Total search result: 301 (7 milliseconds) |
|
|
|
English |
Persian |
elevated railroad |
ترن هوایی |
|
|
Search result with all words |
|
steadied |
فرمان داده شده هستم در رهگیری هوایی |
steadies |
فرمان داده شده هستم در رهگیری هوایی |
steadiest |
فرمان داده شده هستم در رهگیری هوایی |
steady |
فرمان داده شده هستم در رهگیری هوایی |
steadying |
فرمان داده شده هستم در رهگیری هوایی |
meteor |
پدیده هوایی |
meteors |
پدیده هوایی |
well |
در رهگیری هوایی یعنی جنگ افزارهای یاد شده خوب کارمی کنند |
wells |
در رهگیری هوایی یعنی جنگ افزارهای یاد شده خوب کارمی کنند |
airy |
هوایی |
seascape |
منظره هوایی دریا |
seascapes |
منظره هوایی دریا |
strike |
تک هوایی |
strikes |
تک هوایی |
loft |
توپ هوایی زدن |
loft |
ضربه زدن هوایی بصورت قوسی رها کردن گوی بولینگ در هوا که به شدت به مسیر بخورد |
lofts |
توپ هوایی زدن |
lofts |
ضربه زدن هوایی بصورت قوسی رها کردن گوی بولینگ در هوا که به شدت به مسیر بخورد |
flight |
رسد هوایی |
sleeve |
هدف هوائی برای تیراندازی ضد هوایی |
sleeves |
هدف هوائی برای تیراندازی ضد هوایی |
wing |
گروه هوایی هر چیزی که هوا را برهم میزند |
wing |
گروه هوایی |
wing |
تیپ هوایی جناح |
winging |
گروه هوایی هر چیزی که هوا را برهم میزند |
winging |
گروه هوایی |
winging |
تیپ هوایی جناح |
air |
هوایی هواپیمایی نیروی هوایی |
air |
پاس هوایی |
air |
هوایی |
aired |
هوایی هواپیمایی نیروی هوایی |
aired |
پاس هوایی |
aired |
هوایی |
airs |
هوایی هواپیمایی نیروی هوایی |
airs |
پاس هوایی |
airs |
هوایی |
aspect |
رادار مراقبت هوایی و ضدزیردریایی |
aspects |
رادار مراقبت هوایی و ضدزیردریایی |
aerospace |
فضای هوایی |
aerospace |
فضای هوایی بالای منطقه عملیات |
pigeon |
در رهگیری هوایی یعنی اینکه گرای مغناطیسی و مسافت پایگاه هوایی از هواپیما این قدر است |
pigeons |
در رهگیری هوایی یعنی اینکه گرای مغناطیسی و مسافت پایگاه هوایی از هواپیما این قدر است |
music |
در رهگیری هوایی به معنی پخش پارازیت دردستگاههای الکترونیکی است |
purple |
در رهگیری هوایی یعنی یکان یا هواپیمای تعیین شده مشکوک به حمل جنگ افزاراتمی است |
aerobic |
هوایی |
aerobics |
هوایی |
howler |
بوق اعلام زمان تیراندازی به توپهای ضد هوایی |
howlers |
بوق اعلام زمان تیراندازی به توپهای ضد هوایی |
image |
عکس هوایی |
images |
عکس هوایی |
sweep |
تجسس هوایی سریع منطقه دشمن |
lob |
ضربه قوسدار هوایی توپ بلند به دیوار مقابل که به گوشه مخالف برگردد |
lobbed |
ضربه قوسدار هوایی توپ بلند به دیوار مقابل که به گوشه مخالف برگردد |
lobbing |
ضربه قوسدار هوایی توپ بلند به دیوار مقابل که به گوشه مخالف برگردد |
lobs |
ضربه قوسدار هوایی توپ بلند به دیوار مقابل که به گوشه مخالف برگردد |
airspeed |
سرعت سیر هوایی |
airspeed |
سرعت هوایی هواپیما |
airspeeds |
سرعت سیر هوایی |
airspeeds |
سرعت هوایی هواپیما |
quail |
نوعی موشک فریبنده که برای کور کردن رادارها و یاسیستم پدافند هوایی دشمن ازهواپیما پرتاب میشود |
