English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 219 (13 milliseconds)
English Persian
dimensional change تغییر اندازه
Search result with all words
flexible آرایهای که اندازه و حد آن قابل تغییر است
perspective روش تغییر اندازه و شکل اشیا برای تاثیرگذاری عمق و فاصله
perspectives روش تغییر اندازه و شکل اشیا برای تاثیرگذاری عمق و فاصله
buffer بافری که اندازه اش طبق نیاز تغییر میکند
vector که باعث می شوند اندازه حروف تغییر کند بدون اینکه کیفیت عوض شود
vectors که باعث می شوند اندازه حروف تغییر کند بدون اینکه کیفیت عوض شود
dynamic بافری که اندازه آن طبق نیاز تغییر کند
dynamically بافری که اندازه آن طبق نیاز تغییر کند
constant ROM-DC که با سرعت مشخصی می چرخد اندازه هر یک از فریمهای داده روی دیسک برای بدست آوردن یک داده با قاعده برای خارج شدن یک فریم در ثانیه تغییر میکند
constants ROM-DC که با سرعت مشخصی می چرخد اندازه هر یک از فریمهای داده روی دیسک برای بدست آوردن یک داده با قاعده برای خارج شدن یک فریم در ثانیه تغییر میکند
fix فیلدی که اندازه آن تغییر نمیکند
fix رکوردی که اندازه آن تغییر نمیکند
fixes فیلدی که اندازه آن تغییر نمیکند
fixes رکوردی که اندازه آن تغییر نمیکند
adobe type manager استاندارد برای نوشتارهایی که اندازه شان قابل تغییر است که توسط System Apple و Windows Microsoft برای تقریبا تمام اندازه ها و قابل چاپ روی تمام چاپگرها ایجاد شده است
amplitude روش انتقال داده توسط تغییر اندازه سیگنال جاری
elastic buffer اندازه بافر که طبق نیاز تغییر میکند
vary infinitely بی اندازه تغییر کردن
Other Matches
angle اندازه تغییرات در جهت که معمولا اندازه گردش از یک محور میباشد
angles اندازه تغییرات در جهت که معمولا اندازه گردش از یک محور میباشد
zahn cup محفظهای با سوراخی به اندازه معین و دقیق برای اندازه گیری ویسکوزیته سیال
If the cap fit,wear it. <proverb> اگر کلاه به اندازه سرت هست به سر بگذار !(لقمه به اندازه دهن بردار).
typeface اندازه نوشتار که در واحد نقط ه اندازه گیری میشود
typefaces اندازه نوشتار که در واحد نقط ه اندازه گیری میشود
analog نمایش و اندازه گیری دادههای عددی توسط مقادیر متغیر ممتد فیزیکی مثل اندازه ولتاژ الکتریکی
analogues نمایش و اندازه گیری دادههای عددی توسط مقادیر ممتد و متغیر فیزیکی مثل اندازه ولتاژ الکتریکی
analogue نمایش و اندازه گیری دادههای عددی توسط مقادیر ممتد و متغیر فیزیکی مثل اندازه ولتاژ الکتریکی
orifice meter روش اندازه گیری جریان سیال با گرفتن اندازه دقیق فشار قبل و بعد از یک صفحه عرضی با یک سوراخ
end strings نخهای قابل تغییر کیسه لاکراس برای تغییر عمق ان
unclocked مدار الکترونیکی یا فلیپ فلاپ که با تغییر ورودی وضعیتش تغییر میکند و نه با سیگنال ساعت
transition عبور تغییر از یک حالت بحالت دیگر مرحله تغییر
transitions عبور تغییر از یک حالت بحالت دیگر مرحله تغییر
hangover تغییر ناگهانی tone در یک متن ارسالی فکس به صورت تغییر تدریجی که ناشی از خطای وسایل است
income effect اثر درامدی تغییر در مقدارتقاضای کالا در نتیجه تغییردرامد واقعی بدون تغییر درقیمتهای نسبی کالاها
hangovers تغییر ناگهانی tone در یک متن ارسالی فکس به صورت تغییر تدریجی که ناشی از خطای وسایل است
vary تغییر دادن تغییر کردن اختلاف داشتن
