Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (5 milliseconds)
English
Persian
balladry
تصنیف سازی
Other Matches
aliterary production
تصنیف
compilations
تصنیف
chanson
تصنیف
compilation
تصنیف
songs
تصنیف
halving
تصنیف
song
تصنیف
literary work
تصنیف
make
تصنیف کردن
extravaganza
اثر یا تصنیف
copyright
حق تالیف و تصنیف
copyrights
حق تالیف و تصنیف
symphonist
تصنیف ساز
hymnography
فن تصنیف سرود
indite
تصنیف کردن
humoresque
تصنیف خیالی
ballad monger
تصنیف ساز
ballad monger
تصنیف فروش
ballad singer
تصنیف خوان
hhymnography
فن تصنیف سرود
ditty
تصنیف کوچک
ditties
تصنیف کوچک
makes
تصنیف کردن
authorship
تالیف و تصنیف
extravaganzas
اثر یا تصنیف
impromptu
بی مطالعه تصنیف
canzonet
سرود یا تصنیف کوچک
the drama
تصنیف داستانهای نمایشی
concertino
قطعه تصنیف کوچک
sing
تصنیف اواز خواندن
sings
تصنیف اواز خواندن
roundelay
تصنیف یاسرودی که برگردان داشته باشد
rectification
یکسو سازی همسو سازی مستقیم سازی
ballads
تصنیف اواز یکنفری که در ضمن ان داستانی بیان میشود
ballad
تصنیف اواز یکنفری که در ضمن ان داستانی بیان میشود
calculating
دوباره سازی یا ایجاد داده جدید از طریق فشرده سازی وقایع عددی معین
pilot materials
وسایل و دست ابزارهای ماشین سازی یا مدل سازی
ordnance plant
کارخانجات اسلحه سازی یامهمات سازی
jagger
الت کنگره سازی یادندانه سازی
author
: نویسندگی کردن تالیف و تصنیف کردن
pre-treatment
عملیات مقدماتی و آماده سازی
[مثل شستشوی پشم قبل از رنگرزی و یا آماده سازی دار جهت چله کشی]
one level address
سازماندهی فضای ذخیره سازی که هر نوع رسانه ذخیره سازی یکسان رفتار می شوند
subjugation
مقهور سازی مطیع سازی
formularization
کوتاه سازی ضابطه سازی
ouster
بی بهره سازی محروم سازی
irritancy
پوچ سازی باطل سازی
frustration
خنثی سازی محروم سازی
frustrations
خنثی سازی محروم سازی
imagery
مجسمه سازی شبیه سازی
erasable
1-رسانه ذخیره سازی که قابل استفاده مجدد است . 2-ذخیره سازی موقت
compose
درست کردن تصنیف کردن
composes
درست کردن تصنیف کردن
saves
ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
saved
ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
save
ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
symmetrical compression
سیستم فشرده سازی که همان توان پردازش و زمان را برای فشرده سازی و از حالت فشرده در آوردن تصویر نیاز دارد
sorts
الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
sort
الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
sorted
الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
hitting
داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است
hits
داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است
hit
داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است
electronic
کامپیوتر دیجیتالی با قط عات الکترونیکی حالت ساده با CPU و حافظه اصلی و فضای ذخیره سازی و دستگاه ورودی / خروجی . که توسط قط عات الکترونیکی و مدارهای مجتمع پیاده سازی می شوند
Indeo
فناوری نرم افزاری ساخت Intel که به کامپیوتر امکان ذخیره سازی و اجرای تصاویر ویدیویی فشرده را میدهد با استفاده از روشهای نرم افزاری فشرده سازی
dump
1-دادهای که از یک وسیله به دیگری برای ذخیره سازی کپی شده است . 2-انتقال داده به دیسک برای ذخیره سازی . 3-چاپ محتوای کل یابخشی از داده در حافظه
external
روش مرتب سازی فایل حافظه جانبی مثل دیسک طبق منبع اصلی داده واز دیسک به عنوان حافظه جانبی حین ذخیره سازی استفاده میکند
externals
