Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
monofil
تاریا رشته واحد تاب نخورده
Other Matches
monofilament
تاریا رشته واحدتاب نخورده
undisturbed sample
نمونه گیری بهم نخورده نمونه دست نخورده
absolute system of units
سیستم واحد ها که در آن کمترین تعداد واحد یا یکه بعنوان واحد های اصلی انتخاب شده و سایر واحدها از آنها مشتق شوند
null
رشته یا حروفی که حرف null دارد برای بیان انتهای رشته
fills
حرفی که یک رشته اضافه میشود تا طول آن رشته مناسب شود
fill
حرفی که یک رشته اضافه میشود تا طول آن رشته مناسب شود
thready
رشته رشته باصدای باریک
powers
واحد انرژی در الکترونیک معادل ضرب ولتاژ و جریان با واحد وات
powering
واحد انرژی در الکترونیک معادل ضرب ولتاژ و جریان با واحد وات
powered
واحد انرژی در الکترونیک معادل ضرب ولتاژ و جریان با واحد وات
power
واحد انرژی در الکترونیک معادل ضرب ولتاژ و جریان با واحد وات
virgin
دست نخورده
intact
دست نخورده
unvarnished
جلا نخورده
safe
صدمه نخورده
unbeaten
ضرب نخورده
virginal
دست نخورده
unshod
نعل نخورده
intemerate
دست نخورده
safer
صدمه نخورده
virgins
دست نخورده
safest
صدمه نخورده
safes
صدمه نخورده
unruffled
چین نخورده
knot
نات
[واحد اندازه گیری]
[واحد سرعت دریایی]
entirety
چیزدرست ودست نخورده
unheard
بگوش نخورده غیرمسموع
virgin medium
واسطه دست نخورده
pristine
طبیعی ودست نخورده
whole
دست نخورده کامل
entire
دست نخورده بی عیب
morpheme
واحد معنی دار لغوی کوچکترین واحد
cpu
واحد محاسبه و منط ق و واحد ورودی / خروجی
unbeaten
شکست نخورده مغلوب نشده
He returned the money intact.
پول را دست نخورده پ؟ داد
It remained intact.
سالم ودست نخورده باقی مانده
functional unit
واحد در حال کار واحد تابعی
thread
رشته رشته شدن
fiberize
رشته رشته کردن
fibrillation
رشته رشته سازی
threads
رشته رشته شدن
creaking
غژغژ کردن صدای لولای روغن نخورده جیرجیرکفش
creaked
غژغژ کردن صدای لولای روغن نخورده جیرجیرکفش
I havent had a bit sine morning .
از صبح تاحالایک لقمه دهانم نگذاشتم ( چیزی نخورده ام )
creaks
غژغژ کردن صدای لولای روغن نخورده جیرجیرکفش
creak
غژغژ کردن صدای لولای روغن نخورده جیرجیرکفش
to leave everything as it is
[not to change anything]
رسوم قدیمی را ثابت
[دست نخورده]
نگه داشتن
universal
قطعهای که رشته بیت سری اسنکرون را به حالت موازی یا حالت موازی را به رشته سری تبدیل میکند
knot
میل دریایی
[واحد اندازه گیری]
[واحد سرعت دریایی]
knot
گره دریایی
[واحد اندازه گیری]
[واحد سرعت دریایی]
desert
[طراحی محوطه سازی در قرن هجدهم میلادی با نگاه کردن به طبیعت وحشی و دست نخورده]
sierra
رشته کوه تیز ودندانه دار رشته جبال تیز ودندانه دار
untouched
دست نخورده دست نزده
filaments
رشته
ranges
رشته
suite
رشته
suites
رشته
series
رشته
unifilar
یک رشته
yarn
رشته
tatter
رشته رشته
trains
رشته
reeve
رشته
train
رشته
fibre
رشته
fibres
رشته
seriated
رشته رشته
range
رشته
branch
رشته
chain
رشته
yarns
رشته
filament
رشته
sequence
رشته
sequences
رشته
ranged
رشته
chains
رشته
branches
رشته
ghaut
رشته
string
رشته
filaria
رشته
field
رشته
fields
رشته
trained
رشته
catena
رشته
fiber
رشته
fielded
رشته
line
رشته
thread
رشته
strands
رشته
strand
رشته
artery
رشته
coneatenation
رشته
arteries
رشته
threads
رشته
lines
رشته
funicle
رشته
string handling
بکارگیری رشته
symbolic string
رشته علائم
range
رشته کوه
empty string
رشته خالی
solid wire
سیم تک رشته
ghat
رشته سلسله
the province of science
رشته علمی
systems
رشته دستگاه
systems
سلسله رشته
system
رشته دستگاه
system
سلسله رشته
spinnerete
رشته ساز
specialty
رشته اختصاصی
spinneret
رشته ساز
string length
طول رشته
string manipulation
دستکاری رشته
tracts
رد بپا رشته
sequences
رشته ترتیب
tract
رد بپا رشته
sequence
رشته ترتیب
finite series
رشته کراندار
finespun
نازک رشته
filiform
رشته مانند
train of thought
رشته افکار
filament resistor
مقاومت رشته
the province of science
رشته علوم
filum
رشته لیفی
nerves
رشته عصبی
symbol stringe
رشته نمادی
stup string
رشته تنظیم
strobilation
تشکیل رشته
string variable
متغیر رشته
computing
رشته کامپیوتر
specialities
رشته اختصاصی
commentaries
رشته یادداشت
commentary
رشته یادداشت
macaroni
رشته فرنگی
main sequence
رشته اصلی
ranks
قطار رشته
ranked
قطار رشته
rank
قطار رشته
heaters
رشته گرمساز
heater
رشته گرمساز
lighting filament
رشته ملتهب
quartermasters
سر رشته دار
quartermaster
سر رشته دار
speciality
رشته اختصاصی
nerve
رشته عصبی
spaghetti
رشته فرنگی
hot wire
رشته حرارتی
hot-wire
رشته حرارتی
hot-wired
رشته حرارتی
ridges
رشته تپه
ridge
رشته تپه
hot-wires
رشته حرارتی
hot-wiring
رشته حرارتی
alphabetic string
رشته الفبائی
incandescent filament
رشته ملتهب
noodle
رشته فرنگی
search string
رشته جستجو
character string
رشته دخشهای
sequence of events
رشته حوادث
character string
رشته کاراکتری
copper strand
رشته مسی
hair worm
کرم رشته
vermicelli
رشته فرنگی
guinea worm
کرم رشته
ranges
رشته کوه
craftsman trade
رشته فنی
branch
رشته
[دانشی]
bit string
رشته بیتی
null string
رشته پوچ
null string
رشته تهی
disciplining
رشته علمی
disciplines
رشته علمی
barbicel
رشته باریک پر
discipline
رشته علمی
optical fiber
رشته اپتیکی
bit stream
رشته ذره یی
bit string
رشته ذرهای
ranged
رشته کوه
branch
رشته ساقه
pasta
رشته فرنگی
branch
شعبه رشته
majoring
رشته اصلی
majored
رشته اصلی
major
رشته اصلی
yarns
رشته طناب
yarn
رشته طناب
trains
یک رشته موج
trains
رشته سلسله
branches
شعبه رشته
branches
رشته ساقه
fibres
رشته علفی
train
رشته سلسله
train
یک رشته موج
fibre
رشته علفی
trained
رشته سلسله
trained
یک رشته موج
string
رشته خالی
field
رشته
[دانشی]
line
رشته بند
string
رشته کردن
lines
رشته بند
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com