Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (30 milliseconds)
English
Persian
portion
تسهیم کردن سهم بندی کردن
portions
تسهیم کردن سهم بندی کردن
Other Matches
whack
تسهیم کردن
shared
تسهیم کردن
whack up
تسهیم کردن
shares
تسهیم کردن
share
تسهیم کردن
multiplex
تسهیم کردن
whacks
تسهیم کردن
group
دسته بندی کردن طبقه بندی کردن
groups
دسته بندی کردن طبقه بندی کردن
grades
دسته بندی کردن طبقه بندی کردن
grades
درجه بندی کردن رتبه بندی کردن
grade
دسته بندی کردن طبقه بندی کردن
grade
درجه بندی کردن رتبه بندی کردن
timed
تعیین کردن تنظیم کردن زمان بندی کردن
times
تعیین کردن تنظیم کردن زمان بندی کردن
time
تعیین کردن تنظیم کردن زمان بندی کردن
ratings
طبقه بندی کردن درجه بندی
rating
طبقه بندی کردن درجه بندی
revamp
دوباره وصله یا سرهم بندی کردن نو نما کردن
revamps
دوباره وصله یا سرهم بندی کردن نو نما کردن
revamping
دوباره وصله یا سرهم بندی کردن نو نما کردن
rig
نصب قطعات باربندی کردن بسته بندی کردن
rigs
نصب قطعات باربندی کردن بسته بندی کردن
revamped
دوباره وصله یا سرهم بندی کردن نو نما کردن
rigged
نصب قطعات باربندی کردن بسته بندی کردن
laggin
اب بندی کردن اب بندی ناوها
bumble
اشتباه کاری کردن سرهم بندی کردن
bumbled
اشتباه کاری کردن سرهم بندی کردن
bollix
سرهم بندی کردن قاطی پاتی کردن
overpacking
دوباره لفاف کردن یا بسته بندی کردن
bumbles
اشتباه کاری کردن سرهم بندی کردن
To do something slapdash.
کاری را سرهم بندی کردن ( سمبل کردن )
downgraded
کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
downgrades
کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
downgrade
کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
downgrading
کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
vamp
وصله کردن سرهم بندی کردن
partition
جدا کردن جزء بندی کردن
gradate
درجه بندی کردن مخلوط کردن
resort
جدا کردن طبقه بندی کردن
break down
تجزیه کردن طبقه بندی کردن
resorted
جدا کردن طبقه بندی کردن
segregation
جدا کردن درجه بندی کردن
grades
طبقه بندی کردن کلاسه کردن
grade
طبقه بندی کردن کلاسه کردن
resorts
جدا کردن طبقه بندی کردن
sorted
دسته کردن طبقه بندی کردن
sort
دسته کردن طبقه بندی کردن
gaduate
درجه بندی کردن تغلیظ کردن
type
ماشین کردن طبقه بندی کردن
typed
ماشین کردن طبقه بندی کردن
types
ماشین کردن طبقه بندی کردن
partitions
جدا کردن جزء بندی کردن
sorts
دسته کردن طبقه بندی کردن
to put on
شرط بندی کردن تحمیل کردن
gift wrap
بسته بندی کردن در کاغذ بسته بندی روبان دارپیچیدن
pasting
سر هم کردن سرهم بندی کردن
pasted
سر هم کردن سرهم بندی کردن
pastes
سر هم کردن سرهم بندی کردن
paste
سر هم کردن سرهم بندی کردن
declassification
از طبقه بندی خارج کردن حذف طبقه بندی
subdivide
بقسمتهای جزء تقسیم کردن باجزاء فرعی تقسیم بندی کردن
subdivides
بقسمتهای جزء تقسیم کردن باجزاء فرعی تقسیم بندی کردن
subdividing
بقسمتهای جزء تقسیم کردن باجزاء فرعی تقسیم بندی کردن
subdivided
بقسمتهای جزء تقسیم کردن باجزاء فرعی تقسیم بندی کردن
batten down
اب بندی کردن
seal
اب بندی کردن
to pin up
بی بندی کردن
to make a mess of
سر هم بندی کردن
underpin
پی بندی کردن
to nails up
سر هم بندی کردن
to mull a mull of
سر هم بندی کردن
seals
اب بندی کردن
lacevi
بندی کردن
to make a muddle of
سر هم بندی کردن
to take a snack
ته بندی کردن
underpinned
پی بندی کردن
sealing
اب بندی کردن
caulk
اب بندی کردن
underpins
پی بندی کردن
ranks
رتبه بندی کردن
tabulate