varies تغییر دادن تغییر کردن اختلاف داشتن
plastic تغییر پذیر قابل تحول و تغییر
processor ساخت CPU با اندازه کلمه بزرگ با وصل کردن پلاکهای با اندازه کلمه کوچکتر به هم
gage اندازه گیر اندازه گرفتن
gage اندازه وسیله اندازه گیری
size 1-تعداد حروفی که کامپیوتر به صورت افقی و عمودی میتواند نمایش دهد. 2-اندازه صفحه نمایش بر پایه اندازه بین المللی کاغذ
sizes 1-تعداد حروفی که کامپیوتر به صورت افقی و عمودی میتواند نمایش دهد. 2-اندازه صفحه نمایش بر پایه اندازه بین المللی کاغذ
variable area nozzle نازل پیش برندهای که مساحت سطح مقطع ان برای سازگار شدن با تغییر سرعت و کارکرد سیستم پس سوز یاتغییر فشار اتمسفر یا محیط تغییر میکند
changing تغییر کردن تغییر دادن
change over تغییر روش تغییر رویه
changes تغییر کردن تغییر دادن
changed تغییر کردن تغییر دادن
change تغییر کردن تغییر دادن
measure 1-یافتن اندازه یا کمیت چیزی . 2-از اندازه یا کمیت خاص بودن
fm فرایند تغییر مقدار نشان داده شده توسط یک سیگنال ازطریق تغییر فرکانس سیگنال مدولاسیون فرکانس odulation
cycled تغییر مکان یک الگویی از بیتها در کلمه و بیتهایی که در آخر تغییر مکان می یابند به اول کلمه می آیند
cycles تغییر مکان یک الگویی از بیتها در کلمه و بیتهایی که در آخر تغییر مکان می یابند به اول کلمه می آیند
cycle تغییر مکان یک الگویی از بیتها در کلمه و بیتهایی که در آخر تغییر مکان می یابند به اول کلمه می آیند
gauges اندازه اندازه گیر
gauged اندازه اندازه گیر
gauge اندازه اندازه گیر
counter march تغییر جهت نیروی نظامی عقب گرد عقب گرد کردن تغییر رویه دادن
fet وسیله الکترونیکی که به عنوان کنترل جریان متغییر بکار می رود : یک سیگنال خارجی مقاومت وسیله و جریان جاری را تغییر میدهد به وسیله تغییر پهنای کانال هدایت
stream gaging اندازه گیری ابراهه ها اندازه گیری رودخانه
angular momentum اندازه حرکت زاویهای گشتاور اندازه حرکت
moment of momentum اندازه حرکت زاویهای گشتاور اندازه حرکت
measuring converter مبدل اندازه گیری ترانسفورماتور اندازه گیری
angular travel تغییر مکان زاویهای زاویه تغییر مکان
gradient circuit مدار حساس به تغییر میزان قدرت مکانیسم عامل انفجار مدار حساس به تغییر قدرت چاشنی مین
declinating station ایستگاه اندازه گیری انحراف مغناطیس دستگاهها ایستگاه اندازه گیری انحراف
torsionmeter وسیله اندازه گیری دور پروانه ناو وسیله اندازه گیری نیروی چرخش پروانه ناو
non return to zero سیستم ارسال سیگنال که ولتاژ مثبت نشان دهنده یک عدد دودویی و ولتاژ منفی عدد دیگر باشد. نمایش عدد دودویی که سیگنال در آن وقتی وضعیت داده تغییر میکند تغییر کند و پس از هر بیت داده به ولتاژ صفر برنگردد
moving iron instrument دستگاه اندازه گیری اهن گردان دستگاه اندازه گیری اهن نرم گردان
fitted اندازه
what is your size? اندازه
screamingly بی اندازه
tracts اندازه
To some extent. Within limits. تا اندازه ای
tract اندازه
isodiametric هم اندازه
measure اندازه
measurer اندازه
deal اندازه
attack size اندازه تک
beyond measure بی اندازه
deals اندازه
immeasurable بی اندازه
meter اندازه
meters اندازه
dealt اندازه
in part <idiom> تا یک اندازه
what چه اندازه
inordinate بی اندازه
floor length اندازه کف
to size up اندازه
immensely بی اندازه
