English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (3 milliseconds)
English Persian
copyhold تصرف زمین بموجب رونوشت صورتی که درمحکمه ارباب تیول تنظیم میش
Other Matches
manor house خانه ارباب یا صاحب تیول
manor houses خانه ارباب یا صاحب تیول
seignorage حق الضرب حق ویژه ارباب صاحب تیول
seigniorage حق الضرب حق ویژه ارباب صاحب تیول
plutonism فرضیهای که بموجب ان خارههای پی در پی پوسته زمین دراثرگرمادرست شده اند
esquire مالک زمین ارباب
plutonic theory فرضیهای که بموجب ان خارههای پی درپی پوسته زمین دراثرگرمای درست شده اند
compass rose دایره بزرگی روی کره زمین که در جهت گردش عقربه ساعت از صفر تا 063 درجه بندی شده و بعنوان مبداسنجش و تنظیم قطبنماهای هواپیما روی زمین بکارمیرود
phototostat رونوشت برداری بوسیله عکاسی دستگاه عکسبرداری ازاسناد رونوشت تهیه کردن
bar جای ویژه زندانی درمحکمه
bars جای ویژه زندانی درمحکمه
rigging tab بالچهای که روی زمین تنظیم میشود
facsimiles رونوشت عینی رونوشت
facsimile رونوشت عینی رونوشت
checked جعبه کوچک با یک ضربدر در آن در صورتی که عمل انتخاب شود و خالی در صورتی که عمل انتخاب نشود
checks جعبه کوچک با یک ضربدر در آن در صورتی که عمل انتخاب شود و خالی در صورتی که عمل انتخاب نشود
check جعبه کوچک با یک ضربدر در آن در صورتی که عمل انتخاب شود و خالی در صورتی که عمل انتخاب نشود
thereunder بموجب ان
by of بموجب
under these rules بموجب این قوانین
thereby از ان راه بموجب ان در نتیجه
whereby که بموجب ان بچه وسیله
indicement اتهام بموجب ادعانامه
hereby بموجب این نامه یا حکم یا سند
know allmen by these presents بموجب این سندعموم را اگاهی میدهد
psephism حکمی که بموجب رای مجلس صادر میشد
jussoli قانونی که بموجب ان شخص تبعهء کشوریست که در ان متولد شده
mutual terms شرایطی که بموجب ان دو تن بجای اینکه پول بدهند کارمیکند
fief تیول
feu تیول
fiet تیول
fiefs تیول
feudality تیول
vassalage تیول
interpleader محاکمهای که بموجب ان دوکس ناگزیر میشونداز اینکه ....خاتمه دهند
theory of preformation فرضیهای که بموجب ان هربخشی ازموجودالی درنطفه موجودبوده بایدبزرگ شود
free fishery حق انحصاری ماهی گیری درابهای عمومی بموجب فرمان شاه
enfeoff تیول بخشیدن
feoffee گیرنده تیول
feoffment سندواگذاری تیول
feoffor تیول بخش
feudatory صاحب تیول
infeudation واگذاری به تیول
feudary صاحب تیول
liege صاحب تیول
feudalism تیول گرایی
seignior صاحب تیول
feoffee تیول دار
feoffer تیول بخش
feudal تیول گرای
feoffment واگذاری تیول
phonetic system of spelling اصول املایی بموجب ان هرحرف نماینده همیشگی یک صدای معین میباشد
feudal وابسته به تیول فئودال
mansion house خانه صاحب تیول
lord paramount صاحب تیول عمده
feudatory تابع شرایط تیول
seigniorial وابسته بصاحب تیول
sight adjustment تنظیم دستگاه نشانه روی تنظیم زاویه یاب قلق گیری کردن
camera station ایستگاه تنظیم عکاسی هوایی نقطه تنظیم دوربین
tunes تنظیم سیستم در نقط ه بهینه آن با تنظیم دقیق
tune تنظیم سیستم در نقط ه بهینه آن با تنظیم دقیق
buckra ارباب
liege ارباب
seignior ارباب
lord ارباب
masterless بی ارباب
overlords ارباب
monseigneur ارباب من
overlord ارباب
monsieur ارباب
suzerain ارباب
landlords ارباب
lords ارباب
landlord ارباب
feudally به ترتیب ملوک الطوایف بطور تیول
quitrent اجازه مقطوع تیولدارجز به صاحب تیول
principal موکل ارباب
bossy ارباب منش
villeinage ارباب رعیتی
artistans ارباب حرف
squire ارباب سلحشور
squires ارباب سلحشور
squirish ارباب وار
bossing ارباب برجسته
bosses ارباب برجسته
bossed ارباب برجسته
bossiness ارباب منش
seigneurial ارباب وار
lord ارباب خداوندگار
master slave ارباب و برده
lords ارباب خداوندگار
principals موکل ارباب
padrone مدیر ارباب
self-employed ارباب خود
self employed ارباب خود
clientage ارباب رجوع
client ارباب رجوع
clients ارباب رجوع
boss ارباب برجسته
master ارباب صاحب
masters ارباب استاد
clientele ارباب رجوع
masters ارباب صاحب
master ارباب استاد
manorialism ارباب منشی
mansion house خانه ارباب
mastered ارباب استاد
mastered ارباب صاحب
vassals رعیتی که در ملک مورد تیول کار میکند
feudalization عمل ملوک الطوایفی کردن تبدیل به تیول
