Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
English
Persian
take off
بلند شدن دونده از زمین
Other Matches
banquet
زمین بلند
elevated ground
زمین بلند
banquette
زمین بلند
banquette
زمین بلند
upland
زمین بلند
uplands
زمین بلند
net shot clear
ضربه بلند از لب تور به انتهای زمین
foot bank
زمین یا مسیر بلند در پشت سنگر
mephitis
بخار مهلک ومتعفنی که از زمین بلند میشود
pitch
بلند شدن توپ از زمین پیش از رسیدن به توپزن
bounce
به زمین خوردن و بلند شدن توپ بیس بال
bounced
به زمین خوردن و بلند شدن توپ بیس بال
bounces
به زمین خوردن و بلند شدن توپ بیس بال
long hop
توپی که دور از دسترس توپزن از زمین بلند میشود
knock on
بلند شدن توپ از زمین ازضربه دست بازیگر
pitches
بلند شدن توپ از زمین پیش از رسیدن به توپزن
knock-on
بلند شدن توپ از زمین ازضربه دست بازیگر
slap shot
ضربه محکم که تیغه چوب هاکی پشت گوی به زمین می خورد و ان را بلند میکند
flight
پرواز بلند و طولانی توپ پس از ضربه یا توپ زدن بطوری که ناگهان به زمین بیافتد
chinaman
زمین خوردن و بلند شدن توپ توپ انداز چپ- دست بطرف توپزن راست دست
runners
دونده
runny
دونده
runner
دونده
cursorial
دونده
Runner
دونده
clackvalve
دریچه لولاداروسفت که چون بلند کنندباصدای بلند بجای خودمیافتد
touting
بلند جار زدن باصدای بلند انتشار دادن
touted
بلند جار زدن باصدای بلند انتشار دادن
tout
بلند جار زدن باصدای بلند انتشار دادن
touts
بلند جار زدن باصدای بلند انتشار دادن
dashman
دونده سرعت
distance man
دونده استقامت
orienteer
دونده دو صحرانوردی
road racer
دونده ماراتون
distance runner
دونده استقامت
hurdler
دونده دو با مانع
front-runners
دونده پیشتاز
lanes
مسیر هر دونده
lane
مسیر هر دونده
marathoner
دونده دو ماراتون
front-runner
دونده پیشتاز
front runner
دونده پیشتاز
tie up
بریدن دونده
serpiginous
دونده جابجا شونده
metric miler
دونده دو 0051 متر
miler
دونده دو 0051 متر
sprinters
دونده دوهای سرعت
on deck
دونده منتظر نوبت
sprinter
دونده دوهای سرعت
gressorial
وابسته به حشرات دونده
staggering
خط اغاز مسیر هر دونده
stagger
خط اغاز مسیر هر دونده
staggers
خط اغاز مسیر هر دونده
joggers
دونده با گامهای اهسته ومنظم
jogger
دونده با گامهای اهسته ومنظم
takeoff
برخاستن هواپیما از جا کندن دونده
steeplechaser
دونده 003 متر با مانع
takeoffs
برخاستن هواپیما از جا کندن دونده
intermediate hurdler
دونده دو 004 متر با مانع
dirndl
نوعی دامن بلند با کمر بلند
flags
خسته شدن دونده دراخر مسابقه
flag
خسته شدن دونده دراخر مسابقه
underdistance
روش تمرینی دونده درمسافتی کمتر از معمول مسابقه برای ازدیاد سرعت
chop
کوتاه کردن گام برای اجتناب دونده از ضربه پاشنه نفر جلو
chopped
کوتاه کردن گام برای اجتناب دونده از ضربه پاشنه نفر جلو
block the plate
موضع گرفتن در خط پایگاه برای بیرون کردن و سوزاندن دونده با تماس توپ
clowns
دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
clown
دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
touch judge
هریک از داوران مامورمراقبت در طرفین زمین برای تماس توپ با زمین
clowned
دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
clowning
دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
ground return
انعکاسات سطح زمین روی صفحه رادار امواج انعکاسی زمین
center field
قسمت دوردست زمین پایگاه 2و چپ و راست زمین بیس بال
hercules
نوعی موشک زمین به زمین با بردزیاد هواپیمای باری هرکولس
pancake
در رهگیری هوایی یعنی می خواهم به زمین بنشینم یا به زمین بنشینید
pancakes
در رهگیری هوایی یعنی می خواهم به زمین بنشینم یا به زمین بنشینید
inductive earthing
زمین پیچکی زمین کردن نقطه ستاره بایک بوبین
geotaxis
گرایشی که نیروی جاذبه زمین انراهدایت میکند زمین گرایی
frost heave
برامدگی زمین یا سنگفرش که دراثر یخ زدن ایجاد میگردد یخ زدگی وبادکردگی زمین
regulus
نوعی موشک اتمی هدایت شونده زمین به زمین که بانیروی جت حرکت میکند
off side
سمت راست زمین کریکت مقابل زمین توپزن
nap of the earth
از نزدیک زمین در سطح زمین پرواز سینه مال
honest john
نوعی موشک برد کوتاه زمین به زمین توپخانه
tellurian
ساکن زمین دستگاه سنجش حرکات زمین
to break up
از هم جدا شدن
[پوسته زمین]
[زمین شناسی]
geognosy
زمین شناسی از لحاظ ساختمان و ترکیب زمین
perelotok
زمین یا قشر یخ زده زمین قشر زمستانی زمین
sergeant
گروهبان موشک زمین به زمین سارجنت
styx
نوعی موشک زمین به زمین دریایی
sergeants
گروهبان موشک زمین به زمین سارجنت
rolling terrain
زمین با پستی و بلندی کم زمین هموار
covenant runing with land
شرط منضم به مالکیت زمین تعهد یا شرطی است مربوط به زمین که جزء لازم ولایتجزای ان محسوب میشودو بنابراین به تنهائی قابل انتقال نیست
monofilament
الیاف تک رشته بلند
[این نوع از لیف که دارای طول بسیار بلندی است بصورت طبیعی فقط در الیاف ابریشم وجود داشته ولی الیاف مصنوعی یا شیمیایی می توانند بصورت الیاف بلند یا کوتاه تهیه شوند.]
