Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (30 milliseconds)
English
Persian
feather one's nest
<idiom>
به علائق خود توجه کردن
Other Matches
vocational interest blank
پرسشنامه علائق شغلی
society of certified processors
سازمانی که علائق و خواستههای متخصصین تایید شده کامپیوتر را ارائه میدهد
oedipal
وابسته به احساسات و علائق کودکان 3 تا 6 ساله نسبت بوالدین جنس مخالف خود
draw attention
توجه کسی را جلب کردن توجه جلب شدن
screamer
اگهی درشت وجالب توجه در روزنامه مطالب جالب توجه
referred
توجه کردن یا کار کردن یا نوشتن درباره چیزی
refers
توجه کردن یا کار کردن یا نوشتن درباره چیزی
refer
توجه کردن یا کار کردن یا نوشتن درباره چیزی
tents
توجه کردن
take care of
توجه کردن از
welfare
توجه کردن
mark
توجه کردن
to take keep
توجه کردن
attend
توجه کردن
marks
توجه کردن
attending
توجه کردن
perpend
توجه کردن
figure on
توجه کردن
tent
توجه کردن
to llok
توجه کردن
attends
توجه کردن
to watch over
توجه کردن
get with it
<idiom>
توجه کردن
pay attention
<idiom>
توجه کردن
focused
متمرکز کردن توجه
focussed
متمرکز کردن توجه
attending
توجه یا رسیدگی کردن
focuses
متمرکز کردن توجه
distract
منحرف کردن توجه
focus
متمرکز کردن توجه
focusses
متمرکز کردن توجه
focussing
متمرکز کردن توجه
to call
توجه کسیراجلب کردن
attends
توجه یا رسیدگی کردن
distracts
منحرف کردن توجه
to come in to notice
جلب توجه کردن
attend
توجه یا رسیدگی کردن
reference
توجه کردن یا کار کردن با چیزی
references
توجه کردن یا کار کردن با چیزی
to turn a d. ear to
توجه نکردن به بی اعتنایی کردن به
to take notice
ملتفت بودن توجه کردن
catch one's eye
<idiom>
توجه کسی را جلب کردن
to pay attention to something
[someone]
به چیزی
[کسی ]
توجه کردن
upstaging
توجه دیگران را به خود جلب کردن
upstaged
توجه دیگران را به خود جلب کردن
to court favour
توجه و التفات کسی را طلب کردن
upstages
توجه دیگران را به خود جلب کردن
assists
حضور بهم رساندن توجه کردن
assisted
حضور بهم رساندن توجه کردن
assisting
حضور بهم رساندن توجه کردن
assist
حضور بهم رساندن توجه کردن
to put somebody on the back burner
به کسی کمتر توجه کردن
[اصطلاح مجازی]
to put
[throw]
[toss]
somebody on to the scrap heap
به کسی کمتر توجه کردن
[اصطلاح مجازی]
adverts
توجه کردن مخفف تجارتی کلمهء advertisement
attention
توجه کافی کردن به اجرای بخشی از برنامه
attentions
توجه کافی کردن به اجرای بخشی از برنامه
to shunt somebody aside
به کسی کمتر توجه کردن
[اصطلاح مجازی]
to put somebody in a backwater
به کسی کمتر توجه کردن
[اصطلاح مجازی]
advert
توجه کردن مخفف تجارتی کلمهء advertisement
audit
توجه کردن به کارهای انجام شده توسط کامپیوتر
auditing
توجه کردن به کارهای انجام شده توسط کامپیوتر
audits
توجه کردن به کارهای انجام شده توسط کامپیوتر
audited
توجه کردن به کارهای انجام شده توسط کامپیوتر
lionize
مورد توجه زیاد قرار گرفتن شیر کردن
to notice
توجه کردن
[ملاحضه کردن ]
note
توجه کردن ذکر کردن
notes
توجه کردن ذکر کردن
noting
توجه کردن ذکر کردن
wards
نگهداری کردن توجه کردن
ward
نگهداری کردن توجه کردن
to ingratite oneself
خودرا طرف توجه قرار دادن خود شیرینی کردن
audit
یات استفاده از سیستم با توجه کردن به تراکنشهای انجام شده .
audited
یات استفاده از سیستم با توجه کردن به تراکنشهای انجام شده .
auditing
یات استفاده از سیستم با توجه کردن به تراکنشهای انجام شده .
zero in on
<idiom>
تمام توجه شخصی را جلب کردن(میخ کسی شدن)
audits
یات استفاده از سیستم با توجه کردن به تراکنشهای انجام شده .
