English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (39 milliseconds)
English Persian
encourage ترغیب کردن به شجاعت واداشتن
encouraged ترغیب کردن به شجاعت واداشتن
encourages ترغیب کردن به شجاعت واداشتن
Other Matches
countenance [encourage] به شجاعت واداشتن
elate به شجاعت واداشتن
embolden به شجاعت واداشتن
encourage به شجاعت واداشتن
hearten به شجاعت واداشتن
reanimate به شجاعت واداشتن
put منصوب کردن واداشتن
puts منصوب کردن واداشتن
putting منصوب کردن واداشتن
harp ترغیب کردن
persuading ترغیب کردن
persuades ترغیب کردن
argue ترغیب کردن
persuade ترغیب کردن
encourages ترغیب کردن
encouraged ترغیب کردن
persuade ترغیب کردن
encourage ترغیب کردن
influenced ترغیب کردن
influences ترغیب کردن
influence ترغیب کردن
urging ترغیب کردن
urge ترغیب کردن
urges ترغیب کردن
urged ترغیب کردن
encourage ترغیب کردن
embolden ترغیب کردن
countenance [encourage] ترغیب کردن
hearten ترغیب کردن
reanimate ترغیب کردن
coax ترغیب کردن
influencing ترغیب کردن
elate ترغیب کردن
galvanize تحریک کردن به حرکت واداشتن
exhorted تشویق و ترغیب کردن
exhort تشویق و ترغیب کردن
exhorting تشویق و ترغیب کردن
exhorts تشویق و ترغیب کردن
persuade بران داشتن ترغیب کردن
persuades بران داشتن ترغیب کردن
persuading بران داشتن ترغیب کردن
put ترغیب کردن متصف کردن
putting ترغیب کردن متصف کردن
puts ترغیب کردن متصف کردن
lead on ترغیب کردن مشتبه کردن
prowoss شجاعت
heroism شجاعت
manhood شجاعت
bravery شجاعت
plucks شجاعت
plucking شجاعت
pluck شجاعت
hardiment شجاعت
plucked شجاعت
gallantry شجاعت
valiancy دلاوری شجاعت
outbrave در شجاعت سرامدشدن
valiance دلاوری شجاعت
courage رشادت شجاعت
valor شجاعت دلاوری
valour شجاعت دلاوری
gallantry رشادت شجاعت
Be a man ! play the man ! مردباش!( شجاعت ومردانگه ؟)
causes واداشتن
put through واداشتن
wrests واداشتن
to set on واداشتن
stand واداشتن
wrested واداشتن
cause واداشتن
wrest واداشتن
causing واداشتن
wresting واداشتن
stand up to someone <idiom> شجاعت روبرو شدن را داشتن
purple hearts نشان شجاعت قلب ارغوانی
purple heart نشان شجاعت قلب ارغوانی
helotize بغلامی واداشتن
operates بفعالیت واداشتن
operated بفعالیت واداشتن
appoint گماشتن واداشتن
appoints گماشتن واداشتن
prompts بفعالیت واداشتن
prompt بفعالیت واداشتن
actuate به عمل واداشتن
stint بقناعت واداشتن
laying of setts واداشتن سنگها
prompted بفعالیت واداشتن
operate بفعالیت واداشتن
stints بقناعت واداشتن
outbrave شجاعت بیشتری ازدیگران نشان دادن
v , device ارم مدال شجاعت ارتش امریکا
They are famed for their courage. بخاطر شجاعت وجسارتشان شهرت دارند
pricks با سیخونک بحرکت واداشتن
to lead a person a d. کسیرابه رقاصی واداشتن
ranged به نظم وترتیب واداشتن
range به نظم وترتیب واداشتن
up end راست نشاندن یا واداشتن
ranges به نظم وترتیب واداشتن
pricked با سیخونک بحرکت واداشتن
prick با سیخونک بحرکت واداشتن
pricking با سیخونک بحرکت واداشتن
abets ترغیب
suasion ترغیب
prod ترغیب
abet ترغیب
persuasion ترغیب
prodded ترغیب
prodding ترغیب
encouragement ترغیب
abetted ترغیب
prods ترغیب
persuasions ترغیب
abetting ترغیب
bravura افهار شجاعت و دلاوری روحیه مطمئن وامرانه
slap together <idiom> به عجله وبی مراقبت واداشتن
dragoon بزور شکنجه بکاری واداشتن
dragoons بزور شکنجه بکاری واداشتن
persuasible ترغیب شدنی
persuasibility ترغیب پذیری
worked up ترغیب شده
pits به رقابت واداشتن هسته میوه را دراوردن
pit به رقابت واداشتن هسته میوه را دراوردن
to drink to a person نخست خودنوشیدن وسپس دیگریرابنوشیدن واداشتن
impersuasible غیر قابل ترغیب
imperuadable غیر قابل ترغیب
catalytic ترغیب کننده دشمن به درگیری
The party was latched on to him. He was saddled with the party. میهمانی را بگردنش گذاشتند ( ترغیب یا وادار شد )
suasive ترغیب امیز تحریک امیز
to let somebody treat you like a doormat <idiom> با کسی خیلی بد رفتار کردن [اصطلاح] [ مثال تحقیر کردن بی محلی کردن قلدری کردن]
unmew رها کردن ازاد کردن ول کردن مرخص کردن بخشودن صرف نظر کرن
discharges اخراج کردن خالی کردن پیاده کردن بار ازاد کردن
discharge اخراج کردن خالی کردن پیاده کردن بار ازاد کردن
countervial خنثی کردن- برابری کردن با- جبران کردن- تلاقی کردن
capture اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
capturing اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
