Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (3 milliseconds)
English
Persian
single file
به ستون یک حرکت کنید
Search result with all words
infile
به ستون دو حرکت کنید
Other Matches
moving pivot
نفر لولای گردش ستون چرخش لولایی حرکت یک ستون
route order
ترتیب حرکت در روی جاده حرکت به ستون راه
tabulate
مرتب کردن متن در ستون هایی با حرکت نشانه گر به هر ستون جدید به صورت خودکار همان طور که متن تایپ میشود
tabulates
مرتب کردن متن در ستون هایی با حرکت نشانه گر به هر ستون جدید به صورت خودکار همان طور که متن تایپ میشود
tabulated
مرتب کردن متن در ستون هایی با حرکت نشانه گر به هر ستون جدید به صورت خودکار همان طور که متن تایپ میشود
move out
حرکت کنید
trail formation
ارایشات ستون راهپیمایی ارایش حرکت در ستون راهپیمایی
When will you depart?
کی شما حرکت می کنید؟
KEEP LEFT
از سمت چپ حرکت کنید.
KEEP RIGHT
از سمت راست حرکت کنید.
Move along, please!
[in a crowd]
لطفا بجلو حرکت کنید!
[در جمعیتی]
line haul
زمان لازم برای حمل بار به وسیله ستون زمان حمل باریا زمان حرکت ستون موتوری
Drive on dimmed headlights !
[Warning to drivers]
با نور پایین حرکت کنید!
[هشدار به رانندگان]
liners
باسرعت حداکثر هواپیما حرکت کنید در درگیری هوایی
liner
باسرعت حداکثر هواپیما حرکت کنید در درگیری هوایی
air movement column
ستون حرکت هوایی
infile
به ستون دو حرکت کردن
control vehicle
خودرونافم ستون یا نافم حرکت
road time
زمان حرکت ستون در روی جاده
convoy schedule
برنامه کلی حرکت ستون دریایی برنامه حرکت کاروان دریایی
convoy route
مسیر حرکت ستون دریایی مسیر حرکت کاروان دریایی
repeats
بازگو کنید عناصر تیر را تکرار کنید یا ازنو
repeat
بازگو کنید عناصر تیر را تکرار کنید یا ازنو
movement credit
وقت پیش بینی شده و تعیین شده برای حرکت یک ستون
time distance
مسافت زمانی حرکت ستون مسافت طی شده در زمان معین
add
اضافه کنید زیاد کنید
adding
اضافه کنید زیاد کنید
adds
اضافه کنید زیاد کنید
pilaster
هرچیزی شبیه ستون یا استوانه دیواریا جرز ستون نما
prescan
خصوصیت بیشتر اسکنرهای مسط ح که اسکن سریع و با realution کم انجام می دهند تا نمونه اصلی را مجدد بررسی کنید یا ناحیهای که باید بهتر اسکن شود مشخص کنید
Composite Order
[شیوه ی ترکیبی ستون سازی رمی با ستون های پیچکی تزئین شده]
pilaster
شبه ستون ستون چهارگوش یانیمدایره در بدنه بنا
herma
ستون هرمس :ستون سنگی چارپرکه پیکربربالای ان بود
blocked
[ستون، نیم ستون و پشته بند محافظ]
baluster
ستون کوچک گچ بری شده ستون نرده
eustyle
[دهنه بین ستون ها بر حسب قطر ستون]
columna rostrata
[ستون های توسکانی با پایه ستون]
there is many a slip between the cup and the lip
<proverb>
از این ستون به آن ستون فرج است
personal column
ستون فردی ستون خصوصی در روزنامه
rudder post
ستون تیغه سکان یا ستون پاشنه
cell
دریک صفحه گسترده کدی که موقعیت یک خانه را با سط ر و ستون مشخص میکند. معمولاگ سط رها شماره گذاری شده اند و ستون ها بر حسب حروف الفبا هستند
cells
دریک صفحه گسترده کدی که موقعیت یک خانه را با سط ر و ستون مشخص میکند. معمولاگ سط رها شماره گذاری شده اند و ستون ها بر حسب حروف الفبا هستند
sighting bar
ستون درجه ونک مگسک میله ستون درجه دستگاه نشانه روی اموزشی
band of shaft
[چنبره سر ستون اطراف ستون ها]
from pillar to post
از این ستون بان ستون
angle-leaf
[یکی از چهارشاخه، گوشه ستون ها یا برگ های بیرون زده کنده کاری شده در ته ستون های معماری قرون وسطی]
differential ailerons
ارتباط شهپرها به قسمتی که زاویه حرکت شهپری که به طرف بالا حرکت میکند اززاویه شهپر دیگر که بطرف پایین حرکت میکند بیشتر است
march outpost
نگهبان ستون راهپیمایی پاسدار ستون طلایه یا جلودارستون راهپیمایی
pace-setter
نفر یا خودرو نافم ستون موتوری نافم ستون راهپیمایی
pace setter
نفر یا خودرو نافم ستون موتوری نافم ستون راهپیمایی
pace-setters
نفر یا خودرو نافم ستون موتوری نافم ستون راهپیمایی
convoy routing
تعیین مسیر کاروان دریایی تعیین مسیر حرکت ستون دریایی
cadre strength column
ستون مربوط به استعدادپرسنل یکان ستون استعدادپرسنل کادر
pile
ستون ستون لنگرگاه
piled
ستون ستون لنگرگاه
bubble cap plate column
ستون تقطیر بشقابک فنجانک دار ستون تقطیر با بشقابک وفنجانک حباب
acentrous
فاقد ستون پشتی فاقد ستون فقرات
socle
پایه ستون برامدگی پایه ستون وامثال ان