weighting
مرتب کردن کاربران , برنامه ها یا تاریخ با توجه به اهمیت یا اولویت آنها
favourites
طرف توجه شخص طرف توجه شی مطلوب
favourite
طرف توجه شخص طرف توجه شی مطلوب
favorites
طرف توجه شخص طرف توجه شی مطلوب
questionof interest
پرسشهای جالب توجه موضوعهای جالب توجه
service
منفعه توجه و حفظ کردن خدمات دولتی و عمومی وفیفه مامور دولت
serviced
منفعه توجه و حفظ کردن خدمات دولتی و عمومی وفیفه مامور دولت
skimmed
سرشیر گرفتن از تماس مختصر حاصل کردن بطور سطحی مورد توجه قرار دادن
skims
سرشیر گرفتن از تماس مختصر حاصل کردن بطور سطحی مورد توجه قرار دادن
skim
سرشیر گرفتن از تماس مختصر حاصل کردن بطور سطحی مورد توجه قرار دادن
to watch something
مراقب
[چیزی]
بودن
[توجه کردن به چیزی]
[چیزی را ملاحظه کردن]
make a diplomatic representation
به دولتی تذکر دادن یا توجه دولتی را به موضوعی جلب کردن
to watch for certain symptoms
توجه کردن به نشانه های ویژه
[علایم ویژه مرض ]
keeps
توجه
heeds
توجه
NB
توجه!
heedfully
با توجه
remarked
توجه
attentions
توجه
heeding
توجه
noting
توجه
mindfulness
توجه
remarking
توجه
heedfulness
توجه
note
توجه
attentiveness
توجه
attention
توجه
heed
توجه
heeded
توجه
re-
با توجه به
attention to orders
توجه
re
با توجه به
notes
توجه
remark
توجه
assiduity
توجه
regards
توجه
unconsidered
بی توجه
inattentive
بی توجه
oblivious
بی توجه
listless
بی توجه
listlessly
بی توجه
regarded
توجه
regard
توجه
turn to
توجه
tendance
توجه
mindfully
با توجه
keep
توجه
unresponsive
بی توجه
attendances
توجه
adverence
توجه
advertence
توجه
advertency
توجه
attendance
توجه
cares
توجه
cared
توجه
remarks
توجه
care
توجه
notices
توجه اطلاع
safe keeping
حفافت توجه
detraction
کاهش توجه
oyez
توجه کنید
notice
توجه اطلاع
noticed
توجه اطلاع
considerable
قابل توجه
to be d. to
توجه نکردن به
interests
توجه نظر
interest
توجه نظر
notations
ثبت توجه
notation
ثبت توجه
tentless
بی توجه بی دقت
striking
قابل توجه
noteworthy
قابل توجه
strikingly
قابل توجه
self care
توجه از خود
noticing
توجه اطلاع
see after
توجه داشتن به
pay respect to
توجه داشتن به
consideration
توجه مراعات
favor
توجه مرحمت
consideration
توجه تامل
considerations
توجه مراعات
field of attention
میدان توجه
favoured
طرف توجه
considerations
توجه تامل
auspice
حسن توجه
devil may care
بی توجه به مقام
observingly
از روی توجه
eye catcher
چیزجالب توجه
tendency
توجه استعداد
tendencies
توجه استعداد
remarkable
قابل توجه
remarkable
جالب توجه
attention to orders
توجه کنید
unscrupulous
بی توجه به نیک و بد
to drive at
توجه داشتن به
cautioned
اخطار توجه
regard
رعایت توجه
engaging
جالب توجه
notables
جالب توجه
at nurse
در توجه دایه
notable
جالب توجه
favour
توجه مرحمت
attention getting
توجه طلب
favouring
توجه مرحمت
warning
توجه به خط ر ممکن
attention seeking
توجه طلب
favours
توجه مرحمت
Take care of the infant.
از نوزاد توجه کن
hypoprosexia
فقدان توجه
auspices
حسن توجه
hypoprosessis
فقدان توجه
unwitting
بی توجه بی هوش
Your attention please.
توجه فرمایید !توجه فرمایید !
regarded
رعایت توجه
regards
رعایت توجه
caution
اخطار توجه
favored
توجه مرحمت
caution
توجه کنید
cautioning
توجه کنید
favoring
توجه مرحمت
cautioning
اخطار توجه
cautions
توجه کنید
cautioned
توجه کنید
cautions
اخطار توجه
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com