English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English Persian
ticket punch بلیت سوراخ کن
Other Matches
ticket بلیت
tickets بلیت
centred سوراخ مرکزی که با سوراخ کد گذاری روی نوار پانچ شده در یک امتداد قرار دارند
centre سوراخ مرکزی که با سوراخ کد گذاری روی نوار پانچ شده در یک امتداد قرار دارند
centered سوراخ مرکزی که با سوراخ کد گذاری روی نوار پانچ شده در یک امتداد قرار دارند
centers سوراخ مرکزی که با سوراخ کد گذاری روی نوار پانچ شده در یک امتداد قرار دارند
center سوراخ مرکزی که با سوراخ کد گذاری روی نوار پانچ شده در یک امتداد قرار دارند
clair-voie [پرچین با دیواره های مشبک که سوراخ سوراخ است.]
Tickets, please. لطفا بلیت.
dilly bag کیف دستی یا کیسه سوراخ سوراخ زنانه
to pink out leather چرم را برای زیبایی سوراخ سوراخ کردن
booking office باجه فروش بلیت
ticket office باجه بلیت فروشی
ticket office باجه فروش بلیت
How long is the ticket valid? بلیت تا کی اعتبار دارد؟
second class ticket بلیت درجه دوم
booking office باجه رزرو بلیت
ticket office محل فروش بلیت
A ticket to Bath, please. لطفا یک بلیت به شهر باته.
Where is the ticket office? باجه بلیت فروشی کجاست؟
Where is the booking office? باجه رزرو بلیت کجاست؟
Where is the booking office? باجه بلیت فروشی کجاست؟
sight سوراخ روشنی رسان سوراخ دید
sights سوراخ روشنی رسان سوراخ دید
fenestration چیزی که سوراخ سوراخ یاروزنه داراست
float stone سنگ اجرسای یکجورسنگ سوراخ سوراخ
perforation عمل سوراخ کردن ایجاد سوراخ
cancellate سوراخ سوراخ سوراخ سوراخ کردن
thirl سوراخ سوراخ کردن دریدن
pinker سوراخ سوراخ کردن یا بریدن
pinkest سوراخ سوراخ کردن یا بریدن
pink سوراخ سوراخ کردن یا بریدن
gruyere cheese پنیر سوراخ سوراخ سوئیسی
foraminate ثقبه دار سوراخ سوراخ
riddle سوراخ سوراخ کردن
swage block قالب سوراخ سوراخ
riddles سوراخ سوراخ کردن
millepore مرجان سوراخ سوراخ
grid دریچه سوراخ سوراخ
grids دریچه سوراخ سوراخ
cancellous سوراخ سوراخ اسفنجی
cancellate سوراخ سوراخ اسفنجی
cancellated سوراخ سوراخ اسفنجی
breaches سوراخ رخنه کردن سوراخ کردن نفوذ در خطوط دشمن درگیری با دشمن
breach سوراخ رخنه کردن سوراخ کردن نفوذ در خطوط دشمن درگیری با دشمن
breached سوراخ رخنه کردن سوراخ کردن نفوذ در خطوط دشمن درگیری با دشمن
finger hole سوراخ
hole سوراخ
mure سوراخ
punched سوراخ کن
columbarium سوراخ
imperforate بی سوراخ
punches سوراخ کن
foraminiferous سوراخ سوراخ
slots سوراخ
foramen سوراخ
slot سوراخ
pumiceous سوراخ سوراخ
foraminated سوراخ سوراخ
edge perforated لب سوراخ
slotting سوراخ
drill hole سوراخ
fenestra سوراخ
cribriform سوراخ سوراخ
eyelet سوراخ
eyelets سوراخ
orifices سوراخ
orifice سوراخ
pecker سوراخ کن
broaching سوراخ کن
broaches سوراخ کن
lace پر از سوراخ
broached سوراخ کن
leak سوراخ
leaked سوراخ
leaks سوراخ
broach سوراخ کن
laces پر از سوراخ
loops سوراخ
looped سوراخ
holed سوراخ
holes سوراخ
loop سوراخ
broacher سوراخ کن
holing سوراخ
awl سوراخ کن
alveolar سوراخ سوراخ
abroach سوراخ
tap سوراخ
tapped سوراخ
tapping سوراخ
boring سوراخ
waterholes سوراخ
puncture سوراخ
outage سوراخ
outages سوراخ
perforation سوراخ
punctured سوراخ
meshing سوراخ
punctures سوراخ
taphole سوراخ
boreholes سوراخ
waterhole سوراخ
openings سوراخ
opening سوراخ
puncturing سوراخ
borehole سوراخ
overture سوراخ
overtures سوراخ
thirl سوراخ
punctulate سوراخ سوراخ
piercer سوراخ کن
pigenhole سوراخ
pertusion سوراخ
mesh سوراخ
spy hole سوراخ
perforator سوراخ کن
meshes سوراخ
peep hole سوراخ
pinking سوراخ
punch سوراخ کن
pitting سوراخ سوراخ
manhole سوراخ ادم رو
manholes سوراخ ادم رو
porthole سوراخ برج
culver-hole سوراخ داربست
foot hole سوراخ پائینی
the eye of the needle سوراخ سوزن
foxhole سوراخ روباه
bores قطر یک سوراخ
perforated سوراخ دار
Every nook and corner. هر سوراخ سنبه ای
foxholes سوراخ روباه
plugs سوراخ گیره
plugging سوراخ گیره
plug سوراخ گیره
loop-hole سوراخ دیدبانی
pores ریزه سوراخ
broached سوراخ کردن
bore قطر یک سوراخ
portholes سوراخ برج
broach سوراخ کردن
pitted سوراخ سوراخ چاله چاله
bore سوراخ کردن
bore سوراخ مته
bores سوراخ مته
broaches سوراخ کردن
scuttling سوراخ کردن
pores سوراخ ریز
scuttle سوراخ کردن
scuttled سوراخ کردن
pore ریزه سوراخ
scuttles سوراخ کردن
pore سوراخ ریز
loopholes سوراخ دیدبانی
loophole سوراخ دیدبانی
broaching سوراخ کردن
bores سوراخ کردن
on tap سوراخ دار
punched hole سوراخ منگنه
puncher سوراخ کننده
rivet hole سوراخ پرچ
feed hole سوراخ پیش بر
f. of the ear سوراخ گوش
eyebolt پیچ سر سوراخ
shrink hole سوراخ انقباض
snuffer سوراخ بینی
grout hole سوراخ تزریق
drilled grout hole سوراخ تزریق
drill hole سوراخ مته
diameter of bore قطر سوراخ
depth of hole عمق سوراخ
depth of borehole عمق سوراخ
deep hole drilling سوراخ عمیق
deep hole boring سوراخ عمیق
pory پر سوراخ پر منفذ
pore fungus اغاریقون پر سوراخ
millepore هزار سوراخ
lancinating سوراخ کننده
keyway سوراخ کلید
index hole سوراخ شاخص
penetrable سوراخ شدنی
impierceable سوراخ نشدنی
imperforable سوراخ نشدنی
perforative سوراخ کننده
hub bore سوراخ توپی
hole circle گردی سوراخ
hammer drill سوراخ کن ضربه ای
gonopore سوراخ تناسلی
formed hole سوراخ نیمرخ
foraminated سوراخ دار
foraminate سوراخ دار
foraminate سوراخ کردن
cross hole سوراخ عرضی
spile سوراخ گیری
bunghole سوراخ مقعد
to pick a hole in سوراخ کندن در
bottom hole سوراخ اصلی
to poke a hole in any thing سوراخ کردن
to set abroach سوراخ کردن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com