English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
English Persian
agio تفاوت هزینه تسریع
Other Matches
markup تفاوت بین هزینه و قیمت کالا
cost center قسمت هزینه در یک موسسه واحدی در یک موسسه که وفیفه اش تعیین قیمت کالا ازطریق توزیع و سرشکن کردن هزینه هاست
expediting تسریع
speedup تسریع
speed up تسریع
expedition تسریع
expeditions تسریع
acceleration تسریع
lighterage هزینه دوبه هزینه بارگیری و تخلیه کشتی توسط دوبه
speeds تسریع کردن
precipitated تسریع کردن
precipitates تسریع کردن
precipitating تسریع کردن
speeding تسریع کردن
precipitation تسریع بارش
advance تسریع کردن
advances تسریع کردن
advancing تسریع کردن
speed تسریع کردن
hotfoot تسریع کردن
precipitate تسریع کردن
hastening تسریع ردن
hastens تسریع ردن
expedite تسریع کردن در
expedite تسریع کردن
expedited تسریع کردن در
expedited تسریع کردن
expedites تسریع کردن در
expedites تسریع کردن
accelerated تسریع کردن
accelerates تسریع کردن
accelerate تسریع کردن
accelerating تسریع کردن
hastened تسریع ردن
accelerator board تخته تسریع
expeditor تسریع کننده
stepped-up تسریع شده
accelerative تسریع کننده
accelerunt تسریع کننده
acceletor تسریع کننده
stepped up تسریع شده
accelerator تسریع کننده
hasten تسریع ردن
accelerators تسریع کننده
indfferent بی تفاوت
margine تفاوت
apathetic بی تفاوت
indifferent بی تفاوت
exchanges تفاوت
exchanged تفاوت
amphoteric بی تفاوت
noise margin تفاوت خش
exchange تفاوت
margin تفاوت
diversity تفاوت
discrepancy تفاوت
diversities تفاوت
exchanging تفاوت
margins تفاوت
difference تفاوت
differences تفاوت
accelerant ماده تسریع کننده
accelerating agent ماده تسریع کننده
acid precipitation تسریع بارش اسیدی
quickens تسریع شدن تخمیرکردن
quickened تسریع شدن تخمیرکردن
quicken تسریع شدن تخمیرکردن
precipitator تعجیل یا تسریع کننده
displaciment تفاوت مکان
tolerances تفاوت مجاز
winning the exchang تفاوت گرفتن
losing the exchange تفاوت دادن
tolerance تفاوت مجاز
minor exchange تفاوت کوچک
inequalities تفاوت نامعادله
sensed difference تفاوت محسوس
product differentiation تفاوت محصول
price differential تفاوت قیمت
permissible deviation تفاوت مجاز
what the odds چه تفاوت میکند
inequality تفاوت نامعادله
neutral stability پایداری بی تفاوت
neutral equilibrium تعادل بی تفاوت
significant difference تفاوت معنادار
urges تسریع شدن ابرام کردن
thromboplastic تسریع کننده انعقاد خون
urge تسریع شدن ابرام کردن
urged تسریع شدن ابرام کردن
vernalize میوه اوری را تسریع کردن
accelerator board برد تسریع تخته شتابنده
urging تسریع شدن ابرام کردن
just noticeable difference کمترین تفاوت محسوس
as cool as a cucumber <idiom> مثل یخ [سرد و بی تفاوت]
jnd کمترین تفاوت محسوس
make over <idiom> بی تفاوت جلوه دادن
by far <idiom> با تفاوت زیاد،بزرگ
long odds تفاوت زیاد درمسابقه
in the face of such odds با وجود این تفاوت
they differ materially تفاوت کلی با هم دارند
rank difference correlation همبستگی تفاوت رتبه ها
discrepancy تفاوت اشتباه در حساب
sed خطای معیار تفاوت
standard error of difference خطای معیار تفاوت
it makes a t. difference تفاوت خیلی زیادی نمیکند
thiaminase انزیمی که از بین بردن تیامین را تسریع میکند
straight face چهره رسمی و بی نشاط قیافه بی تفاوت
trade gap تفاوت بین صادرات و واردات یک کشور
total factor productivity تفاوت بین رشد داده ها و ستاده ها
qualities تفاوت در شطرنج فرانسه ایتالیا و المان
to split the difference تفاوت میان دو چیز را دو نیم کردن
balance of trade تفاوت رقم صادرات و واردات دوکشور با هم
quality تفاوت در شطرنج فرانسه ایتالیا و المان
Be slow to promise and quick to perform. <proverb> در قول دادن آهسته باش ولى در انجام آن تسریع کن.
