Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (11 milliseconds)
English
Persian
planking
تخته پوشی
Search result with all words
planking
تخته پوشی چوب فرش
planking
تخته پوشی تخته بندی
furring
تخته پوشی دولا
Other Matches
multi board computer
کامپیوتری که چندین تخته مدار مجتمع دارد که به یک تخته اصلی وصل هستند
stopboard
تخته مستطیل پشت چاله پرش با نیزه تخته لبه دایره پرتاب وزنه
lee board
تخته یا تخته هایی که به پهلوی کشتی ته پهن نصب میکنندکه دراب پائین رفته
board
تخته جانبی که به تخته اصلی سیتم وصل میشود
boarded
تخته جانبی که به تخته اصلی سیتم وصل میشود
daughter board
تخته جانبی که به تخته اصلی سیستم وصل میشود
boarded
تخته مدار چاپ شده اصلی یک سیستم حاوی بیشتر اجزا و اتصالات برای سایر تخته ها
board
تخته مدار چاپ شده اصلی یک سیستم حاوی بیشتر اجزا و اتصالات برای سایر تخته ها
plywood
تخته لایی تخته چند لا
expansion slots
شکاف ها یا فضاهای خالی درون کامپیوتر اصلی برای اتصال تخته مدارهای کوچک به تخته مدار اصلی بکار می روند
notice board
1-تخته نصب شده در دیوار که نکات مهم روی آن قرار می گیرند. 2-نوعی تخته آگهی که پیام به کاربران نصب میشود
bare board
تخته مدار بدون هیچ عنصری معمولاگ به تخته حافظه گفته میشود که هنوز هیچ قطعهای روی آن نصب نشده است
opercular
سر پوشی
gloze
عیب پوشی
dandyism
شیک پوشی
obliviously
باچشم پوشی
renunciation
چشم پوشی
opaqueness
پشت پوشی
obliviousness
چشم پوشی
abnegation
چشم پوشی
condonation
چشم پوشی
glozing
پرده پوشی
connivance
چشم پوشی
waiver
چشم پوشی
ligation
لیگاند پوشی
up front
بیپرده پوشی
renouncement
چشم پوشی
waived
چشم پوشی کردن
transvestism
مبدل پوشی جنسی
waives
چشم پوشی کردن
to blanch over
پرده پوشی کردن
glozingly
ازراه عیب پوشی
To cover up a fult ( defect , shortcoming ) .
عیب پوشی کردن
ignored
چشم پوشی کردن
waive
چشم پوشی کردن
ignore
چشم پوشی کردن
ignores
چشم پوشی کردن
ignoring
چشم پوشی کردن
conniving
چشم پوشی کردن
secrecy
راز پوشی پوشیدگی
negligible
قابل چشم پوشی
connive
چشم پوشی کردن
connived
چشم پوشی کردن
dandify
شیک پوشی کردن
connives
چشم پوشی کردن
condone
چشم پوشی کردن از
condoned
چشم پوشی کردن از
condoning
چشم پوشی کردن از
condones
چشم پوشی کردن از
eonism
مبدل پوشی جنسی
NMI
وقفه غیرقابل چشم پوشی
mumming
نقاب پوشی و لال بازی
glasnost
صراحت و احتراز از پرده پوشی
plank
تخته تخته کردن
renunciatory
مبنی بر چشم پوشی یا ترک دعوی
renunciative
مبنی بر چشم پوشی یا ترک دعوی
NIC
تخته جانبی که کامپیوتر را به شبکه وصل میکند. تخته داده کامپیوتر را به سیگنال الکتریکی تبدیل میکند که در امتداد در کابل شبکه ارسال خواهد شد
overlooked
مسلط یا مشرف بودن بر چشم پوشی کردن
overlooks
مسلط یا مشرف بودن بر چشم پوشی کردن
overlook
مسلط یا مشرف بودن بر چشم پوشی کردن
overlooking
مسلط یا مشرف بودن بر چشم پوشی کردن
weather board
تخته گذاری کردن تخته بندی کردن
not give someone the time of day
<idiom>
تنفر به اندازهای که از دیدن آنها چشم پوشی کنید
pads
ناحیهای از مس مسطح روی یک تخته مدار چاپی که محل اتصال سیمهای تشکیل دهنده مدار بوده و به وسیله ان انتقال میان سیمی از یک طرف تخته مدار چاپی به طرف دیگر صورت می گیرد پر کردن فیلدی از داده بافضای خالی دفترچه یادداشت
pad
