English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (11 milliseconds)
English Persian
packaged software بسته پیش نوشته
Search result with all words
accounting package بسته پیش نوشته حسابداری
integrated accounting package بسته پیش نوشته حسابداری مجتمع
software package بسته پیش نوشته نرم افزاری
Other Matches
packets بخشی از router شبکه که زمان ارسال بسته داده به مقصد را مشخص میکند بسته به مسیر انتخابی
packet بخشی از router شبکه که زمان ارسال بسته داده به مقصد را مشخص میکند بسته به مسیر انتخابی
packaging ماده محافظ اشیا که بسته بندی می شوند. مواد جذاب برای بسته بندی کالاها
child window پنجره کوچکتر نمیتواند از مرز پنجره بزرگتر خارج شود و وقتی پنجره اصلی بسته است آن هم بسته میشود
gift wrap بسته بندی کردن در کاغذ بسته بندی روبان دارپیچیدن
multicast packet بسته داده که به آدرسهای شبکه انتخاب شده ارسال میشود. یک بسته راه دور به تمام ایستگاههای شبکه فرستاده میشود
orphan خط اول پاراگراف یا متن که جداگانه در پایین ستون نوشته شود و بقیه پاراگراف در بالای ستون بعدی نوشته شود. باعث می شوند و متن نامناسب دیده شود
orphaned خط اول پاراگراف یا متن که جداگانه در پایین ستون نوشته شود و بقیه پاراگراف در بالای ستون بعدی نوشته شود. باعث می شوند و متن نامناسب دیده شود
orphans خط اول پاراگراف یا متن که جداگانه در پایین ستون نوشته شود و بقیه پاراگراف در بالای ستون بعدی نوشته شود. باعث می شوند و متن نامناسب دیده شود
slated items مواد سوختی قوال و بسته بندی شده مواد سوختی یک جاو در بسته
scrip نوشته
record نوشته
letter نوشته
letters نوشته
inscription نوشته
inscriptions نوشته
texts نوشته
paper work نوشته
opuses نوشته
manuscript نوشته
manuscripts نوشته
epigraph نوشته
text نوشته
papeteries نوشته
depositions نوشته
writs نوشته
writ نوشته
opus نوشته
deposition نوشته
chirograph دست نوشته
petroglyph سنگ نوشته
petrograph سنگ نوشته
hierogram نوشته قدس
pseudograph نوشته جعلی
writing نوشته نوشتجات
writings نوشته نوشتجات
ancient manuscript نوشته قدیمی
cryptogram نوشته رمزی
callout نوشته راهنما
written نوشته شده
handwriting دست نوشته
hand writing دست نوشته
manuscript دست نوشته
it is written that نوشته اندکه
cryptograph نوشته رمزی
cryptanalysis کشف نوشته رمزی
cartouche لوح نوشته مزین
numeral عدد نوشته شده و..
opusculum اثریا نوشته بی اهمیت
psychogram پیام نوشته روح
overwrite نوشته داده در محلی
repetitive letter نوشته شده است
pornograph نوشته ها و عکسهای رکیک
letter press نوشته وابسته به عکسها
it is written that نوشته شده است که
imperscriptible فاقد اجازه نوشته
poison pen نوشته غرض الود
triglot به سه زبان نوشته شده
applications معمولا به صورت نوشته
pornography نوشته شهوت انگیز
graphically بطور نوشته یا منقوش
inscriptions نقش نوشته خطی
numerals عدد نوشته شده و..
inscription نقش نوشته خطی
scroll نوشته یافهرست طولانی
erotica نوشته ها واصطلاحات عاشقانه
numbers عدد نوشته شده
scrolls نوشته یافهرست طولانی
number عدد نوشته شده
application معمولا به صورت نوشته
ad-libbed بدون نوشته صحبت کردن
numeral اعداد نوشته شده IV, III, II , I و...
epitaphs نوشته روی سنگ قبر
jotting چیزیکه با عجله نوشته شده
hyphenated نوشته شده با فضای خالی
epitaph نوشته روی سنگ قبر
slashed zero علامت نوشته یا چاپ شده
cryptanalyze نوشته رمزی را کشف کردن
autographic نوشته شده با دست خودمصنف
ad-lib بدون نوشته صحبت کردن
bilingual بدو زبان نوشته شده
superscription عنوان نوشته روی چیزی
numerals اعداد نوشته شده IV, III, II , I و...