cost contract قرارداد مربوط به پرداخت هزینه ها قرارداد هزینه
economic of scale کاهش دادن هزینه ها کاهش یافتن هزینه ها
debt discount تفاوت ارزش اسمی بدهی واصل مبلغ
declination مقدار تفاوت بین شمال واقعی و مغناطیسی
drier ترکیباتی از فلزات که برای تسریع در خشک شدن رنگهابکار میرود
balance of trade تفاوت رقم واردات و صادرات کشور در زمان معین
cost accounts حساب های هزینه یابی حساب هزینه ای حساب مخارج
marginal cost pricing قیمت گذاری بر مبنای هزینه نهائی قیمت معادل هزینه نهائی
procedendo حکم پادشاه در مورد تسریع دادرسی به قاضی یی که صدور رای را به تاخیرانداخته است
capacity cost هزینه تولید وقتی که واحدتولید کننده حداکثر فرفیت خودرا برای تولید به کار برد هزینه تولید با حداکثر فرفیت
catalyze دارای اثرمجاورتی کردن تسریع کردن
contrasts تفاوت بین سیاه و سفید یا بین رنگها
contrast تفاوت بین سیاه و سفید یا بین رنگها
contrasting تفاوت بین سیاه و سفید یا بین رنگها
contrasted تفاوت بین سیاه و سفید یا بین رنگها
tare تفاوت وزن خالص و وزن ناخالص
accelerators ماده معینی که به بتن اضافه میشود تا مقاوم شدن بتن رادر مراحل اولیه تسریع نماید. کلرور کلسیم تا دو درصدیکی از معمولترین این مواداست
accelerator ماده معینی که به بتن اضافه میشود تا مقاوم شدن بتن را در مراحل اولیه تسریع نماید. کلرور کلسیم تا دو درصد یکی از معمولترین این مواد است
hair [الیاف نازکتر از پشم مو یا کرک بز و شتر، تفاوت آن با پشم در داشتن ساختار سلولی است که کیسه های هوای موجود باعث ایجاد درخشندگی بیشتر آن می گردد.]
differing اختلاف داشتن تفاوت داشتن
differed اختلاف داشتن تفاوت داشتن
differs اختلاف داشتن تفاوت داشتن
differ اختلاف داشتن تفاوت داشتن
cost expenditure هزینه
light expense هزینه کم
overall cost هزینه کل
benefit cost analysis هزینه
battels هزینه
at someone expense به هزینه
tab هزینه
tabs هزینه
eight bit system کم هزینه
cost benefit ratio هزینه
mise هزینه
expenditures هزینه ها
overhead expenses به هزینه
out goings هزینه
expense هزینه
outlay هزینه
goings-on هزینه ها
charge هزینه
outlays هزینه
charges هزینه
outgo هزینه
vouchers هزینه
outgoing هزینه
at the expence of به هزینه
disbursement هزینه
outgoings هزینه
levying هزینه
levies هزینه
levied هزینه
voucher هزینه
toll هزینه
tolling هزینه
tolls هزینه
expenditure هزینه
cost هزینه
levy هزینه
total cost هزینه کل
cross compiler کامپایلری که روی یک ماشین اجرا میشود در حالیکه این ماشین با ماشینی که این کامپایلر برای ان طراحی شده است تا کدهایش را ترجمه کند تفاوت دارد
labor cost هزینه کار
incremental cost هزینه نهایی
cost of removal هزینه جابجایی
incremental cost هزینه اضافی
incremental cost هزینه نهائی
with costs با هزینه دادرسی
cost of reproduction هزینه بازسازی
income and expenditure درامد و هزینه
cost-effective کارآمد هزینه
household expenditure هزینه خانوار
historical costs هزینه واقعی
historical costs هزینه اولیه
handing charge هزینه باربری
gross expenditure هزینه ناخالص
additional costs [expenses] هزینه نهایی
joint costs هزینه مشترک
least cost حداقل هزینه
job costing ارزیابی هزینه ها
cost of distribution هزینه توزیع
cost of production هزینه تولید
minimum charge حداقل هزینه
initial expenses هزینه ابتدائی
extra cost هزینه اضافی
initial expenses هزینه نخستین
initial cost هزینه اولیه
indirect materials هزینه موادغیرمستقیم
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com