English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 205 (11 milliseconds)
English Persian
break even بی سود و زیان شدن
Search result with all words
noisome زیان بخش
malignancy زیان اوری
evil زیان اور
evil زیان
evils زیان اور
evils زیان
indemnities جبران زیان بخشودگی
indemnity جبران زیان بخشودگی
impunity معافیت از مجازات معافیت از زیان
damage زیان
damage خسارت زدن زیان زدن
cover تامین زیان و خسارات بیمه
coverings تامین زیان و خسارات بیمه
covers تامین زیان و خسارات بیمه
disadvantage زیان
disadvantages زیان
loss زیان
detrimental زیان اور
detrimental زیان بخش
illegal دستور برنامهای که در قواعد زیان نباشد
obnoxious زیان بخش نفرت انگیز
detriment زیان
distress توقیف مال متخلف و دادن ان به قبض طرف زیان دیده تامین خواسته یا محکوم به اضطرار
distresses توقیف مال متخلف و دادن ان به قبض طرف زیان دیده تامین خواسته یا محکوم به اضطرار
damaging زیان اور و مضر خسارت اور
derogatory زیان اور ومایه رسوایی
suicidal زیان اور
prejudicial زیان رسان تبعیض امیز
hazardous زیان اور
pernicious زیان اور
account وضع سود و زیان
ill زیان اور ببدی
ill زیان
ill- زیان اور ببدی
ill- زیان
ills زیان اور ببدی
ills زیان
bad مضر زیان اور
mar زیان رساندن معیوب کردن
marred زیان رساندن معیوب کردن
marring زیان رساندن معیوب کردن
hurt زیان
hurting زیان
hurts زیان
malignant زیان اور صدمه رسان
deleterious زیان اور
lesion زیان حاصله در اثر عدم اجرای عقدی
lesion زیان
lesions زیان حاصله در اثر عدم اجرای عقدی
lesions زیان
injure زیان
injures زیان
injuring زیان
ravage زیان
ravaged زیان
ravages زیان
ravaging زیان
forfeit زیان
forfeited زیان
forfeiting زیان
forfeits زیان
prejudice زیان
prejudices زیان
impair زیان رساندن معیوب کردن
impaired زیان رساندن معیوب کردن
impairing زیان رساندن معیوب کردن
impairs زیان رساندن معیوب کردن
harm زیان ضرر
harmed زیان ضرر
harming زیان ضرر
harms زیان ضرر
suffer زیان دیدن
suffered زیان دیدن
suffers زیان دیدن
slaughter به زیان فروختن
slaughtered به زیان فروختن
slaughters به زیان فروختن
lose زیان کردن
loses زیان کردن
risk احتمال زیان و ضرر
risk احتمال زیان یاخطر
risk احتمال زیان
risked احتمال زیان و ضرر
risked احتمال زیان یاخطر
risked احتمال زیان
risking احتمال زیان و ضرر
risking احتمال زیان یاخطر
risking احتمال زیان
risks احتمال زیان و ضرر
risks احتمال زیان یاخطر
risks احتمال زیان
peril بیم زیان مسئولیت
perils بیم زیان مسئولیت
lost زیان دیده
drawback زیان
drawbacks زیان
side effect اثر زیان اور
side-effect اثر زیان اور
side-effects اثر زیان اور
disservice زیان
Other Matches
scitovsky double criterion که براساس ان تغییری ایده ال استکه دران کسانیکه بهره برده اند بتوانندکسانیراکه زیان میبرند جبران نموده و در مقابل زیان کنندگان قادر نباشند که ازتغییر جلوگیری نمایند
hazard زیان
phytobentos ته- زیان
scathe زیان
hazarding زیان
hazards زیان
forfeiture زیان
detrime زیان
hurtfulness زیان
hazarded زیان
maleficium زیان
noxiousness زیان
total losses زیان کل
wash out زیان
disserviceable زیان اور
nocuous زیان اور
gain or loss سود یا زیان
harmfulness زیان رسانی
to suffer [from] زیان دیدن [از]
i am 0 rials out of pocket 05 ریال زیان
incommodity زیان ناراحتی
loss and gain زیان و سود