ناحیهای از مس مسطح روی یک تخته مدار چاپی که محل اتصال سیمهای تشکیل دهنده مدار بوده و به وسیله ان انتقال میان سیمی از یک طرف تخته مدار چاپی به طرف دیگر صورت می گیرد پر کردن فیلدی از داده بافضای خالی دفترچه یادداشت
condonation
اغماض و چشم پوشی یکی اززوجین در مورد خلافی که ازدیگری در زمینه وفایف زناشویی صادر شده است
plank
تخته
skidding
تخته پل
gob
تخته
skidded
تخته پل
gangway
تخته پل
skid
تخته پل
three ply board
تخته سه لا
gob
تخته کف
skids
تخته پل
lumbering
تخته
lumbered
تخته
lumber
تخته
lumbers
تخته
pleximeter
تخته دق
gangways
تخته پل
ledger
تخته
ledgers
تخته
board
تخته
boarded
تخته
gobs
تخته
gobs
تخته کف
sheets
تخته
foot board
تخته کف
floor board
تخته کف
slabs
تخته
gangplanks
تخته پل
gang way
تخته پل
sheet
تخته
plasterboard
گچ تخته
slab
تخته
bottom board
تخته کف
gangplank
تخته پل
planchette
تخته کوچک
backboard
تخته بسکتبال
backgammon board
تخته نرد
pressboard
تخته فشاری
circuit board
تخته مدار
bulletin boards
تخته بولتن
roach
تخته سنگ
roaches
تخته سنگ
plywood panel
تخته چندلا
planchet
تخته سه پایه
accelerator board
تخته تسریع
backplane
تخته پشت
logic board
تخته منطقی
rag stone
تخته سنگ
pressboard
تخته اتو
slate
تخته سنگ
slated
تخته سنگ
slates
تخته سنگ
bowlder
تخته سنگ
bill board
تخته لنگر
brace and counterbrace
تخته صلیبی
breadboard
تخته مدار
brede
تخته ورقه
call board
تخته اعلانات
ballast resistor
تخته مقاومت
bulletin board
تخته بولتن
doubler
تخته تقویتی
chessboards
تخته شطرنج
chessboard
تخته شطرنج
guard plank
تخته محافظ
guideboard
تخته راهنما
hard board
تخته فشاری
how thick is the board?
تخته چقدراست
instrument board
تخته فرمان
lagvt
تخته سرپوش
scaffolds
تخته بندی
lagvt
تخته چلیک
scaffold
تخته بندی
planking
تخته بندی
lath work
تخته کوبی
mother board
تخته اصلی
wainscot
تخته کوبی
gang board
تخته پل درازوباریک
wainscots
تخته کوبی
drian board
تخته قطران
panel work
تخته کوبی
doubler
تخته وصله
boulders
تخته سنگ
pallette
تخته شستی
boulder
تخته سنگ
paddle board
تخته شنا
blackboards
تخته سیاه
blackboard
تخته سیاه
black board
تخته سیاه
fascia board
تخته لب بند
fibre board
فیبر تخته
furring
تخته کوبی
fuse board
تخته فیوز
lathing
تخته بندی
slot
تخته باریک
flags
تخته سنگ
flag
تخته سنگ
panels
تخته کوبیدن
panel
تخته کوبیدن
cliffs
تخته سنگ
cliff
تخته سنگ
hawks
تخته ملات
hawked
تخته ملات
hawk
تخته ملات
batten
[تخته ی کف اتاق ]
calion
تخته سنگ
calyon
تخته سنگ
backgammon
تخته نرد
tablets
تخته ورقه
tablet
تخته ورقه
wash board
تخته رختشویی
keels
پاه تخته
keel
پاه تخته
battens
تخته سقف
batten
تخته سقف
sounding boards
تخته موجدصدا
sounding board
تخته موجدصدا
diving board
تخته پرش
diving boards
تخته پرش
boarding
تخته کوبی
knock on wood
<idiom>
بزنم به تخته
erasers
تخته پاک کن
eraser
تخته پاک کن
slabs
تخته سنگ
slab
تخته سنگ
whiteboard
تخته سفید
plying
تخته چندلا
ply
تخته چندلا
plies
تخته چندلا
plied
تخته چندلا
clipboards
تخته ارایش
counter-lath
تخته سقف
clipboards
تخته کار
clipboards
تخته زیردستی
clipboard
تخته ارایش
clipboard
تخته کار
clipboard
تخته زیردستی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com