ad-libbing بدون نوشته صحبت کردن
writing چیزی که نوشته شده است
writings چیزی که نوشته شده است
hic jacet نوشته روی سنگ قبر
legend نوشته روی سکه ومدال
legends نوشته روی سکه ومدال
fill out <idiom> نوشتن حقایقی که نوشته شدهاند
purple passage نوشته اراسته به صنایع بدیعی
purple patch نوشته اراسته به صنایع بدیعی
ad-libs بدون نوشته صحبت کردن
blasphemous نوشته وگفته کفر امیز
graffiti نوشته تصویر ویا پوستریکهبردیوارمیچسبانند
subscript چیزی که در پایین نامه نوشته شود
to read between the lines معنی پوشیده نوشته یا سخنی را دریافتن
NCR paper نوشته هم روی کاغذ نمایان میشود
compilations جمع اوری اطلاعات به صورت نوشته
ballot رای مخفی مجموع اراء نوشته
equation فرمولی که یک کامپیوتر آنالوگ نوشته برای حل
termination notice فسخ نوشته شده [قرارداد کاری]
balloted رای مخفی مجموع اراء نوشته
absolute address برنامه کامپیوتری نوشته شده به کد مطلق
ballots رای مخفی مجموع اراء نوشته
equations فرمولی که یک کامپیوتر آنالوگ نوشته برای حل
machine address برنامه کامپیوتری نوشته شده به کد مطلق
It is written for our benefit نوشته کردن برای ما فایده دارد
modular accounting package برنامه پیش نوشته حسابداری واحدی
italic حرف به صورت itoloc نوشته شده
postfix کلمه یا حرف نوشته شده پس از دیگری
compilation جمع اوری اطلاعات به صورت نوشته
grapho پیشوند بمعنی نوشته و ثبت شده و نوشتن
The letter is addressed to you . نامه بعنوان شما نوشته شده است
graffito حروف یا تصاویری که بردیوار نوشته شده باشد
Take a fresh sheet of paper. یک ورق کاغذ تازه ( نوشته نشده ) بردار
pitches وقتی که حروف در فضای مجزا نوشته شوند.
the paper is written all over همه جای کاغذ نوشته شده است که
backhanded با پشت دست نوشته شده چپ طعنه امیز
pitch وقتی که حروف در فضای مجزا نوشته شوند.
hair stroke خط نازک بالا یا پایین حروف نوشته یا چاپی
applying تقاضا برای چیزی معمولا به صورت نوشته
apply تقاضا برای چیزی معمولا به صورت نوشته
bibliotics بررسی دست نوشته برای تعیین اصالت ان
applies تقاضا برای چیزی معمولا به صورت نوشته
parodies نوشته یاشعری که تقلید از سبک دیگری باشد
parody نوشته یاشعری که تقلید از سبک دیگری باشد
nominal value قیمت واقعی سهم که روی ان نوشته شده
unless otherwise prescibed [by the doctor] مگر اینکه [پزشک] نسخه دیگری نوشته
machines فرمولی که کامپیوتر آنالوگ نوشته است تا حل کند
please reply لطفا پاسخ بدهید [به دعوت نوشته شده ای]
machined فرمولی که کامپیوتر آنالوگ نوشته است تا حل کند
machine فرمولی که کامپیوتر آنالوگ نوشته است تا حل کند
repondez s'il vous plait [RSVP] لطفا پاسخ بدهید [به دعوت نوشته شده ای]
rational number عددی که به عنوان تقسیم دو عدد کامل نوشته میشود
sic علامت چاپی بمعنی عمدا چنین نوشته شده
user نرم افزاری کامپیوتری که کاربر و نه تولیدکننده نوشته است
users نرم افزاری کامپیوتری که کاربر و نه تولیدکننده نوشته است
notation عملیات ریاضی که به صورت منط قی نوشته شده اند
notations عملیات ریاضی که به صورت منط قی نوشته شده اند
hudibrastic نوشته شده بصورت دوبیتی هشت هجایی ومضحک
rubric عنوانی که باحروف قرمز نوشته یا چاپ شده باشد
directs دستورات برنامه که به صورت کد مطلق نوشته شده اند
directed دستورات برنامه که به صورت کد مطلق نوشته شده اند