waved
حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
wave
حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
waving
حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
waves
حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
feinted
فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feint
فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feinting
فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feints
فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
mouses
نرخ حرکت نشانه گر در صفحه نمایش در مقایسه با مسافتی که شما mouse رد حرکت می دهید
mouse
نرخ حرکت نشانه گر در صفحه نمایش در مقایسه با مسافتی که شما mouse رد حرکت می دهید
trackball
وسیلهای برای حرکت نشانه گر روی صفحه که با حرکت دادن توپ موجود در محفظه کنترل می شوند
taped
وسیله تبدیل حرکت دورانی به حرکت خطی
cruising
سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
cruise
سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
fish tailing
حرکت نوسانی یا تاب
[تریلر در حال حرکت]
stroke
حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
stroked
حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
stroking
حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
cruises
سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
strokes
حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
cruised
سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
move off the ball
حرکت سریع از نقطه معین پس از حرکت توپ
tape
وسیله تبدیل حرکت دورانی به حرکت خطی
tapes
وسیله تبدیل حرکت دورانی به حرکت خطی
orphan
خط اول پاراگراف یا متن که جداگانه در پایین ستون نوشته شود و بقیه پاراگراف در بالای ستون بعدی نوشته شود. باعث می شوند و متن نامناسب دیده شود
orphaned
خط اول پاراگراف یا متن که جداگانه در پایین ستون نوشته شود و بقیه پاراگراف در بالای ستون بعدی نوشته شود. باعث می شوند و متن نامناسب دیده شود
orphans
خط اول پاراگراف یا متن که جداگانه در پایین ستون نوشته شود و بقیه پاراگراف در بالای ستون بعدی نوشته شود. باعث می شوند و متن نامناسب دیده شود
transferring
حرکت سمتی لوله حرکت درسمت
transfer
حرکت سمتی لوله حرکت درسمت
transfers
حرکت سمتی لوله حرکت درسمت
counter clockwise
حرکت عکس حرکت عقربههای ساعت
compound motion
حرکت صلیبی حرکت عرضی و طولی
bubble tray column
ستون تقطیر بشقابک دار ستون تقطیر با بشقابک حباب
barbette
ستون نگهدارنده قبضه توپ ستون نگهدارنده قنداق توپ
aberration
جابجائی زاویه ای فاهری در جهت حرکت نافر که نتیجه ترکیب سرعت حرکت نافر و سیر نورمیباشد
dragged
حرکت دادن mouse هنگام پایین نگهداشتن دکمه برای حرکت دادن یک تصویر یا نشانه روی صفحه
drags
حرکت دادن mouse هنگام پایین نگهداشتن دکمه برای حرکت دادن یک تصویر یا نشانه روی صفحه
drag
حرکت دادن mouse هنگام پایین نگهداشتن دکمه برای حرکت دادن یک تصویر یا نشانه روی صفحه
mouses
وسیله نشانه گر که با حرکت دادن آنرا روی سطح مسط ح کار میکند. و با حرکت دادن آن
mouse
وسیله نشانه گر که با حرکت دادن آنرا روی سطح مسط ح کار میکند. و با حرکت دادن آن
relative
که حرکت نشانه گرروی صفحه نمایش مربوط مربوط به حرکت وسیله ورودی است
momentum
سرعت حرکت شتاب حرکت
angle of depression
میدان حرکت لوله توپ در زیرافق زاویه حرکت زیر افق لوله
ease off
شل کنید
say no more
بس کنید
skulls
حرکت دادن پارو یا دست در اب حرکت دادن قایق بجلو یا عقب
moving havens
مناطق ازاد از نظر حرکت زیردریاییها مناطق امن حرکت دریایی
skull
حرکت دادن پارو یا دست در اب حرکت دادن قایق بجلو یا عقب
wait a second
تامل کنید
leontief table
نگاه کنید به :
push the door to
در راپیش کنید
cautioning
توجه کنید
keep at it
مداومت کنید
cautions
توجه کنید
into a ball
نخ راگلوله کنید
give it a wipe
انراخشک کنید
caution
توجه کنید
vide infara
را نگاه کنید
deletes
حذف کنید
cautioned
توجه کنید
delete
حذف کنید
i say
نگاه کنید
make a hurry
عجله کنید
repeats
تکرار کنید
repeat
تکرار کنید
deleting
حذف کنید
oyez
توجه کنید
have patience with me
با من حوصله کنید
dele
پاک کنید
recive
مصرف کنید
attention to orders
توجه کنید
supposes
فرض کنید
deleted
حذف کنید
supposing
فرض کنید
accelerando
کم کم تند کنید
Turn (let) the dog loose.