captures اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
challengo ادعا کردن دعوت کردن اعلام نشانی اسم عبور خواستن درخواست معرف کردن
verifies مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verify مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verified مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verifying مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
shoots جمع کردن پا وپرت کردن انها همراه باراست کردن سریع بدن
foster تشویق کردن- حمایت کردن-پیشرفت دادن- تقویت کردن- به جلو بردن
shoot جمع کردن پا وپرت کردن انها همراه باراست کردن سریع بدن
to temper [metal or glass] آب دادن [سخت کردن] [آبدیده کردن] [بازپخت کردن] [فلز یا شیشه]
cross examination تحقیق چندجانبه بازپرسی کردن روبرو کردن شواهد استنطاق کردن
orienting جهت یابی کردن بجهت معینی راهنمایی کردن میزان کردن
orients جهت یابی کردن بجهت معینی راهنمایی کردن میزان کردن
survey براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
orient جهت یابی کردن بجهت معینی راهنمایی کردن میزان کردن
surveys براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
surveyed براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
concentrating غلیظ کردن متمرکز شدن اشباع کردن سیر کردن
assign مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
assigned مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
buck up پیشرفت کردن روحیه کسی را درک کردن تهییج کردن
assigning مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
serves نخ پیچی توزیع کردن تقسیم کردن خدمت نظام کردن
assigns مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
served نخ پیچی توزیع کردن تقسیم کردن خدمت نظام کردن
tae پرش کردن با پا دفاع کردن و با پا ضربه زدن و خرد کردن
serve نخ پیچی توزیع کردن تقسیم کردن خدمت نظام کردن
to appeal [to] درخواستن [رجوع کردن به] [التماس کردن] [استیناف کردن در دادگاه]
to inform on [against] somebody کسی را لو دادن [فاش کردن] [چغلی کردن] [خبرچینی کردن]
calk بتونه کاری کردن زیرپوش سازی کردن مسدود کردن
concentrates غلیظ کردن متمرکز شدن اشباع کردن سیر کردن
concentrate غلیظ کردن متمرکز شدن اشباع کردن سیر کردن
soft-pedals رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft pedal رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft-pedal رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft-pedaled رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft-pedaling رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft-pedalled رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft-pedalling رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
sterilises گندزدایی و ضد عفونی کردن خنثی کردن بی اثر کردن
sterilized گندزدایی و ضد عفونی کردن خنثی کردن بی اثر کردن
infringe تخلف کردن تجاوز کردن تجاور یا تخطی کردن
sterilizes گندزدایی و ضد عفونی کردن خنثی کردن بی اثر کردن
woos افهار عشق کردن با عشقبازی کردن با خواستگاری کردن
wooed افهار عشق کردن با عشقبازی کردن با خواستگاری کردن
woo افهار عشق کردن با عشقبازی کردن با خواستگاری کردن
sterilizing گندزدایی و ضد عفونی کردن خنثی کردن بی اثر کردن
time تعیین کردن تنظیم کردن زمان بندی کردن
cross تقاطع کردن برخورد کردن قطع کردن یک مسیر
withstood مقاومت کردن با ایستادگی کردن در برابر تحمل کردن
withstands مقاومت کردن با ایستادگی کردن در برابر تحمل کردن
preach وعظ کردن سخنرانی مذهبی کردن نصیحت کردن
preached وعظ کردن سخنرانی مذهبی کردن نصیحت کردن
married under a contract unlimited perio زن گرفتن شوهر کردن مزاوجت کردن عروسی کردن با
point اشاره کردن دلالت کردن متوجه کردن نکته
preaches وعظ کردن سخنرانی مذهبی کردن نصیحت کردن
sterilising گندزدایی و ضد عفونی کردن خنثی کردن بی اثر کردن
infringing تخلف کردن تجاوز کردن تجاور یا تخطی کردن
infringes تخلف کردن تجاوز کردن تجاور یا تخطی کردن
infringed تخلف کردن تجاوز کردن تجاور یا تخطی کردن
sterilised گندزدایی و ضد عفونی کردن خنثی کردن بی اثر کردن
exploit استخراج کردن بهره برداری کردن از استثمار کردن
withstand مقاومت کردن با ایستادگی کردن در برابر تحمل کردن
withstanding مقاومت کردن با ایستادگی کردن در برابر تحمل کردن
sterilize گندزدایی و ضد عفونی کردن خنثی کردن بی اثر کردن
Recent search history
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com