روش مرتب سازی فایل حافظه جانبی مثل دیسک طبق منبع اصلی داده واز دیسک به عنوان حافظه جانبی حین ذخیره سازی استفاده میکند
individualizing
تک سازی
compaction
تو پر سازی
individualized
تک سازی
pavement
کف سازی
individualize
تک سازی
pavements
کف سازی
individualization
تک سازی
individualizes
تک سازی
individuation
تک سازی
individualises
تک سازی
repk lection
پر سازی
retortion
خم سازی
bridge building
پل سازی
retortion
کج سازی
bridgework
پل سازی
deflexion
خم سازی
truncation
بی سر سازی
padding
له سازی
individualised
تک سازی
flooring
کف سازی
individualising
تک سازی
local anasthesia
سر سازی
stylization
مد سازی
flection
خم سازی
idolization
بت سازی
decryption
اشکار سازی
form work
کاذب سازی
wording
عبارت سازی
emulation
نمونه سازی
elution
پاکیزه سازی
dwelling construction
اپارتمان سازی
packing
فشرده سازی
displacement
جانشین سازی
deep foundation
پی سازی در عمق
defeasance
باطل سازی
denaturation
مصنوعی سازی
depletion
تهی سازی
deconditioning
ناشرطی سازی
emulsification
امولسیون سازی
deactivation
بی اثر سازی
latticing
شبکه سازی
evisceration
تهی سازی
eversion
واژگون سازی
inurement
معتاد سازی
equality gate
برابر سازی
lapidification
سنگ سازی
invalidation
باطل سازی
deallocation
ازاد سازی
debilitation
ناتوان سازی
enthralment
بنده سازی
irksomeness
کسل سازی
dwelling construction
خانه سازی
wearisomeness
کسل سازی
lancination
مجروح سازی
dilution
رقیق سازی
lapidation
سنگسار سازی
milling
ارد سازی
assimilation
همگون سازی
assimilation
درون سازی
lancination
پاره سازی
divestment
بی بهره سازی
discolourment
بدرنگ سازی
divestiture
برهنه سازی
divestiture
بی بهره سازی
die shop
حدیده سازی
die making
حدیده سازی
detersion
پاک سازی
irreticence
فاش سازی
denudation
برهنه سازی
rejuvenation
جوان سازی
deprival
بی بهره سازی
brick works
اجر سازی
duplexing
مضاعف سازی
arching
طاق سازی
smoothing
صاف سازی
domestication
اهلی سازی
lamponery
هجونامه سازی
derichment
رقیق سازی
landscape painting
منظره سازی
oscillations
نوسان سازی
gold beating
زرورق سازی
forgery
سند سازی
haematogenesis
خون سازی
forgeries
صورت سازی
forgeries
سند سازی
harmonization
هم اهنگ سازی
heterodyne reception
زنه سازی
forgery
صورت سازی
gunsmithery
تفنگ سازی
individualization
منفرد سازی
grillwork
شبکه سازی
levigation
نرم سازی
reductions
ساده سازی
reduction
ساده سازی
roofing
سقف سازی
implementation
پیاده سازی
grillwork
سبد سازی
solutions
چاره سازی
solution
چاره سازی
replacement
جانشین سازی
ichnography
زمینه سازی
replacements
جانشین سازی
image formation
تصویر سازی
immortalization
جاوید سازی
mutilation
معیوب سازی
separating
جدا سازی
abbreviations
کوته سازی
hymnography
سرود سازی
curtailment
کوتاه سازی
impregnation
ابستن سازی
inculcation
جایگیر سازی
inceration
موم سازی
stripping
برهنه سازی
extinction
خاموش سازی
incavation
پوک سازی
histogenesis
بافت سازی
horology
ساعت سازی
abbreviation
کوته سازی
gnomonics
فن شاخص سازی
oscillation
نوسان سازی
pattern making
مدل سازی
simulations
فاهر سازی
inspissation
غلیظ سازی
simulations
شبیه سازی
simulations
همانند سازی
resolving
برطرف سازی
intensification
پر قوت سازی
feminization
مونث سازی
flatting
تنکه سازی
foliation
برگ سازی
forging signatures
امضا سازی
simulation
همانند سازی
foundation materials
مصالح پی سازی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com