quails |
نوعی موشک فریبنده که برای کور کردن رادارها و یاسیستم پدافند هوایی دشمن ازهواپیما پرتاب میشود |
merged |
باهواپیمای دشمن برخورد کرددر رهگیری هوایی |
splashed |
در پدافند هوایی یعنی هواپیمای دشمن زده شد |
few |
تعداد 7 هواپیما یا کمتر از ان که در درگیری هوایی شرکت داشته باشند |
fewer |
تعداد 7 هواپیما یا کمتر از ان که در درگیری هوایی شرکت داشته باشند |
fewest |
تعداد 7 هواپیما یا کمتر از ان که در درگیری هوایی شرکت داشته باشند |
orbiting |
در رهگیری هوایی یعنی درحال چرخش یا دور بزنید وهدف را جستجو کنید |
pancake |
در رهگیری هوایی یعنی می خواهم به زمین بنشینم یا به زمین بنشینید |
pancakes |
در رهگیری هوایی یعنی می خواهم به زمین بنشینم یا به زمین بنشینید |
duck |
کد مخصوص درگیریهای هوایی |
ducked |
کد مخصوص درگیریهای هوایی |
duckings |
کد مخصوص درگیریهای هوایی |
ducks |
کد مخصوص درگیریهای هوایی |
punch |
در رهگیری هوایی یعنی به زودی با هواپیمای دشمن روبرو خواهید شد |
punched |
در رهگیری هوایی یعنی به زودی با هواپیمای دشمن روبرو خواهید شد |
punches |
در رهگیری هوایی یعنی به زودی با هواپیمای دشمن روبرو خواهید شد |
isobar |
خطوط هم فشار خطوط متحدالفشار هوایی |
isobars |
خطوط هم فشار خطوط متحدالفشار هوایی |
lift |
حمل و نقل هوایی |
lift |
مقدورات هوایی |
lifted |
حمل و نقل هوایی |
lifted |
مقدورات هوایی |
lifting |
حمل و نقل هوایی |
lifting |
مقدورات هوایی |
lifts |
حمل و نقل هوایی |
lifts |
مقدورات هوایی |
linesman |
سیمکش هوایی |
linesmen |
سیمکش هوایی |
kite |
کایت هوایی |
kites |
کایت هوایی |
overpass |
پل هوایی |
overpasses |
پل هوایی |
interpreter |
مفسر عکس هوایی مفسر |
interpreters |
مفسر عکس هوایی مفسر |
all clear |
سوت رفع خطر هوایی |
all clear |
شیپور رفع خطر هوایی رفع خطر |
imagery |
عکاسی هوایی |
tone |
سایه روشن عکس هوایی |
tones |
سایه روشن عکس هوایی |
skies |
زیاد بالا بردن توپ هوایی زدن |
Other Matches |
|
airlift service |
سرویس حمل و نقل هوایی خدمات ترابری هوایی قسمت ترابری هوایی |
holiday |
تولید رخنه در عکاسی هوایی محوطه پوشیده نشده درعکاسی هوایی |
holidays |
تولید رخنه در عکاسی هوایی محوطه پوشیده نشده درعکاسی هوایی |
telling |
مخابره اطلاعات به دست امده از تجسس هوایی به یکانهای پدافند هوایی |
antiair warfare |
جنگ ضدبرتری هوایی نبرد بر علیه برتری هوایی دشمن |
air policing |
عملیات گشت زنی هوایی پاسوری هوایی در زمان صلح |
restrictive fire plan |
طرح اتش محدود کننده حرکات هوایی یا تامینی هوایی |
pounce |
در رهگیری هوایی یعنی دروضعی هستم که اماده برای درگیری هوایی می باشم |
pounces |
در رهگیری هوایی یعنی دروضعی هستم که اماده برای درگیری هوایی می باشم |
pouncing |
در رهگیری هوایی یعنی دروضعی هستم که اماده برای درگیری هوایی می باشم |
pounced |
در رهگیری هوایی یعنی دروضعی هستم که اماده برای درگیری هوایی می باشم |
i stay |
در رهگیری هوایی به علامت ماموریت گشت هوایی راتحویل گرفتم اعلام میشود |