disadvantageous زیان اور
break even بی سود و زیان
actual total loss کل زیان وارده
cause to sustain a loss زیان رساندن به
consequential loss زیان تبعی
actual loss زیان واقعی
dead loss زیان ناخالص
malefic زیان اور
derogatory to زیان رساننده
forfeiture زیان ضرر
capital loss زیان سرمایه
maleficent زیان اور
windfall loss زیان اتفاقی
sessile benthos کف زیان برجا
willful misconduct زیان عمدی
sessile benthos ته زیان برجا
vagrantbenthos ته زیان جنبا
suffer loss زیان دیدن
suffring ابتلا زیان
to do harm زیان رسانیدن
to incur a loss زیان دیدن
to suffer a loss زیان دیدن
profit and loss سود و زیان
perniciousness زیان اوری
no known loss زیان نامعلوم
nobbeing زیان اور
nocent زیان رسان
offense,etc تهاجم زیان
operating loss زیان عملیاتی
partial loss زیان جزئی
perfect loss زیان مطلق
perfect loss زیان خاص
smart money پاداش زیان
perfect loss زیان خالص
to sustain a loss زیان دیدن
suffering ابتلاء زیان
sufferings ابتلاء زیان
perniciously بطور زیان اور
to do somebody harm به کسی زیان رسانیدن
to sell at a loss بضر یا زیان فروختن
profit and loss account حساب سود و زیان
windfall loss زیان باد اورده
pestilently بطور زیان اور
perniciously چنانکه زیان اورد
my losses were great بسیار زیان دیدم
destructive competition رقابت زیان اور
diseconomies عوامل زیان اور
delayed payment penalty زیان دیر کرد
derogatory stipulation شرط زیان اور
detrimentally بطور زیان اور
prejudicially بطور زیان اور
indemnify غرامت بیمه زیان
malignly بطور زیان اور
loss statement صورت سود و زیان
inimically بطور زیان اور
noxiously بطور زیان اور
damage زیان [شوخی] [اصطلاح روزمره]
to run risk پیه زیان یااسیبی رابخودمالیدن
it is maleficent to برای ....زیان اور است
prejudicious زیان رسان تبعیض امیز
indemnification تاوان پردازی جبران زیان
inexpressiveness زیان دار نبودن گنگی
riskiness بیم زیان عدم نزاکت
to ones cost به ضرر یا زیان خود شخص
to one's cost به ضرر یا زیان خود شخص
tortious وابسته به شبه جرم زیان اور
certificate of gains or losses سند مصدق سود و زیان فروشگاه
save all چیزی که مانع زیان گردد پایه شمعدان
wretchedly از روی بدبختی یا بیچارگی بطور بد یا زیان اور
as if to add insult to injury <idiom> با بیشتر کردن زیان به وسیله تحقیر و مسخره
sustain a loss زیان بردن خسارت دیدن متضرر شدن
To swindle (fleece) someone . سر بسر شدن ( مساوی درآمدن ؟ نه سود ونه زیان )
pestiferously چنانکه برای اخلاق دیگران زیان اور باشد
index expurgatorius فهرست جاهایی از کتاب که برای دین یا اخلاق زیان اوراست
expurgatory index فهرست جاهایی از کتاب که برای دین یا اخلاق زیان اوراست
nominal partner شریکی که درسود و زیان شرکت سهیم نیست و فقط از اسمش استفاده میشود
to sue for damages عرضحال خسارت دادن دادخواست برای جبران زیان دادن
excess loss cover بیمه مجدد ان قسمت از زیان که بیش از مقدار بیمه شده قبلی است
add insult to the injury <idiom> [بیشتر کردن زیان به وسیله تحقیر و مسخره کردن]
it is inimical to our plans با نقشههای ما مغایر است برای نقشههای ما زیان اوراست
external diseconomies عوامل زیان اور خارجی عوامل نامطلوب خارجی
cost benefit analysis تجزیه و تحلیل سود و زیان تحلیل هزینه و سود
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com