Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English
Persian
rapid scanning
تقطیع سریع
Other Matches
rollover
استفاده از بافر بین صفحه کلیدوکامپیوتر برای تامین ذخیره سریع کلیدبرای ماشین نویسهای سریع که چندین کلید را خیلی سریع انتخاب می کنند
segmentation
تقطیع
conical scanning
تقطیع مخروطی
scansion
تقطیع شعری
circular scanning
تقطیع مدور
spiral scanning
تقطیع حلزونی
helical scanning
تقطیع حلزونی
image dissector
لامپ تقطیع تصویر
interlaced scannig
تقطیع بهم بافته
interlacing
تقطیع بهم بافته
line interlace
تقطیع بهم بافته
scans
تقطیع کردن شعر
scanned
تقطیع کردن شعر
scan
تقطیع کردن شعر
marine express
کالای سریع الحرکت از راه دری_ا سیستم حمل و نقل سریع دریایی
this line does not scan
وزن این شعر با تقطیع معلوم میشودکه درست نیست
dma
اتصال سریع و مستقیم بین رسانه جانبی سریع و حافظه اصلی کامپیوتر که مانع دستیابی به توابع خواندن داده میشود
dma
CI واسط که ارسال داده سریع بین رسانه جانبی سریع و حافظه اصلی فراهم میکند معمولاگ کنترولی از طریق CPU متوقف میشود
snap pass
پاس سریع با پیچش سریع مچ
speediness
سریع السیر سریع
speedy
سریع السیر سریع
galloping
سریع
rapid
سریع
snell
سریع
sweepy
سریع
gleg
سریع
swift
سریع
swifter
سریع
swiftest
سریع
swifts
سریع
sudden
سریع
spanking
سریع
rather
سریع تر
prompt
سریع
accelerators
سریع
accelerator
سریع
prompted
سریع
prompts
سریع
wing footed
سریع
spankings
سریع
fast neutron
نوترون سریع
fast moving depression
کمفشاری سریع
quick recovery
رونق سریع
slaps
ضربت سریع
converts
پاسکاری سریع
rapid access
با دستیابی سریع
slapping
ضربت سریع
slapped
ضربت سریع
slap
ضربت سریع
fast access
با دستیابی سریع
quickest
جلد سریع
precipitating
خیلی سریع
precipitates
خیلی سریع
pirouettes
چرخ سریع
pirouette
چرخ سریع
high velocity drop
بارریزی سریع
high speed traffic
امد شد سریع
highflyer
دلیجان سریع
convert
پاسکاری سریع
converted
پاسکاری سریع
precipitated
خیلی سریع
riposting
ضربت سریع
ripostes
ضربت سریع
riposted
ضربت سریع
converting
پاسکاری سریع
riposte
ضربت سریع
high speed traffic
ترافیک سریع
raids
تک نفوذی سریع
high speed printer
چاپگر سریع
high speed
دنده سریع
high speed
سریع السیر
highflier
دلیجان سریع
continuate
سریع الاتصال
quick
جلد سریع
rough and ready
سریع العمل
slashed
ضربه سریع
fleeting
سریع الزوال
fleetingly
سریع الزوال
braided
حرکت سریع
slashes
ضربه سریع
quickest
تند و سریع
scampers
پرواز سریع
glimpsing
نگاه سریع
scampering
پرواز سریع
glimpses
نگاه سریع
scampered
پرواز سریع
glimpsed
نگاه سریع
scamper
پرواز سریع
precipitate
خیلی سریع
raiding
تک نفوذی سریع
braid
حرکت سریع
quick
تند و سریع
quicker
تند و سریع
accelofilter
صافی سریع
accelerated depreciation
استهلاک سریع
courier
پیک سریع
quicker
جلد سریع
couriers
پیک سریع
fasts
سریع السیر
fastest
سریع السیر
fasted
سریع السیر
fast
سریع السیر
fleets
عبور سریع
fleet
عبور سریع
raid
تک نفوذی سریع
braids
حرکت سریع
raided
تک نفوذی سریع
slash
ضربه سریع
glimpse
نگاه سریع
quickstep
گام سریع
repost
ضربت سریع
rathe
زود رس سریع
rath
زود رس سریع
sneak raid
دستبرد سریع
despatched
انجام سریع
despatches
انجام سریع
despatching
انجام سریع
dispatch
انجام سریع
dispatched
انجام سریع
dispatches
انجام سریع
rapid transit
شطرنج سریع
progressive chess
شطرنج سریع
rapid flow
جریان سریع
rapid fire
تیر سریع
bullets
توپ سریع
bullet
توپ سریع
accelerated depreciation
استهلاک سریع
prompt
سریع کردن
prompt
سریع عاجل
prompted
سریع کردن
prompted
سریع عاجل
prompts
سریع کردن
prompts
سریع عاجل
windstorm
باد سریع
winder
دویدن سریع
wind sprint
تمرین دو سریع
snapback
بهبودی سریع
skitter
حرکت سریع
quick recovery
بهبود سریع
expresses
سریع السیر
expresses
سریع صریح
hypernoea
تنفس سریع
speed
سریع کارکردن
expressing
سریع صریح
expressing
سریع السیر
hotshot
بارکشی سریع
quick fire
تیر سریع
operation immediate
اقدام سریع
express
سریع السیر
express
سریع صریح
speeds
سریع کارکردن
posthaste
سریع السیر
speeding
سریع کارکردن
expressed
سریع السیر
polypnea
تنفس سریع
lightning chess
شطرنج سریع
expressed
سریع صریح
yerk
حرکت سریع و شدید
Making fast progress.
سریع ترقی کردن
promptitude
سریع العملی زرنگی
whirled
چرخیدن گردش سریع
whirl
چرخیدن گردش سریع
snick
ضربت سریع زدن
streamliner
قطار سریع وشیک
tide race
جذر و مد سریع اب دریا
whizbang
خمپاره سریع الانفجار
whizzbang
خمپاره سریع الانفجار
quicksort
مرتب کردن سریع
wind sprint
دوهای سریع و کوتاه
umbilical cords
سیم سریع الاتصال
umbilical cord
سیم سریع الاتصال
high speed trafic
رفت و امد سریع
honker
نوعی اتومبیل سریع
zonk out
<idiom>
سریع به خواب رفتن
stop dead/cold
<idiom>
سریع توقف کردن
keep pace
<idiom>
سریع السیر رفتن
bring something on
<idiom>
دلیل افزایش سریع
line surge
جریان سریع و غیرعادی خط
make flush
شستن با جریان سریع
scrappy
بازی تهاجمی سریع
whirling
چرخیدن گردش سریع
whirls
چرخیدن گردش سریع
sallies
جواب سریع و زیرکانه
sally
حرکت سریع شلیک
sally
جواب سریع و زیرکانه
jerk
تکان سریع دادن
jerked
تکان سریع دادن
jerking
تکان سریع دادن
jerks
تکان سریع دادن
swoop
حرکت سریع نزولی
swooped
حرکت سریع نزولی
swooping
حرکت سریع نزولی
swoops
حرکت سریع نزولی
perishable
کالای سریع الفساد
dispatch order
سفارش حمل سریع
speedway
جاده سریع السیر
rapid transit
حمل و نقل سریع
flying
پردار سریع السیر
goods of perishable nature
اموال سریع الفساد
fast break
حمله سریع به دروازه
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com