line chief |
افسرجزء نیروی هوایی که درفرود امدن وبرخاستن هواپیمادرخطوط هوایی نظارت میکند |
air delivery container |
جعبههای مخصوص حمل بارهای هوایی جعبه حامل بار در نقل و انتقال هوایی |
broadcast controlled air interception |
نوعی رهگیری هوایی که هواپیمای رهگیر را مداوم درجریان تک هوایی دشمن قرارمی دهند |
air sentinel |
گارد هوایی نگهبان مخصوص اعلام خطرتک هوایی |
steers |
در رهگیری هوایی و پشتیبانی مستقیم هوایی یعنی گرای مغناطیسی داده شده را ببندید تا به من برسید |
steered |
در رهگیری هوایی و پشتیبانی مستقیم هوایی یعنی گرای مغناطیسی داده شده را ببندید تا به من برسید |
steer |
در رهگیری هوایی و پشتیبانی مستقیم هوایی یعنی گرای مغناطیسی داده شده را ببندید تا به من برسید |
air scoop |
چاه هوایی صفحه تنظیم دریچه هوایی |
sleeve target |
هدف کش هوایی استوانهای برای تیراندازی ضد هوایی |
flak |
گلوله خودترکان ضد هوایی توپ پدافند هوایی |
fly through |
عبور هدف هوایی از مخروط اتش ضد هوایی تقاطع هدف با اتش ضد هوایی |
air superiority |
برتری موقت هوایی رجحان هوایی |
air suprmacy |
برتری کامل هوایی سیادت هوایی |
air interdiction |
عملیات ممانعتی هوایی ممانعت هوایی |
air pilots |
خلبانان نیروی هوایی راهنمایان هوایی |
aviation pay |
معاش هوایی سختی خدمت هوایی |
carrier air group |
دو یا چند گردان هوایی که درروی یک ناو مستقر باشند گروه هوایی ناو هواپیمابر |
air branch |
قسمت هوایی رسته هوایی |
notice to airmen |
اعلامیه هوایی یا اعلان هوایی |
air material |
ماتریل هوایی وسایل هوایی |
tropopause |
منطقه چاه هوایی جوی بین استراتوسفر و تروپوسفر منطقه سکته هوایی |
splash |
ترکیدن ترکیدن گلوله در پدافند هوایی یعنی کلیه هدفهای هوایی زده شد |
splashes |
ترکیدن ترکیدن گلوله در پدافند هوایی یعنی کلیه هدفهای هوایی زده شد |
splashing |
ترکیدن ترکیدن گلوله در پدافند هوایی یعنی کلیه هدفهای هوایی زده شد |
code panel |
رمز ارتباطات در عملیات هوایی و زمینی کلید رمزارتباطات در عملیات هوایی وزمینی |
air station |
ایستگاه عکس برداری هوایی نقطه تمرکز عکسبرداری هوایی ایستگاه هواشناسی |
air picket |
هواپیمای مخصوص اکتشاف و گزارش و ردیابی هواپیماو موشکهای دشمن هواپیمای گشتی هوایی هواپیمای پیشقراول هوایی |
air photographic |
شناسایی از طریق عکسبرداری هوایی شناسایی با استفاده ازعکس هوایی |
tactical air controler |
افسر کنترل عملیات هوایی مسئول مرکز کنترل هوایی |
air scout |
هواپیمای دیده ور هوایی هواپیمای مخصوص گشت زنی هوایی |
call mission |
درخواست پشتیبانی فوری هوایی ماموریت هوایی طبق درخواست |
airlift command |
فرماندهی ترابری هوایی قسمت حمل و نقل هوایی فرماندهی حمل و نقل هوایی |
photogrammetry |
علم تهیه نقشه از روی عکس هوایی یا اندازه گیری فواصل زمینی از روی عکس هوایی |
air defense commander |
فرماندهی پدافند هوایی فرمانده پدافند هوایی یک منطقه |
airspace prohibited area |
منطقه ممنوعه هوایی منطقه منع پرواز هوایی |
air search attack unit |
تیم تجسس و نابودی هوایی تیم تک اکتشافی هوایی |
