Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 192 (9 milliseconds)
English
Persian
air conditioning plant
تاسیسات تهویه مطبوع
Other Matches
air conditioning
تهویه مطبوع
air conditioner
دستگاه تهویه مطبوع
air-conditioner
دستگاه تهویه مطبوع
air-conditioners
دستگاه تهویه مطبوع
Is there air conditioning?
آیا تهویه مطبوع وجود دارد؟
noncontiguous facility
تاسیسات دور از یکان یاقسمت مربوط تاسیسات خارج از محوطه قسمتی
air landing facility
تاسیسات مخصوص پیاده شدن از راه هوا تاسیسات فرودهوایی
air condition
دارای دستگاه تهویه کردن تهویه کردن
caretaker status
وضعیت منتظر استفاده تاسیسات ذخیره تاسیسات منتظر اشغال
palatably
مطبوع
dainty
مطبوع
graceful
مطبوع
scrumptious
مطبوع
proper
مطبوع
love some
مطبوع
douce
مطبوع
handsome
مطبوع
publishment
مطبوع
sapid
مطبوع
toothsome
مطبوع
pleasantly
بطور مطبوع
graceful degradation
تنزل مطبوع
ambrosial
بسیار مطبوع
pleasantest
خرم مطبوع
pleasanter
خرم مطبوع
sweeter
مطبوع نوشین
sweetest
مطبوع نوشین
seasoning
مطبوع کننده
honeyed
مطبوع لطیف
pleasant
خرم مطبوع
agreeably
بطور مطبوع
lief
گرانبها مطبوع
agreeable
مطبوع بشاش
sweet
مطبوع نوشین
handsomely
بطور مطبوع
placable
مطبوع مهربان
palatable
مطبوع به ذائقه
exquisite
دلپسند مطبوع
savoury
مطبوع طبع
sightly
مطبوع نظر
aeration
تهویه
aerification
تهویه
ventilation
تهویه
airing
تهویه
heating/air conditioning equipment
تهویه
fun
مطبوع شوخی کردن
pleasance
ادب مطبوع بودن
gracious
مطبوع دارای لطف
ventilating equipment
تجهیزات تهویه
induced ventillation
تهویه مصنوعی
vent pipe
لوله تهویه
arrow-loop
شکاف تهویه
trunking
کانال تهویه
air vent
تهویه هوا
vantilating system
سیستم تهویه
air relief cock
مجرای تهویه
system of ventilation
سیستم تهویه
natural ventilation
تهویه طبیعی
air relife valve
دریچه تهویه
aerated
تهویه کردن
ventilating
تهویه کردن
ventilates
تهویه کردن
aerate
تهویه کردن
ventilated
تهویه کردن
ventilate
تهویه کردن
aerating
تهویه کردن
aerates
تهویه کردن
ventilator
دستگاه تهویه
ventilators
دستگاه تهویه
air-conditioning
تهویه هوا
ventilation
سیستم تهویه
ventilation
تهویه کردن
savory
خوش طعم مطبوع طبع
breather tube
لوله تهویه یا هواگیری
air space ratio
درجه تهویه خاک
air machine
ماشین تهویه معدن
sewer ventilation
تهویه شبکه فاضلاب
ventilatory
تهویه دار تهویهای
conceit
[بافت عجیب و مطبوع گلکاری باغچه]
to be congenial to somebody
[things]
برای کسی مطبوع بودن
[اشیا]
aeration irrigation
ابیاری برای تهویه خاک
ventilating
تهویه کردن هوا دادن به
wind wing
پنجره کوچک تهویه اتومبیل
air-hole
[تهویه فضای خالی سرداب]
ventilate
تهویه کردن هوا دادن به
ventilated
تهویه کردن هوا دادن به
ventilates
تهویه کردن هوا دادن به
turbofan
دستگاه تهویه یا بادبزن متحرک بوسیله توربین
pressure cabin
هواپیمای دارای دستگاه تهویه مقاوم با فشار هوا
facilities
تاسیسات
plants
تاسیسات
maintenance
تاسیسات
installations
تاسیسات
facility
تاسیسات
plant
تاسیسات
services
تاسیسات
installation
تاسیسات
radar installation
تاسیسات رادار
lighting plant
تاسیسات روشنایی
shore stablishment
تاسیسات ساحلی
port installations
تاسیسات بندری
air facility
تاسیسات هوایی
three phase installation
تاسیسات سه فاز
sintering plant
تاسیسات زینتر
air inst alations
تاسیسات هوایی
treatment facility
تاسیسات بهداری
telecommunication installation
تاسیسات ارتباطات
treatment facility
تاسیسات پزشکی
physical security
حفافت تاسیسات
physical security
تامین تاسیسات
training facilities
تاسیسات اموزشی
sports facility
تاسیسات ورزشی
critical facility
تاسیسات حساس
crane installation
تاسیسات بالابر
cooling plant
تاسیسات سردکننده
confinement facility
تاسیسات زندان
built in engine
موتور تاسیسات
border installations
تاسیسات مرزی
fiscal station
تاسیسات سریال
renewal
نوسازی تاسیسات
hospital benefit
تاسیسات بیمارستانی
renewals
نوسازی تاسیسات
heating installation
تاسیسات حرارتی
naval establishment
تاسیسات دریایی
active installation
تاسیسات فعال
agglomerating plant
