English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English Persian
confirmed by documents <adj.> تایید شده توسط اسناد
Other Matches
authenticator تایید کننده اعتبار اسناد
source مجموعه کدهای نوشته شده توسط برنامه نویس که مستقیماگ توسط کامپیوتر اجرا نمیشوند و باید به برنامه که هدف ترجمه شوند توسط کامپایلر یا منر
processor وارد کردن داده توسط اپراتور که توسط کامپیوتر اجرا میشود
readable آنچه توسط کسی یا توسط یک وسیله الکترونیکی قابل خواندن و فهمیدن باشد
digital read out نمایش داده ها توسط الات دقیق بصورت دیجیتالی و نه توسط حرکت عقربه روی صفحه مدرج
air turbine starter استارتری در موتورهای توربینی که توسط هوای فشرده توربین کوچکی را که توسط چرخدنده هایی باکمپرسور درگیراست میچرخاند
pull down menu فهرستی که میتواند توسط تیک کردن اشاره گر ماوس بر روی عنوان ان و یا توسط فشردن دکمه صفحه کلیدنمایش داده
gas plasma display صفحه نمایش سطح و سبک که از دو قطعه شیشهای پوشیده شده از هادی تشکیل شده است و توسط یک لایه توسط یک لایه نازک گاز نورانی جدا شده است که یک نقط ه صفحه توسط دو سیگنال الکتریکی انتخاب شده است
gas discharge display صفحه نمایش سطح و سبک که از دو قطعه شیشهای پوشیده شده از هادی تشکیل شده است و توسط یک لایه توسط یک لایه نازک گاز نورانی جدا شده است که یک نقط ه صفحه توسط دو سیگنال الکتریکی انتخاب شده است
environment متغیر تنظیم شده توسط سیستم یا کاربر در دستورات سیستم که توسط هر برنامهای قابل استفاده است
environments متغیر تنظیم شده توسط سیستم یا کاربر در دستورات سیستم که توسط هر برنامهای قابل استفاده است
menu برنامهای که دستورات آن از منو انتخاب می شوند توسط اپراتور و نه به صورت دستورات تایپی توسط کاربر
menus برنامهای که دستورات آن از منو انتخاب می شوند توسط اپراتور و نه به صورت دستورات تایپی توسط کاربر
virtual که موجود نیست ولی توسط کامپیوتر شبیه سازی شده است و توسط کاربر به صورت مجازی قابل استفاده است
self propulsion حرکت توسط نیروی خود پیشروی توسط نیروی خویش
records اسناد
imputation اسناد
documents اسناد
predication اسناد
attribution اسناد
chain of authorities of a tradition اسناد
materials اسناد
material اسناد
delation اسناد
ascription اسناد
title deed اسناد مالکیت
shipping documents اسناد حمل
treasury bonds اسناد خزانه
treasury bills اسناد خزانه
ascribe اسناد کردن
treasury securities اسناد خزانه
treasury bill اسناد خزانه
inquiry documents اسناد بازرسی
turnaround documents اسناد برگشت
forgery جعل اسناد
export documents اسناد صادرات
forgeries جعل اسناد
negotiable instrument اسناد بهادار
import documents اسناد واردات
Br اسناد دریافتنی
writing obligatory اسناد تعهداور
ship's papers اسناد حمل
ship papers اسناد کشتی
attributes اسناد کردن
attributing اسناد کردن
imputability قابلیت اسناد
identity paper اسناد هویت
briefcase کیف اسناد
briefcases کیف اسناد
documentation center مرکز اسناد
documentary collection وصولی اسناد
document file پرونده اسناد
credit instrument اسناد اعتباری
attributable قابل اسناد
commerical papers اسناد تجارتی
attribute اسناد کردن
assignments تخصیص اسناد
assignment واگذاری اسناد
ascribed اسناد کردن
ascribes اسناد کردن
secret papers اسناد سری
s.i اسناد قانونی
registration of documents ثبت اسناد
ascribing اسناد کردن
property voucher اسناد داراییی
assignments واگذاری اسناد
predicable قابل اسناد
predicability قابلیت اسناد
misapplication اسناد غلط
assignment تخصیص اسناد
ascribable قابل اسناد
promissory note اسناد اعتباری
aircraft records اسناد هواپیما
promissory notes اسناد اعتباری
liabilities اسناد دیونی
liability اسناد دیونی
acknowledgements تایید
approval تایید
certification تایید
corroboration تایید
grace تایید
acknowledgement تایید
graced تایید
acknowledgments تایید
graces تایید
confirmation تایید
verification تایید
