نقشه بی تفاوتی
bleeding edge حاشیه نقشه
nautical chart نقشه دریانوردی
plat نقشه مسطحه
pin سنجاق نقشه
nautical chart نقشه دریایی
battle pin سنجاق نقشه
maps نقشه برداشتن از
designment نقشه کشی
bi margin format نقشه دو حاشیهای
strategic map نقشه نظامی
strategic plan نقشه جنگ
portfolio کلاسور نقشه
structural draftsman نقشه کش ساختمانی
topographic map نقشه توپوگرافی
weaving draft نقشه بافت
master plan نقشه کلیات
map نقشه برداشتن از
hook up نقشه اویزان
weaving draft نقشه فرش
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com