جدول بندی کردن
scheduled
زمان بندی کردن
flimflam
سرهم بندی کردن
pigeonhole
طبقه بندی کردن
group
دسته بندی کردن
tabulates
جدول بندی کردن
schedule
زمان بندی کردن
groups
دسته بندی کردن
ranked
رتبه بندی کردن
to categorize
طبقه بندی کردن
railroad
سرهم بندی کردن
packing
بسته بندی کردن
jerry build
سرهم بندی کردن
to categorize
رده بندی کردن
railroads
سرهم بندی کردن
to categorize
دسته بندی کردن
resorted
دسته بندی کردن
tabulated
جدول بندی کردن
rank
رتبه بندی کردن
partitions
جزء بندی کردن
compartmentation
تقسیم بندی کردن
schedules
زمان بندی کردن
to erect into
دسته بندی کردن به
put-up
بسته بندی کردن
prioritizing
اولویت بندی کردن
prioritising
اولویت بندی کردن
prioritize
اولویت بندی کردن
grade
دسته بندی کردن
put up
بسته بندی کردن
prioritizes
اولویت بندی کردن
formulate
فرمول بندی کردن
to form into groups
دسته بندی کردن
formulated
فرمول بندی کردن
refomulate
از نو فرمول بندی کردن
prioritises
اولویت بندی کردن
grades
دسته بندی کردن
formulating
فرمول بندی کردن
packet
بسته بندی کردن
bunlge
سرهم بندی کردن
to form into groups
گروه بندی کردن
packets
بسته بندی کردن
formulates
فرمول بندی کردن
grade
درجه بندی کردن
grades
درجه بندی کردن
prioritised
اولویت بندی کردن
regimentalation
دسته بندی کردن
prioritized
اولویت بندی کردن
parcel
بسته بندی کردن
partitioning
قسمت بندی کردن
slub
سرهم بندی کردن
rate
درجه بندی کردن
classifies
طبقه بندی کردن
classifies
دسته بندی کردن
classifies
رده بندی کردن
classify
رده بندی کردن
classify
دسته بندی کردن
classifying
طبقه بندی کردن
layer
طبقه بندی کردن
classifying
دسته بندی کردن
classifying
رده بندی کردن
layers
طبقه بندی کردن
classify
طبقه بندی کردن
phrases
کلمه بندی کردن
phrased
کلمه بندی کردن
categorizes
طبقه بندی کردن
categorizes
رده بندی کردن
categorized
دسته بندی کردن
categorising
رده بندی کردن
categorising
طبقه بندی کردن
categorising
دسته بندی کردن
categorize
رده بندی کردن
categorized
طبقه بندی کردن
categorized
رده بندی کردن
categorize
دسته بندی کردن
categorises
دسته بندی کردن
categorises
طبقه بندی کردن
phrase
کلمه بندی کردن
boggle
کارسرهم بندی کردن
categorised
رده بندی کردن
categorised
طبقه بندی کردن
categorised
دسته بندی کردن
categorizing
دسته بندی کردن
categorizing
طبقه بندی کردن
categorizing
رده بندی کردن
categorizes
دسته بندی کردن
categorises
رده بندی کردن
categorize
طبقه بندی کردن
systematization
رده بندی کردن
partition
جزء بندی کردن
compartmentalizing
فصل بندی کردن
rates
درجه بندی کردن
compartmentalizes
بخش بندی کردن
compartmentalizes
فصل بندی کردن
compartmentalized
بخش بندی کردن
compartmentalized
فصل بندی کردن
compartmentalize
بخش بندی کردن
compartmentalizing
بخش بندی کردن
packs
بسته بندی کردن
parcels
بسته بندی کردن
hoodwink
چشم بندی کردن
lot
تقسیم بندی کردن
lot
سهم بندی کردن
pack
بسته بندی کردن
stripping
بسته بندی کردن
triangulation
مثلث بندی کردن
compartmentalize
فصل بندی کردن
compartmentalising
بخش بندی کردن
formats
قالب بندی کردن
bungled
سرهم بندی کردن
bungle
سرهم بندی کردن
resort
دسته بندی کردن
echelonment
رده بندی کردن
ratings
دسته بندی کردن
echelonment
درجه بندی کردن
bungles
سرهم بندی کردن
format
قالب بندی کردن
compartmentalising
فصل بندی کردن
compartmentalises
بخش بندی کردن
degrees
رتبه بندی کردن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com