no man's land
زمین بلاصاحب و غیر مسکون باریکه زمین حد فاصل بین نیروی متخاصم و نیروی خودی
contour flying
پرواز از روی عوارض زمین پرواز به طور مماس باعوارض زمین یا سینه مال
pershing
موشک زمین به زمین پرشینگ
redstone
موشک زمین به زمین رداستون
lacrosse
نوعی موشک زمین به زمین
pervious ground
زمین تراوا زمین نفوذپذیر
biosphere
قسمت قابل زندگی کره زمین که عبارتست از جوو اب و خاک کره زمین
talik
زمین غیر یخ زده در مناطق یخ زده یا در روی لایه منجمد زمین
contour flight
پرواز سینه مال از روی عوارض زمین پرواز در مسیرعوارض زمین
little john
موشک هانست جان کوچک نوعی موشک زمین به زمین توپخانه
shaggy ugs
فرش های با پرز بلند
[این گونه فرش علاوه بر داشتن پرز بلند در سطح فرش، دارای مقداری پرز در پشت فرش نیز می باشد و در مناطق سردسیر بافته می شود تا گرم بوده و عایق سرما در کف اتاق باشد.]
dropping
گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
dropped
گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
drop
گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
drops
گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
compass rose
دایره بزرگی روی کره زمین که در جهت گردش عقربه ساعت از صفر تا 063 درجه بندی شده و بعنوان مبداسنجش و تنظیم قطبنماهای هواپیما روی زمین بکارمیرود
permafrost
لایه یخ زده دایمی زمین پوسته یا لایه منجمد زمین
critical point
نقطه مهم و برجسته زمین نقاط حیاتی و مهم زمین
topography
نگارش عوارض زمین نشان دادن عوارض زمین
geomagnetism
نیروی اهن ربایی زمین نیروی جاذبه زمین
hydrographer
نقشه کش ابهای روی زمین کسیکه عالم به تشریح ابهای روی زمین است
surface to surface missile
موشک زمین به زمین
ground resolution
قدرت نشان دادن قسمتهای کوچک زمین نشان دادن جزئیات زمین
everglade
قطعه زمین باتلاقی علفزار زمین باتلاقی
He had a nast fall.
بد جوری خورد زمین ( زمین بدی خورد )
earth's attraction
جاذبه زمین قوه جاذبه زمین
surface-to-surface
موشک زمین به زمین یا سطح به سطح
surface to surface
موشک زمین به زمین یا سطح به سطح
taller
قد بلند
longed
بلند
tall
قد بلند
skyscrapers
بلند
tall
بلند
mouth filling
بلند
tallest
قد بلند
eton collan
بلند
upland
بلند
longer
بلند
taller
بلند
tallest
بلند
longest
بلند
long-
بلند
pointers
خط کش بلند
pointer
خط کش بلند
legged
پا بلند
amplifier
بلند گو
grandiose
بلند
towering
بلند
loftily
بلند
willowy
بلند
skyscraper
بلند
longs
بلند
amplifiers
بلند گو
high grown
بلند قد
loudspeaker
بلند گو
aloud
بلند
loudly
بلند
long
بلند
loud speaker
بلند گو
lengthwise
بلند
rumbustious
بلند
megaphones
بلند گو
highest
بلند
highfalutin
بلند
forte
بلند
high
بلند
talll
قد بلند
uplands
بلند
fortes
بلند
megaphone
بلند گو
high (1 9 to 36)
بلند
highs
بلند
eminent
بلند
soaring
بلند
vociferous
بلند
talll
بلند
buzzes
صدای بلند
clarion
شیپور بلند
elevate
بلند کردن
elevating
بلند کردن
buzzing
صدای بلند
heightens
بلند کردن
elevates
بلند کردن
chivalric
بلند همت
blast furnace
کوره بلند
boisterous laughter
خنده بلند
capote
شنل بلند
fortissimo
خیلی بلند
sonorous
قلنبه بلند
fortissimo
صدای بلند
surges
موج بلند
surged
موج بلند
surge
موج بلند
levitating
بلند شدن
levitates
بلند شدن
levitated
بلند شدن
levitate
بلند شدن
buzzed
صدای بلند
screech
صدای بلند
erects
بلند کردن
erecting
بلند کردن
erected
بلند کردن
erect
بلند کردن
soars
بلند پروازکردن
soared
بلند پروازکردن
soar
بلند پروازکردن
Catholic
بلند نظر
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com