so far forth تا ان اندازه
gauge=gage اندازه
symmetric هم اندازه
soupcon اندازه کم
size اندازه
sizes اندازه
immense بی اندازه
metres اندازه
immoderately بی اندازه
metre اندازه
bulk اندازه
infintesimal بی اندازه
gauge اندازه
equals : هم اندازه
equalling : هم اندازه
equalled : هم اندازه
equaling : هم اندازه
equaled : هم اندازه
gauged اندازه
equal : هم اندازه
inordinately بی اندازه
gauges اندازه
isometrics هم اندازه
isometric هم اندازه
measurements اندازه
quantum اندازه
magnitude اندازه
measurement اندازه
in what way <adv.> تا چه اندازه ای
to what extent <adv.> تا چه اندازه ای
rather تا یک اندازه
dimension اندازه
how far <adv.> تا چه اندازه ای
indefinite بی اندازه
dimensions اندازه
extent اندازه
degrees اندازه
hecatompet [اندازه صد پا]
degree اندازه
gauger اندازه گیر
spanned اندازه گرفتن
in part تایک اندازه
gauges اندازه تفنگ
t. far تا این اندازه
spanned پوشش اندازه
imside dimension اندازه داخلی
gauges اندازه گیر
fits اندازه بودن
gage=gauge پیمانه اندازه
fit اندازه بودن
spanning پوشش اندازه
salinity اندازه شوری
gaging اندازه گیری
limit اندازه وسعت
scale factor ضریب اندازه
scale of project اندازه طرح
metering اندازه گیری
symmetric هم اندازه متقارن
gauges اندازه گرفتن
gauge cock اندازه نما
screen size اندازه صفحه
parameter شرح اندازه
span اندازه گرفتن
size constancy ثبات اندازه
measuring اندازه گیر
stand measure اندازه مقر ر
module اندازه گیری
sizes به اندازه کردن
stand measure اندازه قانونی
how much چقدر چه اندازه
sizes اندازه بعدساختمان
standard measure اندازه استاندارد
gray scale اندازه خاکستری
graded ruller خط کش اندازه دار
module اندازه میزان
illmitable بی اندازه حدناپذیر
size به اندازه کردن
size control کنترل اندازه
standard gauge اندازه معمولی
size effect تاثیر اندازه
size اندازه بعدساختمان
immeasurableness بزرگی بی اندازه
span پوشش اندازه
size tolerance تلرانس اندازه
measurements اندازه گیری
so far as تا ان اندازه که انچه
modules اندازه میزان
modules اندازه گیری
measurment اندازه گیری
linear momentum اندازه حرکت
indicator شاخص اندازه
limiting size اندازه محدود
oversize بزرگتر از اندازه
oversize برزگ اندازه
oversize اندازه بزرگ
larged sized اندازه بزرگ
mediocrity اندازه متوسط
double اندازه دو برابر
doubled اندازه دو برابر
doubled up اندازه دو برابر
isometeric contraction انقباض هم اندازه
measurement اندازه گیری
much as بهر اندازه که
liner momentum اندازه حرکت
load limit اندازه بار
measurment سنجش اندازه
mensuration اندازه گیری
measuring bridge پل اندازه گیری
formats اندازه شکل
measurer اندازه گیری
same بهمان اندازه
middle sized میان اندازه
infinitesimal بی اندازه خرد
minimum size اندازه حداقل
format اندازه شکل
long measure اندازه درازا
full size اندازه طبیعی
outsize اندازه غیرمعمولی
full-size اندازه طبیعی
neat size اندازه خالص
mounting dimension اندازه نصب
speed اندازه سرعت
gauge اندازه گیر
dose اندازه معین
preventive measure اندازه حفافتی
pro tan to تا این اندازه
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com