vassal رعیتی که در ملک مورد تیول کار میکند
range spotting تنظیم مسافت تنظیم هدف کردن
tunes تنظیم کردن بی سیم تنظیم چانل
tune تنظیم کردن بی سیم تنظیم چانل
patrons مشتری یا ارباب رجوع
territoriality سیستم ارباب ورعیتی
territorialism سیستم ارباب ورعیتی
master slave system سیستم ارباب و برده
patron مشتری یا ارباب رجوع
subinfeudate اعطای اراضی تیول از طرف امیری به امیردیگری برای بیعت با او
leet دادگاهی که تیول داران سالی یا ششماه یکبار برپا می کردند
sergeanty انجام خدمات مختلف در دوره ملوک الطوایفی برای تملک تیول
jus sanguinis قانونی که بموجب ان تابعیت فرزند از روی تابعیت والدینش معین میگردد
page انتخابی که به کاربر امکان نحوه تنظیم صفحه برای چاپ بدهد. با تنظیم حاشیه " اندازه کاغذ و سایز کاغذ
paged انتخابی که به کاربر امکان نحوه تنظیم صفحه برای چاپ بدهد. با تنظیم حاشیه " اندازه کاغذ و سایز کاغذ
pages انتخابی که به کاربر امکان نحوه تنظیم صفحه برای چاپ بدهد. با تنظیم حاشیه " اندازه کاغذ و سایز کاغذ
repeat رونوشت
repeats رونوشت
carbon copies رونوشت
carbon copy رونوشت
transcript رونوشت
transcripts رونوشت
copy رونوشت
copies رونوشت
copying رونوشت
copied رونوشت
rheostatic دستگاه تنظیم جریانهای متغیر برق دستگاه یا جعبه تنظیم مقاومت
rheostat دستگاه تنظیم جریانهای متغیر برق دستگاه یا جعبه تنظیم مقاومت
calibration تنظیم دستگاه بی سیم تصحیح کردن تنظیم کردن کالیبر سنجی
exact copy رونوشت عین
letter book رونوشت نامه
letter book کتاب رونوشت
counterpart همکار رونوشت
facsimile رونوشت مصدق
carbon copies رونوشت کاربنی
memory dump رونوشت ازحافظه
certified copy رونوشت مصدق
facsimiles رونوشت مصدق
facsimiles رونوشت گرفتن
cetified copy رونوشت مصدق
transcribe رونوشت برداشتن
transcripts نسخه رونوشت
facsimile رونوشت گرفتن
office copy رونوشت مصدق
carbon copy رونوشت کاربنی
dump رونوشت انباشتن
replication رونوشت دفاع
transcribing رونوشت برداشتن
make a copy of رونوشت برداشتن
transcribes رونوشت برداشتن
transcribed رونوشت برداشتن
transcript نسخه رونوشت
counterparts همکار رونوشت
duplicator ماشین تهیه رونوشت
duplicators ماشین تهیه رونوشت
deed of poll سند بدون رونوشت
transcription سواد برداری رونوشت
true copy رونوشت مطابق با اصل
transcriptions سواد برداری رونوشت
screen dump رونوشت صفحه نمایش
facsimile رونوشت عینی نمابرد
facsimiles رونوشت عینی نمابرد
ground return انعکاسات سطح زمین روی صفحه رادار امواج انعکاسی زمین
clowned دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
touch judge هریک از داوران مامورمراقبت در طرفین زمین برای تماس توپ با زمین
clown دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
clowns دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
clowning دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
geotaxis گرایشی که نیروی جاذبه زمین انراهدایت میکند زمین گرایی
hercules نوعی موشک زمین به زمین با بردزیاد هواپیمای باری هرکولس
pancake در رهگیری هوایی یعنی می خواهم به زمین بنشینم یا به زمین بنشینید
inductive earthing زمین پیچکی زمین کردن نقطه ستاره بایک بوبین
center field قسمت دوردست زمین پایگاه 2و چپ و راست زمین بیس بال
pancakes در رهگیری هوایی یعنی می خواهم به زمین بنشینم یا به زمین بنشینید
sight alinement تنظیم محور زاویه یاب تنظیم محور دوربین و وسایل نشانه روی با محور لوله
regulus نوعی موشک اتمی هدایت شونده زمین به زمین که بانیروی جت حرکت میکند
frost heave برامدگی زمین یا سنگفرش که دراثر یخ زدن ایجاد میگردد یخ زدگی وبادکردگی زمین
nap of the earth از نزدیک زمین در سطح زمین پرواز سینه مال
honest john نوعی موشک برد کوتاه زمین به زمین توپخانه
off side سمت راست زمین کریکت مقابل زمین توپزن
photocopies رونوشت برداری بوسیله عکاسی
microcopy رونوشت خیلی کوچکتر از اصل
photocopy رونوشت برداری بوسیله عکاسی
photocopying رونوشت برداری بوسیله عکاسی
certified copy رونوشت گواهی رسمی شده
copy of his letter is here with enclosed رونوشت نامه وی ضمیمه است
photocopied رونوشت برداری بوسیله عکاسی
figured صورتی
pictogram خط صورتی
tellurian ساکن زمین دستگاه سنجش حرکات زمین
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com