English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
abutment بست دیوار نزدیکی
Other Matches
partition wall دیوار میانی دیوار وسط دیوار بین دو فضا
counter fert دیوار یا تیری که برای محافظت و استحکام در پشت دیوار ساخته میشود
murage مالیاتی که بابت دیوار کشی شهری یا تعمیر دیوار ان بگیرند
common wall دیوار تقسیم دیوار جلوگیری از اتش سوزی
retaining wall دیوار نگهبان دیوار محافظ
adjacent نزدیک دیوار به دیوار
closeness نزدیکی
affinity نزدیکی
contiguity نزدیکی
propinquity نزدیکی
affinities نزدیکی
vicinity نزدیکی
intimity نزدیکی
inwarness نزدیکی
nearby در نزدیکی
togetherness نزدیکی
nighness نزدیکی
vichywater نزدیکی
nearness نزدیکی
neiggourhood نزدیکی
vicinage نزدیکی
appulse نزدیکی
approximations نزدیکی
copulate نزدیکی
approximation نزدیکی
copulating نزدیکی
copulates نزدیکی
accession نزدیکی
copulated نزدیکی
proximity نزدیکی
around در نزدیکی
sexual intercourse نزدیکی
imminence نزدیکی
adduction نزدیکی
adjacence or cency نزدیکی
proximity of blood خویشی نزدیکی
verge نزدیکی حدود
adjacency نزدیکی مجاورت
kinder نزدیکی تشابه
adjacence نزدیکی مجاورت
going on نزدیکی تماس
hereabout درهمین نزدیکی ها
verges نزدیکی حدود
nodality نزدیکی به گره
sexual intercourse of doubful nature نزدیکی به شبهه
offing دران نزدیکی ها
therabout در همان نزدیکی
In the vicinity ( neighbourhood ). همین نزدیکی ها
hang about در نزدیکی منتظر بودن
imminence نزدیکی مشرف بودن
in with <idiom> دررفاقت ،التفات یا نزدیکی با
sexual intercourse مواقعه نزدیکی جنسی
incestuously با گناه نزدیکی بمحارم
To have sexual intercourse with a woman . با زنی نزدیکی کردن
rapprochement نزدیکی تمایل بدوستی
imminency نزدیکی مشرف بودن
thereabout درهمان نزدیکی تقریبا
accessibility امکان نزدیکی وسیله وصول
umbilical واقع در نزدیکی ناف مرکزی
Heris شهر هریس در نزدیکی تبریز
Is there a ... nearby? آیا ... در این نزدیکی ها هست؟
The gas station is nearby . پمپ بنزین درهمین نزدیکی هاست
land sick کند رونده بواسطه نزدیکی بخشکی
Is there an inexpensive restaurant around here? آیا رستوران ارزان این نزدیکی ها پیدا میشود؟
machines نرم افزاری که با سخت افزار سیستم به نزدیکی کار میکند
machined نرم افزاری که با سخت افزار سیستم به نزدیکی کار میکند
machine نرم افزاری که با سخت افزار سیستم به نزدیکی کار میکند
to score with a girl <idiom> موفق شدن در تلاش نزدیکی کردن با دختری [اصطلاح روزمره]
corona discharge تخلیه الکتریکی ناقص در نزدیکی الکترودهای یک میدان غیر یکنواخت
aclinic line خط استوایی مغناطیسی منحنی موهوم و نامنظمی که در نزدیکی خط استواگرداگردزمین مفروض است
run-up [start-up] نزدیکی به مکان شروع با دویدن [برای جهش یا پرتاب کردن] [ورزش]
estrus مرحله تحریکات جنسی زنان که دران زن میل به نزدیکی بامرد وقابلیت ابستن شدن رادارد
esturm مرحله تحریکات جنسی زنان که دران زن میل به نزدیکی بامرد وقابلیت ابستن شدن رادارد
checkpoints علامتی در نزدیکی خط اغاز هرکدام از نقاط معین توقف در نوعی مسابقه دوصحرانوردی به کمک نقشه وقطبنما
checkpoint علامتی در نزدیکی خط اغاز هرکدام از نقاط معین توقف در نوعی مسابقه دوصحرانوردی به کمک نقشه وقطبنما
check-points علامتی در نزدیکی خط اغاز هرکدام از نقاط معین توقف در نوعی مسابقه دوصحرانوردی به کمک نقشه وقطبنما