airlift capacity |
مقدورات ترابری هوایی مقدورات حمل و نقل هوایی |
emergency scramble |
درگیری اضطراری هوایی فرمان درگیری سریع هوایی |
channel airlift |
سرویس حمل و نقل هوایی موجود در هر یکان خدمات حمل و نقل هوایی امادی |
dispersal airfield |
فرودگاههای مخصوص تفرقه هوایی فرودگاه مخصوص تفرقه در اماده باش هوایی |
trimetrogon |
عکاسی هوایی با استفاده ازسه بعد یا صفحه سه بعدی عکاسی سه بعدی هوایی |
air survey photography |
عکسبرداری تجسسی هوایی عکسبرداری اکتشافی هوایی |
airlift control element |
عنصر کنترل ترابری هوایی عنصر کنترل حمل و نقل هوایی |
airhead operations |
عملیات مخصوص گرفتن سرپل هوایی عملیات تهیه سرپل هوایی |
combat airlift support |
پشتیبانی رزمی حمل و نقل هوایی پشتیبانی رزمی ترابری هوایی |
trunkair route |
مسیر هوایی استراتژیکی مسیر حرکت و حمل و نقل استراتژیکی هوایی |
country cover diagram |
دیاگرام نشان دهنده اجرای عکاسی هوایی در هر کشور دیاگرام پوشش عکاسی هوایی در سطح کشور |
air defense action area |
منطقه پوشش پدافند هوایی منطقه عمل پدافند هوایی |
chalk commander |
فرمانده سریال حرکت هوایی فرمانده سریال بار هوایی |
chalk number |
شماره سریال بار هوایی شماره سریال حرکت هوایی |
tactical air control center |
مرکز کنترل نیروی هوایی تاکتیکی کنترل هوایی تاکتیکی |
air position |
موقعیت هوایی موقعیت هوایی هواپیما |
air defense readiness |
وضعیت امادگی پدافند هوایی امادگی پدافند هوایی |
air distant support |
پشتیبانی هوایی دور پشتیبانی هوایی از راه دور |
aerospace projection operations |
عملیات مخصوص گسترش منطقه فضای هوایی عملیات مخصوص توسعه منطقه فضای هوایی |
air alert warning |
اعلام اماده باش هوایی اعلام خطر یا اماده باش هوایی |
heavy lift |
حمل و نقل هوایی سنگین واحد حمل و نقل هوایی سنگین |
pneumatic |
هوایی |
raid |
تک هوایی |
air drawn |
هوایی |
atmospheric |
هوایی |
raiding |
تک هوایی |
raids |
تک هوایی |
skyway |
پل هوایی |
AA |
ضد هوایی |
aery |
هوایی |
overhead |
هوایی |
airborne |
هوایی |
over-pass |
پل هوایی |
air attack |
تک هوایی |
air lane |
خط هوایی |
air strike |
تک هوایی |
air head |
سر پل هوایی |
air built |
هوایی |
stuffiness |
بد هوایی |
raided |
تک هوایی |
aviation medicine |
طب هوایی |
airhead line |
خط سر پل هوایی |
acclimatization |
هم هوایی |
anti aircraft |
ضد هوایی |
air raid |
تک هوایی |
air raids |
تک هوایی |
overhead conductor |
خط هوایی |
overhead roadway |
پل هوایی |
overhead line |
خط هوایی |
aerial line |
خط هوایی |
aerials |
هوایی |
aerial |
هوایی |
flying bridge |
پل هوایی |
linear distance |
خط هوایی |
air strike |
حمله هوایی |
air capacitor |
خازن هوایی |
dollies |
هدف کش هوایی |
air burst |
ترکش هوایی |
air terminal |
ترمینال هوایی |
air terminals |
ترمینال هوایی |
air curtain |
پوشش هوایی |
fly |
توپ هوایی |
air cover |
پوشش هوایی |
air chief marshal |
سپهبد هوایی |