واحد یا تاسیسات زینتر
inhouse work
کارهای داخلی تاسیسات
public works
تاسیسات عام المنفعه
power plant
تاسیسات جریان قوی
power plants
تاسیسات جریان قوی
physical
فیزیکی مربوط به تاسیسات
power installation
تاسیسات جریان قوی
blast furnace plant
تاسیسات کوره بلند
inactive installation
تاسیسات یا یکانهای بلااستفاده
maintenance
نگهداری از تاسیسات یاساختمان
low voltage installation
تاسیسات فشار ضعیف
class ii installation
تاسیسات اماد طبقه 2
ancillary facilities
تاسیسات پشتیبانی تقویتی تاسیسات تقویتی پشتیبانی
high head plant
تاسیسات فشار قوی
heat treating equipment
تاسیسات عملیات حرارتی
gurantee period
دوره نگهداری تاسیسات
class i installation
تاسیسات اماد طبقه 1
nuclear power plant
تاسیسات انرژی هستهای
granulating plant
تاسیسات یا واحد گرانولاسیون
power generating plant
تاسیسات تولید نیرو
low voltage plant
تاسیسات فشار ضعیف
high frequency heating equipment
تاسیسات حرارتی فرکانس بالا
continous casting plant
تاسیسات ریخته گری دائمی
cryptofacility
تاسیسات مربوط به مخابرات رمز
continous tinning line
تاسیسات قلع کاری دائمی
dressing plant
تاسیسات تهیه سنگ معدن
open hearth plant
تاسیسات کوره زیمنس مارتین
roll up
جمع اوری کردن تاسیسات
capital budget
بودجه اصلاحات و ایجاد تاسیسات جدید
low voltage system
شبکه ی فشار ضعیف تاسیسات فشارضعیف
air facility
تاسیسات مخصوص هدایت عملیات هوایی
sewerage requipment
تاسیسات شبکه جمع اوری فاضلاب
air inst alations
تاسیسات مخصوص هدایت عملیات هوایی
inactive beds
میزان تاسیسات بلااستفاده پزشکی یا بیمارستانی
utility
تاسیسات ووسایل رفاهی کارهای عمومی یا خدماتی
impluse voltage testing plant
ازمایشگاه فشار ضربهای تاسیسات ازمایش فشارضربهای
wharfage
استفاده ازاسکله وبارانداز و تاسیسات وابسته به اسکله یالنگرگاه
target array
نمودار گرافیک نیروها و تاسیسات و وضعیت دشمن در منطقه هدف
checked
دستگاهی که روی تاسیسات ابی جهت تنظیم سطح اب ساخته میشود
checks
دستگاهی که روی تاسیسات ابی جهت تنظیم سطح اب ساخته میشود
check
دستگاهی که روی تاسیسات ابی جهت تنظیم سطح اب ساخته میشود
plenum method
طریقه تهویه مکانی بوسیله بزورداخل کردن هوای تازه دران هوای رابیرون کند
mysticism
در عرصه سیاست به استفاده ازروشهای پیچیده و اسرارامیزدر تاسیسات سیاسی اطلاق میشود
aprons
لایه حفافتی از سنگ یا مواددیگر که در کنار تاسیسات ابی جهت جلوگیری از فرسایش ساخته میشود
apron
لایه حفافتی از سنگ یا مواددیگر که در کنار تاسیسات ابی جهت جلوگیری از فرسایش ساخته میشود
beach marker
علامت یا وسیله مشخص کننده ساحل یا تاسیسات ساحلی شاخص خط ساحل
roll up
پیاده کردن و یا جمع کردن تاسیسات یا وسایل در حال کار
two way telephone equipment
تجهیزات مکالمه متقابل تاسیسات مکالمه تلفنی
civil works
امور ساختمانی و تاسیسات امور شهرسازی و تاسیساتی
infrastructures
تاسیسات ثابت پادگانی ساختمانهای پادگانی
physical inspection
بازدید سطحی از بدنه جنگ افزار یا وسیله بازدید بدنی بازدید تاسیسات
stock watering
سهام تاسیسات گرانقیمتی رابا قیمت اختیاری در بورس فروختن که مالا" به تقلیل قیمت سایر سهام منتهی شود
bureaucrasy
حکومت اداری تاسیسات اداری
bureaucracies
تاسیسات اداری حکومت اداری
three phase system
شبکه سه فاز تاسیسات سه فاز
critical facility
تاسیسات حیاتی قسمت حیاتی
naval activity
تاسیسات دریایی قسمت دریایی
bureaucracy
تاسیسات اداری حکومت اداری
key facility
بخش مهم تاسیسات مهم اداره مهم
utopiannism
اعتقاد به مدینه فاضله روش فکری افلاطون فرانسیس بیکن سر توماس مور و ..... که در اثار خودجامعهای با تاسیسات مطلوب و افراد بی عیب و درحد کمال مطلوب ایجاد و ان را به عنوان الگویی برای جوامع جهان معرفی کرده اند
low head plant
نیروگاه ابی فشار ضعیف تاسیسات فشار ضعیف
consolidated dining facility
تاسیسات غذاخوری عمومی مجتمع غذاخوری عمومی
installations
تاسیسات سیم کشی سیم کشی ساختمان
installation
تاسیسات سیم کشی سیم کشی ساختمان
physical motor pool
پارک موتوری ساختمان دار پارک موتوری تاسیسات دار
low voltage distribution system
شبکه پخش فشار ضعیف تاسیسات پخش فشار ضعیف
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com