direct دستورات برنامه که به صورت کد مطلق نوشته شده اند
rubrics عنوانی که باحروف قرمز نوشته یا چاپ شده باشد
personals بندهایی از روزنامه که درباره اشخاص خصوصی نوشته میشود
parodist کسیکه نوشته ادبی راتقلیدکرده بصورت هزل درمیاورد
home grown software برنامههای نوشته شده توسط استفاده کنندگان سیستم کامپیوتری
teleprompter اسباب مخصوص چرخاندن خطوط نوشته در جلو ناطق تلویزیون
direct objects سیستم کامپیوتری که برنامهای برای آن نوشته و کامپایل شده است
indirect objects سیستم کامپیوتری که برنامهای برای آن نوشته و کامپایل شده است
object سیستم کامپیوتری که برنامهای برای آن نوشته و کامپایل شده است
objected سیستم کامپیوتری که برنامهای برای آن نوشته و کامپایل شده است
objecting سیستم کامپیوتری که برنامهای برای آن نوشته و کامپایل شده است
head word کلمه یاجملهای که در سراغاز فصل یا بخش کتاب نوشته میشود
objects سیستم کامپیوتری که برنامهای برای آن نوشته و کامپایل شده است
chyron [American E] قسمت پائین صفحه تلویزیون [برای نوشته و عکسهای ضمیمه]
sickest علامت چاپی بمعنی عمدا چنین نوشته شده برانگیختن
round robin (letter) <idiom> نامهای که دست جمعی نوشته شود (هرگوشه آن بوسیله شخصی)
aston [British E] قسمت پائین صفحه تلویزیون [برای نوشته و عکسهای ضمیمه]
sick علامت چاپی بمعنی عمدا چنین نوشته شده برانگیختن
pseudepigrapha نوشته هاوکتابهای مشکوک الاعتباری که تالیف انهارابنویسندگان نسبت میدهد
sibilline books کتابهای فالگیر رومیان باستان که میگفتندزنهای غیبگو نوشته اند
Lower third قسمت پائین صفحه تلویزیون [برای نوشته و عکسهای ضمیمه]
nuncupative will وصیتی که ابتدا در حضور عدهای ازشهود اعلام و متعاقبا"نوشته میشود
annotation علاماتی که در ساخت فلوچارت به کار می روند تا توضیحات اضافی نوشته شوند
apocrypha کتاب مشکوکی که راجع بزندگی عیسی ودین مسیح نوشته شده
annotations علاماتی که در ساخت فلوچارت به کار می روند تا توضیحات اضافی نوشته شوند
demount کنار گذاشتن یک رسانه ذخیره مغناطیسی از دستگاهی که روی ان نوشته و از ان می خواند
Queen's English [King's English] <idiom> [انگلیسی استاندارد و صحیح از نظر گرامری که در بریتانیا خوانده و نوشته می شود.]
cell خط ضخیم تری که اطراف خانهای که باید در آن نوشته شود ایجاد میشود
wire کامپیوتر به همراه برنامه نوشته در سخت افزار که قابل تغییر نیست
languages زبان اصلی که برنامه با آن نوشته میشود تا توسط کامپیوتر پردازش شود
cells خط ضخیم تری که اطراف خانهای که باید در آن نوشته شود ایجاد میشود
language زبان اصلی که برنامه با آن نوشته میشود تا توسط کامپیوتر پردازش شود
wires کامپیوتر به همراه برنامه نوشته در سخت افزار که قابل تغییر نیست
insertion point نشانگری که برای نشان دادن محل تایپ متن در یک نوشته استفاده میشود
face value مبلغ اسمی مبلغی که روی سکه اسکناس و یا سهام نوشته شده است
datagram یچ بسته
bundle بسته
bundles بسته
bundling بسته
bunged up بسته
shook بسته
curdy بسته
packed بسته ای
pent بسته
interdependent به هم بسته
corked بسته
crossed chaque چک بسته
crossed cheque چک بسته
logical یچ بسته
pack بسته
pack box بسته
packs بسته
clotty بسته
fronted صف بسته
fardel بسته
ice bound یخ بسته
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com