air forces |
نیروی هوایی |
air command |
یکان هوایی |
air cooled transformer |
مبدل هوایی |
air corridor |
دالان هوایی |
air control ship |
ناوکنترل هوایی |
air pocket |
چاه هوایی |
air control |
کنترل هوایی |
air consignment |
محموله هوایی |
air base |
پایگاه هوایی |
air pockets |
چاه هوایی |
air bases |
پایگاه هوایی |
air command |
فرماندهی هوایی |
air attack |
حمله هوایی |
skyrocketed |
موشک هوایی |
skyrockets |
موشک هوایی |
aerial reconnaissance |
شناسایی هوایی |
aerial burst |
ترکش هوایی |
aerial radar |
رادار هوایی |
aerial port |
باراندازی هوایی |
aerial burst |
انفجار هوایی |
aerial port |
لنگرگاه هوایی |
aerial circuit |
آنتن هوایی |
aerial delivery |
پرتاب هوایی |
aerial pickets |
گشت هوایی |
aerial pickets |
پیکه هوایی |
aerial perspective |
نمای هوایی |
air observation |
دیدبانی هوایی |
aerial observation |
دیدبانی هوایی |
skyrocketing |
موشک هوایی |
aerial supply |
آماد هوایی |
air attache |
وابسته هوایی |
air ambulance |
امبولانس هوایی |
dolly |
هدف کش هوایی |
tow glider |
یدک هوایی |
lane |
خط سیر هوایی |
lanes |
خط سیر هوایی |
sylphid |
جن هوایی کوچک |
aeronautical mile |
میل هوایی |
sylphlike |
شبیه جن هوایی |
aerogramme |
نامهء هوایی |
aerogram |
نامهء هوایی |
aerily |
بطور هوایی |
tactical air observer |
دیدبان هوایی |
skyrocket |
موشک هوایی |
aerial navigation |
ناوبری هوایی |
air surveillance |
مراقبت هوایی |
all weather |
همه هوایی |
potshot |
گلوله هوایی |
an air raid |
حمله هوایی |
anti aircraft |
پدافند هوایی |
anti aircraft artillery |
توپخانه ضد هوایی |
anti aircraft defense |
پدافند ضد هوایی |
antiaircraft |
ضد حملات هوایی |
antiaircraft |
اسلحه ضد هوایی |
aviation channels |
کانالهای هوایی |
airmobile |
متحرک هوایی |
airial |
محمول هوایی |
air target chart |
نمودارهدفهای هوایی |
air torpedo |
اژدر هوایی |
air vice marshal |
سرتیپ هوایی |
combat air patrol |
گشتی هوایی |
air way |
مسیر هوایی |
air way station |
خطوط هوایی |
aircraft accident |
سانحه هوایی |
airdrop |
بارریزی هوایی |
airfreight |
باربری هوایی |
post strike |
بعد از تک هوایی |
avionics |
ارتباطات هوایی |
exposure station |
ایستگاه هوایی |
fire balloon |
فانوس هوایی |
flush decker |
پل هوایی یک پارچه |
flying cadet |
دانشجوی هوایی |
marshal of the air force |
ارتشبد هوایی |
magnet gap |
فاصله هوایی |
group captain |
سرهنگ هوایی |
hard stand |
بارانداز هوایی |
height hole |
چاه هوایی |
escadrille |
جوخه هوایی |
pneumatic drill |
مته هوایی |
bird's eye |
منظره هوایی |
overhead transmission line |
خط انتقال هوایی |
overhead roadway |
جاده هوایی |
overhead line |
سیمکشی هوایی |
overhead conductor |
سیم هوایی |
open wire line |
خط سیمی هوایی |
open wire |
سیم هوایی |
elevated railroad |
خط اهن هوایی |
immediate mission |
تک فوری هوایی |