سگ راباز کنید
hurry up
عجله کنید
hold hard
صبر کنید
oyez
گوش کنید
suppose
فرض کنید
stack arms
تفنگها راچاتمه کنید
Full tank, please.
لطفا باک را پر کنید.
Please check the ...
لطفا ... را کنترل کنید.
Please check the water.
لطفا آب را کنترل کنید.
observe silence
سکوت را رعایت کنید
wait a minute
یک دقیقه صبر کنید
opened
مروحه را باز کنید
do good to others
بدیگران نیکی کنید
wait a second
یک خرده صبر کنید
opens
مروحه را باز کنید
wait a minute
اندکی صبر کنید
drop track
تعقیب را قطع کنید
wait a second
اندکی صبر کنید
open
مروحه را باز کنید
cease engagement
درگیری را قطع کنید
try and came
کوشش کنید که بیائید
continue your studies
تحصیلات خودرادنبال کنید
she your profit with him
سودخودرابا اوتقسیم کنید
shift colors
پرچم را تعویض کنید
Notice the details!
توجه کنید به جزییات !
I won't be talked into it!
من را نمیتوانید متقاعد کنید!
sus.per coll
حلق اویزش کنید
supra
ببالا نگاه کنید
wait a little
کمی صبر کنید
check firing
عناصرتیر را بررسی کنید
Refer (turn over) to page 110.
به صفحه 110مراجعه کنید
chain
مراجعه کنید به CATENA
out with him
اورا بیرون کنید
chains
مراجعه کنید به CATENA
off with his head
سرش را از تن جدا کنید
Turn the water tap on .
شیر آب را باز کنید
maydays
خطر کمک کنید
Cash is in short supply these days .
از حقوق ماهانه ام کم کنید
mayday
خطر کمک کنید
Do you agree that …
آیا تصدیق می کنید که …
avast
ایست توقف کنید
trailing
هدف را تعقیب کنید
record as target
اماج را ثبت کنید
you do me injustice
در باره من بی عدالتی می کنید
Please behave yourself . Please be courteous.
ادب را رعایت کنید
trail
هدف را تعقیب کنید
NB
خوب دقت کنید
trails
هدف را تعقیب کنید
trailed
هدف را تعقیب کنید
travelling overwatch
راهپیمایی با پوشش حرکت راهپیمایی با استفاده ازمراقبت حرکت با اتش
Can you find your way out?
راهتان را به خارج می توانیدپیدا کنید ؟
Please don't wake me until 9 o'clock!
لطفا من را ساعت ۹ بیدار کنید!
adjusts
میزان کردن تنظیم کنید
Please heat up my food.
لطفا" غذایم را داغ کنید
adjusting
میزان کردن تنظیم کنید
Wont you have sweets (candies)
شیرینی میل نمی کنید ؟
associated document
وقتی فایل را انتخاب می کنید
Erase ( clean ) the blackboard.
تخته سیاه راپاک کنید
associated file
وقتی فایل را انتخاب می کنید
Please consider my suggestion.
لطفا" به پیشنهاد من توجه کنید
Drop me just before you get to the turning.
مرانرسیده ره سر پیچ پیاده کنید
Act according to the previous procedure.
بترتیب گذشته عمل کنید
Line up the children in order of height.
بچه ها رابترتیب قد بخط کنید
strangle
یاد شده را خاموش کنید
plead for the widow
در حق بیوه زنان دادخواهی کنید
Offer him some chocolates.
به ایشان شکلات تعارف کنید
Please get it off !
[Please clean it up !]
لطفا این را پاک کنید !
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com