check mark علامتی در نزدیکی خط اغاز علامتی نزدیک نقطه اغازپرش یا پرتاب
wellhead سر دیوار
walls have ears دیوار
bulkheads دیوار
counter-scrap دیوار
coping سر دیوار
cope سر دیوار
wall-to-wall از دیوار به دیوار
curtains دیوار
face wall دیوار بر
enclosure wall دیوار بر
f. with the woll دیوار
alignment frontage بر دیوار
bulkhead دیوار
fence دیوار
bulwark دیوار
bulwarks دیوار
fences دیوار
wall دیوار
partitions دیوار
partition دیوار
walls دیوار
party wall دیوار مشترک
wall paint رنگ دیوار
wall opening روزنه دیوار
wall lining اندود دیوار
wall lining پوشش دیوار
wall insulator عایق دیوار
front wall دیوار جلو
gable wall دیوار سنتوری
gable wall دیوار لچکی
gravity wall دیوار وزنی
party walls دیوار مشترک
weephole راه اب در دیوار
weephole ابرو دیوار
partition دیوار تیغه
partitions دیوار تیغه
counterfort دیوار تکیه
counterfort دیوار تقویتی
cranny شکاف دیوار
cross wall دیوار همبر
curtain wall دیوار پردهای
cut off دیوار اببند
decorated wall دیوار تزیینی
cut off wall دیوار جداکننده
dike دیوار مانع
common wall دیوار مشترک
guide bank دیوار هادی سد
outwall دیوار بیرونی
non bearing wall دیوار تیغه
shear wall دیوار برشی
non load bearing wall دیوار تیغه
septate دیوار دار
one brick wall دیوار یک اجره
seawall دیوار یا سد دریایی
outer wall دیوار خارجی
panel wall اگین دیوار
partition wall دیوار تیغه
quay wall دیوار بارانداز
rear wall دیوار پشت
render a wall استرکشی دیوار
retaining wall دیوار ضامن
side wall دیوار پهلویی
sidewall دیوار پهلویی
vallation دیوار خاکی
tow brick wall دیوار دواجره
tow brick wall دیوار دو اجری
interior wall دیوار داخلی
thickness of a wall ضخامت دیوار
inwall دیوار گرفتن
thickness of a wall کلفتی دیوار
key wall دیوار اب بند
load bearing wall دیوار باربر
load bearing wall دیوار حمال
the pictures on the wall ی روی دیوار
spine wall دیوار اساسی
sleeper wall دیوار کرسی
mason up ساختن دیوار
retaining wall دیوار حائل
cobwall دیوار کاهگلی
load-bearing wall دیوار حمال
cavity walls دیوار دو جداره
niches تو رفتگی در دیوار
abutment دیوار پشتیبان
coping قرنیس دیوار
niche تو رفتگی در دیوار
petard بمب دیوار کن
enclosures دیوار حصارکشی
conservative wall دیوار باغچه
sea dike دیوار ساحلی
cavity walls دیوار صندوقهای
cavity wall دیوار دو جداره
posters دیوار کوب
poster دیوار کوب
lie-by تو رفتگی دیوار
hollow walls دیوار دو جداره
cordons سرپوش دیوار
cordon سرپوش دیوار
sonic boom دیوار صوتی
sonic booms دیوار صوتی
dwarf wall دیوار نیمه
cavity wall دیوار صندوقهای
an interstice in a wall ترک در دیوار
enclosure دیوار حصارکشی
bay فرورفتگی دیوار
batter of a wall شیب دیوار
load-bearing دیوار باربر
bearing wall دیوار باربر
bearing wall دیوار بارگیر
mural دیوار نما
embankments دیوار خاکی
embankment دیوار خاکی
clay wall دیوار چینه
batter of a wall میل دیوار
murals دیوار نما
quay دیوار ساحلی
allering کنگره دیوار
quays دیوار ساحلی
bailey دیوار بیرونی
batter of wall میل دیوار
row stack فاصله اماد از دیوار
sea dike دیوار کنار اب دریا
rockeries دیوار کوه نما
facing روکش محافظ دیوار
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com