gracing تایید
allegations تایید
allegation تایید
documents against payment اسناد در مقابل پرداخت
suspension of vouchers معلق کردن اسناد
extension تمدید اسناد تجاری
ascribe اسناد دادن دانستن
documents of indentity اسناد سجل احوال
notaries سردفتر اسناد رسمی
notary public سردفتر اسناد رسمی
extensions تمدید اسناد تجاری
document file پرونده اسناد یکان
document of identity اسناد سجل و احوال
suspension of vouchers برگرداندن اسناد هزینه
imputably بطور قابل اسناد
imputatively از راه اسناد یا اتهام
notary public's office دفتر اسناد رسمی
precontract preparations تهیه اسناد قرارداد
payment against documents پرداخت در برابر اسناد
ration return اسناد هزینه جیره
notary public دفتر اسناد رسمی
refusal to accept a bill نکول اسناد تجاری
registration code قانون ثبت اسناد
release documents against واگذاری اسناد در مقابل
inventory reconciliation تطبیق اسناد موجودی
international acts اسناد بین المللی
negotiable instruments اسناد قابل معامله
ascribes اسناد دادن دانستن
despatch documents اسناد ارسال کالا
notary سردفتر اسناد رسمی
bearer stock اسناد در وجه حامل
ascribing اسناد دادن دانستن
cash against documents پول در مقابل اسناد
cash items اسناد تنخواه گردان
lost documents اسناد و مدارک گم شده
documents پرونده ها [اسناد] [اوراق]
combined transport document اسناد حمل ترکیبی
notary سر دفتر اسناد رسمی
documentation مدرک یا مدارک اسناد
documentation ارائه اسناد یا مدارک
registries دفتر ثبت اسناد
registry دفتر ثبت اسناد
notaries سر دفتر اسناد رسمی
ascribed اسناد دادن دانستن
groupware نرم افزاری که توسط گروهی از افراد استفاده میشود که به شبکه وصل اند و به آنها کمک میکند تا کار خاصی را انجام دهند. حاوی توابع مفید مثل پست الکترونیکی است که توسط تمام کاربران قابل دستیابی است
certifiable قابل تایید
emphasized تایید کردن
validity تایید تصدیق
agreed <adj.> <past-p.> به تایید رسیده
emphasizes تایید کردن
emphasizing تایید کردن
approved به تایید رسیده
emphasize تایید کردن
emphasising تایید کردن
acknowledgement of order تایید سفارش
gracing تایید کردن
approvingly به تایید رسیده
ratifying تایید کردن
emphasised تایید کردن
emphasises تایید کردن
approvingly تایید شده
approved تایید شده
confirmer تایید کننده
confirmor تایید کننده
supporting تایید کردن
endorsement موافقت تایید
endorsements موافقت تایید
corroborant تایید کننده
corrobrant تایید کننده
confirmed تایید شده
corroborator تایید کننده
grace تایید کردن
approve تایید کردن
approves تایید کردن
approving تایید کردن
graced تایید کردن
insusceptible تایید ناپذیر
confirmative تایید کننده
unaudited <adj.> تایید نشده
unchecked <adj.> تایید نشده
corroborates تایید کردن
corroborating تایید کردن
allowed <adj.> <past-p.> به تایید رسیده
approved <adj.> <past-p.> به تایید رسیده
authorised [British] <adj.> <past-p.> به تایید رسیده
unevaluated <adj.> تایید نشده
unexamined <adj.> تایید نشده
corroborate تایید کردن
authorized <adj.> <past-p.> به تایید رسیده
social approval تایید اجتماعی
passed <adj.> <past-p.> به تایید رسیده
acknowledging تایید کردن
acknowledges تایید کردن
uninspected <adj.> تایید نشده
passed <adj.> <past-p.> تایید شده
corroborated تایید کردن
agreed <adj.> <past-p.> تایید شده
allowed <adj.> <past-p.> تایید شده
approved <adj.> <past-p.> تایید شده
authorised [British] <adj.> <past-p.> تایید شده
authorized <adj.> <past-p.> تایید شده
graces تایید کردن
vertify تایید کردن
acknowledge تایید کردن
ratified تایید کردن
ratifies تایید کردن
unverified <adj.> تایید نشده
ratify تایید کردن
price support تایید قیمت
confirms تایید کردن
confirm تایید کردن
support تقویت تایید
support تایید کردن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com