English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 73 (5 milliseconds)
English Persian
her courage did accrue برجراتش افزوده گشت جراتش زیادشد
Other Matches
given in افزوده
annexed افزوده
addend افزوده
adjunct افزوده
adjuncts افزوده
added افزوده
accessional افزوده
increment افزوده
increments افزوده
gains افزوده
gained افزوده
additional افزوده
gain افزوده
added value ارزش افزوده
add on افزوده شده
allotted <adj.> <past-p.> افزوده شده
attached <adj.> <past-p.> افزوده شده
an interpolated verse شعر افزوده
assigned <adj.> <past-p.> افزوده شده
boosted b voltage ولتاژ افزوده ب
voice-overs سخنان افزوده
voice-over سخنان افزوده
allocated <adj.> <past-p.> افزوده شده
paragoge حرف افزوده
intercalary اضافی افزوده
gain score نمره افزوده
paragogic افزوده الحاقی
additive افزاینده افزوده
accruing افزوده شدن
accrues افزوده شدن
additives افزاینده افزوده
value added ارزش افزوده
accrue افزوده شدن
value added concept مفهوم ارزش افزوده
excess length طول افزوده شده
ohm additive افزوده های روغنی
value added taxation مالیات بر ارزش افزوده
vat مالیات بر ارزش افزوده
vats مالیات بر ارزش افزوده
value added tax مالیات بر ارزش افزوده
value-added tax مالیات ارزش افزوده
value-added tax مالیات بر ارزش افزوده
value added tax مالیات ارزش افزوده
he has none the wiser چیزی براطلاعتش افزوده نشد
feeding storm طوفانی که پیوسته برسختی ان افزوده میشد
epexegesis کلمات افزوده شده برای توضیح
top جدیدترین داده فایل که به پشته افزوده میشود
shirt-tails اطلاعاتی که در آخر مقالهی روزنامه افزوده میشو
shirt-tail اطلاعاتی که در آخر مقالهی روزنامه افزوده میشو
accession number نمره مسلسل کتابی که به کتب کتابخانه افزوده میشود
parity بیت اضافی افزوده به کلمه داده برای بررسی پیوستی
relocation کمیت افزوده شد به یک آدرس برای انتقال به محل دیگری ازحافظه
progressive rebate تخفیفی که با بالا رفتن حجم خرید به درصد ان افزوده می گردد
pad character حرف اضافی افزوده شده به رشته یا بسته یا فایل تا به اندازه مورد نظر برسد
margin cost مقدار هزینهای ک__ه در نتیجه اف_زایش محصول یک واحد تولیدی به کل هزینه افزوده میشود
padding حرف یا رقم افزوده برای پر کردن رشته یا بسته تا به طور مورد نظر برسد.
stirling cycle سیکل موتور گرمایی که در ان گرما در حجم ثابت افزوده میشود و سبب انبساط همدمامیگردد
metal deactivator مادهای که برای کاهش امکان وقوع واکنشهاالکتروشیمیایی در تانک سیستم به سوختهای هیدروکربنی افزوده میشود
self- که هر قطعه جدید اطلاع را یا قانون را به پایگاه داده اضافه میکند تا دانش مهارت و کارایی آن افزوده شود
desk accessory در یک سیستم Apple Macitosh امکان افزوده که سیستم را بهبود میبخشد
redundancy بررسی داده دریافتی برای کدهای افزوده صحیح برای تشخیص خطا
redundancies بررسی داده دریافتی برای کدهای افزوده صحیح برای تشخیص خطا
registering ثبات آدرس کامپیوترکه به آدرس مرجع افزوده میشود تا محل دستیابی تامین شود
register ثبات آدرس کامپیوترکه به آدرس مرجع افزوده میشود تا محل دستیابی تامین شود
registers ثبات آدرس کامپیوترکه به آدرس مرجع افزوده میشود تا محل دستیابی تامین شود
expansion card کارتی که به منظور نصب تراشه یا مدار اضافی به یک سیستم افزوده میشود تا این که قابلیت سیستم توسعه یابد
noisy mode سیستم محاسبات اعداد اعشاری که عددی غیر از صفر به محل کمترین ارزش در حین نرمالسازی عدد اعشاری افزوده میشود
hash سیستم کدگذاری مشتق شده از کد ASCII که شماره کدها برای سه حرف اول افزوده می شوند تا عدد جدیدی برای کد hash بدست اید
Mercerization مرسیزاسیون [این عمل شیمیایی بر روی نخ های پنبه ای توسط مواد قلیائی و در محیط تحت فشار انجام گرفته تا علاوه بر افزایش استحکام نخ، حالتی درخشنده نیز به آن افزوده شود.]
value added قیمت یا ارزش افزوده شده قیمت یک محصول در بازاربدون توجه به ارزش مواداولیه یی که در تولید ان به کار رفته است
user حروف ایجاد شده توسط کاربر که به مجموعه حروف استاندارد افزوده شده است
users حروف ایجاد شده توسط کاربر که به مجموعه حروف استاندارد افزوده شده است
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com